EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۰۵۲۳

چگونه سواد رسانه‌ای خود را بالا ببریم؟

خودشناسی مثل داشتن «نقشه و قطب‌نما»ست؛ تضمین نمی‌کند که توفان نمی‌آید، اما کمک می‌کند در توفان‌ها گم نشوی و انتخاب‌هایت با «خودِ واقعی‌ات» هماهنگ‌تر باشد

 چگونه سواد رسانه‌ای خود را بالا ببریم؟
اطلاعات

روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:

خودشناسی مثل داشتن «نقشه و قطب‌نما»ست؛ تضمین نمی‌کند که توفان نمی‌آید، اما کمک می‌کند در توفان‌ها گم نشوی و انتخاب‌هایت با «خودِ واقعی‌ات» هماهنگ‌تر باشد

امروزه نقش و جایگاه رسانه‌ها در حدّی است که نمی‌توان زندگی را بی حضور آن‌ها قابل تصور دانست. رسانه‌ها فقط وسیله سرگرمی نیستند، بلکه در بسیاری از جنبه‎های زندگی اجتماعی و فردی ما دخالت و نقش دارند. توسعه وسایل ارتباط جمعی در زندگی انسان‌ها به حدی است که عصر کنونی را عصر «ارتباطات» نامیده‌اند. عجیب نیست اگر انسان امروزی را انسان رسانه‌ای و فرهنگ جدید را محصول تبلیغات وسایل ارتباط جمعی بدانیم. 

افراد در حین یک بحران، اطلاعات را پردازش می‌کنند و بر اساس خروجی‌های متفاوتی تصمیم‌ خواهند گرفت. آن‌ها ممکن است استدلال‌هایی مبتنی بر منطق یا احساس داشته باشند. 

من کیستم؟

طاها ساسانی، مدرس و دکترای تخصصی مدیریت رسانه می‌گوید: در گذشته، هویت افراد تا حد زیادی از پیش تعیین شده بود، مثلا فرزند یک کشاورز در یک روستای مشخص، می‌دانست کیست و چه مسیری پیش رو دارد اما امروزه رسانه‌ها ما را با دنیایی از انتخاب‌ها روبه‌رو کرده‌اند. ما مدام با این سؤال مواجهیم که «در میان این همه سبک زندگی، من کدام هستم؟» 

او ادامه می‌دهد: خودشناسی در سال‌های اخیر فقط یک مسأله فردی نبوده، بلکه به یک موضوع عمومی نیز بدل شده و یکی از دلایل اصلی این اتفاق، تغییر شکل زندگی اجتماعی در جهان امروز است. انسان امروز بیش از گذشته در معرض انتخاب‌های متنوع، سبک‌های زندگی مختلف، روایت‌های متضاد و هویت‌های چندلایه قرار گرفته است. در چنین شرایطی، پرسش از «من کیستم؟» دیگر فقط یک دغدغه شخصی نیست، بلکه به مسأله‌ای اجتماعی و فرهنگی تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، رسانه‌ها و به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی، موضوعاتی را برجسته می‌کنند که قابلیت روایت‌پذیری، شخصی‌سازی و بازنشر بالا داشته باشند. خودشناسی هم دقیقا چنین ویژگی دارد.

هویت‌سازی رسانه‌های نوین

دکتر ساسانی دررابطه با این که رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی تا چه اندازه در شکل‌گیری تصویر افراد از خودشان نقش دارند؟، می‌گوید: رسانه‌های نوین فقط ابزار بازتاب هویت نیستند، آن‌ها در ساختن هویت هم دخالت می‌کنند. فرد در شبکه‌های اجتماعی، معمولا خودِ کامل و پیچیده‌اش را عرضه نمی‌کند، بلکه نسخه‌ای انتخاب‌شده، تنظیم‌شده و قابل‌ارائه از خود را نمایش می‌دهد. به بیان ساده، وقتی فرد مدام خود را از دریچه واکنش دیگران، تعداد دنبال‌کننده، میزان دیده‌شدن و نوع بازخوردها می‌بیند، تصویر او از خودش نیز کم‌کم رسانه‌ای می‌شود. یعنی فرد فقط خودش را زندگی نمی‌کند، بلکه خودش را از بیرون  تماشا می‌کند.

او درپاسخ به این سؤال که با وجود گسترش محتوای مربوط به رشد فردی در رسانه‌ها و فضای مجازی، چرا همچنان بسیاری از افراد با احساس سردرگمی هویتی، اضطراب یا نارضایتی شخصی مواجه‌اند؟، می‌گوید: فرض کنید تشنه هستید و در یک اقیانوس از آب شور قرار دارید. آب زیاد است اما تشنگی شما را رفع نمی‌کند. محتوای رشد فردی در فضای مجازی هم اغلب چنین است. رسانه‌ها به دنبال «لقمه‌های کوچک و جذاب» 

هستند.  یک ویدئوی یک‌دقیقه‌ای یا یک جمله زیبا در یک عکس، ممکن است حال شما را برای لحظه‌ای خوب کند، اما «فهم عمیق» ایجاد نمی‌کند. وی می‌افزاید: سردرگمی ما به این دلیل است که «اطلاعات» زیادی داریم اما «سواد» استفاده از آن‌ها را نداریم. در مدارس به دانش‌آموزان، فرمول‌های ریاضی یاد می‌دهیم اما به آن‌ها نمی‌گوییم که وقتی یک بلاگر زندگی تجملاتی‌اش را به رخ می‌کشد، چگونه باید با احساسِ «عقب‌ماندگی» خود مقابله کنند. سیستم آموزشی ما باید «خودشناسی» را با «سواد رسانه‌ای» گره بزند. نوجوان باید یاد بگیرد که هویت او، تعداد فالوئرهایش نیست. آموزشِ «نه گفتن» به موج‌های فضای مجازی، مهم‌ترین بخش از خودشناسی در دنیای امروز است که متأسفانه در کتاب‌های درسی جای خالی آن به‌شدت 

احساس  می‌شود.

هویت، دیده شدن نیست

دکتر ساسانی می‌گوید: یکی دیگر از خطاها این است که هویت را با دیده‌شدن یکی بگیریم. در منطق شبکه‌های اجتماعی، چیزی که بیشتر دیده می‌شود مهم‌تر به نظر می‌رسد اما در واقع، دیده‌شدن لزوما به معنای معتبرتر بودن یا عمیق‌تر بودن نیست. این سوءبرداشت می‌تواند افراد را از فهم واقعی خود دور کند و به سمت نمایش‌محوری ببرد.

او می‌افزاید: امروز زندگی روزمره همه ما، از نوجوانان گرفته تا والدین، به‌شدت با فضای مجازی و رسانه‌ها گره خورده است. به همین دلیل باید به افراد کمک کرد تا با شناخت بهتر این فضا، مدیریت آگاهانه‌تری بر مصرف رسانه‌ای خود داشته باشند.

برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت آموزشی شامل آموزش سواد رسانه‌ای و تربیت رسانه‌ای، مدیریت رسانه در خانواده و تنظیم رژیم مصرف رسانه و همچنین آموزش و مشاوره راهکارهای ترک وابستگی و اعتیاد به فضای مجازی و افزایش امنیت در محیط آنلاین می‌تواند برای گروه‌های مختلف جامعه از جمله نوجوانان، جوانان، بانوان و خانواده‌ها مفید واقع شود.

فضایی پر از نقاب

دکتر فاطمه عضدی، کارشناس ارشد روان‌شناسی و مدرس دانشگاه به خبرنگار اطلاعات می‌گوید: چند روند مهم اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای در کنار هم باعث شده «خودشناسی» بیش از گذشته برجسته شود؛ روندهایی که می‌توان آن‌ها را در چند محور شامل افزایش فشارها و عدم‌قطعیت‌ها، فردگرایی مدرن، رسانه‌های اجتماعی و گسترش گفت‌وگو درباره سلامت روان طبقه‌بندی کرد.  

وی در پاسخ به این سؤال که تأثیر رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی بر افراد را چگونه می‌توان از منظر روان‌شناختی و ارتباطی تحلیل کرد؟، می‌گوید: رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی امروز فقط ابزار سرگرمی یا خبر رسانی نیستند، آن ها به طور مستقیم در این که «ما خودمان را چه طور می‌بینیم» و «دیگران را چگونه تصور می‎کنیم» دخالت دارند. لایک، کامنت و تعداد بازدید، برای بسیاری از افراد به معیاری برای سنجش ارزشمندی شخصی بدل شده است؛ تا جایی که خودپنداره برخی از افراد به‌شدت به بازخوردهای آنلاین وابسته می‌شود. این افراد در شبکه‌های اجتماعی، مدام خود را با «نسخه‌ ویرایش‌شده زندگی دیگران» مقایسه می‌کنند؛ مقایسه‌ای که اغلب به کاهش عزت‌نفس و افزایش خودانتقادی می‌انجامد. در صحنه شبکه‌های اجتماعی، هر کاربر به نوعی «نقاب» بر چهره می‌زند. هرچه فاصله این تصویر نمایشی با خود واقعی فرد بیشتر شود، تجربه درونی او از هویت خویش با چالش‌های جدی‌تری روبه‌رو خواهد شد.  عضدی معتقد است: رسانه‌ها می‌توانند نقش مهمی در ترویج الگوهای سالم خودشناسی و افزایش آگاهی فردی داشته باشند، زیرا بخش زیادی از اطلاعات و الگوهای رفتاری مردم  از طریق ‌آن‌ها منتقل می‌شود. وقتی رسانه‌ها درباره موضوعاتی مانند سلامت روان، شناخت احساسات، پذیرش تفاوت‌ها و مهارت‌های ارتباطی به زبان ساده و علمی صحبت کنند، می‌توانند به افراد کمک کنند ،خودشان را بهتر بشناسند و نگاه واقع‌بینانه‌تری به زندگی و روابط داشته باشند. البته تأثیر رسانه‌ها به نوع محتوایی که تولید می‌کنند بستگی دارد. 

چالش‌های خودشناسی

این مدرس دانشگاه می‌گوید: به طور کلی، جایگاه آموزش خودشناسی و مهارت‌های مرتبط با آن در نظام آموزشی و فرهنگی کشور، هنوز با نقطه مطلوب فاصله دارد.

 در نظام آموزشی رسمی، تمرکز اصلی بیشتر بر انتقال دانش نظری و موفقیت تحصیلی است؛ در حالی که مهارت‌هایی مانند شناخت هیجان‌ها، مدیریت استرس، خودآگاهی، مهارت ارتباطی و حل تعارض، کمتر به صورت ساختاریافته و مستمر آموزش داده می‌شود. اگر هم برنامه‌هایی در این زمینه وجود داشته باشد، معمولا پراکنده، کوتاه‌مدت یا غیرالزامی بوده و به بخش اصلی آموزش تبدیل نشده است.

عضدی می‌افزاید: در حوزه فرهنگی نیز وضعیت مشابهی دیده می‌شود. درباره موضوعاتی مانند سلامت روان و خودشناسی، آگاهی عمومی در سال‌های اخیر افزایش یافته اما هنوز نگاه علمی و نظام‌مند، جای خود را به طور کامل در برنامه‌های رسانه‌ای و فرهنگی باز نکرده است.  گاهی این مفاهیم یا سطحی مطرح می‌شوند یا با برداشت‌های غیرعلمی ساده‌سازی‌شده همراهند؛ در حالی که آموزش خودشناسی می‌تواند به شکل مستقیم بر کاهش آسیب‌های اجتماعی، بهبود روابط، افزایش مسئولیت‌پذیری و ارتقای بهره‌وری تحصیلی و شغلی اثر بگذارد. متأسفانه این موضوع هنوز به عنوان یک اولویت راهبردی در برنامه‌ریزی‌های آموزشی و فرهنگی دیده نمی‌شود.

وی تأکید می‌کند: وقتی ارزش‌ها، توانایی‌ها، محدودیت‌ها و نیازهای هیجانی خود را بشناسیم، شغل، رشته تحصیلی، شریک عاطفی و سبک زندگی را هماهنگ‌تر انتخاب ‌می‌کنیم و در نتیجه احتمال رضایت و پایداری آینده بیشتر می‌شود. به زبان ساده‌تر، خودشناسی مثل داشتن «نقشه و قطب‌نما» است؛ تضمین نمی‌کند توفان نمی‌آید اما کمک می‌کند در توفان‌ها گم نشوی و انتخاب‌هایت با «خودِ واقعی‌ات» هماهنگ‌تر باشد.

رسانه‌ها باید هنجارها، ارزش‌ها و میراث فرهنگی جامعه را در قالب فیلم، داستان، مقاله، گزارش مستند و... معرفی کنند و درک آن‌ها را از این که چه کسی هستند، سابقه تاریخی آن‌ها چیست، موقعیت کنونی ما در جهان و منطقه چگونه است و... افزایش دهند، تأثیرات منفی ماهواره، اینترنت و دیگر رسانه‌های فراملیتی را گوشزد کنند و این امکان را فراهم سازند تا جوانان و نوجوانان به هویت اصیل فرهنگی، تاریخی، سیاسی، و اجتماعی خویش پی ببرند.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار