از تراکتور تا جام جهانی، یک بنبست خودساخته؟
فوتبال ایران بار دیگر در نقطهای ایستاده که زمین بازیاش نه چمن، بلکه سیاست است؛ جایی که تصمیمها بیشتر از آنکه ورزشی باشند، بوی مصلحت و تقابل میدهند.
ماجرای اخیر درباره تراکتور و احتمال تعمیم آن به تیم ملی، فقط یک اتفاق مقطعی نیست؛ نشانهای از یک بحران عمیقتر در مدیریت فوتبال ایران است.
تصمیم وزارت ورزش برای ممنوعیت حضور تیمهای ایرانی در کشورهای «متخاصم»، در ظاهر با هدف حفظ امنیت اتخاذ شده؛ تصمیمی قابل درک در شرایط پرتنش منطقه. اما مسئله از جایی پیچیده میشود که این تصمیم بدون در نظر گرفتن تبعات بینالمللی و حقوقی آن، مستقیماً فوتبال ایران را در مسیر تقابل با نهادهای بالادستی قرار میدهد؛ نهادهایی مثل کنفدراسیون فوتبال آسیا و فدراسیون بینالمللی فوتبال که قواعد خودشان را دارند و چندان هم انعطافپذیر نیستند.
در این میان، تراکتور به اولین قربانی تبدیل شده؛ تیمی که نه در تعیین سیاست نقش دارد و نه در طراحی تقویم مسابقات، اما باید هزینه آن را بدهد. تصمیم AFC برای متمرکز کردن بازیها در عربستان، شاید از منظر خودشان یک راهحل اجرایی باشد، اما وقتی پای ایران در میان است، این تصمیم عملاً به حذف نرم یک نماینده منجر میشود. اینجاست که سؤال اصلی شکل میگیرد: نقش مدیریتی ایران در این ساختار چیست؟
حضور فردی مانند مهدی تاج در جایگاه نایبرئیسی AFC، روی کاغذ یک امتیاز است؛ اما در عمل، وقتی چنین تصمیماتی بدون اثرگذاری ایران اتخاذ میشود، این جایگاه بیشتر شبیه یک موقعیت تشریفاتی به نظر میرسد تا یک اهرم قدرت. فوتبال ایران سالهاست از این پارادوکس رنج میبرد؛ حضور در ساختار، بدون تأثیرگذاری واقعی.
اما نگرانی بزرگتر، فراتر از تراکتور است؛ جایی که این سیاست ممکن است به تیم ملی هم تسری پیدا کند. اگر قرار باشد تعریف «کشور متخاصم» مبنای تصمیمگیری باشد، آنوقت حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ به یک معادله پیچیده تبدیل میشود. تورنمنتی که بخشی از آن در خاک آمریکاست و حالا در فضای سیاسی موجود، میتواند مشمول همان محدودیتها شود.
سناریوی انصراف از جام جهانی، حتی اگر در حد یک احتمال ضعیف هم باشد، برای فوتبال ایران یک فاجعه تمامعیار است؛ نه فقط از نظر ورزشی، بلکه از نظر اعتبار بینالمللی، اقتصاد فوتبال و حتی روحیه عمومی جامعه. جام جهانی ویترین فوتبال دنیاست و غیبت در آن، یعنی حذف از مهمترین صحنه نمایش.
واقعیت این است که فوتبال، برخلاف تصور رایج، نمیتواند کاملاً از سیاست جدا باشد؛ اما هنر مدیریت در این است که اجازه ندهد سیاست، فوتبال را زمینگیر کند. راهحل، نه در انفعال است و نه در تقابل مستقیم؛ بلکه در دیپلماسی فعال، مذاکره هوشمندانه و استفاده واقعی از ظرفیتهای بینالمللی است.
امروز، فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای دقیق و حرفهای نیاز دارد. تصمیمهایی که نه از سر هیجان، بلکه با در نظر گرفتن تمام سناریوها گرفته شوند. در غیر این صورت، داستان تراکتور فقط یک شروع است؛ شروع مسیری که ممکن است به بزرگترین حذف تاریخ فوتبال ایران ختم شود.