EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۷۵۲۴

بزک یک شکست‌؛ ‌جزئیاتی از عملیات اصفهان

هدف اولیه عملیات ویژه آمریکا دستیابی به اورانیوم غنی‌شده ایران بود که پس از گرفتارشدن نیروهای ویژه به عملیات نجات تغییر کرد

بزک یک شکست‌؛ ‌جزئیاتی از عملیات اصفهان
هفت صبح

روزنامه هفت صبح در گزارشی نوشت:

شبکه CBS گفت‌وگویی با یکی از دو خدمه جنگنده اف-15 آمریکا انجام داده است؛ گفت‌وگویی که روایت‌های عجیبی از سوی فردی ملقب به «براوو» مطرح می‌شود؛ روایت‌هایی به شدت عجیب که بیشتر شبیه سناریوهای فیلم‌های هالیوودی می‌ماند تا یک واقعیت جنگی.

جزئیاتی از عملیات اصفهان

پیشینه ماجرا از این قرار است که در جریان جنگ 40 روزه، آمریکا در روز 14 فروردین 1405 با یک فروند اف-۱۵ایگل به خاک ایران حمله کرد. گفته می‌شد این عملیات برای دست‌یابی به اورانیوم غنی‌شده ایران بوده است؛ چنانکه اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در این ارتباط گفت: «احتمال اینکه این یک عملیات فریب برای سرقت اورانیوم غنی‌شده بوده باشد، نباید به‌هیچ‌وجه نادیده گرفته شود». او با اشاره به برنامه هسته‌ای ایران مطرح کرد که محل ادعایی حضور خلبان در کهگیلویه و بویراحمد «فاصله زیادی» با نقاط تلاش آمریکا برای فرود داشته است.

در 12 فروردین سال جاری نیز رسانه‌های آمریکایی از طرحی در حال شکل‌گیری خبر داده بودند که بر اساس آن، نیروهای ویژه ایالات متحده قصد داشتند اورانیوم غنی‌شده را از مجتمع هسته‌ای اصفهان خارج و تصرف کنند. اشاره رسانه‌های آمریکایی به همین عملیاتی است که دو روز بعد یعنی در 14 فروردین انجام شد. آن عملیات رخ داد  و جنگنده آمریکایی از سوی ایران سرنگون شد اما خدمه آن موفق به خروج از جنگنده شدند که یکی از آنها چند ساعت بعد از سقوط موفق به خروج از ایران شد اما یکی دیگر از آن دو، حدود 50 ساعت در کوهستان‌های جنوب اصفهان پنهان شد.

نیروی نظامی آمریکا بعد از سقوط جنگنده برای نجات نیروهای خود وارد عملیاتی با عنوان «عملیات نجات» شد و توانست خلبان اول را خارج کند اما خلبان دوم باقی ماند. در این مقطع بود که نیروهای ایرانی و آمریکایی به طور همزمان سعی کردند که خلبان دوم را پیدا کنند. پس از گذشت چندین ساعت از جست‌وجو پهپادهای آمریکا موفق به یافتن او نشدند و وضعیت را نامشخص اعلام کردند.

آن طور که گفته می‌شد خلبان مفقود شده در شکافی کوهستانی پنهان شده بود. آمریکا در همین زمان بود که موجی از حملات را در منطقه مورد نظر انجام داد تا مانع از نزدیک‌شدن نیروهای ایرانی به خلبان شوند. در نهایت نیروهای آمریکایی موفق به پیدا کردن خلبان خود شدند و او را از ایران خارج کردند و بقایای جنگنده را نیز بمباران کردند تا ایران نتواند اطلاعاتی از آن به دست آورد. حالا شبکه CBS با آن خلبانی مصاحبه کرده است که تا ساعت‌ها موفق به فرار نشده بود.

 

ادعاهای عجیب خلبان آمریکایی

او با نام غیرواقعی «براوو» در این گفت‌وگو روایت‌هایی را مطرح می‌کند که با عقل جور در نمی‌آید. نکته جالب آن است که در این گفت‌وگو چهره این خلبان به طور کامل نشان داده می‌شود اما نام اصلی او ذکر نمی‌شود و از نام براوو (Bravo) برای او استفاده شده است. آن خلبانِ موسوم به براوو در این گفت‌وگو مطرح می‌کند که شدت ضربه به جنگنده به حدی بود که می‌توان آن را با برخورد «یک قطار باری» مقایسه کرد.

 

 

او می‌گوید هواپیما دیگر قابل کنترل نبود و خلبان تصمیم به اجکت گرفت. براوو روایت می‌کند جتر نجاتش آسیب دیده بود و به درستی باز نمی‌شد با سرعتی حدود 70 تا 100 مایل یعنی سرعتی برابر 112 تا 160 کلیومتر بر ساعت به زمین خوردم و دچار شکستگی دست و شانه و پیچ‌خوردگی مچ پا شدم. اولین ادعای عجیب همین است که سقوط با چنین سرعتی صرفا باعث چند شکستگی و پیچ‌خوردگی شده است. در ادامه مجری برنامه می‌گوید سر و رویت هم خونی شده بود! این سناریو نه حتی شبیه فیلم‌های هالیوودی بلکه شبیه فیلم‌های بالیوودی است و تنها در سینمای هند است که افراد در هر شرایطی زنده می‌مانند.

 

بالیوودی‌شدن ماجرا آنجا شدت می‌یابد که براوو می‌گوید با همان وضعیت، مسافت 7 هزار فوت یعنی حدود 2 کیلومتر را از کوهی بالا رفته است و در میان شیاری پنهان شده است تا آنکه نیروهای آمریکایی به او رسیدند و با خودشان بردند. البته خروج آنها بدون دردسر نبود و هواپیماهای تیم نجات در خاک و شن باند به طور موقت گیر کرد و نتوانستند از زمین بلند شوند. نکته جالب آن است که براوو در بخش‌های مختلف این گفت‌وگو مدام می‌گوید که خداوند باعث نجاتم شد و می‌کوشد این اتفاق را الهی جلوه دهد و از واژه «معجزه» استفاده می‌کند.

 

 

 سناریوسازی برای سرپوش گذاشتن بر یک شکست

پخش این مصاحبه آن هم بعد از 6 ماه نشان می‌دهد، آمریکا سعی دارد عملیات ناکام خود در ایران و دشواری‌هایی که بعد از آن عملیات متحمل شده را به نوعی پیروزی جلوه دهد. به نظر می‌رسد سناریوسازی‌های اخیر که از زبان خلبان جنگنده اف-15 مطرح می‌شود نیز از یک‌سو همسو با روایت رسمی دولت آمریکاست که نجات خلبان خود را یک فتح بزرگ می‌نامند. پشت پرده بیان‌کردن چنین سناریویی نیز ریشه در ناکامی‌های آمریکا در جنگ با ایران دارد.

 

 

آمریکا در جنگ با ایران عملا به هیچ یک از اهداف خود نرسید. با بسته شدن تنگه هرمز بحران انرژی در جهان هم به وجود آمد و قیمت نفت افزایش یافت که آمریکا حتی نتوانست قیمت نفت را کاهش دهد و نفت مورد نیاز جهان را تأمین کند. علاوه بر این ناکامی‌های عمده و استراتژیک، عملیات اصفهان نیز به عنوان یک نقطه تاریک در عملیات نظامی ارتش آمریکا محسوب می‌شود؛

 

به بیان دیگر افزون بر آنکه آمریکا در کلیت جنگ نتوانست ایران را زمین‌گیر کند، حتی در اجرای عملیات‌ها نیز توانمندی لازم را نداشت؛ تا حدی که اسیر شدن دو خلبان این کشور بسیار قریب‌الوقوع بود. عملیات مذکور برای آمریکا یک شکست سنگین محسوب می‌شود و به همین دلیل است که دولت آمریکا سعی می‌کند با روایت‌سازی و تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی مردم آمریکا و جامعه بین‌المللی، بیشتر بر اتفاقات پس از سقوط جنگنده یعنی نجات خلبان‌ها تمرکز کند و حتی آن را گره بزند به خواست خدا!

 

واکنش ایران به شکست آمریکا

در همان زمان ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، اعلام کرد که «عملیات موسوم به نجات نظامی آمریکا که به‌عنوان یک عملیات فریب و فرار در یک فرودگاه متروکه در جنوب اصفهان و با بهانه بازیابی خلبان هواپیمای سرنگون‌شده طراحی شده بود، به‌طور کامل خنثی شد». سپاه نیز در بیانیه‌ای شایعاتی مبنی بر آنکه آمریکا در جریان این عملیات به تأسیسات هسته‌ای ایران در اصفهان حمله کرده را رد کرد و نوشت:

 

« این خبر از اساس کذب بوده و هیچ‌گونه حمله‌ای از سوی رژیم صهیونیستی یا آمریکا به تأسیسات هسته‌ای اصفهان در این خبر ادعایی صورت نگرفته است. انتشار چنین مطالبی در شرایط حساس کنونی، نمونه‌ای از تلاش جریان‌های معاند برای ایجاد التهاب، تشویش افکار عمومی و برهم زدن آرامش روانی مردم است؛ موضوعی که با بهره‌گیری از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی و بازنشر اخبار فاقد منبع معتبر دنبال می‌شود».

 

سپاه در بیانیه‌ای دیگر نیز عملیات شکست‌خورده آمریکا را با شکست این کشور در عملیات «پنجه عقاب» در طبس که در سال 59 رخ داد، مقایسه کرد و مطرح کرد: «تجاوز نظامی اخیر آمریکا به خاک مقدس ایران اسلامی در میانه جنگ تحمیلی و جنایتکارانه آمریکایی-صهیونی علیه ایران به جنوب استان اصفهان، تکرار همان خطای راهبردی در طبس به بهانه رهاسازی جاسوسان دربند دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره) بود و نشان داد ایالات متحده هنوز از شکست حقارت‌بار و ننگین تاریخی خود در اردیبهشت ۱۳۵۹ عبرت نگرفته است و خوی تجاوزگرانه و استکباری آن همچنان در میدان و عرصه جدیدی از دشمنی علیه انقلاب و نظام اسلامی ادامه دارد».

 

محسن رضایی، مشاور وقت رهبر انقلاب و دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی نیز در آن زمان در حساب کاربری خود در شبکه «ایکس» نوشت: «رئیس جمهور آمریکا، وزیر جنگ و رئیس ستاد ارتش آمریکا یک ویژگی مشترک دارند؛ خیالبافی‌هایشان را به جای دستاورد جا می‌زنند. نیرو‌های مسلح قدرتمند ایران آماده نبرد است. آنچه برای نیرو‌های آمریکایی رقم خواهد خورد، نه نرماندی و سیسیل، بلکه عملیات‌های فضاحت‌بار طبس و اصفهان خواهد بود. خیال‌بافی نکنید».

 

 دلایلی بر شکست آمریکا در عملیات اصفهان

آمریکا اکنون در حالی از عملیات نجات سخن می‌گوید و می‌کوشد که آن را یک حماسه جلوه دهد که از نظر نظامی آن عملیات یک شکست محرز محسوب می‌شود. در آن عملیات آمریکا و اسرائیل تعداد زیادی از هواگردهای خود را از دست دادند؛ از جمله حداقل یک هواپیمای A ۱۰ و دو فروند بالگرد بلک هاوک. شواهد نشان می‌دهد در این عملیات قرار بود یکی از تأسیسات هسته‌ای در اصفهان مورد حمله و نفوذ قرار بگیرد که محاسبات غلط آمریکایی‌ها مبنی بر عدم توانایی دفاع هوایی ایران در مقابله با هواگردها باعث شد به نوعی غافلگیر شوند و جنگنده‌شان سقوط کند.

 

برخی قرائن نشان می‌دهد ژنرال‌های برکنار شده ارتش آمریکا درباره ریسک‌های سنگین چنین عملیاتی هشدارهای جدی به وزیر جنگ داده بودند، اما با اصرار هگست، وزیر جنگ آمریکا و ترامپ این عملیات انجام شد. به نوعی می‌شود گفت که در جریان این عملیات نیروهای ویژه آمریکایی در تله نیروهای مسلح ایران افتادند. نیروهای مسلح ایران شامل نیروهای ارتش، فراجا و سپاه و نیروهای مردمی محلی ابتدا در برابر فرود هواپیمای C۱۳۰ اول که حامل ده‌ها نیروی ویژه کماندو بود واکنش جدی نشان ندادند.

 

شواهد نشان می‌دهد این هواپیما هنگام فرود در فرودگاه خاکی متروکه تا حدی از باند فرودگاه منحرف شد. دقایقی بعد هواپیمای دوم C۱۳۰ حامل تجهیزات لازم از جمله خودروهای ویژه و چند فروند بالگرد MH ۶ لیتل بِرد و سایر تجهیزات لازم برای پشتیبانی عملیات به فرودگاه متروکه نزدیک شد. در این لحظه نیروهای مسلح آماده مستقر در صحنه، هواپیمای دوم را قبل از فرود مورد هدف قرار دادند و فرود عادی این هواپیما به فرود اضطراری تبدیل شد. همچنین دو فروند بالگرد بلک هاوک هم پس از فرود هواپیمای دوم C۱۳۰ در محل حاضر شدند.

 

در این لحظه بود که هواپیماها، بالگردها و کماندوهای پیاده شده از هواپیمای اول به بهترین سیبل برای نیروهای مسلح ایران تبدیل شدند پس از اینکه نیروهای ویژه متوجه شدند در تله نیروهای ایرانی افتاده‌اند، در همان لحظه با تصمیم اتاق وضعیت کاخ سفید، عملیات اصلی نفوذ به سایت هسته‌ای به عملیات نجات ده‌ها نیروی کماندوی آمریکاییِ زیر آتش ایران تغییر یافت. آمریکایی‌ها فورا چند فروند هواپیمای کوچکتر دیگر را برای خارج کردن و نجات کماندوهای خود به منطقه فرستادند و به سختی توانستند این افراد را جمع آوری و از مهلکه خارج کنند.

 

این عملیات نجات که در نتیجه گرفتار شدن نیروهای عمل کننده در دام نیروهای ایرانی انجام شد به قدری با عجله و شتاب انجام شد که برخی سربازان و افسران، وسایل همراه خود را در منطقه رها کردند تا جان خود را نجات دهند و از مهلکه بگریزند. پس از جمع‌آوری کماندوهای آمریکایی و ترک منطقه توسط هواپیماهای نجات، جنگنده‌های آمریکایی اقدام به ایجاد خط آتشی به شعاع پنج کیلومتر کردند تا از نزدیک‌شدن نیروهای ایرانی به محل فرود هواپیماهای C۱۳۰ رها شده در فرودگاه متروکه جلوگیری کنند.

 

همچنین این جنگنده‌ها اقدام به بمباران سنگین و پرحجم تجهیزات خود کردند تا به دست نیروهای مسلح ایران نیفتد. در این عملیات شکست خورده نیروهای ویژه آمریکا حتی فرصت به پرواز در آوردن بالگردهای ویژه لیتل بِرد را هم پیدا نکردند و برخی از آنها روی زمین و برخی دیگر حتی در داخل هواپیمای C۱۳۰ دوم نابود شدند. جنگنده اف-15 نیز سقوط کرد و سرنوشت دو خلبان آن نیز به نحوی که مطرح شد، پیش آمد.

 

شکست عملیات آمریکا به روایت  تحلیلگران آمریکایی

عملیات آمریکا در اصفهان یک شکست بزرگ برای ارتش این کشور محسوب می‌شود؛ شکستی که کارشناسان و رسانه‌های آمریکایی نیز بر آن اذعان دارند؛ به این معنی که وقتی قدری از روایت رسمی دولت آمریکا فاصله می‌گیریم، می‌بینیم افکار عمومی آمریکا نیز آن را یک شکست بزرگ می‌دانند. برای مثال مایکل مالوف، تحلیلگر امنیتی سابق پنتاگون، به «المیادین» گفته بود که عملیات اصفهان احتمالا با هدف تصرف اورانیوم غنی‌شده انجام شده و «نجات خلبانان می‌توانست پوششی برای اعزام نیروهای ویژه به منطقه اصفهان باشد».

 

او ضمنا گفت که آمریکا به هدف خود در این عملیات نرسید و متحمل خسارتی بیش از 500 میلیون دلار شد. براندون وایکرت، تحلیلگر امنیت ملی آمریکا نیز با اشاره به تلفات سنگین تجهیزاتی آمریکا گفت: «هر چه ترامپ دو هفته پیش دستور داده بود، آنقدر بد پیش رفت یا حداقل آنقدر پرتنش بود که به نظر می‌رسید رئیس‌جمهور یک لحظه به وضوح داشت پیش خود فکر می‌کرد که دیگر نمی‌توانم این کار را ادامه دهم!» براندون وایکرت، نویسنده و تحلیلگر آمریکایی نیز مطرح کرد که اگر هدف فقط نجات یک نفر بود، نیازی به فرود دو هواپیمای ترابری غول‌پیکر C-130 در عمق خاک ایران و نزدیک یکی از تأسیسات هسته‌ای نبود. او ضمن انتقاد از شیوه عملیاتی طرح آمریکا گفت: «اگر قصد شکار اورانیوم داشتید، باید همان هواپیماها را نزدیک سایت مظنون فرود می‌آوردید». 

 

 سابقه شکست‌های آمریکا در عملیات‌های مختلف

البته این اولین‌بار نیست که عملیات‌های نظامی‌ آمریکا با بی‌برنامگی، سردرگمی و خطای محاسباتی و استراتژیک همراه می‌شود؛ برای مثال در سال 1390 در جریان عملیات نیروهای ویژه آمریکا برای حمله به مخفیگاه اسامه بن‌لادن در ابوت‌آباد پاکستان، یکی از بالگردهای مورد استفاده نیروهای آمریکایی هنگام فرود دچار سانحه شد و سقوط کرد. این در حالی است که تصاویر منتشرشده از لاشه این بالگرد نشان می‌داد که آن یک نمونه معمولی از بالگردهای ارتش آمریکا نبوده و نسخه‌ای محرمانه و پیشرفته از خانواده «بلک‌هاوک» بوده است.

 

در سال 1359 نیز عملیات آمریکایی‌ها در طبس یک شکست بزرگ نظامی-اطلاعاتی را برای این کشور رقم زد؛ عملیاتی برای آزاد کردن گروگان‌های آمریکایی با عنوان «پنجه عقاب» که در آن بالگردهای آمریکایی زمین‌گیر شدند. در آن عملیات قرار بود هشت بالگرد و چند فروند هواپیما، نیروهای ویژه آمریکا را به نقطه‌ای در نزدیکی تهران منتقل کنند تا عملیات نجات گروگان‌ها را انجام دهند اما شماری از بالگردها به دلیل نقص فنی از ادامه مسیر بازماندند و بقیه نیز درگیر توفان شن و کاهش شدید دید شدند.

 

فرماندهان آمریکایی ناچار به لغو عملیات شدند، اما شکست به همین‌جا ختم نشد. هنگام خروج نیروها، یک بالگرد با هواپیمای C-130 برخورد کرد و انفجار حاصل از آن به کشته شدن هشت نظامی آمریکایی منجر شد‌. پس از شکست عملیات پنجه عقاب، آمریکایی‌ها یک طرح دیگر با نام «کردیبل اسپورت» را پی گرفتند؛ طرحی با این هدف که هواپیماهای ویژه و اصلاح‌شده‌ای برای انتقال نیروهای عملیات ویژه آمریکا در نزدیکی تهران، فرو آید و آنها به سرعت گروگان‌ها را آزاد کنند. برای اجرای این مأموریت، هواپیماهای C-130 به‌طور گسترده اصلاح شدند تا بتوانند در مسافت بسیار کوتاه فرود بیایند و دوباره برخاست کنند اما با وجود آزمایش‌های متعدد، طرح با مشکلات فنی و عملیاتی جدی روبه‌رو شد و پیش از آنکه به مرحله اجرا در ایران برسد، کنار گذاشته شد.

 

«نبرد کامدیش» نیز یکی دیگر از آن عملیات‌هایی است که آمریکا در آن شکست سختی خورد. در اکتبر ۲۰۰۹ برابر با مهرماه 1388، پایگاه آمریکایی کامدیش در شرق افغانستان هدف حمله گسترده طالبان قرار گرفت. صدها نیروی طالبان با استفاده از موقعیت کوهستانی منطقه به پایگاه حمله کردند و نیروهای آمریکایی برای ساعت‌ها در محاصره قرار گرفتند. در جریان این نبرد، هشت نظامی آمریکایی کشته و بیش از ۲۰ نفر زخمی شدند. مثال دیگر عملیات آمریکا برای سرنگونی حکومت فیدل کاسترو در جریان عملیات موسوم به «خلیج خوک‌ها» است.

 

در آوریل سال ۱۹۶۱ برابر با فروردین سال 1340 سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا عملیاتی را برای سرنگونی دولت فیدل کاسترو در کوبا طراحی و اجرا کرد. نیروهای مهاجم، متشکل از تبعیدیان کوبایی آموزش‌دیده و مسلح‌شده با حمایت آمریکا، در خلیج خوک‌ها پیاده شدند، اما نیروهای کاسترو در مدت کوتاهی مقاومت را درهم شکستند. انتظار آمریکا برای شکل‌گیری یک قیام داخلی نیز محقق نشد. صدها نفر از مهاجمان کشته یا اسیر شدند و عملیات در کمتر از سه روز عملا پایان یافت. شکست این عملیات نه‌تنها به سرنگونی کاسترو منجر نشد، بلکه موقعیت سیاسی او را در داخل کوبا تقویت کرد.

 

همه این‌ها و به ویژه عملکرد آمریکا در عملیات اصفهان و به طور کلی عملکرد ارتش آمریکا در جریان جنگ با ایران نشان می‌دهد برخلاف آنچه دولتمردان این کشور طی سالیان متمادی ادعا کرده‌اند، آمریکا در مقام عمل توانمندی ادعایی را ندارد. حتما بیشترین بودجه نظامی در دنیا ازآنِ آمریکاست اما تجربه نشان داده است ورود آمریکا به جنگ‌های مختلف الزاما با پیروزی همراه نیست.

 

ارسال نظر