EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۷۵۶۶
یادمان رهبر شهید

فراتر از سیاست؛ زندگی آیت‌الله خامنه‌ای در جهان شعر، رمان و ادبیات/ چهره‌ای کمتر دیده‌شده رهبر جمهوری اسلامی

تحریریه آوش/ در روایت زندگی آیت‌الله خامنه‌ای، معمولاً از مبارزه، زندان و انقلاب آغاز می‌شود؛ اما اگر بخواهیم مسیر شکل‌گیری شخصیت او را دقیق‌تر ببینیم، باید چند سال عقب‌تر برویم. پیش از آن که سیاست وارد زندگی‌اش شود، کتاب وارد خانه‌شان شده بود و پیش از آن که منبر را تجربه کند، قصه‌های قرآن را از زبان مادر شنیده بود و باز پیش از آن که نامش در گزارش‌های ساواک ثبت شود، حافظ و سعدی را می‌شناخت

فراتر از سیاست؛ زندگی آیت‌الله خامنه‌ای در جهان شعر، رمان و ادبیات/ چهره‌ای کمتر دیده‌شده رهبر جمهوری اسلامی

در روایت‌های رسمی، شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای بیش از هر چیز با مبارزه، انقلاب، ریاست‌جمهوری و رهبری شناخته می‌شود؛ اما پیش از آن که نامش با سیاست گره بخورد، زندگی او در میان کتاب، شعر، قرآن و ادبیات شکل گرفته بود. کودکی در خانه‌ای کوچک در یکی از محله‌های قدیمی مشهد، مادری که هنگام تلاوت قرآن داستان پیامبران را برای فرزندانش روایت می‌کرد، پدری که درس فقه و اصول می‌داد و کتابخانه‌ای که در آن، دیوان حافظ در کنار متون دینی قرار داشت، نخستین جهان فکری او را ساخت.
سال‌ها بعد، همان کودک، در انجمن‌های ادبی مشهد کنار شاعران می‌نشست، شعر نقد می‌کرد، رمان‌های بزرگ جهان را می‌خواند، کتاب ترجمه می‌کرد و حتی در اوج مسئولیت‌های سیاسی نیز ارتباط خود را با ادبیات و اهل قلم حفظ کرد.
شاید به همین دلیل است که اگر بخواهیم زندگی فرهنگی آیت‌الله خامنه‌ای را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت که  ادبیات برای او پیش از سیاست آغاز شد و هیچ‌گاه نیز از سیاست جدا نشد.

 

خانه‌ای که با قرآن و شعر آغاز شد

اگر بخواهیم سرچشمه علاقه آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای به ادبیات را پیدا کنیم، باید سال‌ها پیش از مبارزه، زندان و انقلاب به مشهد دهه ۱۳۲۰ بازگردیم؛ به خانه‌ای حدود شصت تا هفتاد متری در یکی از محله‌های کم‌برخوردار شهر، جایی که خانواده‌ای روحانی با امکاناتی اندک اما سرمایه‌ای بزرگ به نام فرهنگ زندگی می‌کرد.
او بارها از آن خانه کوچک یاد کرده است؛ خانه‌ای که تنها یک اتاق و زیرزمینی تاریک داشت و هنگام آمدن مهمانان پدر، کودکان خانواده ناچار بودند به زیرزمین بروند تا فضای اندک خانه برای پذیرایی فراهم شود. فقر اقتصادی بخشی از واقعیت آن سال‌ها بود و خود او بعدها از شب‌هایی گفته که شام خانواده تنها نان و کشمش بود. اما در کنار همین تنگدستی، فضای خانه سرشار از کتاب، گفت‌وگو و آموزش دینی بود.

پدرش، حجت‌الاسلام سیدجواد حسینی خامنه‌ای، از عالمان شناخته‌شده مشهد و از شاگردان حوزه‌های نجف و مشهد بود؛ روحانی‌ای که به زهد، ساده‌زیستی و بی‌اعتنایی به مظاهر دنیا شهرت داشت. بخش مهمی از آموزش‌های اولیه علوم دینی را شخصاً به فرزندش آموخت و از همان سال‌های کودکی، او را با متون کلاسیک حوزه، نظم در مطالعه و دقت در فهم متون آشنا کرد. اما اگر پدر ستون علمی خانه بود، مادر، بانو خدیجه میردامادی، روح فرهنگی آن به شمار می‌رفت.

سید علی خامنه ای


مادری که قرآن را روایت می‌کرد

در بسیاری از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای، نقش مادر تنها به تربیت خانوادگی محدود نمی‌شود. او از مادری سخن گفته که کتاب‌خوان بود، با تاریخ اسلام، ادبیات فارسی و دیوان حافظ انس داشت و قرآن را نه فقط برای تلاوت، بلکه برای روایت کردن می‌خواند.

خود او در توصیف آن روزها گفته که هرگاه مادر به آیاتی می‌رسید که نام پیامبران در آن ها آمده بود، تلاوت را متوقف می‌کرد و داستان زندگی حضرت موسی، حضرت ابراهیم، حضرت یوسف یا دیگر پیامبران را برای فرزندانش تعریف می‌کرد. به گفته وی، نخستین آشنایی‌اش با تاریخ پیامبران، نه در کلاس درس، بلکه در همان شب‌های خانوادگی و از زبان مادر شکل گرفت. این شیوه روایت، بعدها در سخنرانی‌های او نیز قابل مشاهده بود؛ رویکردی که در آن، متن دینی همواره با قصه، تاریخ و روایت همراه می‌شود.
او همچنین بارها از ذوق شعری مادر یاد کرده؛ زنی که با دیوان حافظ مأنوس بود، قرآن را با صوت خوش می‌خواند و فضای خانه را با شعر و ادبیات آشنا می‌کرد و همین محیط سبب شد که ادبیات برای کودک خانواده، نه موضوعی تجملی، بلکه بخشی از زندگی روزمره باشد.

 

کتاب؛ سرمایه‌ای که جای ثروت را گرفت

در خانه سیدجواد خامنه‌ای، کتاب کالایی لوکس نبود؛ ابزار زندگی بود. اگرچه خانواده از نظر مالی زندگی ساده‌ای داشت، اما مطالعه جایگاهی ثابت در برنامه روزانه داشت. بعدها آیت‌الله خامنه‌ای بارها گفت که از همان نوجوانی، هر کتابی را که به دستش می‌رسید، با اشتیاق می‌خواند؛ از متون دینی و تاریخی گرفته تا آثار ادبی و داستانی.

در چنین فضایی، کتاب نه وسیله‌ای برای گذراندن اوقات فراغت، بلکه راهی برای شناخت جهان بود؛ نگاهی که تا پایان عمر نیز در رفتار فرهنگی او باقی ماند.
 

نخستین آشنایی با شعر

اما پیش از آن که به انجمن‌های ادبی مشهد راه پیدا کند، شعر در فضای خانه حضور داشت. انس مادر با حافظ، آموزش‌های سنتی مکتب‌خانه، آشنایی با قرآن و زبان فاخر متون دینی، همگی ذوق زبانی او را شکل دادند. همین آشنایی زودهنگام با متون کلاسیک، بعدها سبب شد هنگام ورود به محافل ادبی، زبان شعر فارسی برایش بیگانه نباشد.
سال‌ها بعد، خود او شعر سرود، تخلص «امین» را برگزید و در جلسات نقد شعر، نه به عنوان یک مقام سیاسی، بلکه به عنوان مخاطبی آشنا با عروض، قافیه، صنایع ادبی و سنت شعر فارسی شناخته شد.


ادبیات؛ نخستین پنجره به جهان

در روایت زندگی آیت‌الله خامنه‌ای، معمولاً از مبارزه، زندان و انقلاب آغاز می‌شود؛ اما اگر بخواهیم مسیر شکل‌گیری شخصیت او را دقیق‌تر ببینیم، باید چند سال عقب‌تر برویم.
پیش از آن که سیاست وارد زندگی‌اش شود، کتاب وارد خانه‌شان شده بود و پیش از آن که منبر را تجربه کند، قصه‌های قرآن را از زبان مادر شنیده بود و باز پیش از آن که نامش در گزارش‌های ساواک ثبت شود، حافظ و سعدی را می‌شناخت.
شاید به همین دلیل باشد که بعدها، هرگاه از کتاب سخن می‌گفت، آن را صرفاً یک ابزار آموزشی یا فرهنگی نمی‌دانست؛ بلکه بخشی از زیست شخصی و هویت فکری خود می‌شمرد.

سید علی خامنه ای

انجمن‌های ادبی مشهد؛ جایی که شعر جدی شد

اگر خانه، نخستین مدرسه ادبی آیت‌الله خامنه‌ای بود، انجمن‌های ادبی مشهد، دانشگاه غیررسمی او در دنیای شعر و ادبیات شدند.

دهه ۱۳۳۰، مشهد تنها شهری مذهبی نبود؛ یکی از مهم‌ترین کانون‌های شعر کلاسیک ایران نیز به شمار می‌رفت. در گوشه و کنار شهر، محفل‌هایی برپا می‌شد که در آنها شاعران، نویسندگان و دوستداران ادبیات گرد هم می‌آمدند، شعر می‌خواندند، نقد می‌کردند و درباره سبک و زبان بحث می‌کردند.
طلبه جوان حوزه علمیه نیز آرام‌آرام راه خود را به همین محافل باز کرد؛ نه برای سخنرانی دینی، بلکه برای شنیدن شعر، آموختن نقد ادبی و آزمودن ذوق ادبی خویش. در آن نشست‌ها، کتاب، شعر و گفت‌وگو، مهم‌ترین سرمایه حاضران بود؛ فضایی که بعدها در شکل‌گیری نگاه ادبی او نقشی ماندگار ایفا کرد و مسیرش را از یک طلبه صرف، به چهره‌ای آشنا با سنت و ادبیات معاصر فارسی گسترش داد.
 

طلبه‌ای که رمان می‌خواند

در ذهن بسیاری از مردم، تصویری که از یک روحانی جوان دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ نقش بسته، بیشتر با درس خارج فقه، مباحث اصول، تفسیر و منبر گره خورده است؛ اما آیت‌الله خامنه‌ای از همان سال‌های طلبگی، مسیر دیگری را نیز به موازات تحصیل علوم دینی دنبال می‌کرد؛ مسیری که از کتابخانه‌ها می‌گذشت، به رمان‌های بزرگ جهان می‌رسید و در نهایت، بخشی از نگاه تاریخی و اجتماعی او را شکل می‌داد.

او بعدها بارها تأکید کرد که رمان را صرفاً برای تفریح نمی‌خوانده است. از نگاه او، داستان یکی از دقیق‌ترین ابزارهای شناخت جامعه، تاریخ، روان انسان و تحولات فرهنگی بود؛ روایتی که گاه بیش از یک کتاب تاریخی، لایه‌های پنهان یک ملت را آشکار می‌کند.
همین نگاه سبب شد که در کنار متون فقهی و فلسفی، ساعت‌های طولانی از عمر خود را صرف مطالعه ادبیات داستانی ایران و جهان کند؛ عادتی که تا سال‌های پایانی زندگی نیز ادامه یافت.
 

«بینوایان»؛ کتابی که آن را معجزه نویسندگی می‌دانست

اگر تنها یک اثر را بتوان در میان کتاب‌های محبوب آیت‌الله خامنه‌ای برجسته کرد، بی‌تردید آن اثر رمان «بینوایان» نوشته ویکتور هوگو است.
او در سخنرانی‌ها و دیدارهای مختلف، بارها از این کتاب یاد کرده و آن را نه فقط یک رمان، بلکه اثری کم‌نظیر در تاریخ ادبیات جهان توصیف کرده است. به باور او، «بینوایان» تنها داستان ژان والژان نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از تاریخ، جامعه‌شناسی، اخلاق، فلسفه، سیاست، دین و شناخت انسان است. او این اثر را «معجزه در عالم نویسندگی» خوانده و گفته بود که هر بار مطالعه دوباره آن، نکته‌ای تازه پیش روی خواننده می‌گذارد.
خود او نخستین بار این کتاب را در سال‌های جوانی، در کتابخانه آستان قدس رضوی مطالعه کرد؛ کتابی که بعدها نیز بارها خواندن آن را به جوانان توصیه می‌کرد.
از نگاه او، قدرت ویکتور هوگو تنها در روایت داستان نبود؛ بلکه در توانایی او برای ساختن جهانی کامل و زنده از انسان‌ها، شهرها، تاریخ و عواطف انسانی جلوه می‌کرد.
 

ادبیات روس؛ تاریخ از دریچه رمان

اگر ادبیات فرانسه برای او نماد انسان‌گرایی و روایت اجتماعی بود، ادبیات روسیه جایگاه دیگری داشت. آیت‌الله خامنه‌ای بارها از علاقه خود به آثار نویسندگان روس سخن گفته و به‌ویژه از میخائیل شولوخوف به عنوان یکی از بزرگ‌ترین رمان‌نویسان قرن بیستم یاد کرده است.
رمان عظیم «دن آرام» برای او تنها روایت زندگی قزاق‌های روس نبود؛ بلکه تصویری گسترده از فروپاشی یک نظم اجتماعی، انقلاب، جنگ داخلی و تغییرات عمیق تاریخی به شمار می‌رفت. او در توصیف این اثر، بیش از همه به قدرت تصویرپردازی شولوخوف اشاره می‌کرد؛ نویسنده‌ای که به گفته او، بارها دشت‌های جنوب روسیه را توصیف می‌کند، اما هر بار تصویری تازه می‌سازد و هیچ تکراری در کار نیست. با این حال، نگاه او صرفاً تحسین‌آمیز نبود. در نقدهایش، معتقد بود جلدهای بعدی «دن آرام» و همچنین رمان «زمین نوآباد» به قوت جلد نخست نرسیده‌اند.

جالب آن که او در مقایسه آثار مربوط به انقلاب روسیه، گاه رمان «گذر از رنج‌ها» اثر الکسی تولستوی را در روایت فضای انقلاب اکتبر موفق‌تر از «دن آرام» ارزیابی می‌کرد؛ نشانه‌ای از آن که این آثار را نه سطحی، بلکه با نگاهی تحلیلی مطالعه کرده بود.

سید علی خامنه ای

 

رمان‌های فرانسوی؛ از «خانواده تیبو» تا «جان شیفته»

فهرست نویسندگان محبوب او به روسیه محدود نمی‌شد.در میان آثار فرانسوی، «خانواده تیبو» نوشته روژه مارتن دوگار جایگاهی ویژه داشت؛ رمانی چندجلدی که از مهم‌ترین آثار ادبی قرن بیستم محسوب می‌شود. او این اثر را با ترجمه ابوالحسن نجفی خوانده بود و بعدها در دیداری با نجفی، درباره ترجمه، ساختار روایت و حتی برخی معادل‌های واژگانی آن گفت‌وگو کرد؛ گفت‌وگویی که خود نجفی نیز بعدها با شگفتی از آن یاد کرد و نشان داد مخاطبش صرفاً خواننده‌ای گذرا نبوده، بلکه متن را با دقت دنبال کرده است.

اثر مهم دیگر، «جان شیفته» نوشته رومن رولان بود. آیت‌الله خامنه‌ای ترجمه محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذین) را یکی از نمونه‌های درخشان نثر معاصر فارسی می‌دانست و معتقد بود ارزش ادبی این ترجمه، خود به اندازه متن اصلی اهمیت دارد. در نگاه او، مترجم صرفاً ناقل کلمات نبود؛ بلکه نویسنده‌ای بود که دوباره اثر را در زبان فارسی خلق می‌کرد.

 

جلال آل‌احمد؛ روشنفکری که مسیرش را تغییر داد

در میان نویسندگان ایرانی، کمتر کسی به اندازه جلال آل‌احمد مورد توجه او قرار گرفت. آیت‌الله خامنه‌ای بارها از جلال با عنوان «جلال آل‌قلم» یاد کرد و او را نویسنده‌ای دانست که توانست بخشی از جریان روشنفکری ایران را از شیفتگی نسبت به غرب به بازاندیشی در هویت ایرانی و اسلامی سوق دهد.
کتاب‌هایی مانند «غرب‌زدگی» و «خدمت و خیانت روشنفکران» در نگاه او، صرفاً آثار ادبی یا سیاسی نبودند؛ بلکه نشانه تغییر مسیر فکری نویسنده‌ای بودند که از درون سنت روشنفکری سکولار برخاسته و به نقد همان سنت رسیده بود. او بعدها از دیدارهای خود با جلال آل‌احمد در مشهد نیز یاد کرد و صفا، صمیمیت و دغدغه‌مندی او را از ویژگی‌های برجسته شخصیتش دانست.

 

رمان؛ آزمایشگاهی برای شناخت جامعه

مطالعه رمان برای آیت‌الله خامنه‌ای هیچ‌گاه به نام نویسندگان یا شهرت آثار محدود نشد. او بارها تأکید کرد که داستان، امکان مشاهده جامعه را فراهم می‌کند؛ جامعه‌ای که در آن می‌توان روابط قدرت، اخلاق، طبقات اجتماعی، شکست‌ها، امیدها و دگرگونی‌های تاریخی را با دقتی بیشتر از بسیاری از گزارش‌های رسمی مشاهده کرد. شاید به همین دلیل بود که حتی پس از ورود به مسئولیت‌های سنگین حکومتی، مطالعه ادبیات داستانی را کنار نگذاشت و همچنان از رمان، به‌عنوان یکی از منابع شناخت انسان و جامعه یاد می‌کرد.
 

مترجم، منتقد و کتابخوان؛ رابطه‌ای که از خواندن فراتر رفت

اگر علاقه به رمان تنها به مطالعه محدود می‌ماند، شاید آیت‌الله خامنه‌ای صرفاً در شمار کتاب‌خوانان جدی قرار می‌گرفت؛ اما او قدمی فراتر گذاشت و به عرصه ترجمه و معرفی کتاب نیز وارد شد. در سال‌های پیش از انقلاب، ترجمه برای او صرفاً یک فعالیت ادبی نبود؛ راهی بود برای انتقال اندیشه‌هایی که گمان می‌کرد می‌توانند در فهم بهتر تاریخ اسلام، جامعه و تحولات فکری جهان اسلام نقش داشته باشند.

از مهم‌ترین آثار ترجمه‌شده او، کتاب «صلح امام حسن» اثر شیخ راضی آل‌یاسین است؛ اثری که کوشید تصویری تحلیلی از صلح امام حسن(ع) ارائه دهد و بعدها به یکی از منابع شناخته‌شده در این زمینه تبدیل شد.

اثر دیگر، «آینده در قلمرو اسلام» نوشته سید قطب بود؛ کتابی که در فضای فکری دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، میان بسیاری از فعالان مذهبی مورد توجه قرار گرفت. این ترجمه‌ها نشان می‌دهد که او تنها مصرف‌کننده اندیشه نبود؛ بلکه می‌کوشید در انتقال و بازتولید آن نیز سهمی داشته باشد.
در کنار ترجمه، معرفی کتاب، نقد آثار تازه منتشرشده، توصیه به مطالعه و گفت‌وگو درباره تاریخ، فلسفه و علوم انسانی نیز به بخشی از فعالیت‌های فرهنگی او تبدیل شد؛ روندی که در سال‌های بعد، با حضور مستمر در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، نگارش تقریظ بر آثار دفاع مقدس و دیدارهای منظم با نویسندگان و ناشران، ابعاد گسترده‌تری یافت. در این مرحله، دیگر با یک سیاستمدار کتاب‌خوان روبه‌رو نبودیم؛ بلکه با شخصیتی مواجه بودیم که کتاب را بخشی از زیست فکری خود می‌دانست و میان سیاست، تاریخ، فرهنگ و ادبیات، پیوندی ناگسستنی برقرار می‌کرد.

 

ادبیات؛ گفت‌وگویی که هیچ‌گاه متوقف نشد

اگر کتابخانه و رمان، جهان خصوصی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای را شکل می‌داد، دیدار با شاعران و نویسندگان، مهم‌ترین جلوه عمومی این دلبستگی فرهنگی بود. در میان مسئولان عالی‌رتبه جمهوری اسلامی، کمتر شخصیتی را می‌توان یافت که در طول چند دهه، چنین ارتباط مستمر و منظمی با جامعه ادبی کشور برقرار کرده باشد؛ ارتباطی که تنها به سخنرانی‌های رسمی محدود نبود، بلکه در بسیاری از موارد به گفت‌وگو، نقد شعر، معرفی کتاب و حتی تصحیح واژه‌ها و تعبیرهای ادبی می‌انجامید.

در روایت بسیاری از شاعران و نویسندگان، آن چه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کرد، حافظه ادبی او بود؛ حافظه‌ای که از متون کلاسیک فارسی تا رمان‌های معاصر و آثار ترجمه‌شده را در بر می‌گرفت. او در گفت‌وگوها، گاه ابیاتی از حافظ، سعدی، فردوسی، مولوی، صائب یا بیدل دهلوی را از حفظ نقل می‌کرد و در کنار آن، درباره آثار نویسندگان معاصر نیز نظر می‌داد.

این پیوند، ریشه در سال‌های جوانی او در مشهد داشت؛ زمانی که حضور در انجمن‌های ادبی و محافل شعر، بخشی از زندگی روزمره‌اش بود. اما پس از انقلاب نیز این علاقه نه‌تنها کم‌رنگ نشد، بلکه در قالب دیدارهای سالانه با شاعران، نویسندگان و فعالان فرهنگی ادامه یافت.
 

شب‌های شعر؛ سنتی که به یک نهاد فرهنگی تبدیل شد

اما از اوایل دهه ۱۳۷۰، دیدارهای سالانه با شاعران در ماه رمضان به یکی از شناخته‌شده‌ترین برنامه‌های فرهنگی جمهوری اسلامی تبدیل شد.

این نشست‌ها برخلاف بسیاری از مراسم رسمی، فضایی نسبتاً صمیمی داشت. شاعران آثار خود را می‌خواندند، درباره قالب، زبان، موسیقی شعر و مضمون گفت‌وگو می‌شد و آیت‌الله خامنه‌ای نیز در بسیاری از موارد، نکات فنی و ادبی خود را بیان می‌کرد.بسیاری از حاضران بعدها گفته‌اند که او تنها شنونده شعر نبود؛ بلکه درباره وزن، قافیه، تصویرسازی، زبان و حتی انتخاب واژه‌ها اظهار نظر می‌کرد. این ویژگی سبب شد که جلسات رمضان، صرفاً دیدار تشریفاتی نباشد و به محفلی برای گفت‌وگوی ادبی تبدیل شود.در این نشست‌ها، هم شاعران پیشکسوت حضور داشتند و هم نسل‌های جوان‌تر؛ از شاعران کلاسیک‌سرا تا غزل‌سرایان، شاعران نیمایی و برخی چهره‌های شعر آیینی و انقلاب.
 

نمایشگاه کتاب؛ قدم زدن میان قفسه‌ها

اگر شب‌های شعر مهم‌ترین آیین سالانه حوزه شعر بود، نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران مهم‌ترین صحنه حضور او در حوزه نشر به شمار می‌رفت.

حضور آیت‌الله خامنه‌ای در نمایشگاه کتاب، سابقه‌ای به دوران ریاست‌جمهوری او بازمی‌گردد، اما پس از سال ۱۳۶۸ این حضور استمرار یافت و به یکی از رویدادهای ثابت تقویم فرهنگی کشور تبدیل شد.
در طول سال‌های رهبری، او در مجموع ۲۴ بار از نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بازدید کرد؛ بازدیدهایی که معمولاً چند ساعت به طول می‌انجامید و با گفت‌وگوهای مستقیم با ناشران، نویسندگان، مترجمان و کتاب‌فروشان همراه بود.
در این بازدیدها، او نمایشگاه را تنها محل فروش کتاب نمی‌دانست. در سال ۱۳۷۳ از آن با عنوان «باشگاه فرهنگی» یاد کرد؛ دو سال بعد، تعبیر «بهار کتاب» را به کار برد و در سال ۱۳۷۷ نمایشگاه را «میعاد سالانه اهل فرهنگ و ادب و هنر» خواند.
این تعبیرها نشان می‌داد که از نگاه او، نمایشگاه کتاب صرفاً یک بازار بزرگ نشر نبود؛ بلکه مجالی برای سنجش وضعیت فرهنگ مکتوب کشور و گفت‌وگوی مستقیم میان سیاست‌گذار و جامعه فرهنگی به شمار می‌رفت.

سید علی خامنه ای

 

دقتی که ناشران را شگفت‌زده می‌کرد

یکی از ویژگی‌هایی که در خاطرات ناشران بارها تکرار شده، توجه او به جزئیات کتاب‌ها بود.در برخی بازدیدها، درباره ترجمه آثار، چاپ‌های تازه، کیفیت ویرایش، غلط‌های املایی یا حتی اعراب‌گذاری واژه‌ها پرسش می‌کرد و گاه به خطاهایی اشاره می‌کرد که از نگاه بسیاری از حاضران پنهان مانده بود.در یکی از بازدیدهای نمایشگاه، هنگام ورق زدن یکی از فرهنگ‌های زبان فارسی، به شیوه اعراب‌گذاری یک واژه اشاره کرد و آن را اصلاح نمود. در بازدیدی دیگر، درباره روند فروش رمان‌های شاخص فارسی پرس‌وجو کرد و از میزان استقبال مخاطبان از آثار داستانی جویا شد.

او همچنین در گفت‌وگو با مسئولان برخی انتشارات، درباره پیشینه مؤسسات نشر، کیفیت ترجمه‌ها و روند تغییرات صنعت نشر پرسش‌هایی مطرح می‌کرد که نشان می‌داد ارتباطش با فضای کتاب، محدود به مطالعه شخصی نیست.

سید علی خامنه ای

 

یادداشتی که به بخشی از حافظه نشر تبدیل شد

از دهه ۱۳۷۰ به بعد، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های رابطه آیت‌الله خامنه‌ای با ادبیات، نگارش تقریظ بر کتاب‌ها بود.تقریظ‌های او عمدتاً بر آثار حوزه دفاع مقدس، خاطرات رزمندگان، زندگی‌نامه شهدا و روایت‌های جنگ نوشته می‌شد. این یادداشت‌ها معمولاً کوتاه بودند، اما انتشارشان توجه گسترده‌ای را به کتاب جلب می‌کرد.آثاری مانند «لشکر خوبان»، «همپای صاعقه»، «نورالدین پسر ایران»، «پاییز آمد»، «گلستان یازدهم»، «آن بیست‌وسه نفر»، «تنها گریه کن»، «مجید بربری» و ده‌ها عنوان دیگر، پس از انتشار تقریظ‌ها با استقبال بیشتری روبه‌رو شدند.در نگاه او، ادبیات دفاع مقدس صرفاً ثبت خاطرات جنگ نبود؛ بلکه ابزاری برای انتقال تجربه تاریخی، هویت ملی و فرهنگ ایثار به نسل‌های بعدی محسوب می‌شد.

 

کتاب کودک؛ دغدغه‌ای فراتر از آموزش

در سال‌های پایانی حضور در نمایشگاه کتاب، توجه آیت‌الله خامنه‌ای بیش از گذشته به حوزه کودک و نوجوان معطوف شد. او بارها بر ضرورت تقویت ادبیات بومی برای کودکان تأکید کرد و معتقد بود شخصیت‌ها، قهرمانان و روایت‌های ایرانی باید سهم بیشتری در کتاب‌های کودک داشته باشند.
در دیدار با ناشران و نویسندگان، این دغدغه را مطرح می‌کرد که ادبیات کودک تنها ابزار سرگرمی نیست، بلکه بخشی از فرآیند شکل‌گیری هویت فرهنگی نسل آینده است. به همین دلیل، از برخی آثار تألیفی ایرانی در این حوزه تقدیر کرد و نویسندگانی را که به بازآفرینی روایت‌های بومی و تاریخی برای کودکان می‌پرداختند، مورد تشویق قرار داد.
 

زبان فارسی؛ ستون هویت فرهنگی

در کنار کتاب و شعر، زبان فارسی نیز جایگاهی ویژه در نگاه فرهنگی او داشت. او بارها درباره ضرورت حفظ سلامت زبان فارسی، مقابله با واژه‌های بیگانه در موارد غیرضروری و تقویت نثر فارسی سخن گفت و معتقد بود که زبان، صرفاً ابزار ارتباط نیست؛ بلکه بخشی از حافظه تاریخی و هویت ملی ایرانیان است. از همین منظر، توجه به شعر کلاسیک، متون کهن، فرهنگ‌های لغت و آثار ادبی را تنها علاقه‌ای شخصی نمی‌دانست، بلکه آن را بخشی از پاسداری از سرمایه فرهنگی کشور تلقی می‌کرد.

در این نگاه، ادبیات نه در حاشیه سیاست، بلکه در متن هویت ملی قرار داشت؛ هویتی که به باور او، بدون زبان و کتاب، دوام نخواهد آورد.
 

هنر؛ حافظه یک ملت از نگاه آیت‌الله خامنه‌ای

اگر شعر و رمان نزدیک‌ترین قلمروهای فرهنگی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای بودند، نگاه او به هنر هرگز در ادبیات متوقف نشد. در طول دهه‌های حضور در رأس جمهوری اسلامی، بارها از سینما، خوشنویسی، معماری ایرانی، نگارگری، موسیقی سنتی و هنرهای تجسمی سخن گفت و آنها را نه صرفاً ابزارهای زیبایی‌شناختی، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و هویت تمدنی ایران دانست.

در نگاه او، هنر زمانی ماندگار می‌شود که بتواند حقیقتی انسانی یا تاریخی را روایت کند. از همین رو، بارها از فیلم‌ها، رمان‌ها، شعرها و آثار هنری‌ای که به باورش توانسته بودند تصویری صادقانه از تاریخ، مقاومت، ایمان یا زندگی مردم ارائه دهند، تمجید کرد. او در دیدارهای متعدد با هنرمندان، بر این نکته تأکید می‌کرد که هنر نباید به تبلیغات تقلیل یابد؛ بلکه باید با زبان خود سخن بگوید و مخاطب را به اندیشیدن وادارد. هرچند این دیدگاه، در عمل با سیاست‌های فرهنگی جمهوری اسلامی همواره محل بحث و نقد بوده است، اما در سخنان او، هنر همواره جایگاهی فراتر از سرگرمی داشت.

 

سینما؛ روایتی که می‌تواند تاریخ را زنده کند

در میان هنرهای معاصر، سینما جایگاه ویژه‌ای در نگاه او داشت. او بارها از ظرفیت سینما برای روایت تاریخ ایران، انقلاب و دفاع مقدس سخن گفت و معتقد بود تصویر، گاه می‌تواند اثری ماندگارتر از ده‌ها کتاب بر ذهن مخاطب بگذارد.
در دیدارهای خود با فیلم‌سازان، علاوه بر موضوع فیلم‌ها، به ساختار روایت، شخصیت‌پردازی و صداقت اثر نیز اشاره می‌کرد. از نگاه او، سینمای ایران زمانی موفق است که بتواند تجربه تاریخی و فرهنگی جامعه ایرانی را با زبانی هنرمندانه بازآفرینی کند.

 

موسیقی، خوشنویسی و معماری؛ میراثی که باید حفظ شود

اگرچه درباره موسیقی همواره مواضع فقهی و فرهنگی خاص خود را بیان می‌کرد، اما در عین حال از موسیقی سنتی ایرانی به عنوان بخشی از میراث فرهنگی کشور یاد می‌کرد و حفظ اصالت آن را ضروری می‌دانست. در حوزه خوشنویسی نیز بارها از جایگاه خط فارسی و هنر کتابت سخن گفت؛ هنری که به باور او، قرن‌ها با قرآن، شعر و فرهنگ ایرانی پیوند خورده است.

معماری ایرانی نیز در نگاه او تنها ساختن بنا نبود؛ بلکه بازتابی از جهان‌بینی، اقلیم و تاریخ این سرزمین به شمار می‌رفت. از این منظر، حفظ بناهای تاریخی و توجه به هویت معماری ایرانی، بخشی از پاسداشت حافظه ملی تلقی می‌شد.
 

فرهنگ؛ سرمایه‌ای برای استمرار هویت

در بسیاری از سخنرانی‌ها، آیت‌الله خامنه‌ای بر این باور تأکید می‌کرد که قدرت یک کشور تنها با اقتصاد یا توان نظامی سنجیده نمی‌شود؛ بلکه فرهنگ نیز یکی از پایه‌های اصلی اقتدار ملی است. از همین رو، کتاب، شعر، زبان فارسی، تاریخ، هنر و ادبیات را حلقه‌هایی از زنجیره‌ای می‌دانست که هویت ایرانی را در طول قرن‌ها حفظ کرده است.

این نگاه، در سیاست‌های فرهنگی جمهوری اسلامی نیز بازتاب یافت؛ از حمایت از برخی جشنواره‌های هنری و ادبی گرفته تا تأکید بر ادبیات دفاع مقدس، شعر آیینی و تولید آثار فرهنگی با محوریت هویت ایرانی ـ اسلامی.

در عین حال، این رویکرد همواره محل بحث و نقد نیز بوده است. برخی آن را عامل تقویت تولیدات فرهنگی همسو با نظام دانسته‌اند و برخی دیگر، محدودکننده تنوع و آزادی در عرصه فرهنگ و هنر ارزیابی کرده‌اند. فارغ از این داوری‌ها، تردیدی نیست که فرهنگ در اندیشه و عمل سیاسی او، جایگاهی حاشیه‌ای نداشت و یکی از ارکان اصلی نگاهش به جامعه بود.
 

سیاستمداری که کتاب را کنار نگذاشت

زندگی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای را معمولاً با سیاست روایت می‌کنند؛ با مبارزه علیه حکومت پهلوی، سال‌های زندان و تبعید، حضور در شورای انقلاب، ریاست‌جمهوری و سپس رهبری جمهوری اسلامی.اما اگر از لابه‌لای این فرازهای سیاسی، خطی ممتد را دنبال کنیم، به عنصر دیگری می‌رسیم که از نوجوانی تا واپسین سال‌های زندگی همراه او باقی ماند: کتاب.کتاب در زندگی او، نه یک سرگرمی، بلکه شیوه‌ای برای اندیشیدن بود. از جلسات قرآن در خانه پدری و انجمن‌های ادبی مشهد، تا مطالعه رمان‌های بزرگ جهان، ترجمه آثار اندیشه اسلامی، نقد شعر، گفت‌وگو با نویسندگان، حضور در نمایشگاه کتاب، نگارش تقریظ بر آثار دفاع مقدس و دیدارهای سالانه با شاعران، همه نشان می‌دهد که رابطه او با فرهنگ، رابطه‌ای مستمر و چندلایه بود.

شاید به همین دلیل است که بسیاری از زندگینامه‌های بین‌المللی او نیز، در کنار نقش سیاسی‌اش، به علاقه‌اش به شعر فارسی، رمان، تاریخ و ادبیات اشاره کرده‌اند. برای نویسندگان این آثار، او تنها یک رهبر سیاسی نبود؛ بلکه شخصیتی بود که کتاب و ادبیات، بخشی از هویت فردی و فکری‌اش را شکل داده بود.در پایان این روایت، می‌توان گفت که اگر زندگی سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای را سلسله‌ای از تغییر نقش‌ها بدانیم ـ از طلبه، مبارز، زندانی، تبعیدی، رئیس‌جمهور تا رهبر ـ زندگی فرهنگی او، برخلاف این دگرگونی‌ها، مسیری پیوسته داشت. نقش‌ها تغییر کردند، مسئولیت‌ها سنگین‌تر شدند و جایگاه سیاسی دگرگون شد، اما کتاب همچنان در متن زندگی او باقی ماند.
همین استمرار است که نسبت او با فرهنگ را از یک علاقه شخصی فراتر می‌برد و آن را به یکی از وجوه متمایز شخصیتش در تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل می‌کند؛ شخصیتی که موافقان و منتقدانش، هر دو، بر گستردگی مطالعات، آشنایی با ادبیات کلاسیک و معاصر و پیگیری مداوم تحولات حوزه کتاب و نشر اتفاق نظر دارند و شاید بتوان روایت این زندگی را با همان جمله‌ای به پایان رساند که او پیش از آن که سیاستمدار باشد، کتاب‌خوان بود؛ و حتی هنگامی که سیاست تمام زندگی‌اش را فرا گرفت، کتاب را هیچ‌گاه از زندگی خود کنار نگذاشت.

ارسال نظر

آخرین اخبار