EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۲۰۹۲

بازدارندگی فعال فصل تازه راهبرد ایران

تحولات اخیر منطقه این پرسش مهم را پیش روی تحلیلگران قرار داده است که آیا جمهوری اسلامی ایران در حال عبور از الگوی سنتی بازدارندگی و ورود به مرحله‌ای تازه از راهبرد امنیتی خود است یا خیر؟

بازدارندگی فعال فصل تازه راهبرد ایران
اعتماد

بابک کاظمی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

تحولات اخیر منطقه این پرسش مهم را پیش روی تحلیلگران قرار داده است که آیا جمهوری اسلامی ایران در حال عبور از الگوی سنتی بازدارندگی و ورود به مرحله‌ای تازه از راهبرد امنیتی خود است یا خیر؟ آنچه در روزهای اخیر مشاهده شد دست‌کم در سطح تحلیل این تصور را تقویت کرده است که تهران دیگر صرفا منتظر آغاز حمله از سوی طرف مقابل نمی‌ماند و تلاش می‌کند با استفاده از ابزارهای نظامی و سیاسی، ابتکار عمل را نیز در اختیار بگیرد. در دهه‌های گذشته سیاست امنیتی ایران بیشتر بر اصل پاسخ متقابل استوار بود، به این معنا که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران یا منافع آن با واکنش متناسب روبه‌رو می‌شد. این الگو اگرچه توانست هزینه اقدامات دشمنان را افزایش دهد، اما همواره این انتقاد را نیز به همراه داشت که زمان و مکان درگیری را طرف مقابل تعیین می‌کند و ایران تنها در مقام پاسخ‌دهنده ظاهر می‌شود. اگر تحلیل‌های موجود درباره رویداد اخیر درست باشد، اکنون می‌توان از شکل‌گیری الگویی متفاوت سخن گفت. الگویی که بر پایه بازدارندگی فعال بنا شده است در این رویکرد صرف وجود نشانه‌هایی از یک تهدید قریب‌الوقوع می‌تواند زمینه اقدام پیشدستانه را فراهم کند. هدف چنین راهبردی آغاز جنگ نیست، بلکه جلوگیری از شکل‌گیری شرایطی است که در نهایت به جنگی گسترده منجر شود. دیدارهای سیاسی میان رهبران امریکا و اسراییل همواره برای تهران دارای اهمیت راهبردی بوده است، زیرا بسیاری از تصمیم‌های امنیتی و نظامی در چنین مقاطع حساسی مورد بررسی قرار می‌گیرد. اگر حمله اخیر را در همین چارچوب تحلیل کنیم، می‌توان آن را بیش از آنکه یک عملیات صرفا نظامی بدانیم، یک پیام سیاسی ارزیابی کرد. پیامی که مخاطب اصلی آن تصمیم‌گیران امریکایی بودند تا هزینه ورود به هرگونه ماجراجویی تازه علیه ایران را از پیش محاسبه کنند. در این میان نوع تسلیحات مورد استفاده نیز می‌تواند حامل پیام باشد. برخی تحلیلگران معتقدند استفاده از موشک‌های قدیمی‌تر در چنین عملیاتی شاید به معنای آن باشد که هدف اصلی ایجاد خسارت گسترده نبوده، بلکه ارسال یک هشدار حساب شده مدنظر قرار داشته است.

در روابط بین‌الملل گاهی قدرت واقعی نه در میزان تخریب، بلکه در توانایی ارسال پیام بدون عبور از آستانه یک جنگ فراگیر معنا پیدا می‌کند.

بازدارندگی زمانی موفق است که طرف مقابل به این نتیجه برسد ادامه مسیر پرهزینه خواهد بود. ایران طی سال‌های گذشته بارها نشان داده است که در صورت تهدید مستقیم از پاسخ نظامی اجتناب نمی‌کند، اما اگر اکنون مرحله تازه‌ای آغاز شده باشد مفهوم بازدارندگی نیز دچار تغییر خواهد شد، زیرا از این پس ممکن است محاسبات امنیتی تهران بر پایه جلوگیری از وقوع حمله شکل بگیرد نه صرفا پاسخ به حمله انجام شده.

البته چنین راهبردی مزایا و مخاطرات خاص خود را نیز دارد. مهم‌ترین مزیت آن، افزایش قدرت بازدارندگی و کاهش احتمال غافلگیری است، زیرا دشمن می‌داند که هرگونه برنامه‌ریزی برای حمله ممکن است پیش از اجرا با واکنش روبه‌رو شود، اما در مقابل خطر افزایش سوءبرداشت نیز وجود دارد، زیرا هر اقدام پیشدستانه می‌تواند از سوی طرف مقابل به عنوان آغاز یک جنگ تعبیر شود و چرخه‌ای از تنش‌های متقابل را شکل دهد.

از سوی دیگر این تحول می‌تواند معادلات امنیتی منطقه را نیز دگرگون کند. کشورهای منطقه همواره تلاش کرده‌اند میان ایران- امریکا و اسراییل نوعی توازن شکننده برقرار باشد، اما تغییر در رفتار یکی از بازیگران اصلی می‌تواند دیگران را نیز وادار به بازنگری در راهبردهای دفاعی و امنیتی خود کند. در چنین شرایطی دیپلماسی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند، زیرا نبود کانال‌های ارتباطی موثر احتمال محاسبه اشتباه را افزایش خواهد داد.

آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، درک این واقعیت است که محیط امنیتی غرب آسیا در حال تغییر است. الگوهای گذشته دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیستند. فناوری‌های نوین، سرعت انتقال اطلاعات و تحولات سیاسی باعث شده است فاصله میان تصمیم‌گیری و اقدام به ‌شدت کاهش یابد. در چنین فضایی کشورها تلاش می‌کنند با نمایش اراده و آمادگی نظامی طرف مقابل را از هرگونه اقدام پرهزینه منصرف کنند.

در نهایت باید گفت اگر فرض تغییر دکترین امنیتی ایران صحیح باشد، منطقه وارد مرحله‌ای تازه از رقابت‌های راهبردی شده است. مرحله‌ای که در آن بازدارندگی تنها به معنای پاسخ دادن نیست، بلکه شامل توانایی پیشگیری از تهدید نیز خواهد بود. موفقیت یا شکست این رویکرد به نحوه مدیریت بحران از سوی همه بازیگران بستگی دارد، زیرا هر اندازه قدرت نظامی اهمیت داشته باشد، عقلانیت سیاسی و مدیریت تنش همچنان تعیین‌کننده‌ترین عامل برای جلوگیری از گسترش درگیری خواهد بود.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار