آیا ایالات متحده پس از انتخابات میاندورهای به ایران حمله خواهد کرد؟
ایران هیچ تمایلی به مذاکره بر اساس شرایطی که برای ایالات متحده قابل قبول باشد نشان نداده و سرسختی این کشور ممکن است در حال افزایش باشد.
پس از نزدیک به نه ماه جنگ با ایران، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با یک انتخاب از سه گزینه تشدید منازعه با تهران، یافتن راهی برای همزیستی، یا حفظ وضعیت موجود مواجه است. آیا ایالات متحده پس از پایان انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر، جنگ خود با ایران را تشدید خواهد کرد؟دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، چندین هفته است که به چنین مسئلهای اشاره میکند. او در اوایل همین ماه گفت ایالات متحده بلافاصله پس از انتخابات یا شاید پیش از انتخابات در جنگ پیروز خواهد شد. زمانی که مجله آتلانتیک گزارش داد که او در حال بررسی حمله به ایران پیش از انتخابات میاندورهای است، ترامپ اعلام کرد که ما پیش از برگزاری انتخابات میاندورهای ایالات متحده در تاریخ ۳ نوامبر، به هیچ وجه به ایران حمله نخواهیم کرد. در همین حال، پنتاگون به تقویت قوای خود در خاورمیانه ادامه میدهد. تا پایان هفته آینده، سه ناوگروه از مجموع یازده ناوگروه هواپیمابر ایالات متحده در این منطقه حضور خواهند داشت. پنتاگون همچنین به ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده دستور داده است تا آمادگیها برای ازسرگیری عملیاتهای رزمی بزرگ علیه ایران را نهایی کند. روز چهارشنبه نیز بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفت که ترامپ به او گفته ایالات متحده آماده است کار را در ایران تمام کند. اعلامیه ترامپ مبنی بر اینکه ایالات متحده پیش از ۳ نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد، یک مشکل سیاسی فوری را حل کرد. جنگ علیه ایران در میان مردم آمریکا به شدت نامحبوب است و تنها از هر سه آمریکایی یک نفر از آن حمایت میکند.
درگیریها موجب جهش قیمت بنزین و گازوئیل شده و بسیاری از آمریکاییها را واداشته است بپرسند چرا ترامپ کارهای بیشتری برای رسیدگی به بحران مقرونبهصرفه بودن کالاها در کشور انجام نمیدهد. ازسرگیری جنگ با ایران درست در زمانی که رایدهندگان به پای صندوقهای رای میروند، بادهای مخالف سیاسی پیش روی نامزدهای جمهوریخواه کنگره را تشدید کرده و احتمال وقوع یک موج آبی برای دموکراتها را در روز انتخابات افزایش میدهد.
پس از ۳ نوامبر، محدودیتهای سیاسی پیش روی ترامپ کاهش خواهد یافت. با این حال، چالش استراتژیک او به قوت خود باقی خواهد ماندکه آیا مجموعه گزینههای نظامی و اقتصادی وجود دارد که او بتواند آنها را اجرا کند و پیروزی موعود خود را با هزینهای قابل قبول برای عموم مردم آمریکا به ارمغان بیاورد؟ ارتش ایالات متحده در فاز نخست عملیات خشم حماسی آسیب عظیمی به زیرساختهای نظامی و اقتصادی ایران وارد کرد.با این حال، ایالات متحده نتوانسته است آن موفقیتهای میدان نبرد را به یک پیروزی دیپلماتیک تبدیل کند. در عوض، این کشور در بنبستی با ایران گرفتار شده است که در آن هر یک از طرفین منتظر است دیگری عقبنشینی کند.سهام و منافع ایالات متحده بسیار عظیم است.
ازسرگیری درگیریها میتواند به پیروزی منجر شود یا بنبست کنونی را عمیقتر کند، قیمت انرژی را سر به فلک بکشد و اقتصاد جهانی را به سوی سقوط آزاد سوق دهد. اما حفظ وضعیت موجود یا یافتن یک توافق از طریق مذاکره که قابل قبول باشد نیز ممکن است به همان اندازه چالشبرانگیز باشد. ترامپ سه گزینه اصلی در قبال ایران دارد: تشدید تنش، مذاکره، یا صبر؛ نخست، او میتواند به ارتش ایالات متحده دستور دهد حملات به ایران را از سر بگیرد و فشار اقتصادی را تشدید کند. هدف از این کار میتواند وادار کردن ایران به سقوط یا پذیرش شرایط ایالات متحده برای توافق صلح باشد. دوم، ترامپ میتواند تلاشهای دیپلماتیک را دوچندان کند و شاید از تهدید به حملات نظامی مجدد ایالات متحده به عنوان اهرمی برای وادار کردن ایران به امتیازدهی استفاده کند.
سوم، ترامپ میتواند وضعیت موجود را حفظ کند با این امید که به مرور زمان، ایران در برابر خواستههای آمریکا تسلیم شود یا شاید به دلیل افزایش نارضایتیهای عمومی در داخل ایران سقوط کند. هر سه گزینه دارای معایب قابل توجهی هستند و احتمال موفقیت آنها با تردید روبهروست. درخواستها برای ازسرگیری درگیریها دو سوال فوری ایجاد میکند. نخست، چرا دور جدیدی از حملات باید در جایی موفق شود که عملیات خشم حماسی نتوانست ایران را سرنگون کند یا آن را به تسلیم وادارد؟ دوم، آیا ایالات متحده میتواند مانع از حمله ایران به همسایگان خود در خلیج فارس، بهویژه زیرساختهای انرژی آنها شود؟ خطری که ترامپ با آن مواجه است این است که رهبری ایران از حملات جان سالم به در ببرد، در حالی که اختلالات در تولید نفت و گاز در خلیج فارس قیمت انرژی را سر به فلک بکشد و بهطور بالقوه باعث رکود جهانی شود. درخواستها برای افزایش فشار اقتصادی بر تهران از طریق تحریم چین به دلیل اعطای شریان حیات اقتصادی به ایران، خطری مشابه به همراه دارد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در ماه اوت گفت که هدف قرار دادن شرکتهای چینی میتواند سیستم مالی جهانی را منفجر کند. دستکم، چین میتواند با قطع دسترسی ایالات متحده به مواد معدنی حیاتی که برای اقتصاد ایالات متحده ضروری است، تلافی کند.
ایران هیچ تمایلی به مذاکره بر اساس شرایطی که برای ایالات متحده قابل قبول باشد نشان نداده و سرسختی این کشور ممکن است در حال افزایش باشد. تهران حتی ممکن است بر این باور باشد که وقوع یک موج آبی در انتخابات میاندورهای، ترامپ را تضعیف کرده و دست برتر را در مذاکرات به این کشور خواهد داد. در عین حال، ایران از زمان فراهمشده توسط مذاکرات برای بازسازی ارتش خود و تقویت ظرفیتش جهت حمله به شرکای ایالات متحده در منطقه استفاده خواهد کرد. حفظ وضعیت موجود ممکن است جذابترین گزینه باشد، اما تداوم آن دشوار خواهد بود. عملیات طرد اقتصادی فشار ایالات متحده بر اقتصاد ایران را تشدید کرده است، اما هیچ نشانهای وجود ندارد که این امر به تحریک یک جنبش مردمی برای سرنگونی تندروها منجر شود. همانطور که کول اشاره کرد، مردم ایران به نظر میرسد در حال پناهگرفتن و تحمل شرایط هستند. آنها دست به قیام نمیزنند. به همین ترتیب، محاصره دریایی ایالات متحده صادرات نفت ایران از طریق تنگه هرمز را متوقف کرده و در عین حال به جهش صادرات کشورهای عربی حوزه خلیج فارس یاری رسانده است. اما این موفقیت به کاهش چشمگیر قیمت جهانی انرژی منجر نشده است؛ تا حدودی به این دلیل که هزینههای بیمه برای نفتکشهایی که از این تنگه عبور میکنند بسیار بالاست و این محاصره هزینههای سنگینی را بر ارتش ایالات متحده تحمیل میکند. کول خاطرنشان کرد که ما پیشتر شاهد شکایات فرماندهی هند و آرام ایالات متحده و فرماندهی اروپایی ایالات متحده بودهایم مبنی بر اینکه اختصاص تمام منابع نظامی به این یک عملیات، پایدار نیستو درست مانند گزینه مذاکره، ایران از وقفه در جنگ برای بازسازی ارتش خود استفاده خواهد کرد. انتخاب منطقیترین گزینه به پاسخ یک سوال بنیادین بستگی دارد که آیا ایالات متحده میتواند با جمهوری اسلامی همزیستی کند؟ اگر ایران یک تهدید وجودی برای ایالات متحده محسوب شود، ترامپ باید آماده باشد تا ریسک کند و هزینههای سنگینی بپردازد تا یا آن را سرنگون سازد یا آن را به پذیرش خواستههای ایالات متحده وادار کند. با این حال، اگر همانطور که کول اشاره کرد، تهدید ایران در حد یک تهدید وجودی نباشد، در آن صورت ما تمایلی به پرداخت هزینههای نابودی جمهوری اسلامی نداریم؛ بنابراین در آن نقطه، بیایید دریابیم چگونه میتوانیم آنچه را که نیاز داریم و میخواهیم به دست آوریم و آنها را وادار کنیم که دست از تیراندازی به سوی کشتیها بردارند.
مترجم: محمد هادی واعظ مهدوی