EN
به روز شده در
روایتی از مرگ آبخوان‌ها و سقوط زمین در فلات ایران

فروپاشی خاموش؛ زیر پای ایران چه خبر است؟

تحریریه آوش/ در دشت اصفهان، نرخ فرونشست سالانه در برخی پهنه‌ها به ۱۵ تا ۱۸ سانتی‌متر می‌رسد و از ۲۵ دشت از مجموع ۳۵ دشت مطالعه‌شده استان، نرخ‌های نگران‌کننده‌ای گزارش شده است. نزدیک به ۳ میلیون نفر در محدوده‌های پرخطر سکونت دارند و بیش از ۴۰ مدرسه به دلیل ترک‌خوردگی‌های عمیق تخلیه شده‌اند؛ در حالی که صدها اثر تاریخی، مسجد و بنای عمومی نیز در معرض آسیب قرار دارند

زمین در پهنه‌های مرکزی ایران، آرام‌آرام دهان باز کرده و زنگ خطر فاجعه‌ای خاموش را به صدا درآورده است.فرونشست زمین دیگر یک تهدید احتمالی برای آینده نیست؛ واقعیتی است که همین حالا زیر پای میلیون‌ها ایرانی جریان دارد. دشت‌ها پایین می‌روند، زمین ترک می‌خورد و خانه‌ها، مدارس، جاده‌ها، خطوط انتقال آب و حتی بخشی از مهم‌ترین میراث تاریخی ایران در معرض آسیب قرار گرفته‌اند.اما چرا زمین ایران فرو می‌نشیند؟ پاسخ را باید نه روی زمین، که ده‌ها متر زیر پایمان جست‌وجو کرد. دهه‌ها برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، گسترش کشاورزی وابسته به چاه، حفر چاه‌های مجاز و غیرمجاز و برداشت آب با سرعتی بیشتر از توان طبیعت برای جایگزین‌کردن آن، بسیاری از آبخوان‌های کشور را با کسری شدید روبه‌رو کرده است. خشکسالی‌های پیاپی، کاهش منابع آب سطحی و فشار بیشتر بر سفره‌های زیرزمینی نیز این چرخه را تشدید کرده‌اند.

وقتی آب از میان منافذ لایه‌های زیرزمینی خارج می‌شود، رسوبات به‌تدریج زیر وزن لایه‌های بالایی فشرده می‌شوند؛ زمین پایین می‌رود و در مواردی، بخشی از ظرفیت طبیعی آبخوان برای ذخیره دوباره آب نیز از بین می‌رود. این همان بخش هولناک ماجراست: فرونشست فقط نتیجه کمبود آب نیست؛ می‌تواند خودِ مخزن زیرزمینی آب را نیز برای همیشه کوچک‌تر کند. یعنی حتی اگر روزی بارندگی افزایش پیدا کند، بخشی از آنچه در زیر زمین از دست رفته، ممکن است دیگر بازنگردد.

یکی از جدی‌ترین کانون‌های این بحران، اکنون اصفهان است.

در دشت اصفهان، نرخ فرونشست سالانه در برخی پهنه‌ها به ۱۵ تا ۱۸ سانتی‌متر می‌رسد و از ۲۵ دشت از مجموع ۳۵ دشت مطالعه‌شده استان، نرخ‌های نگران‌کننده‌ای گزارش شده است. نزدیک به ۳ میلیون نفر در محدوده‌های پرخطر سکونت دارند و بیش از ۴۰ مدرسه به دلیل ترک‌خوردگی‌های عمیق تخلیه شده‌اند؛ در حالی که صدها اثر تاریخی، مسجد و بنای عمومی نیز در معرض آسیب قرار دارند.

زیر پوست این شهر تاریخی، لایه‌های خاک بر اثر تخلیه طولانی‌مدت آبخوان‌ها در حال فشرده‌شدن است؛ بحرانی که شبکه‌های حیاتی شهر را نیز تهدید می‌کند. بیش از ۳۰۰ کیلومتر از شبکه فاضلاب و حدود هزار کیلومتر از شبکه آب شهری در پهنه‌های متاثر یا در معرض مخاطرات ناشی از فرونشست قرار گرفته‌اند.

اما بحران به نصف‌جهان محدود نمی‌شود. در استان یزد، افت شدید سطح سفره‌های آب زیرزمینی و نرخ فرونشست که در برخی مناطق تا حدود ۱۴ سانتی‌متر در سال گزارش شده، زنگ خطر را برای یکی دیگر از خشک‌ترین مناطق ایران به صدا درآورده است.

کمی جنوبی‌تر، در استان فارس و دشت مرودشت، ماجرا فقط به مزارع و روستاها ختم نمی‌شود. افت آب‌های زیرزمینی و فرونشست زمین، شکاف‌هایی طولانی در دشت ایجاد کرده است؛ شکاف‌هایی که خطر آنها به محدوده میراث تاریخی مرودشت و محوطه‌های ارزشمندی چون نقش رستم و تخت‌جمشید نیز رسیده است.

اینجا دیگر فرونشست فقط یک بحران محیط‌زیستی نیست؛ پای بخشی از حافظه تاریخی ایران در میان است.

افت شدید آبخوان‌ها، تداوم الگوهای کشاورزی پرمصرف، برداشت بیش از ظرفیت منابع زیرزمینی و فعالیت شمار زیادی چاه مجاز و غیرمجاز، طی دهه‌ها تعادل میان برداشت و تغذیه طبیعی سفره‌های آب را برهم زده است. آنچه امروز روی سطح زمین به شکل ترک و شکاف می‌بینیم، در واقع آخرین حلقه زنجیره‌ای است که سال‌ها قبل، در اعماق زمین آغاز شده است.

فرونشست آرام اتفاق می‌افتد؛ شاید آن‌قدر آرام که صدایی از آن شنیده نشود. اما پیامدهایش می‌تواند ماندگار باشد.

مسئله دیگر فقط این نیست که زمین چند سانتی‌متر پایین می‌رود. مسئله این است که با فشرده‌شدن لایه‌های آبخوان، بخشی از توان سرزمین برای نگهداری آب نیز می‌تواند برای همیشه از میان برود؛ همزمان خانه‌ها، زیرساخت‌ها، مزارع و میراث تاریخی روی زمینی قرار می‌گیرند که ثبات گذشته را ندارد.

بحران فرونشست، داستان ترک‌خوردن خاک نیست؛ داستان مصرف آبی است که زمین فرصت جایگزین‌کردنش را پیدا نکرده و اگر این روند ادامه پیدا کند، آنچه آرام‌آرام فرو می‌نشیند فقط چند دشت در اصفهان، یزد یا فارس نیست؛ بخشی از توان زیستی فلات ایران است؛ سرزمینی که ممکن است بعضی از زخم‌هایش، دیگر هرگز به شکل سابق ترمیم نشوند.

ارسال نظر

آخرین اخبار