صدای پای مرگ «ناتو» می آید
در واقع شرایط کنونی، دوره ای است که زمزمه های فروپاشی ناتو مطرح می شود و فضای بی سابقه ای از گسستگی در روابط بین اعضای ناتو حاکم است.
دکتر داریوش صفرنژاد در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
سی و ششمین اجلاس سران ۳۲ کشور عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) بهعنوان بزرگترین پیمان نظامی در جهان و بازوی قدرتی نظام سیاسی غرب، در روزهای ۷ و ۸ ژوئیه (۱۶ و ۱۷ تیرماه) در پایتخت ترکیه برگزار شد.این اجلاس در حالی برگزار شد که ناتو در حال حاضر عملاچندپاره شده و بی اعتمادی بین اعضای آن شدیداست و این پیمان دچار یک چالش هویتی جدی از زمان تاسیس در ۴ آوریل ۱۹۴۹ (۱۵ فروردین ۱۳۲۸) شده است.
در واقع شرایط کنونی، دوره ای است که زمزمه های فروپاشی ناتو مطرح می شود و فضای بی سابقه ای از گسستگی در روابط بین اعضای ناتو حاکم است. ناتو اکنون به سه جناح تقسیم شده است: اول، جناح آمریکا و همراهانش؛ دوم، جناح اروپایی؛ سوم، جناح خاکستری که رفتاری بی طرفانه و ایستا دارد.
نقش پررنگ جناح اروپایی
اجلاس آنکارا، راه را بر شکل گیری ناتویی با نقش پررنگ تر اروپا هموار کرد. در این اجلاس، اعضای اروپایی بر افزایش تعهدات دفاعی، تقویت صنایع نظامی و تداوم رشد میلیتاریسم صنعتی و تجاری و همچنین ادامه حمایت از اوکراین در جنگ با روسیه تاکید داشتند. از اجلاس آنکارا بهعنوان رویدادی یاد شده که در آن، ناتویی متفاوت و اروپایی تر شکل گرفته است که اوکراین را به جهت تقابل با روسیه، درکنار خود دارد. البته صرفاً اوکراین را در کنار خود دارد و نه در ترکیب خود بهعنوان عضوی از اعضای ناتو، زیرا طبق اساسنامه، این سازمان نمیتواند باوجود وعده های داده شده، اوکراین را به عضویت خود درآورد. برابر اساسنامه ناتو، کشوری که در معرض جدایی طلبی و تجزیه قرار دارد، نمی تواند عضو ناتو شود.
البته شرط عضویت اوکراین در این سازمان، تغییر اساسنامه ناتو است که آن هم صرفاً با اجماع آراء ممکن است و در حال حاضر چنین اجماعی میان ۳۲ کشور عضو وجود ندارد.
تهدید آمریکا به خروج از ناتو
اجلاس سی و ششم سران ناتو از جهاتی شبیه رویداد سال ۲۰۱۸ بود که در آن دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا اعضای ناتو را به بهانه عملکرد ضعیف آنها سرزنش و تهدید کرده بود که درصورت عدم انجام اقدامات لازم، آمریکا از ناتو خارج خواهد شد. این بار اما نوک پیکان حمله ترامپ به سمت پادشاهی اسپانیا برای هزینه دفاعی پایین، پادشاهی دانمارک به دلیل امتناع از واگذاری بخش بزرگی از سرزمین خود یعنی گرینلند به آمریکا و به سوی سایر اعضای ناتو برای عدم مشارکت در تجاوز آمریکا علیه ایران
بود.
به همین دلیل، در اجلاس آنکارا اعضای اروپایی ناتو و کانادا نشان دادند در مسیر کاهش وابستگی به ایالات متحده، در حال حرکت هستند. یکی از پرسش های مهم اجلاس آنکارا این بود که آیا اروپا می تواند بودجه های افزایش یافته را با سرعت به قدرت نظامی تبدیل کند تا دونالد ترامپ را علاقمند نگه دارد و در عین حال برای آینده ای آماده شود که در آن واشنگتن نقش کمتری در امنیت این قاره ایفا کند؟ آیا ناتو می تواند ضمن انتقال مسئولیتهای بیشتر به اروپا، تعهد آمریکا را نیز حفظ کند؟ در اجلاس سال گذشته ناتو در هلند، متحدان متعهد شدند تا سال ۲۰۳۵ معادل ۲/۵درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به امور دفاعی اختصاص دهند که از این میزان،۵/۳درصد برای نیازهای دفاعی ضروری و۵/۱درصد برای نیازهای امنیتی گسترده تر بوده و به عنوان یک نقطه عطف تلقی شد.
مهم ترین اختلاف آمریکا و اروپا در ناتو
از سال های گذشته، مهم ترین اختلاف میان آمریکا و متحدان اروپایی، میزان مشارکت مالی آنان در ناتو بوده است. واشنگتن همواره اروپا را به بهرهمندی از چتر امنیتی آمریکا بدون پرداخت هزینه متناسب متهم کرده و اکنون این اختلاف وارد مرحله جدیدی شده است. دولت ترامپ دیگر صرفاً خواهان افزایش بودجه دفاعی اروپا نیست، بلکه انتظار دارد اروپا مسئولیت عملیاتی و راهبردی بیشتری را برعهده بگیرد. این تحول نشان می دهد که واشنگتن در حال بازتعریف نقش خود در امنیت اروپا ست و دیگر حاضر نیست همان نقش محوری گذشته را ایفا
کند.
حال، سئوال این است که آیا اروپا قادر خواهد بود بدون اتکای سنتی به آمریکا امنیت خود را تضمین کند؟ اجلاس سال های اخیر عمدتاً بر نمایش وحدت سیاسی اعضا و حمایت از اوکراین متمرکز بود، اما نشست امسال وارد مرحله ای متفاوت شد؛ مرحله ای که در آن، مساله اصلی، دیگر تعهد به افزایش بودجه دفاعی نیست، بلکه توان تبدیل این تعهدات به قدرت نظامی واقعی است. تحولات بین المللی، بازگشت ترامپ به کاخ سفید، افزایش هزینه های جنگ اوکراین، تقابل فزاینده با روسیه و تغییر موازنه های جهانی، ناتو را در برابر چالشی بنیادین قرار داده است.
محدودیتهای مالی انگلیس و فرانسه
اگر آمریکا قصد دارد نیروها، منابع یا تواناییهای خود را از ناتو خارج کند، متحدان به یک برنامه عملی و یک جدول زمانی نیاز دارند. این امر میتواند در دوران ترامپ که رویکردش به متحدان اغلب غیرقابل پیش بینی بوده، دشوار باشد.
این در حالی است که انگلیس و فرانسه با محدودیتهای مالی جدی روبرو هستند. جنگ ناتو با روسیه در صحنه اوکراین، در مرکز توجه اجلاس آنکارا قرار گرفت. بحث ها بر حمایت نظامی بلندمدت، صنعت دفاعی کی یف و درس هایی که ناتو میتواند پس از بیش از چهار سال جنگ تمام عیار از این کشور بیاموزد، متمرکز بود. یکی از مهم ترین تغییرات راهبردی در نگاه ناتو، تغییر جایگاه اوکراین است. شایان ذکر است که در ابتدای جنگ، کی یف صرفاً دریافت کننده تجهیزات، آموزش و کمک های ناتو بود، اما اکنون به یکی از مهم ترین آزمایشگاههای فناوری های نوین نظامی تبدیل شده است. استفاده گسترده از پهپادها، سامانه های ضدپهپاد، جنگ الکترونیک، هوش مصنوعی و عملیات شبکه محور باعث شده است اوکراین تجربیاتی ارزشمند در اختیار برخی اعضای ناتو قرار دهد. لذا از این منظر، رابطه ناتو و اوکراین در حال تغییر است؛ اوکراین دیگر تنها مصرف کننده امنیت نیست، بلکه به تولیدکننده دانش نظامی و تجربیات عملیاتی برای اعضای این پیمان تبدیل شده است.
تهدید روسیه، اولویت اروپای شرقی
اکنون برخی کشورهای اروپای شرقی تهدید روسیه را اولویت نخست خود می دانند، در حالی که برخی کشورهای اروپای غربی همچنان دغدغههای اقتصادی و اجتماعی را بر افزایش بودجه نظامی ترجیح می دهند. این در حالی است که روسیه در میدان نبرد متحمل خسارات سنگینی شده است. کی یف همچنین حملات پهپادی و موشکی به خاک روسیه را تشدید کرده و زیرساختهای انرژی، نظامی و لجستیکی را هدف قرار داده است که نشاندهنده پیشرفت اوکراین در توسعه قابلیت های تهاجمی خود است. اوکراین اکنون منبع نوآوری نظامی بهویژه در زمینه پهپادها، سیستم های ضدپهپاد و داده های میدانی در مورد چگونگی مبارزه با روسیه است که می تواند جهت رفتارها در داخل ناتو را تغییر دهد. از چگونگی کمک ناتو به اوکراین، به چگونگی کمک اوکراین به ناتو برای آماده شدن به منظور اجرای یک جنگ مدرن در حال تغییر است، لذا می توان گفت در اجلاس امسال ناتو، اتحاد از «تقسیم بار» به سمت «انتقال بار» حرکت می کند. موضوع مهم اینکه این نشست زمانی برگزار شد که ناتو با فشار برای حفظ حمایت خود از اوکراین و سازگاری با میدان نبردی که با پیشرفتهای سریع فناوری در پهپادها، سیستمهای دفاع هوایی و ظرفیت صنعتی شکل گرفته، روبرو است. دولتهای اروپایی در نتیجه فشارهای کاخ سفید تا حد زیادی پذیرفته اند که باید بیشتر هزینه کنند، بیشتر تولید کنند و مسئولیت بیشتری در قبال امنیت خود برعهده بگیرند. واقعیت این است که ناتو به مدت ۷۷سال حول محور قدرت آمریکا شکل گرفته است و این موضوع را به همان اندازه که یک مساله نظامی است، یک مساله سیاسی نیز می کند.
کاهش سرمایه گذاری در صنعت دفاعی
صنایع دفاعی اروپا طی ۳۴ سال پس از پایان جنگ سرد با کاهش سرمایه گذاری، کوچک شدن ظرفیت تولید و وابستگی به زنجیره های تأمین بین المللی مواجه شده اند. در نتیجه حتی در صورت اختصاص بودجههای کلان، تولید تجهیزات نظامی به سرعت امکان پذیر نیست.
از سوی دیگر، اختلاف منافع ملی میان کشورهای اروپایی مانع شکل گیری یک صنعت دفاعی یکپارچه شده است. هر دولت تلاش می کند قراردادهای نظامی، اشتغال و فناوری را در داخل مرزهای خود حفظ کند؛ موضوعی که همکاری های مشترک دفاعی را کند و پرهزینه می کند. واقعیت این است که افزایش هزینه های ناتو، پویایی بخش دفاعی اروپا را تغییر داده است. لهستان، کشورهای بالتیک و کشورهای شمال اروپا به دلیل نزدیکی به روسیه، سریع ترین واکنش نشان داده اند. اقتصادهای بزرگتر به دلیل فشارهای مالی و سیاست های داخلی، واکنش کندتری نشان داده اند. صنعت دفاعی اروپا همچنان گسسته، چندپاره و محدود به زنجیره های تأمین، بوروکراسی، کمبود نیروی کار و سالها سرمایه گذاری ناکافی است و در عمل، دولتها همچنان خواهان قراردادها، مشاغل و درآمدهای مالیاتی در داخل کشور هستند.
انتقاد از سیاستهای جهانی ناتو
مشخص شده است که انقلاب های رنگی در گرجستان، اوکراین، بلاروس و برخی کشورهای آسیای مرکزی و قفقازجنوبی توسط ساختار نظامی ایالات متحده با محوریت ناتو سازماندهی شده بودند. جنایات در برخی حوزه های عربی و شمال آفریقا، به ویژه وقایع لیبی، سوریه، سومالی، سودان و برخی دیگر نیز به همین شکل بودند.
اینگونه عملکردهای گذشته، با افزایش انتقاد از سیاستهای جهانی ناتو توام شده اند. ناتو که شروع به تبدیل شدن به یک نیروی نظامی آمریکایی کرده بود، این تصور را که این ائتلاف در حال از دست دادن اعتبار و اهمیت خود است، قوت بخشیده است. با همه اینها، اجلاس آنکارا را باید نقطه آغاز مرحله جدیدی از دگردیسی و تحول چالشی ناتو دانست. ناتو با انشعاب و انشقاق جدی روبروست و اختلافات میان اعضای اصلی و آمریکا کاملاجدی و عیان است. نشست آنکارا بیش از آنکه درباره افزایش بودجه دفاعی باشد، درباره بازتعریف راهبرد کلان و بازتعریف نقش اعضا، آینده رهبری آمریکا بر ناتو و شکل گیری نظم امنیتی جدید اروپا بود؛لذا اگر اروپا نتواند سرمایه گذاریهای دفاعی خود را به ظرفیت واقعی نظامی تبدیل کند، همچنان وابسته به آمریکا باقی خواهد ماند.