جدال ارادهها
در شرایط کنونی همانگونه که سخنگوی وزارت خارجه کشورمان اعلام کرده جمعبندیهایی درباره توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن ایجاد شده اما تحقق آن قریبالوقوع نیست
روزنامه اعتماد گفتگوئی را با کوروش احمدی منتشر کرده است:
درحالی که طی ۴۸ ساعت گذشته موجی از گمانهزنیها درباره قریبالوقوع بودن توافق میان تهران و واشنگتن فضای رسانههای منطقه و جهان را تحت تاثیر قرار داده، اکنون نشانهها از ورود مذاکرات به حساسترین و پیچیدهترین مرحله خود حکایت دارد؛ مرحلهای که همزمان با پیشرفت قابلتوجه گفتوگوها، شکاف بر سر جزییات امنیتی، ترتیبات منطقهای و تضمینهای اجرایی نیز توامان شده است. در این میان منابع نزدیک به روند مذاکرات از احتمال اعلام بخشی از توافقات توسط پاکستان خبر میدهند؛ کشوری که طی هفتههای اخیر به یکی از مهمترین میانجیهای فعال میان ایران و امریکا تبدیل شده و بنا بر گزارشها، همراه با چین در طراحی چارچوب جدید تفاهم نقش محوری داشته است. براساس اطلاعات منتشرشده ازسوی المیادین، طرح مشترک چین و پاکستان بر پنج محور اصلی استوار است؛ توقف کامل جنگ و تضمین عدم بازگشت درگیری، بازگشایی تنگه هرمز، کاهش بخشی از تحریمهای تحمیلی علیه ساختار انرژی ایران، آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکه شده تهران و ایجاد ساز و کار جدید امنیت منطقهای بدون حضور مستقیم امریکا. این درحالی است که همزمان، سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز تایید کرده که بخش مهمی از موضوعات مورد بحث به جمعبندی رسیده، اما تاکید دارد که هنوز نمیتوان از توافق قریبالوقوع سخن گفت؛ موضعی که به ادعای برخی ناظران نشان میدهد تهران همچنان نسبت به رفتار واشنگتن چندان خوشبین نیست و از استراتژی خوشبینی محتاطانه پیروی میکند. ازسوی دیگر، مقامهای امریکایی از پیشرفت ۹۵درصدی مذاکرات سخن میگویند، اما همزمان تاکید دارند اختلاف بر سر عبارتبندی متن، نحوه آزادسازی داراییهای ایران و دامنه آتشبس در لبنان همچنان پابرجاست. به ادعای گروهی از کارشناسان ظاهرا همین مسائل باعث شده اعلام رسمی تفاهم، برخلاف انتظارات اولیه، به تعویق بیفتد. گزارشها همچنین از فشار گسترده اسراییل بر دولت ترامپ برای حفظ آزادی عمل تلآویو در لبنان حکایت دارد؛ موضوعی که به یکی از اصلیترین نقاط اختلاف میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. برخی تحلیلگران مدعیاند در چنین فضایی، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، تغییر تدریجی ماهیت مذاکرات است. برخلاف برجام که عمدتا بر پرونده هستهای متمرکز بود، چارچوب جدید بیش از آنکه توافقی صرفا هستهای باشد، به نقشهای برای مدیریت همزمان بحرانهای امنیتی، انرژی و نظم منطقهای شباهت دارد. همچنین ورود چین و پاکستان به عنوان بازیگران تضمین کننده، تلاش برای خارج کردن پرونده از انحصار واشنگتن و پیوند خوردن مساله هرمز، لبنان و آینده منطقه به مذاکرات، همگی نشان میدهد توافق احتمالی دیگر صرفا یک تفاهم فنی نیست، بلکه بخشی از رقابت بزرگتر بر سر آینده نظم خاورمیانه است؛ نظمی که هنوز مشخص نیست درنهایت با مصالحه تثبیت خواهد شد یا با بازگشت بیاعتمادی، دوباره به سوی تنش حرکت خواهد کرد. در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی متغیرهای مهم و تاثیرگذار بر روند تحولات اخیر پیرامون مذاکرات احتمالی میان تهران و واشنگتن با کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در نیویورک گفتوگو کرده است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در نیویورک در پاسخ به پرسش «اعتماد» در ارتباط با تحلیل فضای کنونی میان تهران و واشنگتن و ماحصل احتمالی تلاش میانجیگران برای تقرب دیدگاههای دوطرف گفت: شواهد و قرائن حاکی از آن است که پاکستان در این رابطه به خوبی عمل کرده است. هم مقامات ایرانی و هم مقامات امریکایی تردیدی باقی نگذاشتهاند که اعتماد لازم به مقامات پاکستانی را دارند. تا آنجا که به پاکستان باز میگردد، ظاهرا نقش و موقعیت و شخصیت مارشال «عاصم منیر» فرمانده کل ارتش پاکستان، در جریان جنگ اگرچه کوتاه اما فعالانه و در جریان میانجیگری میان هند و پاکستان در ماه مه توجه رییسجمهور امریکا را به خود جلب کرده است. به گفته احمدی ظاهرا ترامپ که تلاش داشت تا زمینه را برای برقراری آتش بس هموار کند، اینطور وانمود کرد که عاصم منیر نقش محوری در پایان دادن به جنگ داشت. در سپتامر 2025 نیز عاصم منیر به همراه شهباز شریف نخست وزیر پاکستان به کاخ سفید رفتند و پیشنهاد کردند که امریکا بندری را در شرق بندر «گوادر» که دراختیار چینیها است، بازسازی و توسعه دهد و همزمان مواد نادر خاکی در پاکستان را مورد بهرهبرداری قرار دهد و پروژههای دیگری را نیز به ارزش 500 میلیون دلار پیشنهاد کردند. آنها همچنین ترامپ را نامزد دریافت جایزه نوبل کردند که به نظر ترامپ اینطور رسید که نقش عاصم منیر در همه این اتفاقات محوری بوده است. این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه به «اعتماد» گفت: بهعلاوه، به این دلیل که ترامپ شخص خودکامهای است، اساسا به افراد نظامی که به نظر «قوی» میآیند، علاقه دارد. ازسوی دیگر نیز روابط ایران و پاکستان در قیاس با ۸۰ سال گذشته در شرایط خوبی قرار دارد البته غیر از آن واقعه تبادل موشک که دو، سه سال پیش در مرزهای دوطرف انجام شد. از طرفی، حداقل 30درصد مردم پاکستان و شماری از سیاستمداران آن کشور شیعه هستند و احساس نزدیکی مضاعف با ایران دارند.
به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان عامل دیگر این است که منافع پاکستان در جلوگیری از تکرار جنگ است، چراکه این کشور با عربستان یک پیمان دفاعی دوجانبه دارد و متعهد است که در صورت حملهای به عربستان از آن کشور دفاع کند و برای این منظور اخیرا هشت هزار سرباز و تجهیزات و سلاحهایی به عربستان فرستاده است. لذا اگر درگیری تکرار شود و پاکستان مجبور به ورود به جنگ به نفع عربستان و علیه ایران شود، موقعیت دولت پاکستان نزد ایراندوستان در داخل پاکستان با چالش مواجه خواهد شد. همه این عوامل کمک کرده است که پاکستان به واقع از دل و جان برای جلوگیری از جنگ بکوشد.
احمدی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در ارتباط با ورود برخی کشورهای عرب منطقه به مساله پایان جنگ و تماس مستقیم با رییسجمهور امریکا گفت: در رابطه با تماسهای اخیر ترامپ با رهبران منطقه باید متذکر شد که کنش این گروه از بازیگران ظاهرا بعد از پیشرفتهایی در مذاکرات بین ایران و امریکا انجام شده است. به نظر میرسد ترامپ تلاش کرده است که از طریق برقراری این تماسها نظر موافق رهبران منطقه را با توافقی با ایران که مدنظر بوده، جلب کند و نگرانی آنها را رفع نماید. البته باتوجه به موضع هفته گذشته ترامپ مبنی بر اینکه قصد حمله به ایران دارد و برخی کشورهای منطقه از او خواستهاند که فرصت بیشتری به مذاکرات صلح داده شود و نیز وضعیت عمومی منطقه و خطر وقوع و گسترش جنگ بزرگ دیگری که برای همه ضرر دارد، فرض بر این است که این کشورها هم خواستار جلوگیری از جنگ هستند.
به باور احمدی در این میان اگرچه قطر هم ضرباتی از ایران خورد و به ویژه تاسیسات گاز این کشور صدمه جدی دید، اما ظاهرا ترجیح آنها اولویت با دیپلماسی و جلوگیری از جنگی دیگر است تا اقدامی تلافیجویانه. در مورد امارات نیز به نظر میرسد که بهرغم سیاستهای تندروانه این بازیگر در مقایسه با کشورهای دیگر منطقه، این کشور نیز ترجیح میدهد که از جنگ اجتناب شود.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و در رابطه با کنار گذاشته شدن مساله هستهای در این دور از مذاکرات احتمالی و شکافهای باقیمانده در سایر موضوعات به «اعتماد» گفت: به نظر میرسد دیدگاه مقامات ایرانی به هر دلیلی که البته من نمیدانم و توضیحی نیز داده نشده این بوده که ابتدا در مورد خاتمه کامل جنگ مذاکره شود و فعلا راجع به برنامه هستهای مذاکرهای صورت نگیرد. شرایط ایران در این دور از رایزنیها نیز در رسانههای داخلی اعلام شده است. ظاهرا این اخباری را که روز یکشنبه در مورد قریبالوقوع بودن توافق شنیده شد در ادامه تلاشها در این رابطه بود. بدان معنا که در دور اول مذاکرات جنگ به طور کامل خاتمه یابد و محاصره دریایی ایران لغو شود و متعاقبا تنگه هرمز نیز باز شود و مطابق شایعات تحریم صدور نفت ایران برای مدتی مذاکرات رفع شود و... لذا نمیتوان گفت که این تحول و حواشی به معنای بنبست در پرونده هستهای باشد، چراکه درباره پرونده هستهای بعد از مذاکرات اسلامآباد دیگر صحبتی در میان نبوده و رسانههای داخلی اعلام کردند که نظر بر این بوده که تا در مورد خاتمه کامل جنگ توافق نشده، مذاکره راجع به مسائل هستهای انجام نشود. به گفته احمدی اما واقعیت این است که در شرایطی که بحث غنیسازی و مواد هستهای 60درصد مساله اصلی ترامپ است و حل نشده، مشکل میتوان خاتمه قطعی جنگ را انجام شده تلقی کرد. البته اگر این ترتیباتی که مدنظر است به نتیجه برسد، این حسن را دارد که حداقل به طور موقت محاصره دریایی ایران برداشته میشود و گویا تنگه هرمز باز خواهد شد، اما به خاطر نامعلوم بودن وضعیت در مورد بُعد هستهای اختلاف، تعلیق و نااطمینانی همچنان برجا خواهد بود و فرض بر این خواهد بود که در صورت عدم توافق، دوباره از یکسو تنگه بسته میشود و از سوی دیگر محاصره اقتصادی برقرار شود.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه و در رابطه با احتمال محقق شدن شروط ایران ازجمله رفع تحریمهای نفتی و نیز آزادسازی داراییهای بلوکه شده به «اعتماد» گفت: این دو امتیاز برای ایران اگر مورد توافق قرار گرفته باشد، شکی نیست باتوجه به عدم پرداختن به مساله هستهای، یک پیروزی بزرگ برای ایران خواهد بود. امیدواریم که چنین باشد و به همین صورت نهایی شود، اما باید صبر کرد. البته در آخرین ساعات روز یکشنبه و در پی انتقاداتی که ازسوی 4 سناتور جمهوریخواه و برخی اندیشکدههای درست و راستی و رییس سابق سیا از توافق به عمل آمد، ترامپ طی توییتی مدعی شد: «از مقامات خواسته که عجله نکنند و زمان به سود ما است.» در مجموع حتی اگر ترامپ پذیرفته باشد که بدون گشایشی در اختلافات بر سر غنیسازی و مواد غنی شده، تحریم صدور نفت ایران را بردارد و بخشی از سپردههای ایران را آزاد کند، تحول مثبت اما برگشتپذیری است. به باور احمدی البته شایعاتی نیز مطرح است که این سپردهها در صندوقی برای کالاهای انساندوستانه قرار گیرد. اما تعلیق برخی تحریمها اگر درست باشد، طبعا در صورت عدم موافقت طرفین در مورد غنیسازی چنین تعلیقی ممکن است قابل برگشت باشد.
احمدی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با گمانهزنیها پیرامون نقش فعال چین در میانجیگری میان تهران و واشنگتن در کنار پاکستان گفت: پاکستان قطعا در همه موارد با چین هماهنگ است. بعد از نشستی که وزرای خارجه پاکستان و عربستان و ترکیه و مصر در 29 مارس در اسلامآباد داشتند، وزیر خارجه پاکستان روز بعد به پکن رفت و در خاتمه این سفر بیانیه 5 بندی مهم دو کشور در 31 مارس منتشر شد که گویا تحت تاثیر نظرات اجلاس چهارجانبه اسلامآباد بود. اما بهرغم علاقه مقامات ایرانی به مداخله چین و ازجمله ایفای نقشی ازسوی آن کشور به عنوان ضامن و نیز رفت و آمدها و تماسهای تلفنی مقامات منطقه با رهبران چین، تاکنون شاهد دخالت آشکاری ازسوی چین نبوده ایم؛ هر چند که قاعدتا باید به صورت غیرعلنی نقش قابلتوجهی بازی کرده باشند. لذا فکر نمیکنم که چین حتی اگر بخواهد، بتواند نقشی در پایداری توافقی احتمالی داشته باشد.
به گفته احمدی به علاوه، توجهات چین به منطقه تاکنون عمدتا ابعاد اقتصادی و مالی داشته و چین به لحاظ امنیتی در منطقه ما فعالیت چندانی نداشته است.
این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ارتباط با مداخلات کارشکنانه تلآویو در روند تبادل پیام میان تهران و واشنگتن و تصمیمگیری مقامات امریکایی به «اعتماد» گفت: واقعیت این است که اسراییل عنصر مخل و خرابکار در هر گونه تلاشی برای توافق بین ایران و امریکا است. نارضایتی در امریکا به ویژه در افکار عمومی امریکا حتی در میان جمهوریخواهان زیر 50 سال رو به افزایش است. این افزایش نارضایتی از نقش تخریبی اسراییل و برخی عوامل دیگر موجب کاهش جدی اثرگذاری نتانیاهو بر ترامپ شده و تاحدودی مقامات تلآویو را ناچار از احتیاط کرده است. اما حتما آنها با توافقی بین ایران و امریکا مخالفاند و این مخالفت بیش از همه میتواند در ارتباط با برقراری آتشبس در لبنان که جزو خواستههای ایران است، مشکل ایجاد کند. البته در هر حال، حتی در صورت پذیرش این خواسته ایران، جنگطلبان اسراییلی در آینده خواهند توانست بهانهای بیابند و آتشبس در لبنان را بههم بزنند.
این دیپلمات پیشین کشورمان در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در ارتباط با سناریوهای احتمالی درباره تحولات پیش رو گفت: متاسفانه سناریوی خوشبینانهای در صورت شکست مذاکرات جاری که هدف آن نیل به یک توافق موقت است، وجود ندارد. یک سناریو جنگ تمام عیار است. سناریوی دوم ادامه محاصره دریایی و فشار اقتصادی فزاینده به همراه احتمالا برخوردهای نظامی مقطعی و محدود به عنوان مکمل فشار اقتصادی است. لذا فکر میکنم که مقامات ما باید حداکثر تلاش را برای نیل به این توافق موقت انجام دهند.