راهبرد جدید برای تفاهم ایران و آمریکا ؛ اقدام در برابر اقدام
راهبرد جدید برای تفاهم ایران و آمریکا، «اقدام در برابر اقدام» است. این اصل، شرط بنیادین تهران در توافق اولیه برای پایان جنگ به شمار میرود و نشاندهنده تغییر اساسی در رویکرد دیپلماتیک ایران است.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
راهبرد جدید برای تفاهم ایران و آمریکا، «اقدام در برابر اقدام» است. این اصل، شرط بنیادین تهران در توافق اولیه برای پایان جنگ به شمار میرود و نشاندهنده تغییر اساسی در رویکرد دیپلماتیک ایران است.
برخلاف تجربیات گذشته که وعدهها و تعهدات کاغذی بدون پشتوانه اجرایی، به بنبست و بدعهدی منجر شد، این بار هر گام مثبت یکی طرف، باید با گام متناظر و ملموس طرف مقابل پاسخ داده شود. این راهبرد نه تنها اعتمادسازی را هدف قرار داده، بلکه ضمانتهای عملی و قابل راستیآزمایی را در مرکز قرار میدهد.
تهران به صراحت اعلام کرده که مبنای اجرای هر تفاهمنامهای، اقدامات عینی، خواهد بود. نیروهای نظامی ایران با دست بر ماشه آمادهاند تا به هر گونه نقض تعهد یا بدعهدی پاسخ قاطع بدهند. این موضع، پیام روشنی به طرف آمریکایی است که دوران یکطرفه دادن امتیازات بدون دریافت متقابل به پایان رسید.
«اقدام در برابر اقدام» به معنای آن است که کاهش تنشها تدریجی، مشروط و مرحلهای خواهد بود و هر مرحله با ارزیابی دقیق عملکرد طرف مقابل پیش میرود.چارچوب تفاهم اولیه که در اسلامآباد شکل گرفته و اکنون متن آن در حال چکشکاری دقیق است، بر پایه همین اصل استوار شد.
یکی از محورهای کلیدی، وضعیت تنگه هرمز به عنوان شریان حیاتی انرژی جهان است. آمریکا متعهد شده محاصره دریایی ایران را به طور کامل لغو کند و از هرگونه مزاحمت برای کشتیهای تجاری که مقصد یا مبدأ آنها ایران است، دست بکشد. این تعهد شامل توقف عملیاتهای بازرسی غیرقانونی، تهدید و ایجاد موانع در مسیرهای دریایی میشود.
در مقابل، ایران نیز متعهد گردیده که تعداد کشتیهای عبوری غیرنظامی از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس را ظرف مدت یک ماه به سطح پیش از جنگ بازگرداند. اما نکته بسیار مهم و راهبردی اینجاست که کشتیهای نظامی از این تعهد مستثنی هستند. ایران هیچ تعهدی برای بازگشایی بیقیدوشرط تنگه هرمز نداده و مدیریت کامل مسیر عبور کشتیها، تصمیمگیری درباره بازرسی یا عدم بازرسی آنها و دریافت هزینههای خدمات ناوبری و ایمنی همچنان در اختیار نیروهای ایرانی و در هماهنگی با عمان باقی مانده است.
این دستاورد مهم، تثبیت قدرت ایران در نقطه استراتژیک تنگه هرمز را نشان میدهد و تضمین میکند که تهران اهرم فشار خود را در برابر هرگونه تحرکات آینده حفظ خواهد کرد.یکی دیگر از موضوعات حساس که بارها مطرح شده، مسئله خروج نیروهای آمریکایی از منطقه پیرامون ایران است. بر اساس یادداشت غیررسمی اولیه، واشنگتن پذیرفته که در این زمینه به تهران تعهد صریح بدهد. البته جزئیات این خروج همچنان نیازمند مذاکره دقیق است؛ اینکه آیا تنها نیروهای اعزامی اخیر پس از تشدید تنشها را شامل میشود یا نیروهای مقیم در پایگاههای منطقهای را نیز در بر خواهد گرفت.
این موضوع میتواند یکی از مراحل مهم اعتمادسازی باشد، به شرط آنکه با اقدامات ملموس و زمانبندی مشخص همراه شود.فرآیند تفاهم به گونهای طراحی شده که پس از توافق اولیه، مذاکرات فشرده در یک دوره ۶۰ روزه برای رسیدن به توافق نهایی ادامه یابد. اگر این مذاکرات به نتیجه برسد، انتظار میرود توافق نهایی با یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد تأیید و پشتیبانی شود.
این بالاترین سطح تضمین حقوقی شناختهشده در حقوق بینالملل است و میتواند از تکرار سناریوهای خروج یکطرفه آمریکا از توافقات پیشین، مانند برجام، جلوگیری کند. قطعنامه شورای امنیت، تعهدات را برای همه طرفها الزامآور میسازد و مکانیسمهای نظارت و راستیآزمایی بینالمللی را فعال خواهد کرد.راهبرد «اقدام در برابر اقدام» چندین مزیت کلیدی دارد. نخست، ریسک بدعهدی را به حداقل میرساند، زیرا هر تعهد مشروط به اجرای اقدام متقابل است.
دوم، به ایران اجازه میدهد تا بدون از دست دادن اهرمهای قدرت خود، به سمت کاهش تنش حرکت کند. سوم، این رویکرد میتواند الگویی برای سایر پروندههای منطقهای شود و اعتماد طرفهای ثالث مانند کشورهای اروپایی یا همسایگان را نیز جلب کند. با این حال، موفقیت این راهبرد نیازمند دقت بالا در اجرا است.
تیم مذاکرهکننده ایرانی باید بر راستیآزمایی دقیق اقدامات آمریکایی تأکید کند و از هرگونه ابهام زبانی که امکان تفسیرهای متفاوت را ایجاد کند، اجتناب ورزد. همچنین، حفظ آمادگی کامل نظامی و اقتصادی برای سناریوهای مختلف، پشتوانه ضروری این دیپلماسی است.
«اقدام در برابر اقدام» نشاندهنده بلوغ راهبردی در مواجهه با قدرتهای بزرگ است. این اصل نه تنها جنگ را به سمت پایان هدایت میکند، بلکه پایهای محکم برای یک تفاهم پایدار و عادلانه فراهم میآورد. اگر طرف آمریکایی نیز با همین واقعبینی و تعهد عملی عمل کند، میتوان به افق مثبتی برای کاهش تنشها و حتی همکاری در برخی حوزههای مشترک امیدوار بود.