EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۷۶۴۳

دهن‌کجی چین به نقشه ترامپ برای تشدید فشار علیه ایران

چین با موضع رسمی و پاسخ متقابل به تحریم‌های آمریکا، شرط‌بندی ترامپ روی تشدید فشار ضد ایران را بهم ریخت.

دهن‌کجی چین به نقشه ترامپ برای تشدید فشار علیه ایران

​ در میان بحث‌های فزاینده درباره رویکرد یا موضع چین در برابر جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و ابعاد آن، تحلیلگران با استناد به شواهد، معتقدند که چین با جنگ علیه ایران به عنوان یک پرونده جداگانه برخورد نمی‌کند، بلکه آن را امتدادی از رویارویی گسترده‌تر با ایالات متحده و آزمونی واقعی برای مرحله پس از تک‌قطبی که در حال شکل‌گیری است، می‌داند.

در این راستا، وزارت بازرگانی چین در دوم ماه مه جاری، حکمی قضایی صادر کرد که هر نهادی را در خاک چین از به رسمیت شناختن، اجرا یا تبعیت از تحریم‌های آمریکا علیه پنج شرکت پالایشگاهی چینی منع می‌کند. این وزارتخانه اعلام کرده است که این تحریم‌ها قوانین بین‌المللی و عرف حاکم بر روابط بین کشورها را نقض کرده و شامل اعمال غیرقانونی صلاحیت قضایی فرامرزی است.

شرکت‌های هدف قرار گرفته عبارتند از پالایشگاه "هنگلی پتروشیمی" در دالیان و چهار شرکت پالایشگاهی خصوصی در استان‌های شاندونگ و هبی. این تصمیم از نظر قانونی بی‌سابقه است، زیرا رد سیاسی پکن نسبت به تحریم‌های یکجانبه را به ابزاری اجرایی و الزام‌آور در داخل خاک چین تبدیل می‌کند و سابقه‌ای را در مقابله با بازوی مالی آمریکا که عادت کرده بود بدون اعتراض واقعی از سوی قدرت‌های بزرگ رقیب عمل کند، ایجاد می‌کند.

این فرمان دولت چین پس از مجموعه‌ای از اقدامات دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در چارچوب کمپینی که اسکات بیسنت، وزیر خزانه‌داری این کشور، آن را "عملیات خشم اقتصادی" نامید، صادر شد.

به گزارش المیادین، هدف این اقدام آمریکا خفه کردن درآمدهای نفتی ایران از طریق هدف قرار دادن بزرگترین خریدار نفت خام آن، یعنی چین، بود. در 24 آوریل، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی آمریکا، شرکت "هنگلی" با ظرفیت پالایش 400 هزار بشکه در روز را در فهرست تحریم‌ها قرار داد. این بزرگترین پالایشگاه چینی است که از سال 2019 هدف قرار گرفته است، علاوه بر آن حدود چهل شرکت کشتیرانی و تانکر از "ناوگان سایه" ایران هم تحت این تحریم‌ها قرار گرفتند.

در اول ماه مه، شرکت "چینگدائو هاییه" برای بهره‌برداری از پایانه‌های نفتی، به همراه سه شرکت صرافی ایرانی متهم به تبدیل درآمدهای فروش نفت از یوان به ارزهای دیگر، اضافه شدند.

اما خطرناک‌ترین اقدامی که واشنگتن در این مرحله انجام داد، تحریم شرکت‌ها به خودی خود نبود، بلکه تهدید به اعمال تحریم‌های ثانویه علیه مؤسسات مالی خارجی بود. در پانزدهم آوریل، وزیر خزانه داری ایالات متحده فاش کرد که خزانه‌داری نامه‌هایی به دو بانک چینی و مؤسساتی در هنگ کنگ، امارات و عمان ارسال کرده و به آنها در مورد تحریم‌ها، در صورتی که جریان پول ایران از طریق حساب‌های آنها اثبات شود هشدار داده است.

در بیست و نهم همان ماه، بیانیه‌ای توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا صادر شد که از بانک‌های جهانی خواست تا بررسی‌های دقیقی در معاملات خود با پالایشگاه‌های شاندونگ انجام دهند. پیشتر ترامپ در ماه ژانویه دستوری برای اعمال تعرفه 25 درصدی بر واردات کشورهای معامله‌کننده با تهران صادر کرده بود که تعرفه‌های کلی بر کالاهای چینی را به حدود 45 درصد افزایش داد و در آوریل گذشته تهدید کرد که در صورت ادامه حمایت پکن از ایران، این تعرفه‌ها را به 50 درصد می‌رساند.

این مجموعه اقدامات، بر یک شرط‌بندی محوری استوار بود که چین، که قبل از شروع جنگ بین 80 تا 90 درصد از صادرات نفت ایران را وارد می‌کرد، تحت فشار بر بانک‌ها و شرکت‌هایش مجبور به قطع شریان حیاتی اقتصادی تهران خواهد شد و نشست ترامپ با شی جین پینگ، رئیس جمهور چین که به 14-15 مه موکول شده بود، ابزاری اضافی برای گرفتن امتیازات خواهد بود.

واشنگتن همچنین روی رفتار قبلی بانک‌های بزرگ چینی شرط‌بندی کرده بود که به طور تاریخی به تحریم‌های آمریکا علیه ایران و کره شمالی پایبند بودند تا دسترسی خود را به سیستم تسویه حساب دلاری حفظ کنند. اما این شرط‌بندی‌ها از همان ابتدا محکوم به شکست بودند، زیرا نادیده گرفتند که واشنگتن دیگر توانایی تهدید بازدارنده را مانند یک دهه پیش ندارد.

در مقابل، پکن در پاسخ خود به آمریکا به گونه‌ای عمل کرد که یک برنامه حساب شده را نشان می‌دهد و نه واکنش‌های پراکنده. در سطح قانون‌گذاری، شورای دولتی چین در 7 آوریل گذشته مقررات جدیدی را در مورد امنیت صنعت و زنجیره‌های تامین صادر کرد که به مقامات این کشور، اختیارات تحقیق و مجازات نهادهای خارجی را در صورت اتخاذ "اقدامات تبعیض‌آمیز" می‌دهد.

اما در سطح سیاسی، لین جیان، سخنگوی وزارت خارجه چین، در بیست و هفتم ماه آوریل، از ایالات متحده خواست تا از سوءاستفاده از تحریم‌ها و صلاحیت قضایی فرامرزی دست بردارد. همچنین سفارت چین در واشنگتن تصمیمات خزانه‌داری آمریکا را سیاسی کردن تجارت توصیف کرد. سپس فرمان دوم چین در ماه مه آمد تا این مسیر صعودی را با یک اقدام قانونی الزام‌آور که تحریم‌های آمریکا را به طور کامل از سیستم قضایی چین حذف می‌کند، به اوج خود برساند.

از نظر عملی، چین در دو ماه اول جنگ آمریکا علیه ایران، حداقل 11.7 میلیون بشکه نفت ایران را از طریق تنگه هرمز دریافت کرد؛ تنگه‌ای که تهران آن را به روی کشتی‌های دیگر بست، به استثنای تانکرهای چینی، هندی، کره‌ای و مصری در ازای پرداخت عوارض عبور، زیرا برخی از این معاملات با یوان چین از طریق بانک‌های کوچک مانند بانک "کونلون" خارج از سیستم سوئیفت انجام می‌شود.

در عرصه دیپلماتیک هم، پکن به همراه اسلام‌آباد در 31 مارس یک ابتکار پنج‌ماده‌ای را برای توقف جنگ و حفاظت از ناوبری در تنگه هرمز مطرح کردند. وانگ یی، وزیر خارجه چین در ماه آوریل ارتباط مستمری با همتای ایرانی خود، عباس عراقچی، و همتای ایتالیایی خود، آنتونیو تایانی، برقرار کرد. این اقدامات در چارچوب موضع‌گیری پکن به عنوان یک میانجی مسئول صورت گرفت که خواستار آتش‌بس و راه‌حل سیاسی است، در مقابل واشنگتن که همگان آن را منبع هرج و مرج می‌دانند.

اعتراف تلویحی ترامپ به درماندگی در بازگشایی تنگه هرمز

در این میان، تناقضی که داده‌ها آشکار می‌کنند این است که هر یک از ابزارهای فشار آمریکا به صورت معکوس به واشنگتن بازگشته است. تحریم‌ها علیه "هنگلی" – و دیگران – منجر به عقب‌نشینی آنها نشد، بلکه پکن را وادار کرد تا حمایت قانونی جامعی برای این شرکت صادر کند.

همچنین تهدید آمریکا علیه بانک‌ها وحشت مورد انتظار را در چین ایجاد نکرد. از سوی دیگر، به تعویق انداختن اجلاس پکن توسط ترامپ در 17 مارس گذشته به عنوان ابزار فشار، به یک اعتراف ضمنی تبدیل شد که دولت آمریکا در موقعیتی قرار گرفته است که به نقش چین در بازگشایی تنگه هرمز قبل از دیدار نیاز دارد؛ چیزی که فو کونگ، سفیر چین در سازمان ملل، در اول ماه مه آن را بیان و تأکید کرد که اگر تنگه هرمز همچنان بسته بماند، مسئله تنگه در صدر دستور کار اجلاس ترامپ با شی جین پینگ قرار خواهد گرفت.

در پس‌زمینه این صحنه، چین به ساخت ابزارهای فشار اقتصادی موازی ادامه می‌دهد که نشان می‌دهد با جنگ علیه ایران به عنوان یک پرونده جداگانه برخورد نمی‌کند، بلکه آن را امتدادی از رویارویی گسترده‌تر با واشنگتن می‌داند. فرمان 7 آوریل در مورد زنجیره‌های تأمین، و فرمان دوم ماه مه که اعمال تحریم‌ها علیه شرکت‌های چینی را ممنوع می‌کند، هر دو چارچوب‌های قانونی جدیدی را ایجاد می‌کنند که قبلاً وجود نداشتند و موضع چین مقابل تحریم‌های آمریکا را از یک موضع دیپلماتیک به یک تعهد قانونی الزام‌آور برای شرکت‌های چینی تبدیل می‌کنند.

این اقدامات منعکس‌کننده این باور چینی است که آشکار شدن ضعف واشنگتن در غرب آسیا، و شکست آن در خروج آبرومندانه از باتلاق جنگ با ایران، حاشیه بی‌سابقه‌ای را برای چین برای دفاع از منافع حیاتی خود باز می‌کند. بنابراین، آنچه امروز بین واشنگتن و پکن جریان دارد، تنها یک جنگ تجاری نیست که به سرعت در حال تشدید است، بلکه یک آزمون واقعی برای مرحله پس از تک‌قطبی‌گرایی در جهان به شمار می‌رود.

منبع: تسنیم

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار