جشنهای غیر ملی در سایه فراموشی آیینهای ایرانی
رغبت برخی جوانان در استانهای مختلف کشورمان به برپایی جشنهای غیرملی و بیگانه با فرهنگ ایرانی طی سالهای گذشته افزایش یافته تا جایی که طی چند روز گذشته به دلیل برپایی جشن آمریکایی «هالووین » در برخی استانها، برخوردهای انتظامی و قضایی هم انجام شده است
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:
رغبت برخی جوانان در استانهای مختلف کشورمان به برپایی جشنهای غیرملی و بیگانه با فرهنگ ایرانی طی سالهای گذشته افزایش یافته تا جایی که طی چند روز گذشته به دلیل برپایی جشن آمریکایی «هالووین » در برخی استانها، برخوردهای انتظامی و قضایی هم انجام شده است؛ اما سئوال اینجاست که آیا برخوردهای قهرآمیز از این کار جلوگیری می کند یا باید با بهره گیری از راههای منطقی پا به این عرصه گذاشت ؟
فرهنگ و تاریخ ایران زمین مملواز آیینهایی است که فلسفه برگزاری تمامی آنها را می توان در شکرگزاری خداوند با چاشنی شادی و اشاعه فرهنگ دوستی و نوع دوستی یافت؛ آیینهایی که بسیاری از آنها در گذر ایام یا به فراموشی سپرده شده اند یا این که کمتر مورد توجه قرار می گیرند.
نوروز و یلدا ۲ آیین و جشنی است که از ایرانیان باستان به یادگار مانده است و سالانه میلیونها نفر از هموطنانمان آنها را برپا می کنند اما به طور حتم غیر از این ۲ جشن، می توان آیینهای دیگری هم یافت که هم بتوان بر نشاط و سرزندگی جامعه افزود و هم این که از آنها به عنوان مانعی برای گرایش به جشنهای غیربومی و حتی ضد فرهنگی استفاده کرد.
متاسفانه طی سالهای گذشته برپایی آیینهای غیر بومی نظیر جشنهالووین در کشورمان علاقه مندانی یافته است تاجایی که برخی از کافهها و رستورانها هم از برگزاری این جشن به عنوان شگردی برای جذب مشتری استفاده می شود؛ این در حالی است پلیس برگزاری این جشن را ممنوع اعلام کرده است اما با این وجود در برخی فروشگاهها و همچنین فضای مجازی نیز انواع ماسک و دیگر لوازم مرتبط با این مناسبتها فروخته می شود.
پنجشنبهشب گذشته برخی جوانان در تعدادی از کافهها و حتی معابر برخی استانها، با لباسها و گریمهای متنوع دور هم جمع شدند و این جشن را برگزار کردند که در نهایت با برخورد پلیس مواجه شدند.
البته نمیتوان منکر این موضوع شد که شادی و نشاط از نیازهای اساسی جامعه است و تماشای جلوههای جشنهایی مانندهالووین میتواند برای بسیاری از جوانان جذاب باشد؛ اما چرا شادی و تفریح جوانان باید بر اساس باورهایی شکل بگیرد که در تاریخ و فرهنگ ایرانیان هیچ جایگاهی ندارند.
از سوی دیگر آشنایی با فرهنگها و سنتهای دیگر کشورها هم بهخودیخود موضوعی منفی و بدی نیست؛ اما موضوع زمانی قابل تأمل میشود که در کنار استقبال از آیینهای بیگانه، از ظرفیتهای فرهنگی و جشنهای کهن سرزمین خود غافل مانده ایم.
در برخی از مهدهای کودک ، برگزاری جشنهایی مانند کریسمس وهالووین در کنار مراسمی همچون شب یلدا، چهارشنبه سوری و عید نوروز به یکی از برنامههای تفریحی تبدیل شده است؛ این مسأله در حالی اتفاق میافتد که شاید بسیاری از کودکان با نام جشنهای باستانی ایران آشنایی چندانی نداشته باشند.
تاریخ ایران، سرشار از آیینهای کهن است؛ جشنهایی که هرکدام ریشه در تاریخ، طبیعت، باورها و سبک زندگی نیاکان ما دارند. علاقه و اهتمام نیاکان ما به شادی به گونهای بوده که برای هر یک از ماههای سال جشن ویژه ای برپا می کردند که با نامهای فروردینگان، اردیبهشتگان، خردادگان، تیرگان، امردادگان، شهریورگان، مهرگان، آبانگان، آذرگان، دیگان (خرمروز)، بهمنگان و سپندارمذگان شناخته می شوند ،همچنین نوروز، شب یلدا، سده، چهارشنبهسوری و نوسره از دیگر جشنهای شهرت یافته ایران باستان هستند.
برخی از این آیینها در سالهای اخیر در فهرست جهانی میراث فرهنگی ناملموس یونسکو هم به ثبت رسیده اند اما با وجود ثبت جهانی این آیینها، هنوز هم در داخل کشورمان گامهای مؤثری برای حفاظت، آگاهیرسانی و برگزاری گسترده این جشنها برداشته نشده است.
با وجود این پیشینه غنی فرهنگی، بسیاری از این جشنها حتی برای نسل امروز نامآشنا نیستند؛ چه برسد به اینکه برای گرامیداشت آنها مراسمی برگزار شود.
اکنون این پرسش مطرح است که چرا در کشوری با چنین تنوع و غنای فرهنگی، برخی جشنهای بیگانه با اقبال مواجه میشود، اما برخی از آیینهای ملی ایران همچنان در حاشیه باقی مانده اند و هیچ تلاشی هم برای شناساندن و اشاعه آنها نمی شود ؟
یکی از دلایل مغفول ماندن این موضوع را می توان در جالی خالی این آیینها در کتابهای درسی دانست؛ کتابهایی که مخصوص دانش آموزان ایرانی به چاپ رسیده اما معرفی آیینهای ملی جایی در آنها ندارند .
در چنین شرایطی دانش آموزان با رویت جشنهای غیرملی در فضای مجازی، به سمت آنها می روند و ناخواسته این آیینهای غریبه با فرهنگ نیاکان خود را جایگزین جشنهای ریشه دار ایرانی می کنند.
برخورد با برگزارکنندگان جشنهالووین
در همین زمینه، خبرهایی از برخورد با برگزاری جشنهالووین در برخی استانهای کشور منتشر شده است. دادستان عمومی و انقلاب یزد دیروز از برخورد قضایی با برگزارکنندگان جشنهالووین در شهرهای یزد و اردکان خبر داد.
مهدی حسنپور با اشاره به گزارشهای مردمی درباره برگزاری این مراسم اظهار داشت: پس از دریافت گزارشها، مواردی از جمله کشف حجاب و برگزاری مهمانی مختلط نیز مورد بررسی قرار گرفت که در پی بررسیهای انجامشده، محل برگزاری مراسم پلمب و افراد مرتبط با این موضوع برای انجام تحقیقات به مراجع مربوطه احضار شدند.
دادستان یزد با تأکید بر ضرورت رعایت قوانین و مقررات تصریح کرد: انتظار مردم از دستگاه قضایی، برخورد با چنین مواردی در چارچوب قوانین و مقررات است.
همچنین سرهنگ رضا اسماعیلپور رئیس پلیس نظارت بر اماکن عمومی فرماندهی انتظامی استان قزوین از شناسایی و پلمب ۱۹واحد صنفی متخلف در اجرای طرح تشدید اقدامات کنترلی و نظارتی با رویکرد مقابله با ترویج جشنهالووین خبر داد.
جوانان به کنشگران تولید فرهنگ تبدیل شوند
در این باره سرپرست امور اجتماعی و فرهنگی استانداری قزوین در گفتگو با خبرنگار «اطلاعات» با تأکید بر ضرورت جذابسازی آیینهای ملی گفت: تقویت هویت فرهنگی نسل جوان بیش از آنکه به تقابل با پدیدههای فرهنگی خارجی وابسته باشد، به توانایی ما در معرفی خلاقانه و مؤثر داشتههای فرهنگی کشور بستگی دارد.
اکرم نجفی با اشاره به گرایش بخشی از جوانان به برگزاری جشنهای خارجی از جملههالووین اظهار داشت: گسترش ارتباطات و دسترسی آسان به رسانهها و شبکههای اجتماعی سبب شده است مرزهای فرهنگی جوامع کمرنگتر شود و نسل جوان با آداب، رسوم و سبک زندگی سایر جوامع آشنایی بیشتری یابد.
وی شبکههای اجتماعی، تولیدات سرگرمی و جذابیتهای بصری را از عوامل استقبال جوانان از جشنهایی مانندهالووین دانست و گفت: امکان خلاقیت، طراحی لباس و چهره، تجربه متفاوت، حضور در جمع دوستان و تولید محتوای تصویری با علایق بخشی از نسل جدید تناسب دارد.
نجفی یکی دیگر از دلایل این گرایش را شیوه معرفی مناسبتهای فرهنگی داخلی دانست و افزود: با وجود غنای محتوایی آیینهای سنتی، گاهی در شیوه اجرا، تبلیغات و برقراری ارتباط با نسل جدید به اندازه کافی نوآوری نداریم، بنابراین باید به جای تمرکز صرف بر علت استقبال جوانان از مناسبتهای خارجی، از جذابیتهای این برنامهها برای ارتقای برنامههای فرهنگی خود استفاده کنیم.
نجفی با اشاره به ظرفیتهای فرهنگی ایران تصریح کرد: نوروز، شب یلدا، مهرگان، سده و دهها آیین محلی و بومی، سرمایههای ارزشمندی برای ایجاد نشاط اجتماعی و تقویت همبستگی فرهنگی هستند، اما غنای تاریخی بهتنهایی برای جذب نسل جدید کافی نیست و باید این مناسبتها را به تجربههایی جذاب، مشارکتی و خلاقانه تبدیل کنیم.
سرپرست امور اجتماعی و فرهنگی استانداری قزوین همچنین فضای مجازی را یکی از مهمترین عرصههای شکلگیری سلیقه و نگرش نسل جدید دانست و افزود: استفاده از ویدئوهای کوتاه، پویشهای اجتماعی، مسابقات مجازی و روایتگری تصویری میتواند در معرفی آیینهای ایرانی مؤثر باشد. برای مثال، در مناسبتهایی مانند نوروز و شب یلدا میتوان زمینه انتشار روایتهای خانوادگی، غذاهای سنتی، بازیهای بومی و خاطرات فرهنگی شهرها و روستاها را فراهم کرد.
برای شادی به تقویم دیگران نگاه میکنیم
یک جامعه شناس هم در گفتگو با خبرنگار اطلاعات درباره برپایی جشنهای غیر ایرانی مانندهالووین، گفت: این جشن در شب سیویکم اکتبر برگزار میشود که ریشه در آیین باستانی «سامهین» نزد اقوام سلت در اروپا دارد که بهتدریج از مرزهای اروپا و آمریکا فراتر رفت و با گسترش سینما، رسانهها و شبکههای اجتماعی، در کشورهای دیگر هم طرفدارانی یافت.
فهیمه نظری افزود: ایران هم از این جریان دور نماند؛ هرچند تاریخ دقیقی برای نخستین برگزاریهالووین در ایران در دست نیست، اما برگزاری آن دستکم از سال ۱۳۹۰آغاز شده است و در سالهای بعد، نشانههای این مناسبت در تزیینات کافهها، فروشگاهها و عرضه لباسها و لوازم مخصوص هم بیشتر دیده شد و اکنون گزارشهای برگزاریهالووین در تهران و خبر برخورد با واحدهای صنفی مرتبط با آن در قزوین و یزد بار دیگر توجهها را به استقبال بخشی از جوانان ایرانی جلب کرده است.
وی ادامه داد: از نگاه جامعهشناختی، میتوان جذابیتهالووین را در فرصت معاشرت، شادی، تجربه تازگی و ابراز هویت جستجو کرد. جوانان با پوشش متفاوت، گریم، عکسگرفتن و همراهی دوستان، از روزمرگی فاصله میگیرند. شبکههای اجتماعی این تجربه را دیدنی و تکرارپذیر میکنند و بازار هم با عرضه کالاها و خدمات، به گسترش آن کمک میکند. برای برخی شرکتکنندگان، احتمالاً شناخت ریشه تاریخی جشن اهمیت چندانی ندارد؛ خودِ امکان جشنگرفتن جذاب است.
این مدرس دانشگاه با بیان این که در این زمینه تناقض تأملبرانگیزی وجود دارد، افزود: چرا جوانی که در مواجهه با اعراب بر ایرانیبودن و اصالت فرهنگ خود تأکید میکند، در برابر غرب آیینهای خود را کمارزش میبیند؟ در چنین مواردی، میتوان گفت هویت ایرانی بیشتر وسیله مرزبندی با دیگری شده است تا شناخت و زیستن فرهنگ خویش. فرد از گذشته باشکوه سخن میگوید، اما در انتخابهای روزمره، اعتبار بیشتری برای الگوهای غربی قائل است.
نظری تأکید کرد: مسأله، آشنایی با فرهنگ دیگران نیست؛ مسأله، شیفتگی بیپرسش به غرب و بیاعتنایی به میراثی بوده که حتی فرصت شناختنش فراهم نشده است.
پژوهشگر مسائل اجتماعی با اشاره به این که در ایران کمبود جشن وجود ندارد، گفت: نوروز، یلدا، مهرگان، سده و آیینهای محلی، ظرفیتهایی برای شادی و پیوند اجتماعیاند. اما داشتن میراث با زندهبودن آن یکسان نیست. نوروز و یلدا در خانوادهها تداوم یافتهاند، زیرا تجربه میشوند و هر نسل چیزی به آنها میافزاید. جشنهایی که سهمشان فقط معرفی کوتاه در کتاب یا مراسمی تشریفاتی باشد، دشوارتر به خاطره مشترک نسل جوان تبدیل میشوند.
نظری ادامه داد: اینجاست که مسئولیت سیاستگذاری فرهنگی آشکار میشود. وزارتخانههای مرتبط، شهرداریها و نهادهای فرهنگی باید پاسخ دهند چه اندازه فضای در دسترس، برنامه جذاب و امکان مشارکت برای جوانان فراهم کردهاند؟
مدیر گروه جامعه شناسی خانواده انجمن جامعه شناسی ایران تأکید کرد: برخورد سلبی با یک جشن، جای خالی برنامهریزی برای شادی را پر نمیکند. وقتی جوان صرفاً مخاطب دستور و توصیه باشد، احساس نمیکند در فرهنگ رسمی سهمی دارد.
وی ادامه داد: زندهنگهداشتن آیینهای ایرانی نیازمند سپردن نقش واقعی به جوانان ، حمایت از جشنهای محلی کمهزینه، گشودن فضاهای شهری و فرهنگسراها و پیوند موسیقی، نمایش، خوراک و روایتهای بومی با این مناسبتها است و معیار موفقیت نیز باید مشارکت داوطلبانه و اشتیاق به تکرار باشد.