۴ گام برای تثبیت پیروزی
جامعه جهانی با ورود به قرن بیست و یکم، سه موج تحول بزرگ را پشت سر گذاشته است: انقلاب کشاورزی، انقلاب صنعتی و انقلاب ارتباطات و اطلاعات، که بسیاری از مناسبات، روابط، نظامات، قواعد حقوقی و نظریهها را دستخوش تغییر و تحول و دگرگونی کرده است.
دکتر علی دارابی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
جامعه جهانی با ورود به قرن بیست و یکم، سه موج تحول بزرگ را پشت سر گذاشته است: انقلاب کشاورزی، انقلاب صنعتی و انقلاب ارتباطات و اطلاعات، که بسیاری از مناسبات، روابط، نظامات، قواعد حقوقی و نظریهها را دستخوش تغییر و تحول و دگرگونی کرده است.
جهانیان در حالی پا به قرن جدید گذاشتند که قرن بیستم را با مجموعهای از تناقضها، تضادها، نزاعها، جنگ و صلحها را پشت سر گذاشتهاند.
بعد از دو جنگ ویرانگر اول و دوم که خسارات مادی و معنوی فراوانی برای جهانیان به دنبال داشت، تشکیل جامعه ملل و متعاقب آن سازمان ملل متحد، حکایت از یک عزم جهانی برای حاکمیت صلح و جلوگیری از بروز جنگ بوده است.
تقابل ایدئولوژیهای سوسیالیسم و امپریالیسم به مثابه دو گفتمان غالب جهانی و منازعه جنگ سرد محصول قرن گذشته بود. نازیسم و فاشیسم که بر پایه نظریه برتری نژادی پایه گذاری شده بود و بخش عمدهای از جهانیان را به کام مرگ و نابودی کشاند، خاتمه یافت. سر برآوردن و استقلال یافتن بسیاری از کشورهای جهان از قیمومیت استعمار و استثمار قدرتهای جهان را هم باید به این فهرست اضافه کرد.
جهان از این همه آموزهها تلاش کرد تا عبرت آموزی کند و اکنون و فردایی بهتر را برای خود و آیندگان رقم بزند. تا آنجا که سازمان ملل متحد در گزارشی که بیش از ۲۰۰ دانشمند به مدت ۴ سال بر روی آن مطالعه و تحقیق کردند، هشدارهایی دادند که هزاره جدید تابلویی از هستها و نیستها، بایدها و نبایدها را به همراه دارد.
آنها در این گزارش، عصر رباتها و ماشینها، جایگزینی ماشین به جای انسان، گسترش ازدواجهای رسمی همجنسگرایان، رشد بیسابقه زندگی فست فودی (Fast food) که نمایندگی از سبک جدید زندگی به همراه شتاب اجتماعی و سقف کوتاه تحمل و مدارای سیاسی و تاب آوری اجتماعی، تغییرات جمعیتی و پیر شدن جوامع و کم قدرت شدن نهادهای بینالمللی را مورد توجه قرار دادند. بحث نظری در این حوزه فراوان و متنوع است که جای تفصیل بیشتر دارد و در این مقال نمیگنجد.
انقلاب اسلامی ایران که بسیاری از صاحب نظران آن را «تجدید حیات اسلام» یا «رنسانس اسلامگرایی» در سالهای پایان قرن بیستم نامیدند، در چنین شرایطی به وقوع پیوست که به تعبیر «آنتونی گیدنز» جامعه شناس شهیر جهان: انقلاب اسلامی نگاه جهانیان را از دو مکتب سوسیالیسم و لیبرالیسم حاکم بر جهان به سمت «اسلام» جلب کرد. طبیعی بود که این انقلاب که «هژمونی سلطه و سیطره آمریکا» بر جهان را بر هم زد و امام خمینی معمار کبیر انقلاب اسلامی «شکست کمونیسم را از ناقوس کلیساها بشارت داد»، سهم زیادی در برهم زدن نظم جهانی داشت.
انقلاب اسلامی پرچم دفاع از حق، انسانیت، عدالت، شرافت انسانی، حمایت از مظلومان و مبارزه با مستکبران را به اهتزاز درآورد و معلوم بود که پیام رهایی بخش برای محرومان جهان دارد.
با وقوع انقلاب اسلامی اسرائیل غده سرطانی منطقه، بیش از هر رژیمی احساس خطر کرد. به خصوص وقتی که امام خمینی «روز جهانی قدس» را برای همبستگی ملل مسلمان و آزادی و نجات قدس شریف و حمایت از فلسطین مظلوم اعلام کرد.
جنگ تحمیلی ۸ ساله عراق علیه ایران، صدها شورش، کودتا و ادعای تجزیه طلبی علیه استقلال و تمامیت ارضی کشور برای مهار قدرت انقلاب اسلامی از سوی استکبار جهانی و هم پیمانان آنها براه افتاد. انقلاب اسلامی «استقلال، آزادی، جمهوری و اسلامیت» را برای ملت بزرگ به ارمغان آورد و با این همه توطئه ها، تحریم ها، ملت بزرگ ایران توسعه، آبادانی، عمران و پیشرفتهای بزرگی را در کشور رقم زدند.
جنگ ۱۲ روزه (خرداد ۱۴۰۴) و جنگ رمضان (اسفند ۱۴۰۴ تاکنون) که توسط دو قدرت اتمی دنیا (آمریکا و رژیم اسرائیل) و حامیان و متحدان منطقهای آنها علیه ایران براه افتاد و موجب خسارتهای مادی و انسانی فراوانی بر کشور عزیزمان شد، در همین راستا و برای مهار کردن و مقابله با قدرت انقلاب اسلامی بود.
رئیس جمهور جنایتکار آمریکا، دونالد ترامپ، بارها اظهار داشته است که «ایران قدرت بزرگ منطقه است و ما برای آنکه این قدرت را بشکنیم به ایران حمله کردهایم».
با این همه، ما ایرانیان برای آنکه بتوانیم پیروزی خود را بر قدرتمندترین ارتش دنیا، آمریکا و قدرتمندترین ارتش منطقه، رژیم اسرائیل و همراهان و حامیان آنها استمرار بخشیم، باید ضمن تقویت بنیانهای ایمانی و ارزشهای دینی و ملی، انسجام اجتماعی و همبستگی ملی که سرچشمههای قدرت نرم محسوب میشوند، با اتکاء به الطاف الهی و اتحاد مقدس مثال زدنی ایرانیان در شرایط کنونی در عرصه جهانی، اقدامات و اولویتهای زیر را با جدیت دنبال کنیم:
ـ گام نخست آن است که تصویر غلط و ناصوابی را که استکبار و رسانههای در اختیار آنها از «ایران هراسی» در جهان شکل دادهاند، باطل کنیم. این امر علاوه بر کار رسانهای حرفهای و تأثیرگذار، نیازمند ثبات و امنیت برای رفت و آمد توریسم و گردشگران جهانی است. چرا که آنها بهترین مبلغ و مروج تصویر درست از ایران امن، آزاد، زیبا و دیدنی هستند.
ـ در گام دوم باید دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور را کارآمدتر و تأثیرگذارتر کرد تا در عرصه جهانی بتواند در سازمانهای بینالمللی حضور مؤثر داشته باشد، ائتلاف دشمنان را کم و حلقه دوستان را افزایش دهند. در عرصه قدرت و مناسبات سیاسی «هیچ دوست و دشمن دائمی وجود ندارد». کشور نیازمند امنیت، ثبات، سازندگی و توسعه و آبادانی است. سیاست خارجی فعال، پویا و کارآمد، میتواند متکفل این مهم باشد.
ـ در سومین گام باید از حاشیهها عبور کنیم. رشد یافتگی ما آن است که بدانیم رقابت سیاسی مربوط به دوران انتخابات است. پس از آن، مقدم شمردن رأی اکثریت، همراهی و حمایت از دولت، قوای سه گانه و نهادهای مختلف به ویژه در دوران جنگ یک فریضه و وظیفه انقلابی – تاریخی است.
متأسفانه فرصتهای زیادی از کشور صرف امور حاشیهای، فرعی، دعواها و منازعات سیاسی و جناحی در کشور میشود. رسانهها و احزاب سیاسی، نخبگان و گروههای مرجع باید نسبت به تحقق رسالت تاریخی خود همت گمارند. سکوت امری ناپسند و انزوا طلبی با رسالت روشنگرانه و مسئولیتپذیری سازگاری ندارد.
ـ در گام چهارم باید همه با هر تفکر سیاسی از مردم و خیابان (به مثابه سرمایه اجتماعی) و میدان نبرد و جنگ و نیروهای مسلح که در خط مقدم نبرد با دشمنان هستند، دفاع و حمایت کنیم. «جوزف نای» منابع قدرت نرم را در ارزشهای فرهنگی بازیگر یا بازیگران، فرهنگ، دیپلماسی عمومی و خط مشیهای سیاستمداران و نهادها و سیاست خارجی می داند. اینها همان منابع قدرت نرم در فرهنگ، باور و اعتقادات ایرانی – اسلامی ما است.
قائد و رهبر شهیدمان، امام خامنهای، در دیدار با مجمع فرماندهان سپاه پاسداران در شهریور ۱۳۹۴، استراتژی دشمنان انقلاب اسلامی را استوار بر دو اصل برشمردند: «نفوذ» و «تغییر باورها». جنگ تجاوز کارانه آمریکا و اسرائیل و متحدان آنها اثبات کرد که دشمنان چگونه از «نفوذ و تغییر باورها» برای حمله به ایران استفاده کردند. اما به فضل الهی، با حضور ملت بپاخاسته و مبعوث شده، رهبری شجاع، بصیر و جوان، اقتدار و صلابت نیروهای مسلح و دولت و قوای سه گانه و نهادهای انقلابی و اجرایی پای کار، دشمنان در دستیابی به اهداف خود که تجزیه و فروپاشی کشور و تسلیم در برابر زورگویان بود، ناکام ماندند و آنکه مجبور میشود از خودروی حمل غذا به صورت مخفیانه برای سوار شدن به هواپیما استفاده کند، همانا رئیس جمهور جنایتکار آمریکا، دونالد ترامپ است!
و سخن آخر آنکه کشور در شرایط خطیر و حساس تاریخی و در میانه «نه جنگ – نه صلح»، هم مذاکره و هم جنگ (دوران صلح مسلح) است. عقلانیت، خرد جمعی، واقعگرایی، مشارکت عمومی مردم و حضور نخبگان در عرصههای مختلف، سازوکارهای حیاتی برای عبور از این دوران و رسیدن به صلح و ثبات دائمی و شکست دشمنان است. امید که چنین باد.