EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۲۹۰۱
در برنامه کلاسیک‌های کانون مطرح شد

واروژ کریم مسیحی روی یک نسل از هنرمندان اثر گذاشت

منتقدان و اهالی سینما، واروژ کریم مسیحی را شاگرد هنری بهرام بیضایی دانستند که روی یک نسل از هنرمندان اثرگذار بود.

واروژ کریم مسیحی روی یک نسل از هنرمندان اثر گذاشت

برنامه کلاسیک‌های کانون؛ واروژ کریم مسیحی با «سفر» بهرام بیضایی و «سلندر» واروژ کریم مسیحی به همت کانون کارگردانان سینمای ایران و موزه سینمای ایران و با همکاری فیلمخانه ملی ایران برگزار شد و مدیریت برنامه را اصغر نعیمی، فیلمساز، بر عهده داشت.

این برنامه با استقبال بسیاری از سوی مخاطبان روبه‌رو شد و داریوش فرهنگ، سیروس حسن‌پور، حسن رضایی، وحید موسائیان، ذبیح‌الله رحمانی، محمد رحمانی، علی ژکان، سعید نجاتی، سیاوش چراغی‌پور، محمدرضا دلپاک، محسن امیریوسفی، مهدی میامی و فاطمه محمدی، مدیر موزه سینمای ایران، از جمله حاضران در این رویداد بودند.

نعیمی در آغاز گفت: به علت حس قدرشناسی که در این هنرمند نسبت به استاد درگذشته سینمای ایران، بهرام بیضایی، که تاثیر مشخصی در کارنامه واروژ کریم مسیحی داشته است، «سفر» به نمایش دربیاید وگرنه قصد ما بر پخش «پرده آخر» و «سلندر» بود. این‌چنین شد که ما از پیشنهاد ایشان استقبال کردیم و این را به فال نیک گرفتیم، چون فیلم «سفر» هم نمایش‌های معدودی داشته است. وحید موسائیان برای پیدا کردن نسخه خوبی از «سفر» که ترمیم شده و قابل نمایش باشد، تلاش فراوانی کردند. همچنین، از همین‌جا از مرکز سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تشکر می‌کنم که این نسخه باکیفیت را در اختیارمان گذاشتند.

شهرام جعفری‌نژاد درباره نکات بارز فعالیت‌های واروژ کریم مسیحی عنوان کرد: راجع به واروژ کریم مسیحی به ذکر چند نکته مهم به صورت فهرست‌وار اکتفا می‌کنم. واروژ کریم مسیحی وارث شایسته مسیر قابل‌توجه ارامنه در تاریخ سینمای ایران است. ارامنه در سینمای ما نقش قابل‌توجهی، به‌ویژه در امور فنی، داشته‌اند که می‌توان از جمله آنها به مقوله کارگردانی، فیلمبرداری، تدوینگری و صدابرداری اشاره کرد.

واروژ یکی از آخرین حلقه‌های فعال ارامنه در سینمای ایران است که بار دیگر توجه ما را به نقش آنها در باروری سینمای ایران جلب می‌کند. نکته دیگر درباره واروژ، پایمردی و ایستادگی او در دستیاری کارگردانی برای کارگردانان مطرحی همچون بهرام بیضایی است. این در حالی است که او پس از چند سال به سادگی می‌توانست اولین فیلم بلند خودش را بسازد ولی سال‌ها و سال‌ها در کنار بیضایی، در شرایط سخت و با مشکلاتی که فیلم‌های این کارگردان با آن دست و پنجه نرم می‌کردند، ایستاد و همچنان از او آموخت، به‌طوری که دیر وارد عرصه ساخت فیلم بلند سینمایی شد.

او افزود: نکته دیگر تعداد فیلم‌هایی است که ساخته و کیفیت و کمیت آن است. واروژ سه فیلم کوتاه و سه فیلم بلند ساخته است که بسیار کم است و از این جهت بد و غمبار برای ما و تاریخ سینمای ایران است که کسی با توانایی‌های واروژ این تعداد فیلم را ساخته باشد. آخرین نکته هم این است که واروژ به هر کاری تن نمی‌دهد و هیچ‌وقت از استانداردهای خودش خارج نمی‌شود. به هر کاری تن نمی‌دهد و می‌خواهد به سلیقه خودش کار کند. از این‌رو سعی می‌کند خودش را با تدوین و فعالیت‌های دیگر سرگرم کند. موارد دیگری هم هست که اینجا فرصتش نیست و هر کدام از موارد گفته‌شده کافی است تا یک شخصیت در طول زندگی‌اش ماندگار شود و حالا فکر کنید تجمیع این موارد در یک نفر چقدر غرورانگیز است.

داریوش فرهنگ درباره معنی نام واروژ با اشاره به خوش‌آوایی آن گفت: واروژ اسم خوش‌آوایی است و در هر گویش و زبانی به راحتی قابل تلفظ است و به معنی آغاز زندگی است. او خیلی زود کار حرفه‌ای سینما را در سال ۱۳۵۱ و در فیلم «رگبار» ساخته بهرام بیضایی شروع کرد و این شانس را داشت که به عنوان دستیار کارگردان با این همیشه استاد کار کند.

فرهنگ درباره سختی ساخت «سلندر» و نقشی که او بازی کرد، اظهار کرد: راجع به نحوه شکل‌گیری «سلندر» باید بگویم که قرار شد من و واروژ سریال «سربداران» را بسازیم و استاد بنویسد و ما بسازیم و من کمک واروژ باشم. واروژ گفت که گفتند همین‌طوری که نمی‌شود سریال بسازی؟ باید یک فیلم کوتاه بسازی تا ببینیم چند مرده حلاجی. درست است که دستیار بهرام بیضایی و کامران شیردل، امیر نادری، بهمن فرمان‌آرا و غیره بودی، ولی بیا یک فیلم ۳۰ دقیقه‌ای بساز تا ببینیم چه‌کاره‌ای. با واروژ دست دادیم و گفتیم آغاز خوبی است. هم خوشحال شدیم و هم خوش‌باور. اول از همه راجع به انتخاب بازیگر صحبت شد و من یک جوان سیاه‌چرده لاغراندام در کنار محمد مطیع، که روحش شاد، که فربه بود و قرار بود نقش دو مغول وحشی را بازی کنیم. به واروژ گفتم مطمئنی که جثه من به این نقش می‌خورد؟ گفت حلش می‌کنیم.

او افزود: سپس عبدالله اسکندری، طراح گریم، پیشنهاد تراشیدن سر را داد و گفت یک تکه مو پشت سرت آویزان می‌کنیم. من با واروژ از سال ۱۳۵۵ رفیق بودم و گفتم قبول. انجام بده. واروژ در بحث لباس هم گفت لباست را طوری می‌سازیم که ابهت خاصی به تو بدهد. در نتیجه، سر صحنه همیشه ۲ نفر لباس مرا حمل می‌کردند، از بس که سنگین بود و ۴۰ کیلو وزن داشت. آن موقع مبحث دستیار صحنه و لباس مطرح نبود. گفتم لباس سنگین است. گفت تازه باید اسب‌سواری هم کنی. گفتم من تا حالا اسب‌سواری نکرده‌ام. جواب داد که سوار بر اسب باید تیراندازی هم کنی. گفتم چه کاری نباید بکنم؟ همه کارهای سخت جهان را که باید انجام بدهم. برای ساخت فیلم هم به یک کاروانسرای متروکه در ۷۰ کیلومتری تهران رفتیم. برای ۷۰ روز. «سلندر» یک فیلم تکنیکی بسیار قوی و بسیار شنیداری است. آن کاروانسرای متروکه مثل شهر سوخته و گروگان‌گرفته در عمق تمام تصاویر خودنمایی می‌کند که این دو تا مغول این وحشی‌گری را انجام می‌دهند. با هر مصیبتی که بود، فیلم ساخته شد، ولی خبری از سریال «سربداران» برای ما نشد.

فرهنگ در سخنان پایانی، درباره وقفه‌های پیش‌آمده برای واروژ کریم مسیحی برای ساخت فیلم‌هایش گفت: آرزو می‌کنم واروژ هر چه زودتر سلامتی‌اش را بازیابد، چون جای او خیلی خالی است. هفت سال طول کشید تا او فیلم اولش را بسازد، ۱۸ سال طول کشید تا فیلم دومش را بسازد و تا به امروز ۱۸ سال طول کشیده که اگر قرار است فیلم سومش را بسازد. واقعاً یعنی چه؟

سیروس حسن‌پور راجع به نحوه ورودش به سینما و آشنایی با بهرام بیضایی گفت: آغاز همکاری من با بیضایی در فیلم «عمو سیبیلو» بود. من در آن فیلم نقش شیپورچی را داشتم و بعد از آن فیلم «رگبار» هم کار کردم. فیلم «رگبار» که تمام شد، آن زمان بیضایی ژیان داشت و دنبال من و دوست همبازی من، عباس، در «سفر» آمدند که جایش امروز خالی است. بیضایی آن روز گفت که می‌خواهم یک فیلم بسازم و خیلی فیلم سختی است. شما دو نفر توانایی بازی در آن را دارید؟ ما در جواب گفتیم مثل آن دو فیلم، این را هم بازی می‌کنیم و کاری ندارد. پس من به واروژ می‌سپارم که بیاید و یک مدتی دیالوگ‌ها را با شما دو نفر تمرین کند. حدود ۲۵ روز واروژ کریم مسیحی می‌آمد و از صبح تمام دیالوگ‌ها را با ما تمرین می‌کرد. وقتی هم که فیلمبرداری شروع شد، تمام تکیه‌گاه من و عباس در آن دوران واروژ بود و البته دوستان خوبی که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بودند و افراد بسیار فرهنگی در آنجا فعالیت داشتند.

او افزود: بعد از فیلم «سفر» هم آخرین فیلمی که فرصت همکاری با بهرام بیضایی را داشتم، «چریکه تارا» بود. از آنجا به بعد بود که علاقه من به فعالیت در سینما بیشتر شد و آن هم به علت روحیاتی بود که واروژ داشت.

اصغر نعیمی واروژ کریم مسیحی را دستیار کارگردانی وفادار نامید و گفت: واروژ کریم مسیحی واقعاً انسان نمونه‌ای بود؛ قبل از اینکه فیلمساز بشویم، به عنوان دستیار کارگردان و برنامه‌ریز فعالیت می‌کردیم و همیشه در ذهن‌مان واروژ کریم مسیحی را به مثابه یک فرد وفادار و کسی که به راحتی «آری» برای فیلم ساختن نمی‌گوید تصور می‌کرده‌ایم و این مهم‌ترین ویژگی بود که واروژ داشت و بدون اینکه مصاحبه و جایی آن را بیان و ابراز کند، این ویژگی به عنوان یک تجربه در اختیار نسل ما قرار گرفت، یعنی ما فکر می‌کردیم معنای دستیار خوب، وفادار بودن به کیفیت اثر و سازنده اثر، یعنی کارگردان، است و الزاما به این معنی نیست که هر دستیار کارگردان خوبی به هر قیمت و به سرعت وارد فیلمسازی بشود. آن موقع یک شوخی بین ما بود که می‌گفتیم واروژ کریم مسیحی ۲۰ سال طول کشید تا فیلم اولش را بسازد، بنابراین نباید عجله کرد. از این نظر می‌خواهم بگویم که واروژ کریم مسیحی روی یک نسل تأثیر گذاشت.

در ادامه، به پاس سال‌ها تلاش واروژ کریم مسیحی، کارگردان نامدار سینمای ایران، از این هنرمند با اهدای لوح سپاس موزه سینمای ایران تقدیر به عمل آمد و فاطمه محمدی، مدیرعامل موزه سینمای ایران، آن را به علی ژکان به نیابت از واروژ کریم مسیحی تقدیم کرد.

در انتهای این برنامه که غروب شنبه، ۱۷ مردادماه، در سالن سینماتوگراف موزه سینمای ایران برگزار شد، فیلم‌های «سفر» ساخته بهرام بیضایی و «سلندر» ساخته واروژ کریم مسیحی، ترمیم و بازسازی‌شده به همت فیلمخانه ملی ایران، به نمایش درآمد.

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار