EN
به روز شده در
گزارش روز

گلی که جان یک نفر را گرفت

تحریریه آوش/ جام جهانی ۱۹۹۴ برای کلمبیا قرار بود آغاز یک افسانه باشد، نه پایان یک زندگی. آن روزها همه درباره این تیم حرف می‌زدند. تیمی که با فوتبالی تماشایی از آمریکای جنوبی آمده بود و حتی بعضی کارشناسان آن را مدعی قهرمانی می‌دانستند. در خیابان‌های بوگوتا و مدلین، مردم رویای بزرگی در سر داشتند؛ اینکه شاید برای اولین بار جام جهانی به کلمبیا برسد.

در قلب این تیم، مدافعی بازی می‌کرد که بیشتر از آنکه به خشونت و درگیری معروف باشد، به آرامش و شخصیت محترمانه‌اش شناخته می‌شد؛ آندرس اسکوبار.

مردی که هم‌تیمی‌هایش به او لقب «جنتلمن فوتبال» داده بودند. اما فوتبال گاهی بی‌رحم‌ترین داستان‌هایش را برای بهترین آدم‌ها نگه می‌دارد.

کلمبیا پس از شکست در بازی اول، مقابل آمریکا قرار گرفت؛ مسابقه‌ای که برای ادامه حضور در جام جهانی حکم مرگ و زندگی داشت. استادیوم پر از هیاهو بود و میلیون‌ها نفر در سراسر کلمبیا چشم به تلویزیون دوخته بودند.

نیمه اول جریان داشت که یک سانتر از سمت چپ به محوطه جریمه رسید. اسکوبار خودش را برای قطع توپ پرتاب کرد؛ حرکتی که یک مدافع حرفه‌ای در طول دوران فوتبالش هزاران بار انجام می‌دهد. اما این بار همه چیز در کسری از ثانیه اشتباه پیش رفت. توپ به پای او برخورد کرد و به جای دور شدن از خطر، آرام و بی‌صدا وارد دروازه خودی شد. برای چند لحظه انگار زمان متوقف شد. نه فقط در زمین مسابقه؛ در سراسر کلمبیا.

آن گل به خودی، مسیر بازی را تغییر داد. آمریکا برنده شد، کلمبیا حذف شد و رؤیایی که میلیون‌ها نفر ساخته بودند، خیلی زود فرو ریخت. اما تراژدی واقعی هنوز آغاز نشده بود. بعد از پایان جام جهانی، بسیاری از بازیکنان ترجیح دادند مدتی خارج از کشور بمانند. فضای کلمبیا متشنج بود. خشم، ناامیدی و سرخوردگی همه جا دیده می‌شد. با این حال آندرس تصمیم گرفت به خانه برگردد. او در مقاله‌ای که همان روزها نوشته بود، از مردم خواسته بود آرام باشند. نوشته بود زندگی ادامه دارد و فوتبال فقط یک بازی است.

اما انگار همه این جمله را باور نداشتند. چند روز بعد، نیمه‌شب دوم ژوئیه، آندرس اسکوبار پس از خروج از یک رستوران در شهر مدلین با چند نفر روبه‌رو شد. بحثی شکل گرفت؛ بحثی که خیلی زود از فوتبال فراتر رفت. لحظاتی بعد صدای شلیک گلوله در خیابان پیچید و یکی از تلخ‌ترین داستان‌های تاریخ ورزش جهان رقم خورد.

اسکوبار تنها ۲۷ سال داشت. او نه به خاطر خشونت، نه به خاطر جرم و نه به خاطر جنگ کشته شد. او قربانی همان گلی شد که فقط چند روز قبل در یک مسابقه فوتبال به اشتباه وارد دروازه خودی کرده بود.

سال‌ها گذشته است. جام‌های جهانی زیادی برگزار شده‌اند. ستاره‌های بزرگی آمده‌اند و رفته‌اند. اما هنوز هم وقتی صحبت از تاریک‌ترین و غم‌انگیزترین داستان تاریخ جام جهانی می‌شود، نام یک نفر قبل از همه به ذهن می‌رسد. آندرس اسکوبار. مردی که می‌خواست فقط یک توپ را دفع کند... اما ناخواسته وارد داستانی شد که فوتبال هیچ‌وقت نتوانست آن را فراموش کند.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار