سناریوهای آمریکا و اسرائیل در برابر ایران
تحولات جاری در منطقه و تنشها میان آمریکا و رژیم صهیونیستی با کشورمان طی روز های اخیر با سفر هیاتی از مقامات «پیمان نظامی مکه» شامل عربستان، ترکیه و پاکستان به تهران، و همزمان تداوم تهدیدات دشمنان در قالب اظهارات خصمانه و تجمیع نیرو و تجهیزات در خاورمیانه برای آغاز دور تازه ای از حملات به ایران، وارد مرحله تازه ای شده است.
روزنامه اطلاعات گفتگوئی را با «نوذر شفیعی» نماینده سابق مجلس و تحلیلگر روابط بینالملل منتشر کرده است:
تحولات جاری در منطقه و تنشها میان آمریکا و رژیم صهیونیستی با کشورمان طی روز های اخیر با سفر هیاتی از مقامات «پیمان نظامی مکه» شامل عربستان، ترکیه و پاکستان به تهران، و همزمان تداوم تهدیدات دشمنان در قالب اظهارات خصمانه و تجمیع نیرو و تجهیزات در خاورمیانه برای آغاز دور تازه ای از حملات به ایران، وارد مرحله تازه ای شده است. تلاشهای دیپلماتیک کنونی نشان می دهد که شرایط منطقه، ملتهب و بسیار به جنگ نزدیک است.
در حالی که نظامیها چه در ایران و چه در آمریکا و حتی در کشورهای عربی منطقه خودشان را برای آغاز درگیریهای احتمالی جدید آماده میکنند، دیپلماتها نیز امیدوارند تا آخرین لحظه راه حلی برای چالشهای موجود پیدا کنند. این رویدادها در شرایطی است که به باور آگاهان سیاسی، نتایج انتخابات پارلمانی در سرزمین های اشغالی به همراه انتخابات میاندوره ای کنگره آمریکا می توانند به عنوان دو موئلفه بسیار تاثیر گذار، سمت و سوی تحولات جاری در خاورمیانه را در آینده ای نزدیک تعیین کنند. برای بررسی آخرین تحولات منطقه و ایران، با «نوذر شفیعی» سخنگوی پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و استاد روابط بینالملل به گفتگو نشستیم که در پی می خوانید.
سفر هفته گذشته مقامات «پیمان مکه» به تهران را چگونه ارزیابی می کنید؟
-صرف نظر از اینکه سفر هفته گذشته هیاتی از مقامات «پیمان مکه» به تهران چه نتایجی میتواند داشته باشد، این سفر معانی مختلفی دارد وفقط یکی از اهداف آن جلوگیری از وقوع دوباره جنگ است . یکی دیگر از پیامهای سفر هیات مذکور احتمالا حامل این پیام برای تهران است با این مضمون که «پیمان مکه» تا کنون خویشتنداری از خود نشان داده و دست کم در حمایت از عربستان علیه انصارالله یمن وارد عمل نشده است، اما اگر ایران بخواهد به عربستان در صورت درگیری با یمن حمله کند، این کشورها در حمایت از سعودیها در کنار ریاض قرار خواهند گرفت.
لذا سفر مقامات ائتلاف به ایران معانی مختلفی دارد و اتفاقاً رفت و آمد این مقامات نظامی – امنیتی، چون در چارچوب هیاتهای دیپلماتیک صورت میگیرد، بسیار معنادار است. در هر حال چیزی که مسلم است اینکه اگرچه سفر مقامات پیمان مکه به تهران بخشی از تلاشهای مهم برای جلوگیری از جنگ است، ولی در عین حال تلاش مقامات قطری که آخرین پیشنهادهای آمریکا و خودشان را به ایران ارائه کرده اند نیز میتواند بسیار حائز اهمیت باشد. به نظر میآید اگر انعطافی در مواضع ایران و آمریکا حاصل نشود - به خصوص انعطاف در دیدگاه آمریکا که تمامیتخواه است و برای ایران قابل قبول نیست - به احتمال بالا منطقه به سمت جنگ پیش خواهد رفت. اینکه حالا این جنگ به لحاظ دامنه شدت چگونه باشد، فقط در خلال جنگ مشخص خواهد شد، ولی بدون تردید اگر این تلاشهای دیپلماتیک به نتیجه نرسد، منطقه گزینهای جز آغاز مجدد جنگ نخواهد داشت.
نتایج انتخابات اسرائیل و آمریکا چه تاثیری بر جنگ جدید علیه ایران خواهد داشت؟
-اولا نتایج انتخابات اسرائیل و آمریکا را باید جدا از هم دید. اگر هر دو، یعنی هم جناح نتانیاهو بتواند در اسرائیل دولت تشکیل دهد و هم ترامپ مجلس سنا را ببرد ( در طول تاریخ ایالات متحده فقط دو بار جریان حاکم موفق شده است رقابتهای میاندورهای را ببرد و در بقیه موارد معمولا در مجلس نمایندگان جناح مخالف همواره پیروز شده و جناح حاکم شکست خورده است) قطعاً انگیزه آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران افزایش پیدا خواهد کرد. علت این است که هم ترامپ و هم نتانیاهو در آن صورت فکر میکنند موفقیتشان در انتخابات، نتیجه ورود آنها به جنگ علیه ایران است. ضمن اینکه یکی از مهمترین اهداف آنها که تغییر حاکمیت در ایران است همچنان در دستور کارشان قرار دارد. این یک سناریو است.
اما سناریوی دوم این است که نتانیاهو نتواند در اسرائیل دولت تشکیل دهد و ترامپ هم نتواند در انتخابات میاندورهای آمریکا موفق شود. اینجا بار دیگر شرایط آمریکا و اسرائیل در قبال کشورمان متفاوت خواهد بود. «گادی آیزنکوت» رقیب نتانیاهو در انتخابات، در تبلیغات خود اعلام کرده بود که تمایل چندانی برای جنگ با ایران ندارد و معتقد است باید راههای دیگری به غیر از جنگ برای مقابله با ایران پیدا شود.
اگر واقعاً چنین دیدگاهی عملی شود و اسرائیل وارد جنگ با ایران نشود، ترامپ هم در آمریکا برای حمله به ایران دچار مشکل خواهد شد. دو مشکل برجسته برای ترامپ در آن شرایط پیش میآید: نخست اینکه اسرائیل را به عنوان یک متحد و شریک استراتژیک برای حمله به ایران از دست خواهد داد و دوم اینکه کنگره آمریکا موانع جدی حقوقی در مقابل ترامپ برای اقدام آتی احتمالی علیه ایران قرار میدهد.
این در حالیاست که شکست احتمالی جمهوریخواهان و ترامپ در انتخابات میاندورهای آمریکا نیز به معنای این است که افکار عمومی این کشور با جنگ افروزیهای ترامپ علیه ایران کاملا مخالفند و طالب جنگ با ایران نیستند. در چنین شرایطی ترامپ یا گزینه اقدامات نظامی و ادامه حملات به ایران را کاملا کنار خواهد گذاشت یا با حملات شدید و کوتاه به ایران تلاش میکند راه آبرومندی برای خروج از جنگ با ایران پیدا و خود را پیروز این نبرد
معرفی کند.
سناریوی سوم نیز این است که فرض کنیم در اسرائیل حتی جناح مخالف، قدرت را به دست بگیرد؛ یک تفسیر این است که بین جناحهای مختلف در اسرائیل بر سر مقابله با ایران تفاوتی وجود ندارد و اگر جناح مخالف نتانیاهو قدرت را به دست گیرد و در راس این دولت، «نفتالی بنت» قرار داشته باشد، در آن صورت ممکن است تمایل وی به جنگ با ایران همانند نتانیاهو فراوان باشد. تاکنون فقط «گادی آیزنکوت» تمایل چندانی به جنگ با ایران نشان نداده است، اما «نفتالی بنت» تمایل به جنگ با ایران و ادامه جنگ افروزیهای نتانیاهو را دارد. حال اگر اساس استراتژی این ترکیب ضد نتانیاهو ( آیزنکوت – بنت ) بر جنگ با ایران بنا نهاده شده باشد، پس میتوان گفت در اسرائیل نیز امکان همراهی با آمریکا برای حملات آتی احتمالی علیه ایران وجود دارد.
چه ارزیابی درباره باخت احتمالی ترامپ در انتخابات و تاثیر آن بر جنگ علیه ایران دارید؟
-در این رابطه باید گفت که اگر ترامپ و جمهوریخواهان در انتخابات میاندوره ای آمریکا ببازند، باید به چند سناریو در ارتباط با حمله به ایران اشاره کرد.
یک سناریو این است که حتی اگر ببازد، دست رئیسجمهوری طبق قانون اساسی در حوزه سیاست خارجی و امنیتی باز است و از طریق دستورات اجرایی میتواند عمل کند و در عین حال بسیاری از دستورات کنگره را دور بزند و آنها را وتو کند. سناریوی دیگر این است که ترامپ اگر ببازد، به دلیل جبران شکست در انتخابات و اینکه او این شکست را به دلیل جنگ با ایران و تبلیغات منفی در این رابطه متحمل شده است، آن را به دموکراتها نسبت خواهد داد و با توجه به اینکه یک روحیه خودشیفتگی در ترامپ وجود دارد، ممکن است حتی با شدت بیشتری به سمت جنگ با ایران
حرکت کند.
یک ملاحظه دیگر این است که قبل از آنکه کنگره جدید تشکیل شود - که یکی دو ماه طول میکشد – ترامپ در این فاصله اقدام نظامی علیه ایران انجام دهد؛ به این دلیل که نگران است پس از پیروزی دموکراتها تسلط آنها بر کنگره و سنا مزاحمتها و موانعی در راه عملیات نظامی علیه ایران ایجاد کند، بنابراین قبل از اینکه مجلس جدید رسمیت پیدا کند و نمایندگان جدید به صحن آن ورود کنند، ممکن است ترامپ دست به اقدام نظامی علیه ایران بزند.
نتیجه گیری نهایی جنابعالی بخصوص باتوجه به شرایط ویژه کشور چگونه است؟
-نتیجه بحث اینکه ما برای آینده با یک شرایط خطی مواجه نیستیم؛ با یک شرایط پیچیده مواجه هستیم که متغیرهای مختلف و مهمی در آن دخیل است. بعضی از این متغیرها قابل شناسایی هستند مانند تشکیل دولت اسرائیل توسط نتانیاهو یا تشکیل دولت توسط نفتالی بنت یا موفقیت یا شکست ترامپ در انتخابات میاندوره ای کنگره؛ اما بعضی دیگر از متغیرها قابل شناسایی نیستند. این متغیرها حتی ممکن است برای تصمیم گیران آمریکا و اسرائیل نیز غیرقابل شناسایی باشند.
یک موضوع دیگر اینکه متاسفانه به دلیل اختلافات عمیق و فاصلهای که بین دیدگاهها در مذاکرات ایران و آمریکا وجود دارد، احتمال وقوع درگیری جدید در منطقه وجود دارد، گذشته از اینها نیروهای تندرو و صاحب نفوذ و قدرت در آمریکا، اسرائیل و حتی ایران وجود دارند که از موفقیت گفتگوها و روند دیپلماتیک حمایت نمیکنند و تصور می کنند حل مسئله و اختلافات فقط از طریق جنگ امکانپذیر است. تمام این متغیرها باعث میشوند که نتوانیم در برابر آنچه در آینده اتفاق میافتد، نظر قطعی بدهیم و فقط میتوانیم شرایط احتمالی را به
تصویر بکشیم.