EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۸۱۱۴

نامه احساسی مریلا زارعی به رهبر شهید

مریلا زارئی، بازیگر سینما، در نامه‌ای خطاب به «رهبر شهید انقلاب» که هم‌زمان با حادثه دلخراش میناب و حماسه‌آفرینی مدافعان وطن نوشته شده، از شرمندگی خود در قبال «ندیدن» و «ندانستن» تا ابد نوشت و تأکید کرد که ملت ایران همه این داغ‌ها را با ایثار جان‌برکفان به حماسه تبدیل کرده است.

نامه احساسی مریلا زارعی به رهبر شهید

در پیام مریلا زارعی آمده است:

آقای شهیدم سلام

آقاجان، رفتنت را باور نمی‌کنم

۷ روز و شب گذشت و من هر لحظه پلکهایم را به هم می‌فشارم بلکه با باز شدنش از این خواب هولناک بیدار شوم و ببینم که همه اینها کابوس بوده... اما تلاش بیهوده ایست.

تو یکپارچه نور، یک کهکشان انرژی، تبدیل شدی به ذراتی کوچک به تعداد همه عشاقت، به تعداد همه مظلومان و رنجدیدگان جهان.

تو تکثیر شدی و نورت به قلب تک تک آزادیخواهان نفوذ کرد...

چه کسی تصور می‌کرد که بعد از آن شب‌های تلخ دی‌ماه که با دل شکسته رنج معترضان را بر جان خریدی رفتنت در میان هلهله‌های شادی فریب خوردگان رسانه‌های دشمن اینگونه حماسه آفرین شود؟

و هر چه می‌گذرد من غمگین‌تر می‌شوم؛ غمگین‌تر و شرمگین که تمام این سالها فرصت حضور در محضر صمیمی و مهربانت را از دست دادم.

کاش شاعر بودم و در رثای این هجر می‌سرودم.

کاش نقاش بودم و در ترسیم این داغ رنگ‌ها را بر بوم نقاشی‌ام بی‌رحمانه فرود می‌آوردم‌.

کاش می‌نواختم، بلکه می‌شد تمام این غم را از سرانگشتانم به تارهای ساز وارد کنم که اگر اینچنین می‌شد، نوایش ترجمان آه جگرسوزی بود که در این لحظه بر دلم سنگینی می‌کند.

آقاجان هنوز خبر پرکشیدنت بر جانم تازه بود که داغ ۱۶۸ دانش آموز و معلم مینابی امانم را برید. داغ پشت داغ و تا همین لحظه بی امان بر این جنایات علاوه می‌شود.

اما ملت غیور سرزمینم همه این داغها را به حماسه بدل کردند؛

از امدادگران جان برکف تا فرماندهان و سربازان شجاع کشورم که در این روزها، برای دفاع از خاک و ناموسشان، برای حفظ جان زنان و کودکان سرزمینشان از آسایش خود گذشتند تا کشورشان یکپارچه بماند و هیچ بیگانه‌ای جرات پاره پاره کردن پرچم سه رنگ مقدسمان را به خود ندهد...

آقاجان، اما من، چه کردم؟ هیچ.

من ماندم و داغی از پشیمانی ندیدنت و نداشتنت تا ابد...

منبع: خبرآنلاین 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار