EN
به روز شده در
کد خبر: ۶۹۷۵۴
رقابت سه مدیرعامل آبی ها در انتخابات

از نیمکت استقلال تا صندلی شورا

این‌که نام باشگاه استقلال با سیاست گره بخورد، اتفاق تازه‌ای نیست؛ اما آنچه این روزها در حال رخ‌دادن است، بیش از آن‌که نگران‌کننده باشد، سؤال‌برانگیز است.

از نیمکت استقلال تا صندلی شورا

رقابت هم‌زمان سه مدیرعامل فعلی و سابق استقلال برای ورود به شورای اسلامی شهر تهران، نشانه‌ای روشن از یک آشفتگی مزمن در تعریف «مسئولیت» در مدیریت ایران است؛ آشفتگی‌ای که نه ورزش را در جای خود نگه می‌دارد و نه سیاست شهری را.

علی تاجرنیا، سرپرست مدیرعاملی و رئیس هیات‌مدیره استقلال، در شرایطی زمزمه‌های حضورش در انتخابات شورای شهر تهران را به واقعیت نزدیک کرده که هنوز تکلیف مدیریت او در استقلال مشخص نیست. در سوی دیگر، مصطفی آجورلو و امیررضا واعظ آشتیانی، دو مدیرعامل پیشین استقلال، نیز وارد همین میدان شده‌اند؛ گویی شورای شهر به محل تجمع مدیران بلاتکلیف فوتبال ایران تبدیل شده است.

اما پرسش اصلی اینجاست: شورای شهر دقیقاً جای چه مدیرانی است؟

آیا شورا محلی برای سیاست‌گذاری شهری، حل بحران حمل‌ونقل، آلودگی هوا، بافت فرسوده و زیست شهری است یا سکویی برای ادامه حیات مدیریتی چهره‌هایی که در حوزه اصلی خود یا به بن‌بست رسیده‌اند یا هنوز از آن دل نکنده‌اند؟

مسئله فقط «کاندیداتوری» نیست؛ مسئله تداخل نقش‌هاست. مدیری که هم‌زمان درگیر باشگاهی پرحاشیه مثل استقلال است، چگونه می‌تواند ادعا کند تمرکز لازم برای اداره شهر یا حتی برنامه‌ریزی شهری را دارد؟ سکوت‌های خبرساز، غیبت‌های معنادار کنار تیم، گلایه علنی سرمربی خارجی و پاسخ‌های توجیهی، همه و همه نشانه‌هایی هستند از مدیری که میان فوتبال، سیاست و مناسبات بیرونی در رفت‌وآمد است.

از سوی دیگر، وقتی مدیران ورزشی یکی پس از دیگری به سیاست شهری پناه می‌برند، این پیام مخابره می‌شود که نه فوتبال جای ثبات است و نه سیاست جای تخصص. فوتبال تبدیل به سکوی پرتاب سیاسی می‌شود و شورا به پارکینگ مدیرانی که هنوز تکلیف‌شان با گذشته روشن نیست.

شاید دردناک‌ترین بخش ماجرا این باشد که در این رقابت سه‌جانبه، «شهر» کمترین اهمیت را دارد. نه برنامه شهری مشخصی شنیده می‌شود، نه سابقه‌ای مرتبط با مدیریت شهری پررنگ است. همه‌چیز حول نام‌ها، سابقه‌های فوتبالی و وزن سیاسی می‌چرخد.

استقلال، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های اجتماعی فوتبال ایران، بارها هزینه این بی‌ثباتی مدیریتی را پرداخته است. حالا اگر این بی‌ثباتی قرار است به شورای شهر هم تسری پیدا کند، باید پرسید:

آیا هیچ‌کس قرار نیست سر جای خودش بایستد؟ شاید وقت آن رسیده که هم در ورزش و هم در سیاست، یک اصل ساده دوباره جدی گرفته شود: مدیر خوب، کسی است که بداند کجا باید بماند؛ نه کسی که همیشه به دنبال صندلی بعدی است.

ارسال نظر

آخرین اخبار