از حذف آرام ارز ترجیحی تا سرگردانی بیماران در داروخانهها
تحریریه آوش/ گرانی و کمبود داروهای اساسی و روزمره حالا دیگر به یک بحران واقعی تبدیل شده است و بیماران میان داروخانهها و بیمهها و قیمتهای چند برابر شده داروها سرگرداناند.
کمبود و گرانی دارو حالا دیگر یک هشدار کارشناسی یا دغدغه صنفی نیست؛ به تجربه روزمره هزاران بیمار در سراسر کشور تبدیل شده است. بیمارانی که میان نسخه پزشک و قفسههای خالی داروخانهها، میان قیمتهای چندبرابری و پوشش ناکارآمد بیمهها، گرفتار شدهاند. اگرچه دولت اعلام میکند ارز ترجیحی دارو هنوز حذف نشده، اما شواهد میدانی و گزارشهای رسمی از انجمن داروسازان ایران نشان میدهد اثرات حذف عملی یا ناقص این ارز، پیشاپیش خود را در بازار دارو نشان داده است؛ اثری که مستقیما با جان بیماران گره خورده است.
رسانهها در ماههای اخیر بارها نسبت به پیامدهای حذف ارز ترجیحی دارو هشدار دادهاند. بنا بر اعلام وزارت بهداشت و سازمان برنامه و بودجه، ارز ترجیحی دارو فعلا پابرجاست و در صورت تغییر، مابهالتفاوت آن از طریق بیمهها جبران خواهد شد. اما فعالان حوزه دارو میگویند آنچه در بازار دیده میشود، با این وعدهها همخوانی ندارد. قیمت برخی داروها که پیشتر اقلامی کمهزینه محسوب میشدند، اکنون چند برابر شده و دسترسی به دارو، حتی در صورت موجود بودن، به تجربهای پرتنش و فرساینده برای بیماران بدل شده است.
کمبود دارو، یک بحران قدیمی با چهرهای تازه
کمبود دارو پدیدهای مقطعی یا محدود به یک گروه خاص نیست. بنا بر اعلام انجمن داروسازان ایران، در حال حاضر بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ قلم دارو در کشور با کسری یا کمبود مواجهاند. بخشی از این داروها مصرف بیمارستانی دارند، اما بخش قابلتوجهی از آنها داروهای عمومی هستند که نبودشان زندگی روزمره بیماران را مختل میکند. بیماران ناچارند از داروخانهای به داروخانه دیگر بروند یا داروی تجویزی خود را تغییر دهند؛ تغییری که همیشه ساده، ایمن یا بیهزینه نیست.
نمونه عینی این بحران، داروی «میگرکسترا» است؛ یکی از حدود ۲۰۰ قلم داروی نایاب این روزها. دارویی که شاید در فهرست داروهای حیاتی نباشد، اما برای بیماری که با دردهای شدید میگرنی دستوپنجه نرم میکند، حیاتی است. گزارشها از این روایت میکند که چگونه بیماران، پس از جستوجو در چندین داروخانه، با توصیههایی مانند «خودتان ترکیب سوماتریپتان و ناپروکسن را مصرف کنید» مواجه میشوند؛ توصیهای که بیش از آنکه درمان باشد، نشانه بحران است.
دارو هست اما دسترسی نیست
واقعیت تلخ بازار دارو فقط به نبود آن محدود نمیشود. حتی زمانی که دارو پیدا میشود، قیمت آن برای بسیاری از بیماران غیرقابلپرداخت است. گزارشها نشان میدهد برخی داروها در ماههای اخیر تا ۲۰۰ و حتی ۳۰۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند. در چنین شرایطی، بیماران ناچار به خرید ناقص دارو میشوند؛ پدیدهای که هادی احمدی، سخنگو و عضو هیئتمدیره انجمن داروسازان ایران، بارها نسبت به آن هشدار داده است.
احمدی میگوید: «بیمار توان خرید دارو به میزان تجویز شده را ندارد و ناچار میشود دارو را به اندازه مصرف روزانه تهیه کند. این موضوع هم هزینه درمان را در بلندمدت افزایش میدهد و هم سلامت بیمار را به خطر میاندازد.» به گفته او، در برخی موارد سهم پرداخت از جیب بیمار به بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد رسیده است؛ رقمی که برای بیماران مزمن و خاص، به معنای درمانناپذیری عملی است.
حمایتی که فقط ۳۰ درصد است
یکی از نکات کلیدی در تحلیل بحران دارو، واقعیتی است که کمتر به آن توجه میشود؛ حتی زمانی که ارز ترجیحی به دارو تعلق میگیرد، این ارز فقط حدود ۳۰ درصد از بهای تمامشده دارو، یعنی ماده اولیه، را پوشش میدهد. هادی احمدی در گفتوگویی توضیح میدهد: «۷۰ درصد باقیمانده هزینه دارو، شامل بستهبندی، حملونقل، حقوق و سایر هزینههای جانبی است که همگی بر اساس ارز آزاد محاسبه میشوند. بنابراین حتی با وجود ارز ترجیحی، قیمت دارو مستقیما تابع نرخ ارز است.»
به گفته او، تاخیر در تخصیص ارز نیز ضربهای مضاعف به تولید دارو وارد میکند. از زمان سفارش ماده اولیه تا تولید نهایی دارو، حداقل شش ماه زمان لازم است. هرگونه وقفه در تخصیص ارز، به معنای توقف یا اختلال در تولید و در نهایت، کمبود دارو در بازار است.
تحریم، بیمه و زنجیرهای که میشکند
احمدی تحریمها را یکی از عوامل مستقیم بحران دارو میداند و تاکید میکند ادعای «بیتاثیر بودن تحریمها بر دارو» نادرست است. تحریمهای بانکی، نقلوانتقال مالی را مختل کرده و تامین دارو را با چالش جدی مواجه کردهاند. در کنار آن، ناکارآمدی سازمانهای بیمهگر نیز فشار را دوچندان کرده است. بیمهها نه تنها پوشش کافی برای داروها ندارند، بلکه در پرداخت مطالبات داروخانهها نیز تاخیر دارند؛ تاخیری که کل زنجیره تامین را مختل میکند.
درد فراتر از آمار
آنچه در آمارها دیده نمیشود، رنجی است که بیماران هر روز تجربه میکنند. آمپول «رمیکید» دو ماه پیش ۱۱۰ هزار تومان بوده و حالا، تا لحظه نگارش این گزارش، قیمت این آمپول به ۶۰۰ هزار تومان رسیده است. افرادی که برای پیدا کردن انسولین سرگردان هستند و مشکلشان دیگر قیمت دارو نیست، بلکه نبودن داروست یا برای خرید یک اشک مصنوعی خارجی باید بیش از سه میلیون تومان پرداخت کنند. اینها نشان میدهند بحران دارو، از سطح سیاستگذاری عبور کرده و به متن زندگی مردم رسیده است.
تثبیت قیمت یا تعطیلی تولید؟
محمد عبدهزاده، رئیس کمیسیون اقتصاد سلامت اتاق بازرگانی تهران، معتقد است تثبیت دستوری قیمت دارو راهحل نیست. او میگوید: «اگر قیمتها ثابت بماند، نتیجه مستقیم آن تعطیلی تولید خواهد بود.» به گفته او، تنها در یک ماه گذشته قیمت مواد جانبی و بستهبندی بین ۶۰ تا ۴۰۰ درصد افزایش داشته است. در چنین شرایطی، تولیدکننده نمیتواند با قیمتهای ثابت ادامه دهد.
عبدهزاده همچنین هشدار میدهد چندنرخی بودن ارز، زمینه قاچاق معکوس دارو را فراهم میکند؛ دارویی که با ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی وارد شده، در آن سوی مرزها با ارز چندبرابری فروخته میشود.
آخرین سنگر ارز ترجیحی داروست؟
در حالی که ارز ترجیحی از بسیاری از کالاهای اساسی حذف شده، دارو عملا آخرین قلمی است که همچنان مشمول این حمایت است. با این حال، زمزمههای حذف ارز ترجیحی دارو در لایحه بودجه ۱۴۰۵، نگرانیها را تشدید کرده است. پزشکان و فعالان حوزه سلامت هشدار میدهند حذف ناگهانی این ارز، بدون تقویت همزمان پوشش بیمهای، هزینه درمان را مستقیما به خانوارها منتقل خواهد کرد.
جان بیماران قربانی سیاستهای ناتمام
آنچه امروز در بازار دارو دیده میشود، نه نتیجه یک تصمیم واحد، بلکه حاصل برهم خوردن تعادل کل زنجیره تامین داروست؛ از سیاستهای ارزی و تحریمها گرفته تا ضعف بیمهها و تورم افسارگسیخته. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد تعویق اصلاحات یا تثبیت دستوری قیمتها، نه بحران را حل میکند و نه دسترسی پایدار بیماران به دارو را تضمین میکند. در شرایطی که بیماری با آدمی تعارف ندارد، کمبود دارو جایی معنا پیدا میکند که پیشروی بیماری و فرارسیدن مرگ، واقعی و بیوقفه است.