جزیره تشنه/ مصائب این روزهای روستاییان قشم از تانکرهای چندمیلیونی تا چاههایی که آبشان بوی مرگ میدهد
تحریریه آوش/ بررسیهای میدانی و گفتوگوی اختصاصی با ساکنان منطقه نشان میدهد در حالی که مردم برخی روستاها ماههاست چشمانتظار باز شدن شیرهای آب هستند، حال ناچارند آب مورد نیاز خود را با تانکر تهیه کنند یا از منابعی استفاده کنند که حتی خودشان نیز به سالم بودن آن اطمینان ندارند؛ بحرانی که این روزها به یکی از جدیترین مطالبات ساکنان بزرگترین جزیره ایران تبدیل شده است
«چهار ماه است شیر آب خانهمان باز نشده. حالا فقط با تانکر زندگی میکنیم. من توانستم سه میلیون تومان بدهم و آب بخرم، اما خیلی از روستاییها حتی همین پول را هم ندارند.»
این روایت یکی از ساکنان روستای طبل در جزیره قشم است؛ جزیرهای که در میان آبهای نیلگون خلیج فارس قرار دارد اما در برخی از روستاهایش، آب آشامیدنی به کالایی گرانقیمت و کمیاب تبدیل شده است. بررسیهای میدانی و گفتوگو با ساکنان منطقه نیز نشان میدهد در حالی که مردم برخی روستاها ماههاست چشمانتظار باز شدن شیرهای آب هستند، حال ناچارند آب مورد نیاز خود را با تانکر تهیه کنند یا از منابعی استفاده کنند که حتی خودشان نیز به سالم بودن آن اطمینان ندارند؛ بحرانی که این روزها به یکی از جدیترین مطالبات ساکنان بزرگترین جزیره ایران تبدیل شده است.
چهار ماه زندگی با تانکر
«آب لولهکشی ما ماهی یک بار هم باز نمیشود؛ الان هم تقریباً چهار ماه است که اصلاً باز نشده.» این اما نخستین جملهای است که یکی از ساکنان روستای طبل در گفتوگو با آوش میگوید؛ جملهای که بیش از هر آمار و عددی، وضعیت امروز برخی روستاهای قشم را توصیف میکند.
این ساکن قشم که میگوید از تهران برای زندگی به این جزیره رفته است به آوش توضیح میدهد که پس از آسیب دیدن یکی از تأسیسات آبشیرینکن در جریان حملات ماههای گذشته آمریکایی ها، وضعیت آب در بخشی از جزیره به شدت بحرانی شده است. به گفته او، اکنون تنها مقدار محدودی آب به وسیله تانکر میان برخی مناطق توزیع میشود و همین مقدار نیز پاسخگوی نیاز مردم نیست. او میگوید «فقط در حدی که بتوانند با تانکر آب میآورند. آب لولهکشی تقریباً قطع است و دیگر روی آن حساب نمیکنیم.»
هم چنین به گفته این قشموند، خانوادههایی که توان مالی دارند، ناچار شدهاند خودشان آب بخرند. روایت او در ادامه نیز وضعیت ساکنان را در روستاهای قشم این گونه توضیح میدهد که «من خودم از آبشیرینکن گامبرون تانکر خریدم. سه میلیون تومان فقط پول یک تانکر آب دادم تا برای خانه بیاورند.»
اما او بلافاصله مکث میکند و جملهای میگوید که شاید از خود بحران دردناکتر باشد: «ما شاید بتوانیم پولش را بدهیم؛ اما خیلی از روستاییها اصلاً چنین توانی ندارند.»
روستاهایی که چشمانتظار آب ماندهاند
این شهروند نام چند روستا را نیز ذکر میکند؛ روستاهایی که به گفته او اکنون با کمبود شدید آب روبهرو هستند و به آوش میگوید «من مطمئنم که روستاهای طبل، سهیلی، معتمدآباد و دهخدا الان آب ندارند.»
هم چنین به گفته او، اگرچه شهر قشم و تا حدودی درگهان به دلیل موقعیت شهری و گردشگری، در اولویت توزیع آب قرار میگیرند، اما وضعیت در بسیاری از روستاها متفاوت است. اما او توضیح میدهد «تا جایی که بتوانند به شهر قشم و درگهان میرسند، اما روستاها شرایط خیلی سختتری دارند.»
روایت رسمی مسولان ساکن چه میگوید؟
این روایت، البته که با اظهارات عبدالرحیم رضوانی، نایبرئیس شورای اسلامی بخش مرکزی قشم نیز همخوانی دارد. او نیز در روزهای گذشته اعلام کرد که مشکل کمبود آب تنها به یک یا دو روستا محدود نیست و علاوه بر بخش مرکزی، بخشهای شهاب، حرا و حتی برخی شهرهای جزیره نیز با تنش آبی روبهرو هستند.
رضوانی همچنین گفته که در برخی روستاها، مردم بیش از سه ماه منتظر وصل دوباره آب میمانند و پس از آن نیز تنها چند روز از آب شبکه استفاده میکنند.
وقتی آب، کالایی چند میلیون تومانی میشود
مساله این است که شاید در بسیاری از شهرهای کشور، خرید آب معدنی تنها یک انتخاب شخصی باشد، اما اکنون در بخشی از روستاهای قشم، خرید آب دیگر انتخاب نیست؛ تنها راه ادامه زندگی است و عجیب نیست که حالا در قشم بشنویم که «الان فقط با تانکر زندگی میکنیم.»
اکنون روایتهای میدانی و گفتوگو با جمعی از ساکنان قشم نشان میدهد که خانوادهها مجبور هستند هر بار هزینههای سنگینی برای خرید آب پرداخت کنند؛ هزینهای که برای بسیاری از ساکنان روستاها قابل تأمین نیست.
از سوی دیگر همین موضوع را نایبرئیس شورای اسلامی بخش مرکزی قشم نیز تأیید کرده است. چنان که به گفته او، بسیاری از خانوادهها ناچار هستند آب مورد نیاز خود را با تانکر تهیه کنند؛ آن هم تانکرهایی که قیمت یک نمونه چهار هزار لیتری آن به حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسیده است.

کارزاری برای آب
در همین حال از روز ۲ مرداد ماه نیز کارزار مردمی «جزیره قشم تشنه است آغاز شده، و همین بحران آب را یکی از اصلیترین محورهای اعتراض خود قرار داده است. در بخشی از متن این کارزار آمده است که هزاران خانواده ناچار شدهاند آب مورد نیاز خود را با پرداخت هزینههای سنگین از تانکرهای سیار تهیه کنند؛ هزینهای که برای بسیاری از خانوارها فراتر از توان مالی آنهاست.
در این میان باید توجه کرد که مساله دیگر فقط هزینه نیست؛ بلکه نگرانی از آینده نیز به چشم میخورد. چنان چه یکی از ساکنان قشم نیز به آوش میگوید: «هر روز باید فکر کنیم اگر تانکر نیاید، چه کار باید بکنیم.»
او هم چنین تأکید میکند که بسیاری از خانوادهها دیگر امیدی به آب شبکه ندارند و زندگی خود را بر اساس زمان رسیدن تانکرها تنظیم کردهاند.
وقتی آب چاه، آخرین راه میشود
اما اگر هزینههای سنگین خرید آب، یک سوی بحران باشد، سوی دیگر آن، روایتهایی است که از ناچاری مردم حکایت میکند؛ روایتهایی که شنیدنشان دشوار است.
شهروندی که با آوش گفتوگو کرده، نیز میگوید برخی از اهالی دیگر حتی توان خرید تانکر آب را هم ندارند و به همین دلیل به منابع محلی پناه بردهاند.
او در بخشی از گفتوگو، از صحبت یکی از کارکنان روستا نقل میکند و میگوید: «دیروز با یکی از کارمندهای روستا صحبت میکردم. میگفت دیگر قید آب شبکه را زدهایم. داریم از چاههایی آب میکشیم که اینجا جمع شدهاند. آب تمیزی نیست؛ حتی حیوان داخلشان میمیرد، اما به هر حال آب شیرین است. برای خوردن استفاده نمیکنیم، اما برای کارهای روزمره مجبوریم همین آب را به خانه ببریم.»
این روایت، تصویری از بحرانی است که دیگر تنها به کمبود آب محدود نمیشود؛ بلکه بر کیفیت زندگی و نگرانیهای بهداشتی مردم نیز سایه انداخته است. هرچند درباره کیفیت این منابع آبی نمیتوان بر پایه یک روایت فردی قضاوت قطعی کرد، اما همین گفتهها نشان میدهد که بخشی از ساکنان، خود را ناچار به استفاده از منابعی میبینند که نسبت به سلامت آنها اطمینان ندارند.

اعتراضی که از خانهها به کارزار رسید
از سوی دیگر بحران آب در قشم، در روزهای اخیر از گلایههای پراکنده فراتر رفته و به مطالبهای عمومی تبدیل شده است. دوم مردادماه، کارزار «جزیره قشم تشنه است؛ درخواست آب شرب پایدار برای قشم» آغاز شد؛ کارزاری که در آن خطاب به رئیسجمهور، وزیر نیرو، استاندار هرمزگان، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان و رئیس سازمان منطقه آزاد قشم، خواسته شده است تأمین پایدار آب شرب در اولویت فوری قرار گیرد.
در متن این کارزار آمده که جزیره قشم با حدود ۱۵۰ هزار نفر جمعیت، شش شهر و حدود ۶۷ روستا، یکی از مهمترین مناطق راهبردی، اقتصادی و گردشگری کشور است، اما بخش بزرگی از ساکنان آن همچنان از دسترسی پایدار به آب آشامیدنی محروم هستند. نویسندگان کارزار تأکید کردهاند که برخلاف تصور عمومی، آب پایدار تنها در شهر قشم و چند روستای همجوار برقرار است و ساکنان بخش عمدهای از شهرها و روستاهای دیگر، با کمبود شدید آب روبهرو هستند.
در این کارزار همچنین ادعا شده است که در بسیاری از مناطق، آب شبکه به صورت روزانه یا حتی هفتگی در دسترس نیست و برخی خانوارها به طور متوسط تنها هر ۱۰۰ روز یک بار به آب لولهکشی دسترسی پیدا میکنند؛ موضوعی که هزاران خانواده را ناچار به ذخیرهسازی آب یا خرید آب از تانکرهای سیار کرده است.
از شورای قشم تا تریبونهای نماز جمعه
اعتراض به وضعیت آب، تنها در میان مردم باقی نمانده و چند روز پس از آغاز این کارزار، عبدالرحیم رضوانی، نایبرئیس شورای اسلامی بخش مرکزی قشم، نیز با واکنش به اظهارات وزیر نیرو اعلام کرد که مشکل کمبود آب همچنان در بخشهای مختلف جزیره ادامه دارد.
او گفت در برخی روستاها، مردم بیش از سه ماه در انتظار وصل دوباره آب میمانند و پس از آن نیز تنها برای چند روز از آب شبکه استفاده میکنند. به گفته او، مشکل تنها به بخش مرکزی محدود نیست و بخشهای شهاب، حرا و حتی برخی شهرهای جزیره نیز با کمبود آب روبهرو هستند.
چند روز بعد، همین موضوع از تریبونهای نماز جمعه نیز مطرح شد و این بار شیخ محمدعلی امینی، خطیب جمعه شهر طبل، با اشاره به اظهارات وزیر نیرو گفت: «این که گفته شود جزایر هرمزگان مشکل آب ندارند، با واقعیت زندگی مردم فاصله دارد.»
وی هم چنین افزود: «درد بزرگی است که مردمی در میان آبهای نیلگون خلیج فارس زندگی کنند، اما برای تأمین آب آشامیدنی خود با مشکل روبهرو باشند.»
امینی همچنین به موضوع صدور قبض آب برای خانوارهایی اشاره کرد که هفتهها یا حتی ماهها آب در اختیار نداشتهاند و خواستار اصلاح این رویه شد.
در روستای رمچاه نیز شیخ عبدالمنعم رضوانی، امام جمعه این روستا، در خطبههای نماز جمعه تأکید کرده که «کسانی که میگویند جزایر هرمزگان مشکل آب ندارند، بهتر است از نزدیک شرایط روستاها را ببینند و صدای مردم را بشنوند.»
به گفته او، سالهاست بسیاری از مناطق قشم با قطعیهای مکرر و افت فشار آب دستوپنجه نرم میکنند و این مسئله بر زندگی، معیشت و حتی سلامت مردم اثر گذاشته است.

دو روایت از یک جزیره
در میانه این روایتها، اما اظهارات وزیر نیرو نیز قرار دارد. عباس علیآبادی، وزیر نیرو، ۲۹ تیرماه در جریان سفر به هرمزگان اعلام کرد که تمامی آبشیرینکنهای منطقه در مدار بهرهبرداری قرار دارند و «هیچیک از جزایر کشور با کمبود آب مواجه نیست.»
او همچنین تأکید کرد که با وجود آسیبهایی که در جریان حملات اخیر به زیرساختها وارد شده، خدمات آب و برق پایدار مانده و شرایط مدیریت شده است.
در مقابل، شهروندانی که با آوش گفتوگو کردهاند، اما از چهار ماه قطعی آب، خرید مستمر آب با تانکر و نگرانی از ادامه این وضعیت سخن میگویند. چنان چه شورای بخش مرکزی قشم نیز از همین انتظار چندماهه مردم برای وصل دوباره آب خبر میدهد، کارزار مردمی از دسترسی برخی مناطق به آب تنها هر ۱۰۰ روز یک بار میگوید و ائمه جمعه نیز خواستار پذیرش واقعیتهای میدانی شدهاند.
کنار هم قرار گرفتن این اظهارات، اما پرسشهایی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها بیش از هر چیز به شفافسازی مسئولان و ارائه تصویری روشن از وضعیت تأمین آب در روستاها و شهرهای مختلف قشم نیاز دارد.

بزرگترین جزیره ایران، در انتظار آب
در این میان اما شاید تلخترین بخش این ماجرا، نه اختلاف روایتها، بلکه زندگی روزمره مردمی باشد که هر صبح، پیش از هر دغدغه دیگری، باید نگران رسیدن آب باشند. چنان که یکی از شهروندان خسته از بیآبی در قشم نیز به آوش از تصمیمی سخن میگوید که هرگز عملی نشد. او میگوید: «حتی فکر کردیم مردم روستا را جمع کنیم و برویم جلوی فرمانداری؛ فقط نمیدانستیم این کار نتیجهای دارد یا نه.» این جمله، بیش از هر آمار و عددی، از فرسودگی مردمی حکایت میکند که ماههاست با تانکر، مخزن و انتظار زندگی میکنند. جزیره قشم، بزرگترین جزیره ایران، حالا دیگر سالهاست یکی از مهمترین قطبهای گردشگری، تجاری و دریایی کشور به شمار میرود؛ اما برای بخشی از ساکنان قشم، توسعه، تجارت و گردشگری این روزها دیگر اولویت نیست؛ مطالبه آنها بسیار سادهتر است؛ اینکه پس از ماهها انتظار، با باز کردن شیر آب خانه، آب جاری شود.