فصل تازه ایران و اسلام سیاسی
پرچم سرخ در جهان بینی شیعه به معنی خونخواهی است. در دورههای زمانی خاصی از جمله در دهه اول محرم، پرچم مرقدهای امامان شیعه به رنگ قرمز در میآید که یادآور و گرامیداشت حادثهی کربلا ست. تصادفی نیست که ایران برای تشییع و تدفین رهبر شهید خود بازه زمانی دهه دوم محرم، عنصر تصویری پرچمهای سرخ و چهار مرقد از یازده مرقد امامان شیعه را بهعنوان مکانهای منتخب تشییع انتخاب کردهاند.
فاطمه کریمخان/ دو روز قبل از شروع مراسم شش روزه تشییع و تدفین رهبر شهید جمهوی اسلامی ایران در روز شنبه، مسیرهای خروجی شهر ۹ میلیونی تهران با ترافیک سنگین روبهرو بود. ترافیک خروجی در آستانه تعطیلاتی مانند آنچه که برای مراسم تشییع در نظر گرفته شده بود عجیب نیست. تهران مانند هر پایتخت دیگری میزبان جمعیت عظیم مردمی است که اصالتا متعلق به این شهر نیستند و از هر فرصتی برای سرزدن به خانههایشان استفاده میکنند. با در نظر گرفتن برنامه عظیم تشییع و پیشبینی حضور جمعیت چند میلیون نفری در مراسمی که بسیاری از مردم چهارماه تمام منتظر آن بودند، این که عدهای چه به سبب تمایلات سیاسی، چه به سبب میل به فاصلهگرفتن از جمعیت بخواهند از شهری که میزبان اصلی تشییع است خارج شوند، قابل پیش بینی بود.
ستاد برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران و اعضای خانوادهاش که جنگ اخیر اسراییل و آمریکا علیه ایران با ترور و شهادت آنها آغاز شد، یک هفته قبل از مراسم تاریخ و برنامهها را بهدقت اعلام کرده بود. ایران معاصر سابقه طولانی در برگزاری تشییع جنازههای پرشور دارد، اما علاوه بر این سابقهای هم در اشتباهات مدیریت جمعیتهای عظیم دارد که فقط در یک نمونه در ماجرای تشییع پیکر سردار قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۲ به کشتهشدن دست کم شصت نفر در اثر ازدیاد جمعیت در صفوف تشییع کنندگان ختم شد. علاوه بر این تهدیدات علنی اسرائیل و برخی مفسران سیاسی آمریکایی حامی دولت ترامپ در کنار طرح این احتمال که شاید آیتالله مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران در مراسم نماز پدرش در تهران حاضر شود بر نگرانیها در مورد برگزاری مراسم تشییع افزوده بود و اینها همه غیر از نگرانیها در مورد تهدیدات تروریستی و درگیریهای سیاسی داخلی بین جمعیت حاضر در مراسم بود.
نمادها و برنامهریزیها برای تشییعی که در پیش بود
در میانه این گفتوگوها و گمانهزنیها، شهر تهران از روز پنجشنبه با تمهیدات ترافیکی و از روز جمعه با بستن خیابانهای منتهی به مصلی امام خمینی در مرکز شهر روبهرو شد. میهمانان خارجی در روز جمعه برای ادای احترام به تابوت کشتهشدگان حاضر شدند. دستگاه دیپلماتیک ایران در انتخاب و دعوت از هیاتهای خارجی بسیار سختگیرانه رفتار کرده و هیچ کدام از کشورهایی که در جنگ همدستی داشته یا در مورد آن سکوت کردند به مراسم ادای احترام دعوت نشده بودند. با این حال برگزارکنندگان مراسم اطمینان حاصل کردند که با انتخاب آیات مناسبتی از قرآن که در پیشگاه هر یک از هیاتهای دیپلماتیک قرائت میشد، احساسات قلبی خود را نسبت به برادران مسلمانی که برای ادای احترام آمده بودند، ابراز کنند.
از غروب جمعه با پایان مراسم دیپلماتیک، خیابانها در اختیار «امت» قرار گرفت، شعاع دو کیلومتری اطراف مصلی بسته شد تا بسیاری از مردم که برای مراسم حاضر شده و جایی را برای سپری کردن شب نداشتند در سایه سکوت خیابانها آرام بگیرند.
مراسم وداع که شامل قراردادن تابوت رهبر شهید ایران و خانواده او در یک سکوی مرتفع در مصلی برای ادای احترام از سوی مردم بود در روز شنبه، مراسم نماز در صبح روز یکشنبه و مراسم تشییع در تهران در روز دوشنبه برگزار شد. از صبح شنبه به بعد هر زمانی را که انتخاب کنید و از هر جهتی که به اجتماع مشایعت کنندگان نگاه کنید، تعداد پرچمهای سرخی که در دست حاضران است از هر نماد دیگری که مردم به دست گرفتهاند بیشتر است.
کارکرد نمادها در میانه میدان تشییع
پرچم سرخ در جهانبینی شیعه به معنی خونخواهی است و در دورههای زمانی خاصی از جمله در دهه اول محرم پرچم مرقدهای امامان شیعه به رنگ قرمز درمیآید که یادآور و گرامیداشت حادثهی کربلا است.
تصادفی نیست که ایران برای تشییع و تدفین رهبر شهید خود بازه زمانی دهه دوم محرم، عنصر تصویری پرچمهای سرخ و چهار مرقد از یازده مرقد امامان شیعه را به عنوان مکانهای منتخب تشییع انتخاب کردهاند. رهبر ایران که مصادف با سالگرد شهادت امام اول شیعیان در سال ۶۶۱ میلادی کشته شده است، ۹ روز بعد از سالگرد حادثه کربلا که امام سوم شیعیان در سال ۶۸۰ میلادی تشییع شد.
مراسم شش روزه تشییع پیکر رهبر شهید ایران را نباید با مراسم تشییع و تدفین رهبر اول انقلاب اسلامی مقایسه کرد؛ امام خمینی رهبر کاریزماتیک انقلاب اسلامی که بیش از یک دهه قبل از انقلاب هدایت جریان انقلابخواهی را بهدست گرفته بود، ۹ سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مورد نظرش درحالیکه کشور به تازگی از جنگی ۸ساله خارج شده و هنوز در برخی از جبههها در حال جنگ بود، درحالیکه نظام سیاسی مستقر بسیار جوان و تازه در حال تعریف خود بود به مرگ طبیعی درگذشت. اما آیتالله سیدعلی خامنهای، چهل و هفت سال بعد از انقلاب اسلامی ایران و در پی سه دهه هدایت سیاسی کشور در نظامی که از چنان نظم سازمانی برخوردار است که علیرغم شهادت رهبر، بسیاری از چهرههای سیاسی و تقریبا تمامی حلقه اول فرماندهان نظامی خود در دو جنگ ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه و مارس ۲۰۲۶ همچنان بدون اختلال به کار خود ادامه میدهد، توسط دشمن خارجی به شهادت رسیده است.
تشییع چنین رهبری را شاید بتوان با تشییع جنازه شهید سردار قاسم سلیمانی، فرمانده محبوب او در میدانهای نبرد خارجی «محور مقاومت» مقایسه کرد که در عراق توسط نیروهای آمریکایی کشته شد و در عراق و ایران قدم به قدم در شهرهای مختلف تشییع شد تا سرانجام در شهر زادگاهش در کرمان به خاک سپرده شد. رهبر شهید ایران هم در شهر زادگاهش یعنی مشهد و در جوار حرم امام هشتم شیعیان به خاک سپرده میشود و در این مسیر برای اولین بار بعد از انتخاب به رهبری یکبار هم از کشور خارج میشود تا پیکرش در دو شهر مقدس نجف و کربلا، اولی مدفن امام اول شیعیان و دومی مدفن امام سوم شیعیان تشییع شود.
تشییعی همچون نخ تسبیح در جهان تشیع
تشییع آیتالله خامنهای در جهان تشیع به نخ تسبیحی برای اتصال گروههایی از مردم حامی ایده اسلام سیاسی و مقاومت علیه «سلطه» تبدیل شده است. درحالیکه نگرانیهای امنیتی و لجستیکی مانع از این شد که مرزها به روی تمام کسانی که آماده حضور در مراسم بودند، باز شوند، ایران با یک برنامهریزی وسیع، گروههای محدودی از فعالان شبکههای اجتماعی از پاکستان، کشمیر، یمن، لبنان، عراق، آمریکا، ایتالیا و چند کشور دیگر را نه تنها برای شرکت در مراسم بلکه برای گزارش آن به خاک خودشان دعوت کرد. حجم تقاضای مردم عراق برای حضور در این مراسم به قدری گسترده بوده که در نهایت با درخواست مقامات سیاسی عراقی پیکر رهبر شهید به همراه تعدادی از مقامات سیاسی ایران از جمله رییس جمهور مسعود پزشکیان برای تشییع یک روزه در دو شهر به عراق منتقل شده است.
این حضور گسترده مشایعت کنندگان البته چتری برای پوشاندن اختلافات در سیاست ایران نبوده است. صف اول نمازگزاران در تهران از حضور بسیاری از چهرههای سیاسی که در دوران آیتالله علی خامنهای بازیگران اصلی سیاست ایران بودند، خالی است. عدم حضور هر سه رئیس جمهور سابق زنده ایران در این صف با چنان گفتو گو و واکنش و تفسیر گستردهای روبهرو شده است که حسام الدین آشنا از نزدیکان حسن روحانی، رئیس جمهور اسبق ایران ناچار شده در توییتی در حساب شخصیاش عدم حضور تعدادی از چهرههای سیاسی در نماز تهران را به «ملاحظات امنیتی و حفاظتی» مرتبط کند.
ممکن است ادعای او دقیقا مصداق موردنظرش را نرساند، اما فضای تشییع تهران نشان میدهد که در میان خیل عظیم مشایعات کنندگان که برخی آنرا بزرگترین اجتماعی که در زندگی دیده و تجربه کردند، خواندهاند، گروههای تندرویی وجود دارند که ممکن بوده است در صورت مواجهه با برخی چهرههای سیاسی از کنترل خارج شوند. ویدیوهایی از داخل مصلی و همینطور از خیابانهای اطراف جمعیتهایی را نشان میدهد که جریان عزاداری برای رهبر فقید ایران از تیم مذاکره کننده ایران در مذاکرات اخیر با آمریکا انتقاد میکنند، در یک ویدیوی دیگر که از یکی از خیابانهای اطراف محل تشییع که در روز سهشنبه ثبت شده است، گروهی با سنگ به خودروی حامل عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران و از مذاکرهکنندگان ارشد ایران در طول سالهای گذشته حمله میکنند.
از روزهای اول جنگ تا پیش از مراسم تشییع در هفته جاری، تهران و تعداد دیگری از شهرهای بزرگ به صورت مداوم میزبان اجتماعات خیابانی در حمایت از ایران در طول جنگ بوده است. این اجتماعات با وقوع آتشبس تا حدود زیادی تبدیل به میتینگهای سیاسی برخی از گروههای تندرو و مخالف مذاکره و حامی ادامه رویارویی نظامی شده است که به تحریک احساسات و شعار علیه دولت و شرکت در مذاکره با آمریکا دامن زده است. این اجتماعات در برخی موارد به قدری تند شده است که به شعارهای حاوی مضامین حذف فیزیکی رییس جمهور و اعضای هیات مذاکرهکننده ایرانی رسیده است. از شب به روز آمدن این گروه سیاسی و حضور آنها در مراسم تشییع چندان قابل پیشبینی بود. همانطور که بدون پاسخ ماندن این تحرکات که بخشی از رتوریک فضای سیاسی ایران در اقلا سه دهه اخیر بوده است، چندان تعجببرانگیز نخواهد بود.
با این وجود سیاست عملی در ایران به مسیر دیگری میرود. درحالیکه بسیاری انتظار داشتند تا مراسم تشییع با کشتههایی همراه باشد، دستبهدست دادن نهادهای سیاسی و مدنی و نظامی کمک کرد تا این مراسم آنطور که بسیاری از شرکتکنندگان میگویند در نظمی ورای تصور برگزار شود. محمد یکی از شرکتکنندگان در مراسم تشییع تهران در یک مصاحبه از طریق پیام رسان تلگرام میگوید: «به غیر از این که خلاف برنامه اعلام شده کاروانهایی که پیکرها را حمل میکردند، بهجای مسیر شرق به غرب تهران از انتهای مسیر غرب وارد شدند و بسیاری از مردم را که در طول مسیر چندین کیلومتری منتظر مشایعت پیکرها بودند، نادیده گرفت، مدیریت مراسم بسیار خوب بود. همه جا وجود آب خنک و سایر پیشبینیهای رفاهی برای حضور مردم شده بود. ما که مدیریت مراسم تشییع سردار سلیمانی را دیدیم، میتوانیم این دو را مقایسه کنیم و با اطمینان بگوییم که مراسم بسیار خوب برگزار شده است.» در کنار این، تکذیب ادعاها در مورد حضور آیت الله مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران در مراسم نشان میدهد که برای ساختار جدید سیاستگذاری در ایران، واقعیت تهدیدها از ارزش نمادین اولین حضور رهبر جدید در مراسم پدرش در یکی از حرمهای مقدس حضرت معصومه در قم یا امام رضا در مشهد بیشتر بوده است.
این عقلانیت عملی البته باعث نشده است که بخشی از مردم از ابراز احساسات نسبت به غیبت طولانی رهبر جدید از انظار عمومی خودداری کنند. آیتالله مجتبی خامنهای که ده روز بعد از شهادت پدر در روز اول جنگ بهعنوان رهبر جدید ایران انتخاب شده است، طی بیش از ۱۱۰ روزی که از آغاز رهبریاش میگذرد در انظار عمومی حاضر نشد. الهام ۴۴ساله و از شرکتکنندگان در مراسم تشییع در تهران در یک مصاحبه تلفنی میگوید: «اینکه رهبری را نمیبینیم، برای من احساس عدم امنیت بههمراه دارد. حضور او و شنیدن صدای او برای شخص من اهمیت زیادی دارد، چون باعث احساس آرامش و حفظ اتحاد و برگشتن امنیت به جامعه میشود، اما درک میکنم که به دلیل شرایط پیش آمده باید از او مراقبت شود.»
برآورد اینکه چه تعدادی از مردم در تهران و از شهرهای دیگر در تشییع تهران حضور داشتند، کار آسانی نیست. برگزارکنندگان مراسم از روزها قبل از مردم خواهش کرده و هشدار داده بودند که به دلیل گرمای هوا و نگرانی از ازدحام جمعیت از حضور طولانی مدت هم در مصلی و هم در مسیر مشایعت پیکرها خودداری کنند. همین مساله باعث میشود که حتی با مرور تصاویر هوایی و محاسبه مساحت زمین اشغالشده توسط مشایعت کنندگان نتوان به عدد نسبی تشییع کنندگان دست یافت. مخالفان جمهوری اسلامی و طرفداران فرزند شاه مخلوع ایران در روزهای گذشته ادعا کرده بودند که جمهوری اسلامی با واردکردن نیروهایی از افغانستان و یمن مراسم را پرشور کرده است. در حالی که مشایعت کنندگان افغانستانی تنها با ویزای ویژه با چند اتوبوس از مرز تایباد در شمال خراسان به مراسم آمده بودند و تمام هیئتی که از یمن به تهران آماده است، سرنشینان یک پرواز چارتر یک شرکت هواپیمایی ایرانی بودند که به صورت استثنایی با عبور از تحریم هوایی صنعا برای انتقال گروه محدودی از اعضای انصارالله به یمن رفته است.
شهروندان، راویانی که اینبار در میدان هستند
تمام تصاویر هوایی موجود از مراسم در تهران و قم دریایی از پرچم سرخ خونخواهی را در دستان مردم نشان میدهد. با این حال بین کسانی که برای یک نمایش سیاسی در این مراسم شرکت نکردهاند، غم و سوگواری به خشم و کینخواهی غالب است.
برخی از کسانی که در این مراسم شرکت کردهاند، احساس خود را مشابه «سوگ پدر» توصیف میکنند. زینت ۳۸ساله و از شرکت کنندگان در مراسم تشییع تهران در یک مصاحبه تلفنی میگوید: «تازه بعد از این که رهبری به آن شکل شهید شد، متوجه شدم که در نبود رهبری قرار است چه مصیبتهایی بر سر ما و بر سر کشور بیاید. تا امروز باورم نمیشد که ما واقعا رهبری را از دست داده باشیم. باید در این مراسم حاضر میشدم و خودم میدیدم که واقعا پیکر او تشییع میشود تا باور کنم. برای من به سختی ازدستدادن پدر است.»
فاطمه زهرا ۲۵ساله هم احساسات مشابهی را به اشتراک میگذارد: «رهبری پدر امت بود و حضور او احساس آرامش و امید و امنیت و تلاش برای آینده را در ما زنده میکرد. اینکه همیشه میگفت که شما جوانان آینده مملکت هستید، باعث میشد هر روز با انگیزه بیدار شوم و برای آینده تلاش کنم. با ازدسترفتن او احساس تنهایی و ناامیدی میکنم. همین که شرایط طوری شده است که نمیتوانیم رهبری جدید را ببینیم، نشان میدهد که اوضاع کشور چقدر با شهادت رهبری تغییر کرده است.»
اما در بین مردان و زنانی که در این فراق اشک میریزند، هستند کسانی که غم و شادی را با هم تجربه میکنند. محمدرضا فعال سیاسی ۴۵ساله در تهران میگوید: «اجتماعی که در مشایعت رهبری شکل گرفته از آن تجربههایی است که هر چند نسل یکبار ممکن است دست بدهد. این چیزی نیست که هر کسی بتواند آنرا تجربه کند. اما علاوهبراین، اجتماعی که شکل گرفته، نشاندهنده قدرت ایران و خروج آن از دوران آشفتگی است که در چند ماه گذشته در دو جنگ و آنچه که بین آن رخ داد، شاهد بودیم. برای ایران و همینطور برای محور مقاومت در منطقه، یک فصل جدید از راه رسیده است که اگر به تجربه ایران در طول پنج دهه گذشته نگاه کنیم به نظرم میتوانیم تصور کنیم که از گذشته روشنتر خواهد بود.»
فیلم سینمایی کالت «از کرخه تا راین» که دو سال بعد از درگذشت رهبر انقلاب اسلامی ایران، آیتالله خمینی ساخته شده، ادای احترامی است به تمام کسانی که در زمان از دست رفتن او، درکی از دنیای نو بعد از او نداشتند و تازه با دیدن مراسم سوگواری قیامتگونه او چشم به واقعیت جهان «پسا انقلابی» باز کردند.
در فیلم، یک رزمنده که در حملات شیمیایی چشمهای خودش را از دست داده است، وقتی با عمل جراحی بیناییاش را بهدست میآورد، اولین چیزی که برای تماشا انتخاب میکند، تصاویر ویدیویی از مراسم خاکسپاری رهبر انقلاب است و پس از آن در جریان سفرش با انقلابیهای بریده و نئوانقلابیان تازه پیوستهای روبهرو میشود که هر کدام درک متفاوتی از انقلاب و آنچه که باید ارائه دهد، دارند. شاید مراسم تشییع آیتالله سیدعلی خامنهای هم در سالهای پیشرو دستمایه ساخت از کرخه تا راینهای دیگری باشد که ریزشها و رویشهای دوران پس از او را به نمایش بگذارند.