EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۸۴۰۶

پشت پرده توهین به دایی؛ مسئله فقط سگ هلال‌احمر نبود!

گاهی وقت‌ها آدم فکر می‌کند دیگر چیزی برای تعجب باقی نمانده، بعد یک ویدئو یا یک آیتم تلویزیونی پخش می‌شود و می‌فهمی هنوز راه برای شگفت‌زده شدن هست؛ آن هم از جنس عجیب‌ترینش.

پشت پرده توهین به دایی؛ مسئله فقط سگ هلال‌احمر نبود!

قصه از جایی شروع می‌شود که در یک برنامه زنده تلویزیونی، جوانی را وسط جمعیت می‌فرستند تا یک سؤال بپرسد؛ سؤالی که خودش از همان اول معلوم است بیشتر از اینکه «سؤال» باشد، یک جور لغزش ذهنی است: «چه کسی از سگ هلال‌احمر پست‌تر است؟»

حالا کاری به جواب مردم نداریم؛ اصل ماجرا خودِ سؤال است. همان چند کلمه کافی است تا آدم بایستد، نگاه کند و بگوید: واقعاً چه کسی پشت این ایده بوده؟

انگار یک زنجیره کامل از سوءتفاهم و شکل گرفته؛ یکی طرح داده، یکی تأیید کرده، یکی اجرا کرده و یکی هم بدون اینکه پلک بزند، اجازه پخش داده. نتیجه؟ یک آیتمی که بیشتر از اینکه چیزی را نشان بدهد، خودش تبدیل به سوژه می‌شود.

سؤال ساده است: اصلاً چرا «سگ هلال‌احمر»؟

سگی که آموزش دیده جان آدم‌ها را از زیر آوار بیرون بکشد، شده معیار «پستی»؟ یا قرار بوده فقط یک شوک تلویزیونی ساخته شود، بدون اینکه کسی فکر کند این شوک قرار است به چه چیزی تبدیل شود؟ چقدر بی انصافید...چه تفکری پشت این فکرهای مسموم خوابیده، الله اعلم...

مشکل اما فقط همین یک آیتم نیست. ماجرا عمیق‌تر از این حرف‌هاست. یک جور عادت قدیمی داریم: ساختن دوقطبی از هر چیزی. از سلبریتی تا سیاست، از فوتبال تا حتی مفاهیمی که نباید دستشان زد.

بعد هم وقتی نتیجه برعکس می‌شود، تازه یادمان می‌افتد که چرا مردم اعتمادشان را از دست می‌دهند، چرا شوخی‌ها جدی گرفته می‌شوند و چرا جدی‌ها تبدیل به شوخی.

در همین فضاست که اسم‌هایی مثل علی دایی هم وسط می‌آید؛ نه به عنوان موضوع اصلی، بلکه به عنوان نمونه‌ای از همان موج همیشگی: بالا بردن، بعد زمین زدن، بعد دوباره بالا بردن، فقط بسته به حال و هوای روز.

واقعیت ساده‌تر از این حرف‌هاست. مردم با زور دوقطبی‌سازی نه قهرمان می‌سازند و نه دشمن. فقط از آن فاصله می‌گیرند. همین.

و شاید اصل ماجرا همین باشد؛ نه سگ هلال‌احمر مسئله است، نه سلبریتی‌ها، نه حتی همان سؤال عجیب. مسئله جایی است که فکر کردن حذف می‌شود و جای آن را هیجان‌های بی‌هدف می‌گیرد. و این هیجان های بی هدف از ذهن افراد معلوم الاحوالی تراوش می کند که متاسفانه باید به آنها بگوییم مقام مسوول فلان برنامه و شبکه...

آخرش هم یک جمله ساده می‌ماند: شاید وقتش رسیده به جای ساختن سؤال‌های عجیب، کمی به جواب‌های واقعی فکر کنیم.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار