EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۷۲۲۶

آزمون پیمان مکه

حملات حوثی‌ها به عربستان و پیشروی آنان در ساحل دریای سرخ، پیمان دفاعی مکه را که به‌تازگی میان عربستان، ترکیه و پاکستان امضا شده، با نخستین آزمون عملی روبه‌رو کرده است

آزمون پیمان مکه
شرق

روزنامه شرق در گزارشی نوشت:

حملات حوثی‌ها به عربستان و پیشروی آنان در ساحل دریای سرخ، پیمان دفاعی مکه را که به‌تازگی میان عربستان، ترکیه و پاکستان امضا شده، با نخستین آزمون عملی روبه‌رو کرده است؛ آزمونی که هم حدود تعهد دفاع جمعی سه کشور را روشن می‌کند و هم آینده معماری امنیتی تازه منطقه را می‌سنجد.

این پیمان که در آگوست ۲۰۲۶ با اصل «حمله به یک عضو، حمله به همه» شکل گرفت، هنوز سازوکارهای دقیق مداخله، مشورت و بازدارندگی جمعی خود را کامل نکرده است. حوثی‌ها به‌تازگی بندر مخا را تصرف کرده‌اند و موقعیتشان در نزدیکی باب‌المندب تقویت و تسلط آنها بر خط ساحلی کامل‌تر شده است. هم‌زمان چند شهر و تأسیسات انرژی، غیرنظامی و دفاعی عربستان هدف حملات قرار گرفته و حدود ۷۰ نفر، از‌جمله غیرنظامیان زخمی شده‌اند. این حملات و پیشروی‌ها این پرسش را پیش کشیده که اصل دفاع جمعی پیمان مکه در عمل چه معنایی دارد و آیا ترکیه و پاکستان باید مستقیما وارد این جنگ شوند؟

جنید اس احمد، استاد حقوق، دین و سیاست جهانی و مدیر مرکز مطالعات اسلامی در اسلام‌آباد، معتقد است واکنش محتاطانه دو شریک عربستان، محدودیت واقعی پیمان را آشکار کرده است. او یادآوری می‌کند پس از حملات، اسلام‌آباد تأکید کرد پاسخ نظامی در دستور کار نیست و آنکارا نیز تمایل چندانی برای تبدیل همبستگی سیاسی به جنگ مستقیم با حوثی‌ها نشان نداده است. احمد این وضعیت را فقط مشکل یک توافق تازه نمی‌داند، از نگاه او، آزمون اصلی به نظم منطقه‌ای قدیمی برمی‌گردد؛ نظمی که بر پول و نفوذ عربستان، حمایت امنیتی آمریکا و برتری نظامی اسرائیل تکیه داشت و متحدان ایران را بیشتر با عنوان «نیروهای نیابتی» تعریف می‌کرد. در ارزیابی او، توان حوثی‌ها برای اثرگذاری بر محاسبات کشتیرانی در باب‌المندب نشان می‌دهد این بازیگران را دیگر نمی‌توان صرفا حاشیه‌ای دانست.

به نوشته آسیاتایمز و به باور احمد، عربستان طی دهه‌ها زرادخانه پیشرفته‌ای ساخته، اما حوثی‌ها با دوام‌آوردن در برابر سال‌ها جنگ و توسعه توان موشکی و پهپادی، اهرم فشار متفاوتی به دست آورده‌اند. او نزدیکی دوباره عربستان و ایران با میانجیگری چین را نیز نشانه پذیرش همین واقعیت می‌داند: هزینه رویارویی دائمی برای هر دو طرف بالا رفته است. با این حال، احمد تأکید می‌کند نتیجه این تحول را نباید تبدیل ایران به قدرت مسلط منطقه دانست. تعبیر او این است که منطقه بیش از آنکه «ایرانی» شود، در حال چندقطبی‌تر‌شدن است؛ فضایی که در آن آمریکا، اسرائیل، عربستان، ترکیه، پاکستان و ایران همچنان قدرت دارند، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی قادر به تحمیل بی‌رقیب خواسته‌های خود نیستند.

از توافق سه‌جانبه تا معماری منطقه‌ای

پیمان مکه در آگوست ۲۰۲۶ میان ترکیه، عربستان و پاکستان امضا شد و اصل دفاع جمعی را در مرکز خود قرار داد. ترکیه تأکید کرده این چارچوب قرار نیست جایگزین ناتو شود، بلکه مکمل تعهدات موجود اعضا‌ست. نخستین نشست کمیته راهبردی سیاسی و دفاعی نیز ۳۱ آگوست در استانبول با حضور وزیران خارجه و دفاع و رؤسای ستاد کل سه کشور برگزار شد. اعضا در این نشست با ایجاد دبیرخانه دائمی در عربستان، گسترش همکاری صنایع دفاعی، توسعه مشترک فناوری و تولید و افزایش قابلیت همکاری میان نیروهای مسلح موافقت کردند. مقر دبیرخانه در ریاض خواهد بود و پاکستان برای سه سال نخست ریاست آن را بر ‌عهده دارد. مرحله بعدی می‌تواند گسترش پیمان باشد. مصر و سوریه دو گزینه‌ای هستند که نقش احتمالی آنها با یکدیگر تفاوت دارد. قاهره از پیش در چارچوب سازوکار «چهار‌ منطقه‌ای» با ترکیه، عربستان و پاکستان هماهنگی سیاسی و راهبردی دارد. پیوستن مصر می‌تواند محور سوئز، دریای سرخ، شرق مدیترانه و شمال آفریقا را به همان چارچوب امنیتی متصل کند. اهمیت مصر به‌ویژه پس از بحران‌های دریای سرخ بیشتر شده است. هر اختلال طولانی در باب‌المندب می‌تواند کشتی‌های تجاری را به مسیر دماغه امیدنیک بفرستد و درآمد کانال سوئز را کاهش دهد. از این منظر، امنیت دریایی و امنیت اقتصادی مصر به یکدیگر گره خورده‌اند. پرونده سوریه متفاوت است. دمشق در دوره بازسازی با مسئله تثبیت اقتدار دولت، ادغام گروه‌های مسلح در نهادهای مرکزی، کنترل مرزها، حفاظت از حریم هوایی و ایجاد بازدارندگی در برابر مداخله خارجی روبه‌رو است. در این چارچوب، ترکیه می‌تواند آموزش نظامی و توان صنایع دفاعی ارائه کند، عربستان در تأمین مالی و بازسازی نقش داشته باشد و پاکستان تجربه خود در آموزش نیروها و همکاری دفاعی را در اختیار دمشق بگذارد. چنین گسترشی می‌تواند پیمان مکه را از یک توافق سه‌جانبه به شبکه‌ای میان جنوب آسیا، خلیج فارس، دریای سرخ و شرق مدیترانه تبدیل کند. حملات حوثی‌ها اما هم‌زمان پرسش فوری‌تری را پیش کشیده‌اند: اعضا هنگام حمله واقعی چگونه عمل خواهند کرد؟

مداخله مستقیم یا پشتیبانی محدود

ریاض خوخار، پژوهشگر مؤسسه مطالعات منطقه‌ای اسلام‌آباد، حملات حوثی‌ها را از نظر سیاسی و دفاعی قابل طرح تحت پیمان می‌داند، اما نوع واکنش را وابسته به درخواست خود عربستان می‌بیند. به نوشته الجزیره، او معتقد است پیمان هنوز در مرحله شکل‌گیری است و آستانه‌های مداخله، قواعد درگیری، سازوکار مشورت و شیوه اجرای دفاع جمعی آن به‌طور کامل تعریف نشده‌اند. خوخار این روند را در شرایطی بررسی می‌کند که آمریکا از کشورهای منطقه خواسته سهم بیشتری از دفاع و بازدارندگی خود را بر عهده بگیرند. به ارزیابی او، از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران نیز واشینگتن نتوانسته دفاع جامعی برای شرکای منطقه‌ای خود فراهم کند و همین وضعیت جست‌وجو برای معماری امنیتی تازه را تقویت کرده است.

خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، گفته تجاوز بدون تحریک به عربستان یا سرایت جنگ یمن به خاک این کشور می‌تواند پیمان را عملیاتی کند و «در این مورد نباید تردیدی وجود داشته باشد». اما او نگفته چنین عملیاتی دقیقا چه شکلی خواهد داشت. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، ماه گذشته توضیح داده بود سازوکار پیمان از این جهت شبیه ناتو خواهد بود که کشور هدف باید رسما کمک بخواهد و نوع نیاز خود را مشخص کند. در ناتو نیز اصل کمک متقابل به این معنا نیست که همه اعضا الزاما با نیروی زمینی وارد جنگ شوند. نمونه سال ۲۰۱۲ ترکیه، پس از سرنگونی یک هواپیمای نظامی این کشور به دست سوریه، همین تفاوت را نشان داد؛ آنکارا درخواست سامانه پاتریوت کرد و ناتو به جای ورود مستقیم به جنگ، سامانه‌های دفاع هوایی را مستقر کرد.

بر همین اساس، اگر ریاض خواهان دخالت مستقیم نظامی پاکستان شود، اسلام‌آباد طبق برداشت خوخار باید به این درخواست پاسخ دهد، اما دامنه و شکل آن احتمالا در یک نشست مشورتی تعیین خواهد شد. تا این مرحله عربستان هنوز پیمان را به‌طور رسمی در برابر پاکستان یا ترکیه فعال نکرده است. در عوض، مسیر دیپلماتیک فعال شده است. عاصم منیر، فیلد‌مارشال پاکستان و فیصل بن‌فرحان، وزیر خارجه عربستان، با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، گفت‌وگو کرده‌اند. اسلام‌آباد نیز علنا از تهران خواسته حوثی‌ها را از ادامه حملات به عربستان و تهدید باب‌المندب بازدارد و هم‌زمان تعهد خود به دفاع از عربستان را یادآوری کرده است. اگر دیپلماسی نتیجه ندهد، خوخار افزایش حمایت هوایی و فناوری ترکیه و پاکستان را محتمل‌تر از ورود مستقیم آنها به جنگ یمن می‌داند. پاکستان در حال حاضر یک اسکادران حدود ۱۶‌فروندی جنگنده‌های چندمنظوره جی‌اف-۱۷، سامانه‌های دفاعی و هزاران نیروی نظامی در عربستان دارد.

با این حال، عملیات مستقیم نیروهای پاکستانی داخل یمن فعلا بعید ارزیابی می‌شود. تجربه مشارکت پاکستان در جنگ افغانستان علیه اتحاد شوروی هنوز در محاسبات اسلام‌آباد سنگینی می‌کند و ورود به جنگی با ایران و متحدانش می‌تواند بر اقتصاد استان‌های مرزی غربی، امنیت داخلی، تعادل فرقه‌ای و انسجام اجتماعی پاکستان اثر بگذارد. ایجاد اجماع داخلی برای حمله مستقیم به حوثی‌ها یا رویارویی با ایران نیز دشوار خواهد بود. سناریوی محتمل‌تر از نگاه خوخار، افزایش فشار دیپلماتیک بر ایران، تقویت دفاع عربستان و تلاش برای ایجاد ائتلاف دریایی چندملیتی برای حفاظت از باب‌المندب است. چنین رویکردی می‌تواند بدون ورود مستقیم به جنگ یمن، اصل تعهد دفاعی پیمان را حفظ کند. پیمان مکه هنوز در آغاز مسیر نهادی خود قرار دارد. حملات حوثی‌ها نخستین آزمون جدی آن را پیش آورده‌اند، اما پاسخ سه کشور تا اینجا بیشتر بر مشورت، دیپلماسی و تقویت دفاع متمرکز بوده است. فاصله میان تعهد «حمله به یک عضو، حمله به همه» و شکل واقعی اجرای آن همان بخشی است که هنوز باید در میدان و در سازوکارهای رسمی پیمان روشن شود.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار