EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۷۶۸۵
یادمان رهبر شهید

سفیر یک انقلاب در روزگار جنگ/ سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دهه نخست انقلاب از دریچه سفرهای آیت‌الله خامنه‌ای

تحریریه آوش/ از دمشق و طرابلس تا اسلام‌آباد، هراره، نیویورک، بلگراد و پکن؛ سفرهای خارجی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در دوران ریاست‌جمهوری تنها مجموعه‌ای از دیدارهای رسمی نبود، بلکه بخشی از تلاش جمهوری اسلامی برای تثبیت جایگاه خود در میانه جنگ، انقلاب و دگرگونی نظم جهانی بود؛ روایتی که هم در اسناد دیپلماتیک ایران ثبت شده و هم در آرشیو رسانه‌های جهان.

سفیر یک انقلاب در روزگار جنگ/ سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دهه نخست انقلاب از دریچه سفرهای آیت‌الله خامنه‌ای

چگونه سفرهای خارجی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، از حج سال ۱۳۵۸ تا سفر چین و کره شمالی در سال ۱۳۶۸، بازتابی از اولویت‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دهه نخست انقلاب شد؟ 
در نخستین دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سیاست خارجی ایران بیش از هر زمان دیگری زیر سایه بحران تعریف می‌شد؛ بحرانی که از اشغال سفارت آمریکا و قطع روابط با واشنگتن آغاز شد، با جنگ هشت‌ساله ایران و عراق ادامه یافت و هم‌زمان در متن رقابت‌های جنگ سرد، مناسبات تهران با جهان را شکل داد. در چنین فضایی، سفر خارجی مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی صرفاً یک برنامه تشریفاتی یا دیدار دیپلماتیک نبود؛ هر سفر بخشی از راهبردی بزرگ‌تر برای معرفی انقلاب، دفاع از مواضع ایران در جنگ، یافتن شرکای سیاسی و اقتصادی و تثبیت جایگاه جمهوری اسلامی در نظام بین‌الملل به شمار می‌رفت.
در میان چهره‌های سیاسی آن دوره، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای جایگاهی ویژه داشت. او پیش از آنکه در خرداد ۱۳۶۸ به رهبری جمهوری اسلامی انتخاب شود، در مقام نماینده مجلس، عضو شورای عالی دفاع، امام جمعه تهران و سپس رئیس‌جمهور، در مهم‌ترین مأموریت‌های خارجی جمهوری اسلامی حضور یافت. از حج سال ۱۳۵۸ و سفر به هند در آغاز جنگ گرفته تا دمشق، طرابلس، الجزیره، اسلام‌آباد، دارالسلام، هراره، نیویورک، بلگراد، پکن و پیونگ‌یانگ؛ مجموعه‌ای از سفرهایی که اگر در کنار هم دیده شوند، نقشه‌ای روشن از سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دهه نخست انقلاب ترسیم می‌کنند. 
 

جهان اسلام؛ نخستین مخاطب انقلاب

نخستین سفر خارجی آیت‌الله خامنه‌ای پس از انقلاب، سفر حج در سال ۱۳۵۸ بود؛ سفری که هم‌زمان با اشغال سفارت آمریکا در تهران و آغاز بحرانی کم‌سابقه در روابط ایران و غرب انجام شد. در آن روزها، کاروان ایرانی ناگهان در کانون توجه زائران و رسانه‌های جهان اسلام قرار گرفت. پرسش درباره ماهیت انقلاب، آینده ایران و نسبت آن با قدرت‌های جهانی، فضای گفت‌وگوها را شکل می‌داد. 
چند ماه بعد، در سال ۱۳۵۹، او در مأموریتی سیاسی راهی هند شد. دیدار با ایندیرا گاندی، تشریح مواضع ایران درباره جنگ تازه آغازشده با عراق و حضور در کشمیر، نشان می‌داد که جمهوری اسلامی تلاش دارد پیام خود را نه فقط به دولت‌ها، بلکه به جوامع مسلمان نیز منتقل کند. در این مقطع، دیپلماسی ایران بیش از آنکه بر ائتلاف‌های کلاسیک استوار باشد، بر پیوندهای سیاسی و فرهنگی با جهان اسلام و کشورهای مستقل تکیه داشت. 

سفرهای آیت الله خامنه ای

جنگ؛ محور اصلی سیاست خارجی

با آغاز ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۶۰، مأموریت‌های خارجی آیت‌الله خامنه‌ای نیز وارد مرحله‌ای تازه شد. نخستین سفر رسمی یک رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی در شهریور ۱۳۶۳ به سوریه، لیبی و الجزایر انجام شد؛ سه کشوری که هر یک به شکلی در معادلات جنگ و تحولات منطقه نقش داشتند. 
دمشق مهم‌ترین متحد منطقه‌ای ایران در جنگ بود. دیدار با حافظ اسد، تنها یک ملاقات دوجانبه نبود؛ بلکه بخشی از تلاش برای حفظ و تقویت همکاری‌های سیاسی و امنیتی میان دو کشور محسوب می‌شد. در طرابلس، گفت‌وگو با معمر قذافی بر محور فلسطین، مقابله با اسرائیل و تحولات جهان عرب متمرکز بود و در الجزایر نیز روابط با یکی از بازیگران مؤثر جنبش‌عدم تعهد گسترش یافت.
اگر این سه مقصد را در کنار هم قرار دهیم، تصویری روشن به دست می‌آید: سیاست خارجی ایران در میانه جنگ، هم‌زمان سه هدف را دنبال می‌کرد؛ حفظ متحدان منطقه‌ای، تقویت جایگاه خود در جهان عرب و بهره‌گیری از ظرفیت کشورهای مستقل برای دفاع از مواضع ایران در مجامع بین‌المللی. 
 

سال     مقصد     مأموریت                      مهم‌ترین بازتاب
۱۳۵۸ عربستان حج همزمانی با تسخیر سفارت آمریکا
۱۳۵۹ هند رایزنی درباره جنگ دیدار با ایندیرا گاندی
۱۳۶۳ سوریه، لیبی، الجزایر نخستین سفر خارجی رئیس‌جمهور آغاز دیپلماسی فعال
۱۳۶۴ پاکستان، تانزانیا، زیمبابوه، آنگولا، موزامبیک توسعه روابط جنوب استقبال گسترده مردمی در پاکستان
۱۳۶۵ زیمبابوه اجلاس عدم تعهد دیدار با رهبران جهان سوم
۱۳۶۶ آمریکا مجمع عمومی سازمان ملل نخستین سخنرانی رئیس‌جمهور ایران در سازمان ملل
۱۳۶۷ یوگسلاوی، رومانی گسترش روابط با اروپای شرقی سفر به سارایوو
۱۳۶۸ چین، کره شمالی آخرین سفر ریاست‌جمهوری آغاز نگاه پررنگ‌تر به شرق



جمهوری اسلامی و جهان سوم

زمستان ۱۳۶۴، مسیر دیپلماسی ایران به سوی آسیا و آفریقا ادامه یافت. پاکستان، تانزانیا، زیمبابوه، آنگولا و موزامبیک، مقاصد سفری بودند که فراتر از توسعه روابط دوجانبه، بیانگر توجه تهران به کشورهای جهان سوم بود. 

در پاکستان، استقبال گسترده مردمی از رئیس‌جمهور ایران بازتاب وسیعی در رسانه‌های بین‌المللی یافت. در تانزانیا و دیگر کشورهای آفریقایی نیز دیدار با رهبران سیاسی و جنبش‌های آزادی‌بخش، نشان‌دهنده تلاشی بود که جمهوری اسلامی برای پیوند زدن گفتمان انقلاب اسلامی با جنبش‌های ضد استعمار و ضد تبعیض نژادی دنبال می‌کرد. 
این سفرها در بستر جنگ سرد معنا پیدا می‌کنند؛ دورانی که بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی می‌کوشیدند مستقل از دو بلوک شرق و غرب عمل کنند و جنبش‌عدم تعهد، یکی از مهم‌ترین عرصه‌های گفت‌وگو و همکاری میان آنان بود. 
 

از نیویورک تا پکن؛ وقتی دیپلماسی ایران جهانی‌تر شد

تا میانه دهه شصت، جمهوری اسلامی توانسته بود شبکه‌ای از روابط سیاسی با بخشی از جهان اسلام، کشورهای آفریقایی و اعضای جنبش‌عدم تعهد ایجاد کند. اما ادامه جنگ، حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای در خلیج فارس و افزایش فشارهای بین‌المللی، تهران را ناگزیر می‌کرد که صدای خود را در مهم‌ترین تریبون‌های جهانی نیز به گوش دیگران برساند. در چنین فضایی، سفرهای خارجی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای وارد مرحله‌ای تازه شد؛ مرحله‌ای که مقصد آن دیگر تنها پایتخت‌های همسو نبود، بلکه سازمان ملل، اروپای شرقی و قدرت‌های بزرگ آسیایی را نیز دربر می‌گرفت. 

سفرهای آیت الله خامنه ای

نیویورک؛ جمهوری اسلامی پشت تریبون جهان

شهریور ۱۳۶۶، آیت‌الله خامنه‌ای برای شرکت در چهل‌ودومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد راهی نیویورک شد؛ سفری که نقطه عطفی در دیپلماسی جمهوری اسلامی به شمار می‌آید. 

او نخستین رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی ایران بود که در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد. این حضور در شرایطی انجام شد که جنگ وارد هفتمین سال خود شده بود، بحث اجرای قطعنامه ۵۹۸ در جریان بود و تنش‌های خلیج فارس، توجه قدرت‌های جهانی را به منطقه جلب کرده بود. 

در این سخنرانی، تلاش شد روایت ایران از جنگ، انتقاد از حمایت قدرت‌های غربی از عراق، دفاع از استقلال کشورهای در حال توسعه و حمایت از آرمان فلسطین در برابر نمایندگان کشورهای جهان مطرح شود. 
این سفر، صرفاً یک حضور رسمی نبود. دیدار با هیئت‌های مختلف، گفت‌وگو با رسانه‌های بین‌المللی، ملاقات با ایرانیان مقیم آمریکا و حضور در نماز جمعه مسلمانان نیویورک، نشان می‌داد که تهران از هر فرصت برای انتقال مستقیم پیام خود استفاده می‌کند.
واکنش‌ها نیز قابل توجه بود. برخی مقام‌های غربی، از جمله وزیران خارجه بریتانیا و کانادا، سخنان رئیس‌جمهور ایران را تند و تقابلی توصیف کردند؛ در مقابل، رسانه‌ها و محافلی در جهان اسلام و میان برخی کشورهای عضو جنبش‌عدم تعهد، این حضور را نشانه تلاش ایران برای دفاع از مواضع خود در برابر روایت غالب قدرت‌های بزرگ دانستند. 
 

هراره؛ ایران در میان کشورهای مستقل

چند هفته پیش از حضور در نیویورک، آیت‌الله خامنه‌ای در هشتمین اجلاس سران جنبش‌عدم تعهد در هراره، پایتخت زیمبابوه، شرکت کرده بود. جنبش‌عدم تعهد در دهه شصت، مهم‌ترین مجمع سیاسی کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین به شمار می‌رفت؛ کشورهایی که می‌کوشیدند در میانه رقابت شرق و غرب، سیاست مستقلی را دنبال کنند. برای جمهوری اسلامی، حضور در هراره تنها شرکت در یک اجلاس نبود. این اجلاس فرصتی برای دیدار با ده‌ها رئیس دولت، تشریح مواضع ایران درباره جنگ و تقویت روابط با کشورهایی بود که می‌توانستند در مجامع بین‌المللی از مواضع تهران حمایت کنند. 
 

از بلگراد تا سارایوو؛ دیپلماسی در آستانه پایان جنگ سرد

اسفند ۱۳۶۷، کمتر از یک سال پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، مقصد بعدی رئیس‌جمهور ایران، یوگسلاوی و رومانی بود. اروپای شرقی در آستانه تحولی بزرگ قرار داشت؛ نظام دو قطبی جهان در حال فرسایش بود و نشانه‌های فروپاشی بلوک شرق آشکار شده بود. در این سفر، حضور در سارایوو اهمیت ویژه‌ای داشت. بازدید از مسجد تاریخی غازی خسروبیگ، دیدار با مسلمانان بوسنی و حضور در کتابخانه تاریخی این شهر، بعدها و با آغاز جنگ بوسنی، معنایی فراتر از یک برنامه تشریفاتی پیدا کرد و در حافظه روابط ایران و مسلمانان بالکان جایگاه ویژه‌ای یافت. 
 

آخرین سفر؛ نگاه به شرق

اردیبهشت ۱۳۶۸، آخرین مأموریت خارجی آیت‌الله خامنه‌ای در جایگاه رئیس‌جمهور آغاز شد. چین و کره شمالی، دو مقصد این سفر بودند؛ سفری که در آستانه پایان دهه شصت وتنها چند هفته پیش از رحلت امام خمینی انجام شد. چین در آن مقطع، به‌تدریج اصلاحات اقتصادی خود را گسترش می‌داد و به بازیگری مهم در آسیا تبدیل می‌شد. جمهوری اسلامی نیز پس از پایان جنگ، در جست‌وجوی شرکای تازه برای بازسازی کشور بود. 
در روایت‌های اعضای هیات ایرانی، از جمله علی‌اکبر ولایتی و دیگر همراهان، خاطرات متعددی از این سفر نقل شده ؛خاطراتی که از حساسیت نسبت به رعایت تشریفات دیپلماتیک  تا دیدار با عالی‌ترین مقام‌های چین و تلاش برای تثبیت جایگاه هیات ایرانی را در بر می گیرد.
در ادامه، سفر به کره شمالی انجام شد؛ سفری که با استقبال گسترده رسمی همراه بود و از آخرین مأموریت‌های خارجی دولت در دهه شصت به شمار می‌رفت. 

سفرهای آیت الله خامنه ای

جهان، این سفرها را چگونه می‌دید؟ 

اما اگر آرشیو رسانه‌های بین‌المللی آن سال‌ها را مرور کنیم، تصویری متفاوت نیز به دست می‌آید. رسانه‌های غربی، این سفرها را عمدتاً در چارچوب جنگ ایران و عراق، رقابت‌های جنگ سرد و تلاش جمهوری اسلامی برای خروج از انزوای سیاسی تحلیل می‌کردند. پوشش سفر نیویورک، بازتاب استقبال کم‌سابقه در پاکستان، گزارش‌های مربوط به اجلاس‌عدم تعهد و حتی واکنش‌ها به سفر چین و کره شمالی، نشان می‌دهد که این مأموریت‌ها تنها در تهران دنبال نمی‌شد؛ بلکه در بسیاری از پایتخت‌های جهان نیز با دقت رصد می‌شد. در مقابل، رسانه‌های کشورهای اسلامی و بسیاری از اعضای جنبش‌عدم تعهد، این سفرها را بیشتر از زاویه حضور فعال جمهوری اسلامی در میان کشورهای مستقل و دفاع از مواضع ایران در جنگ بررسی می‌کردند. 

همین تفاوت در روایت‌ها نشان می‌دهد که هر سفر، فراتر از یک دیدار رسمی، بخشی از رقابت روایت‌ها درباره جایگاه جمهوری اسلامی در نظام بین‌الملل بود. 
در داخل ایران، سفرهای خارجی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای عمدتاً در چارچوب توسعه روابط سیاسی، دفاع از مواضع جمهوری اسلامی و تقویت همکاری با کشورهای اسلامی و مستقل روایت می‌شد؛ اما بیرون از مرزهای ایران، رسانه‌ها و تحلیلگران بین‌المللی از زاویه‌ای متفاوت به همین سفرها نگاه می‌کردند. 

روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های غربی تقریباً در همه گزارش‌های خود، سفرهای رئیس‌جمهور ایران را در متن جنگ ایران و عراق تحلیل می‌کردند. برای آنان، هر سفر پیش از آنکه یک دیدار دوجانبه باشد، نشانه‌ای از تلاش تهران برای شکستن فشارهای سیاسی، یافتن متحدان تازه و تثبیت جایگاه خود در نظام بین‌الملل بود. حتی خبر کوتاه اعلام سفر به پاکستان در زمستان ۱۳۶۴ نیز در رسانه‌های آمریکایی با اشاره به اهمیت این دیدار در میانه جنگ و روابط ایران با همسایگان منتشر شد. 

در مقابل، در بسیاری از کشورهای اسلامی و اعضای جنبش‌عدم تعهد، روایت دیگری شکل گرفت. رسانه‌های پاکستان، سوریه، الجزایر و برخی کشورهای آفریقایی بیش از آنکه بر جنگ تمرکز کنند، از استقبال مردمی، پیوندهای جهان اسلام و پیام‌های سیاسی انقلاب اسلامی نوشتند. سال‌ها بعد نیز مقامات پاکستانی از استقبال گسترده مردم از سفر سال ۱۳۶۴ به‌عنوان یکی از خاطره‌های ماندگار روابط دو کشور یاد کردند. 

سفر به نیویورک و حضور در مجمع عمومی سازمان ملل نیز بازتابی دوگانه یافت. برای رسانه‌های غربی، سخنرانی رئیس‌جمهور ایران ادامه تقابل لفظی تهران با ایالات متحده و متحدانش بود؛ اما برای بخش مهمی از رسانه‌های جهان سوم، این نخستین حضور رسمی رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی در مهم‌ترین تریبون بین‌المللی، فرصتی برای بیان روایت ایران از جنگ و دفاع از استقلال سیاسی کشور تلقی می‌شد. 

در سال‌های پایانی دهه شصت نیز سفر به یوگسلاوی، چین و کره شمالی، همزمان با تغییرات بنیادین نظام بین‌الملل، از نگاه تحلیلگران خارجی صرفاً مجموعه‌ای از دیدارهای تشریفاتی نبود. آنان این سفرها را نشانه تلاش تهران برای بازتعریف روابط خارجی خود در آستانه پایان جنگ سرد و آغاز دوره‌ای تازه در مناسبات جهانی ارزیابی می‌کردند. 
نکته قابل توجه آن است که اگرچه روایت رسانه‌ها درباره این سفرها متفاوت بود، اما تقریباً همه بر یک موضوع اتفاق نظر داشتند: رئیس‌جمهور ایران در دهه شصت، برخلاف تصویر کشوری منزوی، حضوری فعال در عرصه دیپلماسی داشت و از دمشق و اسلام‌آباد تا هراره، نیویورک، بلگراد و پکن، تلاش می‌کرد روایت جمهوری اسلامی را مستقیماً در برابر افکار عمومی و رهبران جهان مطرح کند. 

سفرهای آیت الله خامنه ای

پایان یک دوره؛ آغاز شیوه‌ای دیگر از دیپلماسی

اردیبهشت ۱۳۶۸، آخرین مهر خروج در گذرنامه رئیس‌جمهور ایران ثبت شد. کمتر از یک ماه بعد، با رحلت امام خمینی و انتخاب آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی، مسئولیتی تازه آغاز شد که ماهیت آن با همه سال‌های پیش تفاوت داشت. 

از آن پس، سیاست خارجی جمهوری اسلامی دیگر نه با سفرهای خارجی رهبر، بلکه از مسیر دیدار با رؤسای کشورها و فرستادگان ویژه در تهران، پیام‌های رسمی، مکاتبات دیپلماتیک و تعیین جهت‌گیری‌های کلان نظام دنبال شد. 

به همین دلیل، سفرهای سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۸ را باید فصلی مستقل در زندگی سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای دانست؛ فصلی که در آن، او در جایگاه نماینده مجلس، عضو شورای عالی دفاع و رئیس‌جمهور، یکی از چهره‌های فعال دیپلماسی جمهوری اسلامی بود. 

این سفرها فقط خاطره چند دیدار رسمی یا امضای چند توافقنامه نیستند. آن‌ها روایتی از نخستین دهه جمهوری اسلامی‌اند؛ دهه‌ای که در آن، انقلاب، جنگ، جنبش‌عدم تعهد، جهان اسلام، پایان جنگ سرد و آغاز نگاه به شرق، همگی در مسیر دیپلماسی ایران به هم رسیدند. اگر بخواهیم سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دهه نخست انقلاب را در یک قاب تاریخی خلاصه کنیم، این قاب را می‌توان در مسیر پروازی دید که از مکه آغاز شد، از دمشق، اسلام‌آباد، هراره و نیویورک گذشت و سرانجام در اردیبهشت ۱۳۶۸، در پکن و پیونگ‌یانگ به آخرین ایستگاه خود رسید.

ارسال نظر

آخرین اخبار