ایران در معادله چین و آمریکا
در مناسبات واشنگتن و پکن، مسئله ایران صرفاً یک پرونده فرعی نیست، بلکه بخشی از منطق بزرگتر رقابت قدرتهاست.
فردین قریشی در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:
در مناسبات واشنگتن و پکن، مسئله ایران صرفاً یک پرونده فرعی نیست، بلکه بخشی از منطق بزرگتر رقابت قدرتهاست. از این منظر، انتظار اینکه ترامپ بتواند چین را به ابزار فشار بر تهران تبدیل کند، با واقعیتهای سخت سیاست خارجی چین سازگار نیست. پکن ایران را نه یک متغیر حاشیهای، بلکه بخشی از معماری راهبردی خود در حوزه انرژی، موازنهسازی ژئوپلیتیکی و مقاومت در برابر فشارهای آمریکا میبیند.
چین در روابط با ایران، بیش و پیش از آنکه بر منطق ائتلاف تکیه کند، بر منطق منافع پایدار تکیه دارد. خرید نفت ایران، استفاده از مسیرهای غیرمستقیم تجاری، و حفظ کانالهای سیاسی با تهران، همگی نشان میدهد که پکن حاضر نیست صرفاً برای جلب رضایت واشنگتن، از یک شریک مهم و از یک اهرم راهبردی صرفنظر کند. حتی در مقاطعی که فشار تحریمی آمریکا تشدید شده، چین نه بهسوی گسست از ایران، بلکه بهسوی مدیریت ریسک و تنظیم رفتار حرکت کرده است و این خود نشانهای روشن از حدود همکاریپذیری پکن با مطالبات آمریکاست.
از یک زاویه دید کلانتر نیز، تصور ترامپ در خصوص «فشار از طریق چین» با چند مانع جدی روبهرو است:
نخست آنکه چین، در مقام یک قدرت بزرگ، مایل نیست در پروندهای مانند ایران نقش مجری سیاست واشنگتن را بپذیرد.
دوم آنکه هرگونه همراهی آشکار با فشار بر ایران، پیامدهای نمادین مهمی برای جایگاه چین در میان سایر شرکای جهانیاش خواهد داشت.
و سوم اینکه پکن بهخوبی میداند که حفظ سطحی از رابطه با ایران، برای آن کشور هم کارکرد در جهت تأمین انرژی دارد و هم کارکرد در جهت تحقق اهداف سیاسی.
بنابراین هزینه ایجاد فاصله با ایران، از منظر چین، بیش از منافع کوتاهمدت آن است.
شواهد رفتاری نیز این تحلیل را تأیید میکند. چین در سالهای اخیر، حتی در شرایط تشدید تنش میان ایران و غرب، از حفظ کانالهای اقتصادی و دیپلماتیک با تهران دست نکشیده است. موضع پکن غالباً محتاط، مبهم و مبتنی بر مدیریت بحران بوده است؛ نه همسویی صریح با فشار آمریکا. این الگو نشان میدهد که چین ترجیح میدهد از ایران بهعنوان یک متغیر تنظیمگر در برابر واشنگتن استفاده کند؛ نه آنکه خود را در خدمت راهبرد فشار آمریکا قرار دهد.
در مجموع آنچه محتملتر از گزینههای دیگر است، «همراهی لفظی یا تاکتیکی» چین در حد کاهش تنش است، نه ورود به یک سیاست پایدار علیه تهران. به بیان دقیقتر، چین ممکن است بخشی از زبان دیپلماتیک آمریکا را بپذیرد، اما بعید است منافع راهبردی خود را قربانی کند.