برای ایران؛مسیر واشنگتن از اروپا میگذرد؟
نماینده دائم آلمان در سازمان ملل متحد روز گذشته در اظهاراتی مهم تأکید کرد که برلین همچنان از مذاکره با ایران درباره برنامه هستهای این کشور استقبال میکند و فعالسازی مکانیزم ماشه را نه پایان راه دیپلماسی، بلکه هشداری جدی برای بازگشت تهران به تعهداتش میداند.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
نماینده دائم آلمان در سازمان ملل متحد روز گذشته در اظهاراتی مهم تأکید کرد که برلین همچنان از مذاکره با ایران درباره برنامه هستهای این کشور استقبال میکند و فعالسازی مکانیزم ماشه را نه پایان راه دیپلماسی، بلکه هشداری جدی برای بازگشت تهران به تعهداتش میداند.
ریکیلف بویتن که پس از رأیگیری شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نیویورک با خبرنگاران سخن میگفت، با لحنی قاطع اما در عین حال باز، گفت: «ما سالهاست که با ایرانیها در تماس هستیم.
در تمام این مدت اقدامات کافی و اعتمادساز از سوی ایران ندیدهایم و متأسفانه باید بگویم که ایران تمام تعهدات برجامی خود را نقض کرده است. به همین دلیل، پس از هشدارهای مکرر و بینتیجه، سه کشور اروپایی به همراه اتحادیه اروپا ناچار به فعالسازی مکانیزم حلوفصل اختلافات (مکانیزم ماشه) شدند. اما این تصمیم آسان نبود، اما ضروری بود.»با این حال، دیپلمات ارشد آلمانی بلافاصله افزود: «فعالسازی مکانیزم به معنای بستن درهای دیپلماسی نیست. برعکس، ما همچنان آماده گفتوگو هستیم. آلمان، فرانسه و بریتانیا و کل اتحادیه اروپا بارها اعلام کردهاند که بهترین راهحل، راهحل دیپلماتیک است.»
بویتن در پاسخ به سؤالی درباره احتمال ازسرگیری مذاکرات احیای برجام تصریح کرد: «ما از هرگونه مذاکره جدی و نتیجهمحور که منجر به بازگشت ایران به تعهداتش استقبال میکنیم. اما این مذاکره نمیتواند یکطرفه باشد. ایرانیها باید موضع خود را تغییر دهند و گامهای ملموس و قابل راستیآزمایی برای کاهش نگرانیهای جامعه جهانی بردارند.»
این سخنان در حالی بیان میشود که اروپا پس از ماهها بنبست در مذاکرات وین و افزایش چشمگیر سطح غنیسازی ایران تا نزدیکی درجه بالا، تصمیم گرفت با فعالسازی مکانیزم ماشه، فشار حداکثری حقوقی و سیاسی را بر تهران اعمال کند تا شاید این کشور را به میز مذاکره بازگرداند.
منابع آگاه در بروکسل و برلین میگویند که اروپاییها برخلاف ایالات متحده که از سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شده و سیاست فشار حداکثری را دنبال میکند، هنوز معتقدند توافق هستهای ۲۰۱۵ بهترین چارچوب برای جلوگیری از هستهای شدن ایران است و حاضر نیستند آن را به طور کامل دفن کنند.
در همین راستا، امانوئل مکرون رئیسجمهور فرانسه تأکید کرد که «اروپا آماده است دریچه جدیدی برای دیپلماسی بگشاید، به شرط آنکه ایران سیگنالهای روشنی از جدیت خود نشان دهد.» صدراعظم آلمان نیز در حاشیه اجلاس جی۷ اعلام کرد: «ما نمیخواهیم ایران به سلاح هستهای دست یابد. این خط قرمز ماست. اما راه رسیدن به این هدف، جنگ یا تحریمهای یکجانبه نیست، بلکه مذاکرهای است که همه طرفها در آن برنده باشند.»
اروپاییها اکنون دریافتهاند که بدون حضور فعال خود در معادله ایران، یا تهران به سمت دیگری پیش میرود یا منطقه در آستانه یک درگیری نظامی تمامعیار قرار میگیرد؛ دو سناریویی که هیچکدام برای قاره سبز قابل قبول نیست.
به همین دلیل، علیرغم فعالسازی مکانیزم ماشه و تهدید، دیپلماتهای ارشد تروئیکای اروپایی در حال تدوین یک بسته پیشنهادی جدید هستند که هم نگرانیهای امنیتی اسرائیل و آمریکا را تا حدی پوشش دهد و هم برای ایران مشوقهای اقتصادی و سیاسی کافی داشته باشد.
منابع دیپلماتیک در نیویورک میگویند که این بسته احتمالاً شامل تضمین محدود و مرحلهای رفع تحریمهای نفتی و بانکی در ازای توقف کامل غنیسازی ۶۰ درصدی، بازگشت به سقف ۳.۶۷ درصد، اجرای کامل پروتکل الحاقی و پاسخگویی شفاف به سؤالات باقیمانده آژانس خواهد بود.
همزمان، اروپا آماده است در صورت پیشرفت مذاکرات، موضوع تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته و موشکهای بالستیک را نیز در چارچوبی جداگانه و با ضربالاجل طولانیتر بررسی کند.
در این میان، اظهارات دیروز نماینده آلمان در سازمان ملل را باید پیامی دوپهلو اما حسابشده به تهران دانست: از یک سو نشان دادن عزم جدی اروپا برای استفاده از تمام ابزارهای حقوقی در صورت ادامه مسیر فعلی ایران، و از سوی دیگر گشوده نگه داشتن دریچهای هرچند باریک برای بازگشت به دیپلماسی.
اروپاییها اکنون به وضوح به ایران میگویند که «توپ در زمین تهران است.» اگر ایران حاضر باشد هزینه سیاسی تغییر موضع را بپردازد و گامهای اعتمادساز بردارد، اروپا نه تنها آماده توقف فرآیند مکانیزم ماشه است، بلکه میتواند به سرعت نقش میانجی فعال بین تهران و واشنگتن را بازی کند.
بنابراین، برخلاف فضای یأسآلود ماههای گذشته، اروپا امروز به بازیگری تبدیل شده که همزمان چماق مکانیزم ماشه و هویج مذاکره را در دست دارد و مصمم است از این ترکیب
برای جلوگیری از فاجعه هستهای در خاورمیانه استفاده کند. آیا تهران این دریچه جدید دیپلماسی را خواهد گشود یا ترجیح میدهد با تکیه بر غرور ملی و محاسبات داخلی، راه تقابل تمامعیار را ادامه دهد؟ پاسخ این سؤال در هفتههای آینده مشخص خواهد شد، اما یک چیز روشن است: اروپا دیگر حاضر نیست تماشاگر بیتفاوت باشد.