«کابلهای زیردریایی»؛ سلاح جدید ایران در قعر خلیج فارس
نقشههای کابلهای زیردریایی، نشان میدهند که هفت سیستم کابل اینترنتی زیردریایی از آبهای خلیج فارس عبور میکنند
روزنامه اطلاعات گزارشی را از الجزیره منتتشر کرده است:
نقشههای کابلهای زیردریایی، نشان میدهند که هفت سیستم کابل اینترنتی زیردریایی از آبهای خلیج فارس عبور میکنند؛ کریدوری که تأثیر آن فراتر از انرژی و تجارت، به زیرساختهای دیجیتالی متصلکننده کشورهای خلیج فارس به آسیا و اروپا نیز گسترش مییابد.
کابلهای زیردریایی خلیج فارس میتوانند به اهداف بالقوه در جنگها تبدیل شوند، زیرا کابلهای اینترنتی را به عنوان یک ابزار چانهزنی معرفی میکنند که ممکن است در مقطعی مفید واقع شود؛ موضوعی که به اندازه اختلال در جریان انرژی و تجارت از طریق تنگه هرمز حساس است. کابلهای نشان داده شده در نقشهها شامل سیستمهای «آفریقا ۲»(۲-Africa )، «آسیا آفریقا اروپا ۱» (AAE-۱)، «فالکون»(FALCON)، «فایبر این گلف»(FIG)، «گلف بریج اینترنشنال/ خاورمیانه و شمال آفریقا»(GBPICS/MENA)، «عمران ای.پی.ای.جی»(OMRAN/EPEG) و «سی می وی ۶»(SeaMeWe-۶)
هستند.
این نقشهها نشان میدهند که این کابلها در یک نوار باریک اطراف ورودی خلیج فارس، خلیج عمان و سراسر تنگه هرمز متمرکز شدهاند و سپس به نقاط فرود در عمان، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت، عربستان سعودی، عراق و ایران منشعب میشوند و این منطقه را به یک مرکز ارتباطات دیجیتال حیاتی تبدیل میکنند. اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) اعلام کرده که کابلهای زیردریایی، ستون فقرات ارتباطات جهانی را تشکیل میدهند، زیرا ترافیک اینترنت بینالمللی را حمل و از خدمات حیاتی مانند تراکنشهای مالی، محاسبات ابری و ارتباطات دولتی پشتیبانی میکنند.
تهدیدهای پنهان ایران
در اعماق آبهای تنگه هرمز، کابلهای اینترنتی زیردریایی وجود دارد که بخش بزرگی از ارتباطات دیجیتال در منطقه به آنها وابسته است و این زیرساخت پنهان میتواند به یک آسیبپذیری استراتژیک تبدیل شود. وجود کابلهای اینترنتی زیردریایی در خلیج فارس، اهمیت «حاکمیت حقوقی» این کابلها در تنگه هرمز را برجسته میکند و از همین رو
می توان امکان تنظیم عبور، نگهداری و هزینههای آنها را در حوزه قضایی کشورهای ساحلی مورد بحث قرار داد. برخی منابع ایرانی در این راستا، سه گام عملی برای ایران جهت کسب درآمد از کابلهای اینترنتی در تنگه هرمز را تشریح کرده و به ایجاد یک چارچوب قانونی جدید با تمرکز بر کابلهای زیردریایی و امکان اعمال حقوق حاکمیتی ایران بر این زیرساختها پرداخته اند. واقعیت این است که هدف قراردادن کابلهای فیبر نوری در هرمز میتواند تولید و صادرات نفت را فلج و بازارهای مالی و پولی کشورهای خلیج فارس را مختل کند؛ فرمولی که کابلها را به عنوان بخشی از یک استراتژی بازدارنده و فشار سیاسی ارائه میدهد.
هفت کابل دیجیتال در قعر خلیج فارس
نقشهها نشان میدهند که کابل «فالکون»(FALCON)، از خلیج فارس عبور میکند و به نقاط فرود در چندین کشور از جمله بحرین، کویت، عراق، ایران، عمان، امارات متحده عربی و هند متصل میشود. نقشههای «TeleGeographic» نقاط فرود را در بندرعباس، چابهار، فاو، شهر کویت، خصب، دیبا، صلاله و سایر نقاط نشان میدهند. کابل «آسیا آفریقا اروپا ۱» (AAE-۱) نیز پیوند اصلی بین آسیای جنوب شرقی و اروپا از طریق خاورمیانه است. این سیستم از فناوری ۱۰۰ گیگابایت بر ثانیه استفاده میکند و ظرفیت طراحی حداقل ۴۰ ترابایت بر ثانیه را دارد. کابل «پل خلیج فارس بینالمللی»(GBI) نیز نمونه برجسته دیگری است.
این یک شبکه فیبر نوری بینالمللی است که کابلهای زیردریایی را با زیرساختهای زمینی ترکیب کرده و مراکز مالی و ارتباطی در اروپا، خاورمیانه، آفریقا و آسیا را به هم متصل میکند. دادههای تخصصی نشان میدهد که سیستم آن به عنوان یک حلقه «خودبازسازی» در خلیج فارس طراحی شده است، با نقاط فرود در قطر و فجیره و شاخههایی که تا ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی، بحرین و عمان امتداد دارند. این نقشه همچنین شامل کابل «آفریقا ۲»(۲-Africa) است که طبق صفحه رسمی آن، تقریباً ۴۵هزار کیلومتر طول دارد و بیش از ۳۳ کشور را در سه قاره به هم متصل میکند و هدف آن، خدمترسانی به ۳ میلیارد نفر است.
فیبرنوری در خلیج فارس، یک پروژه منطقهای مدرن است که به عنوان یکی از بزرگترین سیستمهای کابل زیردریایی توصیف شده است. این کابل که با ظرفیت حداکثر ۷۲۰ ترابایت در ثانیه، در ۲۴ جفت فیبر طراحی شده است، به تقاضای ارائه دهندگان خدمات ابری، پلتفرمهای هوش مصنوعی و اپراتورهای مرکز داده در قطر، امارات متحده عربی، بحرین، عربستان سعودی، کویت، عراق و عمان پاسخ میدهد. «سی می وی ۶»(SeaMeWe-۶) نیز سیستم جدیدی است که آسیای جنوب شرقی را به خاورمیانه و اروپا متصل میکند و دادههای کارشناسان، ظرفیت اولیه آن را تقریباً ۱۲۶ ترابایت در ثانیه تخمین میزند و امتداد آن در خلیج فارس به بحرین، عمان، قطر و امارات متحده عربی میرسد. در میان این شبکهها، مسیر «عمران ای.پی.ای.جی»(OMRAN/EPEG) نیز وجود دارد که عمان و ایران را در یک زیرساخت ارتباطی گستردهتر که خلیج فارس، آسیا و اروپا را به هم متصل میسازد، به همدیگر وصل و تنگه هرمز را به یک نقطه ترانزیت مشترک برای کابلهای موجود و در حال توسعه تبدیل میکند.
قطع کابل به چه معناست؟
این واقعیت که هفت کابل از تنگه هرمز عبور میکنند، به این معنا نیست که قطع یکی از آنها، دسترسی به اینترنت در منطقه خلیج فارس را مختل میکند، زیرا شبکههای ارتباطی معمولاً به مسیرهای جایگزین و تغییر مسیر دادهها متکی هستند. با این حال، خطر زمانی ایجاد میشود که چندین کابل به طور همزمان از کار بیفتند، یا زمانی که کشتیهای تعمیری به دلیل جنگ، مین گذاری، محدودیتهای امنیتی یا مشکلات مربوط به مجوز، در دسترسی به منطقه با مشکل مواجه شوند.
بحران دریای سرخ نمونه بارزی از این دست است؛ در مارس ۲۰۲۴، شرکت ارتباطات جهانی «HGC» اعلام کرد از بیش از ۱۵ کابل در دریای سرخ، ۴ کابل تحت تأثیر قرار گرفتهاند و تخمین زد که این موضوع حدود ۲۵درصد از ترافیک دادهها در آن مسیر را تحت تأثیر قرار داده است، پیش از آنکه بخشی از ترافیک از طریق گزینههای دیگر
هدایت شود. بنابراین، خطر موجود در تنگه هرمز افزایش زمان پاسخگویی و اختلال در برخی خدمات و هزینههای بالاتر برای ظرفیت جایگزین، بیمه و نگهداری به ویژه برای کشورها و شرکتهایی است که بیشترین وابستگی را به مسیرهای عبوری از خلیج فارس دارند. آسیبپذیرترین بخشها بانکداری، تجارت مالی، مراکز داده، خدمات ابری، ارتباطات دولتی، پلتفرمهای هوش مصنوعی و شرکتهای انرژی و لجستیکی خواهند بود که به جریان مداوم دادهها بین خلیج فارس و بازارهای جهانی وابسته هستند.
یک تاکتیک فشار به نفع ایران
استفاده ایران از این تاکتیک به عنوان اهرم فشار قانونی از طریق صدور مجوز، هزینهها و نگهداری و عبور از آبهای سرزمینی، یک سیگنال هشدار دهنده واضح در مورد این خطر ارسال کرده است.
در اینجا جنبه وسیعتر فشار نهفته است. کابلها لزوماً نیازی به قطع شدن ندارند تا به یک ابزار چانهزنی تبدیل شوند و فقط کافی است نگهداری آنها، تمدید پروژههای جدید یا تأمین امنیت کشتیهای کابلی برای مراکز داده، فضای ابری و برنامههای هوش مصنوعی که کشورهای خلیج فارس به آنها متکی هستند، گرانتر و پیچیدهتر شود. این سناریو با معرفی پروژههای عظیمی مانند فیبر نوری در خلیج فارس،
«سی می وی ۶»(SeaMeWe-۶) ، حساستر هم میشود. این کابلها نه تنها اینترنت موجود را پشتیبانی میکنند، بلکه انتظار میرود بخشی از رشد آینده دادهها و خدمات دیجیتال در خلیج فارس را نیز منتقل کنند.
شریان پنهان زیر تنگه
در حالی که تنگه هرمز همچنان به عنوان یک کریدور انرژی در سطح جهان شناخته میشود، نقشههای کابلهای زیردریایی، جنبه مهم دیگری از این تنگه را آشکار میکنند: «نقش تنگه هرمز به عنوان یک شریان پنهان داده که خلیج فارس را به جهان متصل میکند». در مورد انرژی، تانکرها روی سطح ظاهر میشوند و میتوان آنها را با استفاده از دادههای ناوبری ردیابی کرد، اما در مورد اینترنت، اقتصاد در زیر بستر دریا و با کابلهای نازک فیبر نوری که پرداختها، خدمات ابری، ارتباطات دولتی و دادههای شرکتی را پشتیبانی میکنند، حرکت میکند.
بنابراین، هرگونه تهدید برای کابلهای تنگه هرمز، نه تنها خدمات روزانه اینترنت را به خطر میاندازد، بلکه زیرساختهای دیجیتال اقتصادهای خلیج فارس را در حوزه بازدارندگی و فشار سیاسی، در کریدوری که تا همین اواخر عمدتاً به عنوان گلوگاه نفتی شناخته میشد، قرار میدهد.