EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۶۷۵۷

زوال اوپک؟

بغداد در تابستان ۱۹۶۰ میلادی شاهد تولد یک طغیانگر بود. ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت و ونزوئلا گروهی کوچک بودند که تصمیم بزرگی گرفتند؛ تصمیم تشکیل سازمان اوپک یا همان سازمان کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت.

زوال اوپک؟
شرق

روزنامه شرق در گزارشی نوشت:

بغداد در تابستان ۱۹۶۰ میلادی شاهد تولد یک طغیانگر بود. ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت و ونزوئلا گروهی کوچک بودند که تصمیم بزرگی گرفتند؛ تصمیم تشکیل سازمان اوپک یا همان سازمان کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت.

در آن زمان «هفت خواهر» فرمانروای بی‌چون‌وچرای بازار نفت جهان به شمار می‌آمدند؛ هفت شرکت چندملیتی که بازار نفت را در سیطره کشورهای ثروتمند صنعتی قرار داده بودند. اوپک در این فضا متولد شد تا سهم کشورهای ضعیف تولیدکننده را از بازار نفت بازستاند و در جنگ اسرائیل و اعراب در سال ۱۹۷۳ آن‌چنان قدرتمند بازی کرد که شهرتی جهانی پیدا کرد. اما حالا اوپک دیگر آن اوپک سابق نیست و روز سه‌شنبه هفته جاری یکی دیگر از اعضای خود را از دست داد؛ خروج امارات از اوپک که از قضا یکی از مهره‌های مهم این سازمان بود.

تولد اعتراضی اوپک

هفت شرکت چندملیتی 

Esso، Royal dutch shell، BP، Mobil، chevron، Gulf oil و Texaco که پنج شرکت آن آمریکایی و دو شرکت انگلیسی بودند، در سال‌های آخر قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم بازار نفت جهان را به تسخیر درآوردند و از آنجا که انگلیس بر مساحت وسیعی از جهان سلطه استعماری داشت، هفت خواهر توانستند امتیازات خیره‌کننده‌ای برای اکتشاف و استخراج نفت از کشورهای مستعمره به دست آوردند. دراین‌میان شرکت بی‌پی انگلیس اصولا در ایران و بر مبنای امتیاز دارسی متولد شد اما پنج شرکت آمریکایی در زادگاه خود متولد شدند، چراکه در سال ۱۸۵۹ نفت در آمریکا کشف شده بود و این شرکت‌ها بعدا فعالیت خود را بین‌المللی کردند.

در ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۰ اما پنج کشور نفتی جهان سوم، علیه هفت خواهر و استعمار نفتی طغیان کردند و تصمیم گرفتند با اتحاد با یکدیگر سهم واقعی خود را از بازار نفت به دست آورند؛ جهان آن زمان، به این طغیان‌گری توجهی نشان نداد و رسانه‌های اقتصادی تشکیل اوپک را جدی نگرفتند. این بی‌توجهی به اوپک چیزی نزدیک به ۱۳ سال طول کشید.

با این حال اوپک تلاش کرد اعضای خود را بیشتر و بیشتر کند تا دست بالاتری در بازار نفت جهان پیدا کند؛ قطر، اندونزی، لیبی، امارات، الجزایر، نیجریه، اکوادور، آنگولا، گابن، گینه استوایی و کنگو کشورهایی بودند که بعدا به اوپک پیوستند. اوپک حدود ۴۰ درصد بازار نفت جهان و ۶۵ درصد ذخایر اثبات‌شده نفت جهان را در اختیار گرفت و با این وزنه اندک‌اندک توانست در قیمت‌گذاری نفت مداخله کند اما فرصت تاریخی که اوپک را بر سر زبان‌ها انداخت، جنگ اعراب و اسرائیل بود و اهرم فشاری که اوپک علیه اسرائیل و متحدانش به کار انداخت. در ششم اکتبر ۱۹۷۳ ارتش مصر به دنبال آن بود که از کانال سوئز عبور کند و سرزمین‌هایی را که شش سال پیش از آن به اسرائیل باخته بود، پس بگیرد. جنگ اسرائیل و مصر بالا گرفت و قاهره مجبور به عقب‌نشینی شد. سازمان کشورهای عرب صادرکننده نفت تصمیم گرفت در اعتراض به اسرائیل ماهانه پنج درصد تولید نفت خود را کاهش دهند تا قیمت نفت صعودی شود و دو حامی اسرائیل یعنی آمریکا و هلند را تحریم نفتی کنند. اوپک هم به این اعتراض نفتی پیوست و قیمت نفت چیزی حدود پنج برابر شد؛ این رویداد اولین شوک نفتی جهان لقب گرفت و به دنبال آن بحران اقتصادی در کشورهای صنعتی به وقوع پیوست. هرچند که در آن زمان دنیا دیگر چندان درگیر مبارزات ضد استعماری نبود اما ابراز قدرت کشورهای ضعیف‌تر در معادلات جهانی غرورآفرین بود و سایر کشورهای تولیدکننده مواد خام تصمیم گرفتند از اوپک الگوبرداری کنند تا بتوانند مانع یکه‌تازی کشورهای صنعتی مصرف‌کننده مواد خام شوند. پس از این ماجرا بود که تلاش‌هایی برای شکل‌گیری سازمانی مشابه اوپک بین تولیدکنندگان قهوه، مس، فسفات و... شکل گرفت.

با این حال کشورهای ثروتمند صنعتی هم از پا ننشستند و در واکنش به ابراز قدرت اوپک، تشکل‌هایی مانند گروه هفت و آژانس جهانی انرژی را تشکیل دادند که گروه هفت درواقع گروهی متشکل از هفت کشور صنعتی بود.

همچنین جنگ اعراب و اسرائیل و بحران اقتصادی ناشی از آن و بازیگری مهم اوپک توانست بسیاری از موازنه‌های سیاسی و منطقه‌ای را تغییر دهد و آمریکا را به کشورهای عربی تولیدکننده نفت و به‌ویژه عربستان نزدیک کند؛ رفاقتی که البته عمق زیادی نداشت. پس از آنکه صعود قیمت نفت و پیشرفت تکنولوژی، استخراج نفت شیل آمریکا را به‌صرفه کرد؛ آمریکا توانست به بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت و گاز جهان تبدیل شود و پس از این ماجرا بود که دست حمایت خود را از پشت سر اعراب برداشت و رؤسای جمهوری این کشور با گفتن جملاتی نظیر اینکه آمریکا نباید پول مالیات‌دهندگان آمریکایی را خرج خاورمیانه کند و جنگ و حضور نظامی در خاورمیانه اشتباه بوده؛ خود را بی‌نیاز از قطب انرژی جهان تصور کرد. هرچند که این تصورات به درازا نکشید و چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت و گاز جهان به سمت کشورهای حاشیه خلیج فارس متمایل شد و بار دیگر پای آمریکا را به خاورمیانه کشاند.

تضعیف اوپک

در این سال‌ها اوپک دیگر هرگز نتوانست مانند گذشته بازیگر مهم بازار نفت جهان باشد؛ چراکه علاوه بر آمریکا، روسیه به‌عنوان یکی دیگر از تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز جهان ظهور کرد. همچنین شمار زیادی از کشورهای مصرف‌کننده سوخت‌های فسیلی به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر متمایل شدند؛ کشورهای عضو اتحادیه اروپا ازجمله این کشورها هستند. گرایش اروپا به سمت انرژی تجدیدپذیر به حدی جدی شد که این مسئله پای ثابت کارزارهای سیاسی و انتخاباتی احزاب در قاره سبز بوده است؛ موضوعی که اوپک هم نتوانست به آن چشم ببندد و مسائل محیط‌زیستی را در دستور کار نشست‌های خود قرار داد و از دوره گذار انرژی سخن به میان آورد. در این سال‌ها اوپک به دنبال تعادل و واقع‌گرایی در برخورد با عرضه نفت بود اما دیگر انسجام گذشته در سازمان اوپک احساس نمی‌شد و برخی اعضای آن، اوپک را ترک کردند یا دست‌کم در دوره‌ای، عضویت خود را در این سازمان معلق کردند. گذشته از آن، تفاهم اعضا درباره عرضه نفت دشوار شده بود و مواردی از اختلاف یا تخطی اعضا از سقف تولید به چشم می‌آمد. در سال ۲۰۲۴ آنگولا از اوپک خارج شد و قطر در سال ۲۰۱۹ از عضویت در اوپک انصراف داد. اندونزی در سال ۲۰۰۹ اوپک را ترک کرد اما پس از یک وقفه هفت‌ساله دوباره به سازمان برگشت و سپس چند ماه بعد بلافاصله آن را ترک کرد. اکوادور در سال ۲۰۰۷ اوپک را ترک کرد اما دوباره در سال ۲۰۲۰ برگشت. گابن هم در شرایطی مشابه در سال ۱۹۹۵ عضویت خود را در اوپک معلق کرد اما پس از ۲۱ سال دوباره به این سازمان برگشت.

در میان اعضایی که عضویت خود را در اوپک لغو کرده‌اند، اندونزی با تولید ۱.۴ تا ۱.۷ میلیون بشکه، سهم نسبتا درخورتوجهی در تولید نفت داشته است و قطر هرچند که تولیدکننده بزرگ نفت محسوب نمی‌شود اما سومین تولیدکننده بزرگ گاز جهان است. وزیر انرژی قطر در زمان ترک اوپک گفته بود که کشورش یک تولیدکننده کوچک نفت است و ترجیح می‌دهد روی تولید گاز متمرکز شود؛ گازی که عمده آن از میدان مشترک با ایران یعنی پارس جنوبی تولید می‌شود.

حالا امارات اوپک را ترک کرده است؛ عضو مهم و تأثیرگذار در این سازمان. امارات تحت سهمیه اوپک روزانه ۳.۴ میلیون بشکه نفت تولید می‌کند و سال‌هاست که برای افزایش تولید نفت خود به بیشتر از پنج میلیون بشکه در روز سرمایه‌گذاری کرده؛ سرمایه‌گذاری‌ای که رقم آن تا ۱۵۰ میلیارد دلار گفته شده است اما سقف تولید این کشور در اوپک منجمد مانده بود و به‌همین‌دلیل گه‌گدار زمزمه خروج امارات از اوپک شنیده می‌شد؛ زمزمه‌هایی که این کشور مدام آن را تکذیب کرد. سرانجام ابوظبی روز سه‌شنبه هفته جاری خبر داد که از اوپک خارج شده است؛ خبری که برخی آن را تسویه‌حساب سیاسی دانستند.

روابط امارات با بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت اوپک یعنی عربستان رو به وخامت گذاشته است؛ تنش‌های دو کشور در سودان، سومالی و یمن ادامه دارد و حالا دامنه این تنش‌ها به پاکستان رسیده است؛ امارات به‌تازگی از پاکستان به دلیل میانجی‌گری مذاکرات بین ایران و آمریکا خشمگین است و خواهان پس‌دادن فوری وام این کشور به پاکستان شده است؛ این در حالی است که عربستان و پاکستان یکدیگر را شرکای امنیتی خوانده و حمایت دو کشور از همدیگر را از اولویت‌های خود دانسته‌اند. پیش‌ازاین عربستان و امارات درباره سهمیه تولید نفت در اوپک اختلافات گسترده‌ای داشته و به نتیجه نرسیده بودند و حالا به نظر می‌رسد که امارات با خروج از اوپک تصمیم گرفته است که با عربستان تسویه‌حساب سیاسی کند؛ کمااینکه کشورهای عربی بارها یکدیگر را متهم کرده‌اند که جهان عرب حمایت کافی از همدیگر ندارند.

امارات در واکنش به سیاسی‌خواندن تصمیم خروج خود از اوپک، آن را تصمیمی استراتژیک خوانده است؛ تصمیمی که می‌تواند عرضه نفت را در بازار جهانی افزایش دهد و امارات را به آمریکا و اسرائیل نزدیک و از دیگر شرکای خود در اوپک مانند ایران و عربستان دور کند. هرچند که در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، دامنه حملات به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس رسید و این کشورها به رهبری بحرین، تلاش کردند قطع‌نامه‌ای علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل تصویب کنند. جنگ حالا به انسداد تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران انجامیده و قیمت نفت را به بیشتر از صد دلار در ازای هر بشکه رسانده است و سرنوشت جنگ همچنان مبهم است اما این برخوردها بین اعضای اوپک از نظر آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق ایران، به نوعی زوال این سازمان نفتی به حساب می‌آید. او به «شرق» می‌گوید که اوپک با هدف تأثیرگذاری و تنظیم موازنه قدرت بین کشورهای تولیدکننده مواد خام و کشورهای صنعتی ایجاد شد اما در سال‌های اخیر با اتفاقاتی که در جریان بوده است و خروج امارات از اوپک، به نظر می‌رسد که این سازمان دیگر از کارکرد اولیه خود فاصله گرفته و نمی‌تواند بین اعضای خود هم‌گرایی ایجاد کند. مرتضی بهروزی‌فرد، عضو مؤسسه مطالعات انرژی، هم در گفت‌وگو با «شرق» معتقد است که شاید زود باشد که بگوییم زوال اوپک فرا رسیده است اما با مسئله گذار انرژی و معادلات تازه امنیتی و سیاسی در بازار انرژی، نیاز است که اعضای اوپک رویکردهای خود را بازنگری کنند تا بتوانند همچنان نقش مهم خود را در بازار نفت حفظ کنند.

اما با تمام این اوصاف، واقعیت این است که دو جنگ روسیه و اوکراین و جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران تأثیرات عمیقی بر بازارهای انرژی جهان گذاشته و معادلات سنتی این بازارها را به‌کلی دگرگون کرده است؛ حالا پرسش این است که آیا سازمان اوپک می‌تواند به‌سرعت خود را با این تغییرات هماهنگ کرده و بین اعضای خود نوعی هم‌گرایی به قدرت گذشته ایجاد کند؟

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار