جام ملتها و یک مأموریت تازه؛ قلعهنویی باید از وعدهها عبور کند
سه بازی تدارکاتی در فیفادی مهرماه قرار است نخستین گام رسمی تیم ملی فوتبال ایران برای رسیدن به جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ باشد؛ شروعی که بیش از نتیجه مسابقات، به دلیل شرایط نیمکت تیم ملی زیر ذرهبین قرار گرفته است. امیر قلعهنویی پس از ناکامی در جام جهانی، قراردادش را تا پایان جام ملتها تمدید کرده، اما آنچه تاکنون از تغییرات مورد انتظار در تیم ملی دیده شده، بیشتر به ادامه همان مسیر قبلی شباهت دارد تا آغاز یک پروژه تازه.
جام جهانی برای تیم ملی ایران تمام شد، اما برخلاف آنچه انتظار میرفت، پایان این مسابقات به معنای پایان یک دوره نیز نبود. قرارداد قلعهنویی در ابتدا تا پایان جام جهانی اعتبار داشت و پس از پایان این رقابتها، بحث درباره ادامه همکاری به یکی از مهمترین موضوعات فوتبال ایران تبدیل شد.
مهدی تاج پیشتر از تمدید خودکار قرارداد سرمربی صحبت کرده بود، اما آنچه در ادامه رخ داد نشان داد اعضای هیئترئیسه فدراسیون نسبت به ادامه همکاری بدون تغییر بیمیل نیستند. تمدید کوتاهمدت قرارداد، به جای یک توافق بلندمدت، و مطرح شدن بحث تقویت کادر فنی، نشان میداد قرار نیست قلعهنویی بدون هیچ مطالبهای برای سالهای آینده روی نیمکت باقی بماند.
در نهایت، قرارداد تا پایان جام ملتهای ۲۰۲۷ تمدید شد؛ اما حالا مسئله اصلی این است که از آن تغییرات مورد انتظار چه چیزی باقی مانده است.
قرار بود نیمکت تقویت شود
یکی از بحثهای جدی پس از پایان جام جهانی، تغییر در کادر دستیاران قلعهنویی بود. گفته میشد بخشی از اعضای هیئترئیسه فدراسیون از عملکرد فنی تیم رضایت کامل ندارند و انتظار دارند سرمربی تیم ملی برای دوره جدید، نیمکت خود را تقویت کند.
حتی پس از جلسهای که میان قلعهنویی و مسئولان فدراسیون برگزار شد، صحبت از برگزاری نشستهای دیگری با مهدی تاج برای بررسی ترکیب کادر فنی به میان آمد.
اما در فاصله باقیمانده تا فیفادی مهرماه، اتفاق تعیینکنندهای رخ نداده است. نشانهها دستکم در شرایط فعلی حکایت از آن دارد که قرار نیست تغییر بزرگی در نیمکت تیم ملی ایجاد شود و احتمال ادامه همکاری بخش قابلتوجهی از کادر فعلی زیاد است.
اگر قرار بود جام جهانی نقطه پایان یک مدل کاری باشد، حالا این سؤال مطرح میشود که چرا تیم ملی با همان ساختار قرار است وارد پروژه بعدی شود؟
الهویی؛ ثابتترین متغیر نیمکت تیم ملی
در میان اعضای کادر فنی، نام سعید الهویی همچنان بیش از دیگران مطرح است. او طی سالهای اخیر یکی از نزدیکترین و مورداعتمادترین دستیاران قلعهنویی بوده و حالا نیز قرار است در ادامه مسیر کنار سرمربی تیم ملی حضور داشته باشد.
الهویی بارها به دلیل نوع نگاه فنی و ادبیات تخصصیاش مورد توجه قرار گرفته است. حتی هومن افاضلی، دیگر عضو کادر قلعهنویی، در واکنش به انتقادات درباره حضور او گفته بود الهویی با ادبیات «دانشگاهی» صحبت میکند و عموم مردم لزوماً نمیتوانند آن را درک کنند.
اما مسئله امروز تیم ملی، بیش از هر چیز به خروجی این دانش مربوط میشود. فوتبال ملی در مرحله جدید به ایده و تحلیل نیاز دارد، اما کافی نیست؛ آنچه باید در زمین دیده شود، محصول نهایی این ایدههاست.
تیم ملی بعد از جام جهانی حالا فرصت دارد مسیرش را اصلاح کند. اگر قرار باشد همان ساختار قبلی ادامه پیدا کند، حداقل انتظار این است که نتیجه آن در کیفیت بازی، انتخاب بازیکنان و تغییر نسل دیده شود.
وعدهای که حالا باید اجرا شود
قلعهنویی در سالهای حضورش روی نیمکت تیم ملی درباره تغییر نسل و استفاده از بازیکنان جوان صحبت کرده است. اما جام جهانی نیز با نسلی از بازیکنان باتجربه به پایان رسید و حالا فشار برای جوانسازی واقعی بیشتر از گذشته شده است.
این بار اما شرایط با گذشته فرق دارد. لیگ برتر ایران طی ماههای اخیر تعداد قابلتوجهی بازیکن جوان و زیر ۲۳ سال را به فوتبال معرفی کرده که بسیاری از آنها در ترکیب تیمهای باشگاهی خودشان نقش اصلی دارند.
محمد خلیفه، ادیب زارعی، آرمین عباسی، محمدامین حزباوی، مسعود محبی، دانیال ایری، یاسین جرجانی، فرزین معاملهگری، سهیل صحرایی، ابوالفضل کوهی، امیرمحمد رزاقینیا، قاسم لطیفی، پوریا لطیفیفر، مبین دهقان، یوسف مزرعه، عباس کهریزی، اسماعیل قلیزاده، امیرحسین حسینزاده، مهدی جعفری، سعید سحرخیزان، رضا غندیپور، کسری طاهری و پوریا شهرآبادی تنها بخشی از این نسل هستند.
تعداد این اسامی به اندازهای است که دیگر نمیتوان مسئله جوانگرایی را صرفاً به نبود بازیکن مناسب نسبت داد. اگر بازیکنی از این نسل به تیم ملی نرسد، باید درباره دلایل فنی انتخاب نشدنش توضیح داده شود.
تیم ملی دو راه بیشتر ندارد
قلعهنویی برای دوره جدید، ظاهراً سندی با عنوان «مسیر قهرمانی در آسیا» ارائه کرده و فدراسیون نیز هدف رسیدن به فینال جام ملتهای آسیا را در ادامه همکاری با او مطرح کرده است؛ هدفی که در صورت تحقق میتواند حتی قرارداد سرمربی را تا جام جهانی ۲۰۳۰ تمدید کند.
اما مسیر قهرمانی با حفظ شرایط گذشته ساخته نمیشود. اگر قرار است تیم ملی در جام ملتهای آینده مدعی جدی باشد، باید از همین فیفادیهای ابتدایی نشانههای یک تغییر واقعی دیده شود؛ از انتخاب بازیکنان گرفته تا سبک بازی و حتی ترکیب سنی تیم.
قلعهنویی حالا یک فرصت دیگر دارد؛ نه برای تکرار وعدههای قبلی، بلکه برای اثبات اینکه تیم ملی بعد از جام جهانی واقعاً وارد مرحله تازهای شده است.
مسئله ساده است: اگر قرار است فقط نتیجهها تغییر کنند، همان تیم قبلی هم کافی است؛ اما اگر قرار است تیم ملی برای جام ملتهای ۲۰۲۷ ساخته شود، باید چیزی بیشتر از تاریخ قرارداد و نام حریفان تدارکاتی تغییر کند.
فیفادی مهرماه نخستین تصویر از این تیم جدید را نشان خواهد داد. آنجا مشخص میشود که «مسیر قهرمانی در آسیا» قرار است روی کاغذ باقی بماند یا بالاخره در زمین فوتبال هم دیده شود.