عقبنشینی شبانه؛ تاجرنیا از چه میترسد؟
وقتی یک مدیر با صدای بلند وعده «برخورد حقوقی» میدهد و چند ماه بعد، بیسروصدا همان مسیر را برمیگردد، سؤال اصلی نه درباره شکایت است و نه حتی درباره مدیران سابق؛ سؤال اینجاست که چه چیزی در میانه راه تغییر کرد؟
علی تاجرنیا، روزی با ژست ساختارشکنی، از شکایت از مدیران گذشته استقلال گفت و حتی هزینهدادن برای خطای مدیریتی را اجتنابناپذیر دانست. آن روزها پیام روشن بود: دوران مصونیت مدیریتی تمام شده است. اما حالا، در سکوت شبانه، همان پروندهها بسته میشوند؛ بدون توضیح، بدون گزارش و بدون پاسخ به افکار عمومی. پنج ماه بعد از شکایت باشگاه استقلال از احمد شهریاری و فرشید سمیعی به دلیل جذب دو بازیکن بوسنیایی، علی تاجرنیا تصمیم گرفت شکایت از این دو نفر را پس بگیرد. آیا اسناد جدیدی پیدا شده که بیگناهی مدیران سابق را اثبات کند؟
آیا شکایت از ابتدا صرفاً یک مانور رسانهای بود؟
یا مسئله جای دیگری است؛ نگاهی به کارنامه خودِ شاکی؟
در دورهای که تاجرنیا در رأس مدیریت استقلال قرار داشت، تصمیماتی گرفته شد که هرکدام بهتنهایی قابلیت تبدیل شدن به یک پرونده پرسشبرانگیز را دارند؛ از بسته شدن پنجره نقلوانتقالاتی و قراردادهای پرابهام گرفته تا فسخهای پرهزینه، جذبهای ناموفق و بندهای عجیب در قرارداد بازیکنان. تصمیماتی که هنوز درباره آنها توضیح شفافی داده نشده است.
شاید پاسخ عقبنشینی همینجا باشد؛ وقتی مرز میان «شاکی» و «متهم بالقوه» باریک میشود، پیگیری حقوقی دیگر شبیه یک شمشیر دو لبه است. شکایتی که امروز علیه مدیران دیروز مطرح میشود، ممکن است فردا علیه مدیر امروز بازگردد.
مسئله فقط تاجرنیا نیست. مشکل بزرگتر، چرخهای است که سالهاست در فوتبال ایران تکرار میشود؛ مدیر میآید، وعده شفافیت میدهد، چند پرونده باز میکند و پیش از آنکه نوبت پاسخگویی خودش برسد، چراغها خاموش میشود و همهچیز به فراموشی سپرده میشود.
عقبنشینی شبانه تاجرنیا، اگر هر دلیلی داشته باشد، یک پیام روشن دارد: در فوتبال ایران، شعارها پرصدا هستند، اما پاسخگویی هنوز بیصداست.