کاریکاتوریست جهانی که با «مجله فیلم»؛ روح سینمای بعد از انقلاب شد
گروه فرهنگ و هنر آوش/ فردا ده شهریور پنجمین سالگرد درگذشت «مسعود مهرابی» است، کسی که میراثش برای بسیاری از نوجوان و جوانان مشتاق سینما که در دهه 60 به دنبال یک برگه کاغذ بودند، «مجله فیلم» یک دنیا بود. نشانی از یک سبک زندگی که به هنر و سینما گره میخورد.

روزنامهنگاری که تصویر را عمیقاً میشناخت، چه زمانی که درباره سینما مینوشت و چه زمانی که کاریکاتور میکشید. نویسنده و هنرمندی که نامش به سینمای ایران گرهخورده است؛ آن هم نه امروز که فضا متفاوت است، بلکه اولین روزهای دهه ۶۰ که انقلابیون خشمگینِ تازهنفس، نفسکش میطلبیدند. سرگیجهای بود که خلاصه تکلیف سینما چه میشود، سینما کجا باید بایستد، حتی جدیتر شاید، «بودن سینما» مسئلهای وجودی بود؛ و این پرسش مطرح میشد «سینما باشد یا نه» و از نظر بعضی از انقلابیون «چه نیازی است به این هنرِ طاغوتی».
در هراس آن روزها که هنرمندان ممنوعالکار شدند، عدهای مهاجرت کرده و تن به ترک وطن دادند حتی فیلمسازانی که پیش از انقلاب از حامیان تغییرات گسترده و براندازی بودند نیز جایی در سرزمین مادری نداشته سرگردان شهرهای دنیا شدند. و بعضی از آنان که ماندند مجبور بودند تعهد و امضا بدهند که دیگر کار نخواهند کرد و باید نسبت به آنچه بودند، تواب میشدند و توبهکار. همان روزهایی که سالنهای سینما متروک شدند و چراغهایش خاموش، برخی تغییر کاربری دادند و یا خیلی محدود فیلمهای انقلابی جهان را اکران میکردند، همان زمانی که تنش و درگیری جریانهای سیاسی در خیابانها بیداد میکرد؛ او به دنبال احیای سینما بود و نقد حرفهای فیلم. «مسعود مهرابی» که سال ۱۳۵۰ روزنامهنگاری را آغاز کرده بود، سال ۱۳۶۱ بالاخره توانست مجوز «مجله فیلم» را بگیرد و راهی را با دوستانش باز کرد که بالی برای بالیدن سینمای ایران شد.
او فقط روزنامهنگار و منتقد سینما نبود او به جریان سینما و فیلمسازی در ایران کمک کرد. نامهای بسیاری با او همکاری کردند، از عباس کیارستمی تا کیومرث پوراحمد و... . او به جریان سینما و فیلمسازی در ایران کمک کرد. او با راهاندازی گفتوگوها و نقد فیلمهای سینماگران مطرح موج نو که محصول کارشان سینمای درخشان دهه ۶۰ و ۷۰ بود، کمک کرد تا مجله فیلم راه ارتباطی بین مخاطبان و کسانی همچون ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، علی حاتمی، کیانوش عیاری و... باشد و این تلاشها در ادامه به ظهور سینمای جوان دهه ۸۰ و ۹۰ منتهی شد.
مهرابی بیرون کادر در یک قاب دیگر
مهرابیِ کاریکاتوریست و گرافیست اگرچه پرکارتر از مهرابی منتقد سینمایی بود؛ اما جامعه، مهرابی سینمایی را به دلیل فراگیری آن بیشتر میشناسد؛ درحالیکه مهرابی هم در مجله توفیق کار میکرد هم در گل آقا و آیندگان و زن روز.
مسعود مهرابی در دنیای کاریکاتوریستها، چهرهای شناخته شده و جهانی بود، او بهغیراز اینکه ۱۴ نمایشگاه انفرادی از قبل از انقلاب تا سال ۷۲ در تهران برگزار کرد، در بیشتر از ۵۰ نمایشگاه بینالمللی کاریکاتور حضور داشت و اولین جایزه بینالمللی تاریخ ایران در زمینه کاریکاتور را از آن خود کرد، مدال برنز از نمایشگاه جهانی کاریکاتور روزنامه «یومیوری شیمبون» پرتیراژترین روزنامه جهان هم دستاورد دیگر او در حوزه کاریکاتور بود که در سال ۱۳۵۹ آن را دریافت کرد. (سالها پیش از آنکه مجله فیلم را داشته باشد.)
او از دوستان «ناجی علی» هنرمند و کاریکاتوریست فلسطینی بود که کاریکاتور کودک ده ساله «حنظله»را معروف و جهانی کرد که سر آخر در لندن ترور شد. مهرابی تا آخر روزهای زندگی ناجی علی با او دوست بود و این دو آثاری متاثر از یکدیگر می کشیدند.
مهرابی گرافیست بود و در تولید کتاب هم دستی بر آتش داشت، مجموعههای از نویسندگانی همچون «بابک احمدی» و «ایرج کریمی» را به چاپ رساند. و در اواخر دهه ۶۰ در معرفی و تولید کتاب برای سینماگران متفاوت جهان همچون «سرگئی پاراجانف»، «یاسوجیرو ازو»، «فرانسوا تروفو» نقش داشت.
فردا ده شهریور پنجمین سالگرد درگذشت «مسعود مهرابی» است، کسی که میراثش برای بسیاری از نوجوان و جوانان مشتاق سینما که در دهه 60 به دنبال یک برگه کاغذ بودند، «مجله فیلم» یک دنیا بود. نشانی از یک سبک زندگی که به هنر و سینما گره میخورد. در روزگاری که نه اینترنت بود و نه دسترسی به مجلات و روزنامههای آن طرف آبی، در روزگاری که حتی روزنامههای داخلی هم اندک بودند، مجله فیلم یک دارایی بود. آن هم به همت مردی که ۵ سال است در میان ما نیست. یادش گرامی.
