تهمتنهای ایران
مردم اقصی نقاط ایران از نخستین ساعات دهم اسفند پارسال در یک حرکت خودجوش با برپایی تجمعاتی، معابر و میادین را به محلی برای نمایش خشم خود نسبت به اقدام تروریستی متجاوزان آمریکایی – صهیونی در به شهادت رساندن رهبر انقلاب بدل کردند
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:
مردم اقصی نقاط ایران از نخستین ساعات دهم اسفند پارسال در یک حرکت خودجوش با برپایی تجمعاتی، معابر و میادین را به محلی برای نمایش خشم خود نسبت به اقدام تروریستی متجاوزان آمریکایی – صهیونی در به شهادت رساندن رهبر انقلاب بدل کردند، تجمعات و رزمگاه هایی که به نقطه آغاز همبستگی ایرانیان بدل و با تداوم آن در شبهای جنگ و حتی پس از آن، ماندگار شده است.
صبح دهم اسفند ۱۴۰۴ یک روز پس از هدف قرارگرفتن بیت رهبری از سوی معارضان آمریکا و رژیم صهیونیستی، اعلام خبر شهادت رهبر معظم انقلاب، مردم را به خیابانها کشاند و به این ترتیب آوردگاه عظیم و باشکوهی از ابراز خشم ایرانیان در مقابل چشم همگان گشوده شد.
بروز و ظهور این رزمگاه مردمی در سنگر معابر و میادین آنچنان تاثیر گذار بود که سبب شد این اقدام تداوم یابد و شمار زیادی از مردم در تجمعات شبانه حضور یابند و دفاع از نظام و ایران را فریاد بزنند. اما عزم و اراده راستین مردم در این رزمگاههای شبانه ،یک روی سکه است؛روی دیگر آن همت و غیرت مردمانی است که به رغم حملات دشمنان و احتمال هرگونه تعدی دیگر، در محل کار خود به عنوان یک سنگر اقتصادی حضور مییابند و سعی میکنند سهمی هر چند اندک در پایداری ایران داشته باشند.
تجربه جنگ در کشورهای دیگر طی دهههای گذشته نشان داده است مردم هر دیار و سرزمین پس از آغاز جنگ، با فرار به سوی مرزها ،فقط به دنبال راه فرار از خانه و کاشانه خود بودهاند و به راحتی توانستهاند قید دفاع از وطن را بزنند؛ اما ایرانیان اثبات کردهاند که عرق و علاقه به میهن چیزی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت .
نمونه عینی این موضوع را میتوان در اوکراین مشاهده کرد؛ زمانی که شمار زیادی از مردم این کشور با آغاز حملات روسیه، به سمت مرزها پا به فرار گذاشتند و نجات جان خود را بر سرزمین مادری ترجیح دادند.
چه مردمی که به طور پیوسته در تجمعات حضور یافتهاند و چه آن طیف هموطنانمان که با امید فراوان در سنگر کار و خانواده، برای آبادی میهن مشغولند؛ بر این موضوع اتفاق نظر دارند که رفاه و آزادی در سایه همبستگی و عقلانیت میسر میشود.
مردم ایران اکنون در کنار گذران زندگی روزمره توام با گلایه از صورتحسابهای عقبافتاده، اجارهخانههای سنگین، گرانی انواع و اقسام کالاها و نگرانی از آینده فرزندانشان، حرفهای متفاوت دیگری هم برای گفتن دارند؛ حرفهایی کاملا واقعی و از عمق وجود.
عموم مردم ایران در دوران جنگ و ایام آتشبس، عرصههای میدان داری اقتصادی و فرهنگی را با حضور در خیابان و محل کار، پیمودهاند تا مانند همیشه پرچم ایستادگی ایران را در اهتزاز نگه دارند .
«رستم دستان» شدن دیگر برای ایرانیان یک آرزو نیست؛ بلکه واقعیتی است که این روزها وشبها در آوردگاههای مختلف معنا شده و به بار نشسته است.
ریشه ام اینجاست، کجا بروم؟
رضا، پیمانکار ساختمان در حالی که دستهای پینهبستهاش را به هم میمالد، در گفتگو با خبرنگار «اطلاعات» میگوید: همسایهمان شهید شده است. من از آن روز، فقط ترس مادرم و همسر و بچهها را میبینم. در دوران جنگ، اولین فکرم این است که تکلیف کارم چه میشود و زندگیام چگونه بگردانم؛ اما با همه این دلواپسیها، میمانم و با تمام وجود از وطن و خاکم دفاع میکنم. خانهام و ریشهام اینجاست و خاکم را دوست دارم.
وی ادامه میدهد: ۴۲ سال سن دارم و میتوانم در آواربرداری کمک کنم، میتوانم با وانت شخصیام بار جابهجا کنم یا هر کمک دیگری که از دستم بر بیاید با تمام وجود برای وطنم انجام دهم. همه با هم همبستگی داریم، خصوصا با میدانداری و دفاع از وطن در زمان جنگ.
نرگس ۲۸ ساله، پرستار یکی از بیمارستانهای یزد بوده که در ایام جنگ بیش از مدت ساعت کاری اش، در بیمارستان حاضر بوده و به درمان مجروحان جنگ پرداخته است.
وی میگوید: شبهایی که شیفت نبودم هم با عشق، همراه همسر و فرزندانم پرچم به دست برای حضور در تجمعات و میدانداری راهی میدانهای شهر میشدیم و تا پاسی از شب در خیابانها بودیم تا اقتدار ایران به همگان ثابت شود.
این پرستار شبهای شیفت کرونا را به یاد میآورد و میگوید: ما پرستارها جنگ را خوب میشناسیم، جنگ با ویروس، جنگ با کمبود تجهیزات، جنگ با بیخوابی و ...؛ ما در این جنگ در خط مقدم درمان هموطنانمان هستیم. البته من هم در این شرایط ترس و دلهره دارم، اما نه از موشک که از نبودن دارو. در همان زمان کرونا دیدیم که چطور ماسک نبود، داروی ساده وجود نداشت ولی مقاومت کردیم، ساختیم و نباختیم. حالا هم فکر میکنیم در جنگ چه بلایی به سرمان میآید؟ با این حال، من کارم را ترک نمیکنم، چون قسم خوردهام که بمانم.
نرگس ادامه میدهد: امروز فهمیدم معنای ایستادن پای وطن چیست،ایستادگی فقط سلاح به دست گرفتن نیست، بلکه معنای واقعی آن، خدمت به ایران و هموطنانم به ویژه درشرایط فعلی است.
مردم ایران محکم ایستادهاند
مجید، ۵۵ ساله، راننده تاکسی خطی هم میگوید: مردم در تاکسی حرف دلشان را میزنند. این روزها اکثر مسافران از قیمت دلار و افزایش قیمتها میگویند ولی نکته جالب این است که پرچم به دست دارند و مقصدشان محل تجمع مردم برای دفاع از وطن است.
وی ادامه میدهد: مهم نیست ما متعلقبه کدام استان هستیم، اهل تهرانیم یا یزد، ما همان مردم کوچه پسکوچههای جنوب شهر، همان بازاریهای تبریز، همان کشاورزان گیلان، همان عشایر فارس هستیم. فرقی نمیکند دشمن ما صدام باشد یا ترامپ. ما جنگ را با پوست و استخوان تجربه کردهایم. از تهدید نمیترسیم، از تحریم خسته شدهایم اما نمیشکنیم. به آمریکا بگویید شما تحریم کنید، ما پل میسازیم. شما ناو بفرستید، ما فرزندانمان را دانشمند پرورش میدهیم. شما دروغ بگویید، ما تاریخ را حفظ میکنیم. ایران سرزمین میدانداری است. حالا میدان ما کار، تلاش، وحدت و صبر است؛ نه از سر ناچاری،بلکه از سر انتخاب
و عشق به وطن.
زهرا، ۴۸ ساله، مادر ۲ فرزند و معلم بازنشسته، در پویش استقامت پرچم برای مدت ۹۰دقیقه شرکت کرده است؛ با این نیت که پرچم تا پیروزی کامل بر سر دستها برافراشته بماند و اصلاروی زمین گذاشته نشود.
وی میگوید: برای حضور میدانی، لازم نیست حتماً به خط مقدم برویم. حضور مادران در پشت جبهه، که به بچهها آرامش بدهند، خودش یک جهاد است. یا به شکلهای مختلف به جبهه مقاومت کمک کنند یا با اعضای خانواده میدان داری کنند.
جنگ افکار عمومی
دکتر مسلم زمانیان، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد نیز میگوید: در زمان جنگی، هر شهروند یک رسانه و هر خانواده یک سنگر است. دشمن با هجمههای روانی به دنبال ایجاد شکاف بین نسلها و کاهش اعتماد عمومی است، اما رمز پیروزی در گرو هوشیاری، صبر راهبردی و تقویت گفتمان امید در جامعه است. وی ادامه میدهد: تجربه دفاع مقدس و سالهای تحریم نشان داده است که ملت ایران از دل سختیها، فرصتهای تازه میآفریند. امروز هر کلام امیدبخش و هر اقدام همدلانه، یک گلوله در این جنگ است.
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: دشمن موتور محرکه مردم را هدف گرفته و جنگ فعلی، جنگ افکار عمومی است اما مردم محکم ایستادهاند. امروز تقویت امید، روشنگری و انسجام ملی، مهمترین سلاح مقابله با جنگ ترکیبی دشمن است و پیروزی نهایی با کشوری است که تابآوری بیشتری داشته باشد واین حق مسلم مردم میدان دار و استوار ایران است.