EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۶۱۶۵

ممنوعیت اجتماعی واکنش معکوس ایجاد می‌کند

کافه‌ها، پاتوق‌های جوانان و حتی نیمکت‌های خیابان در تهران صرفاً بخشی از مبلمان شهری نیستند؛ این فضاها برای گروهی از شهروندان، به‌ویژه جوانان، محل ماندن، گفت‌وگو، معاشرت و شکل‌گیری روابط اجتماعی‌اند

ممنوعیت اجتماعی واکنش معکوس ایجاد می‌کند
آرمان امروز

آرمان امروز گفتگوئی را با ناصر فکوهی منتشر کرده است:

کافه‌ها، پاتوق‌های جوانان و حتی نیمکت‌های خیابان در تهران صرفاً بخشی از مبلمان شهری نیستند؛ این فضاها برای گروهی از شهروندان، به‌ویژه جوانان، محل ماندن، گفت‌وگو، معاشرت و شکل‌گیری روابط اجتماعی‌اند. با این حال، محدود شدن فعالیت برخی کافه‌ها و حذف یا کاهش امکانات نشستن در بعضی نقاط شهری، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا می‌توان با محدود کردن فضاهای عمومی، مسائل اجتماعی را حل کرد؟. ناصر فکوهی، استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران، در گفت وگو با فرارو معتقد است برخورد با کافه‌ها و پاتوق‌های شهری را باید در چارچوبی بزرگ‌تر دید. به گفته او، شرایط کنونی کشور، از جمله جنگ، تحریم و فشارهای اقتصادی، وضعیت ویژه‌ای ایجاد کرده و سیاست‌های مدیریت بحران باید از مدیریت متعارف شهری تفکیک شود. با این حال، تجربه چند دهه گذشته نشان می‌دهد سخت‌گیری نسبت به فضاهای فراغتی و رفتارهای اجتماعی متعارف، نه‌تنها الزاماً به تغییر رفتار مردم منجر نشده، بلکه در مواردی واکنش معکوس ایجاد کرده است.

کافه مسئله نیست؛ کمبود فضای فراغتی مسئله است

فکوهی تأکید می‌کند که مسئله اصلی، خودِ کافه نیست. کافه‌ها در ادبیات شهرسازی بخشی از فضاهای اوقات فراغت محسوب می‌شوند؛ همانند بسیاری از مکان‌های دیگری که مردم برای استراحت، تفریح و معاشرت از آن‌ها استفاده می‌کنند. مشکل زمانی شکل می‌گیرد که بخش بزرگی از فضاهای فراغتی به دلایل اقتصادی، سیاسی گران یا از دسترس خارج شوند. در چنین شرایطی طبیعی است که بخشی از جوانان بیشتر به مکان‌هایی مانند کافه‌ها و پاتوق‌های موجود روی بیاورند.

در واقع، اگر فضاهای مناسب برای تفریح و معاشرت کافی، ارزان و در دسترس باشند، اوقات فراغت جامعه فقط به کافه محدود نخواهد شد. شهر مدرن به مجموعه‌ای متنوع از فضاهای مسکونی، کاری و فراغتی نیاز دارد و میان این فضاها رابطه‌ای پویا وجود دارد. بنابراین به جای حذف یک فضا، باید برای هماهنگی و توسعه متوازن همه فضاهای شهری برنامه‌ریزی کرد.

از این منظر، دخالت دولت اگر به شکل تصدی‌گرایانه یا ایدئولوژیک باشد، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد؛ اما دخالت هوشمندانه، عقلانی و حمایت‌گرانه برای تقویت جامعه مدنی و سامان‌دهی فضاهای شهری می‌تواند به بهبود وضعیت اجتماعی کمک کند.

هر ممنوعیتی می‌تواند واکنش معکوس ایجاد کند

یکی از نکات مهم این دیدگاه آن است که ممنوعیت یک رفتار اجتماعی لزوماً باعث از بین رفتن آن نمی‌شود. برعکس، فشار بیش از اندازه می‌تواند رفتار را به شکل دیگری بازتولید کند. وقتی یک رفتار متعارف در فضای عمومی محدود شود، ممکن است همان رفتار به فضاهای خصوصی، غیررسمی و حتی پرخطرتر منتقل شود.

در نتیجه، بستن کافه‌ها یا محدود کردن پاتوق‌ها الزاماً باعث کاهش آسیب‌های اجتماعی نمی‌شود؛ بلکه ممکن است فقط محل بروز آن‌ها را تغییر دهد. این همان چیزی است که می‌توان آن را به نوعی «قانون ظروف مرتبطه» در شهر تشبیه کرد: با فشار بر یک فضا، رفتارها به فضای دیگری منتقل می‌شوند.

به باور فکوهی، تجربه بیش از چهار دهه سیاست‌های فرهنگی سخت‌گیرانه نشان داده که تغییر پایدار رفتارهای اجتماعی از طریق ممنوعیت و فشار حاصل نمی‌شود. حتی ممکن است چنین سیاست‌هایی شکاف میان جامعه و حاکمیت را افزایش دهد و زمینه بهره‌برداری تبلیغاتی رسانه‌های خارجی را فراهم کند.

پاتوق‌ها محل جرم نیستند

«پاتوق‌زدایی» از جوانان نیز از نگاه این استاد انسان‌شناسی رویکردی علمی و منطقی نیست. جوانان بخش مهمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و حضور آنان در فضاهای شهری امری طبیعی است. رفتن یک جوان به کافه، نمایشگاه یا دیگر فضاهای اجتماعی به این معنا نیست که او از خانواده، ارزش‌های دینی یا سایر بخش‌های جامعه فاصله گرفته است. نباید میان حضور در کافه و حضور در مسجد، مراسم مذهبی یا دیگر فعالیت‌های اجتماعی دوگانه‌ای مصنوعی ایجاد کرد. یک فرد می‌تواند همزمان از فضاهای مدرن شهری استفاده کند و در مناسک و فعالیت‌های سنتی یا مذهبی نیز حضور داشته باشد.

حتی خود واژه «پاتوق» نباید به گونه‌ای به کار رود که از ابتدا تداعی‌کننده جرم و آسیب باشد. پاتوق‌ها سابقه‌ای طولانی در فرهنگ اجتماعی ایران دارند و قهوه‌خانه‌های سنتی نیز نمونه‌ای از همین سنت گردهمایی و معاشرت بوده‌اند. وجود مکان‌هایی برای گفت‌وگو و تعامل اجتماعی، نه‌تنها ذاتاً مشکل نیست، بلکه می‌تواند به شادی، پویایی و سلامت اجتماعی کمک کند.

سخت‌گیری بیشتر، آب به آسیاب دشمن می‌ریزد

در شرایط بحران و تهدید خارجی، مسئله انسجام اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. فکوهی معتقد است هر سیاستی که باعث افزایش تنش، دوقطبی‌سازی و فاصله میان مردم و دولت شود، می‌تواند به انسجام جامعه آسیب بزند. از این منظر، ادامه سخت‌گیری‌های اجتماعی در شرایطی که کشور به حمایت و همبستگی عمومی نیاز دارد، می‌تواند نتیجه‌ای برخلاف هدف مورد نظر داشته باشد و فرصت تبلیغاتی در اختیار رسانه‌های مخالف قرار دهد. به همین دلیل، تقویت امنیت کشور فقط از مسیر افزایش توان دفاعی نمی‌گذرد؛ بلکه افزایش اعتماد عمومی، رفاه، آزادی‌های اجتماعی، کاهش فساد و پرهیز از مداخله غیرضروری در زندگی خصوصی مردم نیز می‌تواند بخشی از قدرت و بازدارندگی یک کشور باشد.

کافه رقیب خانواده نیست

یکی دیگر از محورهای بحث، برداشت نادرست از مفهوم «مکان سوم» است. در نظریه ری اولدنبرگ، مکان سوم به فضاهایی میان خانه و محل کار گفته می‌شود که افراد در آن امکان معاشرت، گفت‌وگو و شکل دادن به روابط اجتماعی دارند. بنابراین کافه را نمی‌توان به‌طور خودکار رقیب خانواده یا ازدواج دانست.

مشکلاتی مانند ازدواج دیرهنگام، کاهش فرزندآوری، طلاق یا خشونت خانوادگی، عوامل متعدد جهانی و داخلی دارند؛ از تغییر ساختارهای اجتماعی و افزایش سن ازدواج گرفته تا فقر، نابرابری، فساد، بی‌ثباتی و فشارهای اجتماعی و اقتصادی. نسبت دادن این مشکلات پیچیده به وجود کافه‌ها، مسئله‌ای چندوجهی را به یک مکان خاص تقلیل می‌دهد. حتی ممکن است بستن کافه‌ها و تنگ‌تر کردن فضاهای عمومی نتیجه‌ای معکوس داشته باشد و روابط و تفریحات را از فضاهای عمومی و قابل مشاهده به فضاهای بسته و غیررسمی منتقل کند.

شهر فقط برای عبور نیست

تهران نباید شهری باشد که صرفاً برای عبور، جابه‌جایی و مصرف طراحی شده است. شهر به فضاهایی برای مکث، ماندن، گفت‌وگو و «با هم بودن» نیز نیاز دارد. از دیدگاه هانری لوفبور، شهروندان باید «حق به شهر» داشته باشند؛ یعنی شهر باید امکان آزادی، خلاقیت، زندگی پایدار و همزیستی را فراهم کند.

در یک جامعه مدرن و متکثر، حذف فیزیکی گروه‌ها از فضاهای شهری یا تلاش برای کنترل کامل رفتارهای اجتماعی امکان‌پذیر نیست. شهر موجودی زنده است و با محدود شدن یک فضا، رفتارهای اجتماعی به فضاهای دیگر منتقل می‌شوند.

بنابراین مسئله اصلی، بستن کافه‌ها یا حذف پاتوق‌ها نیست؛ مسئله، ایجاد و مدیریت درست فضاهای اجتماعی است. اگر هدف، جامعه‌ای سالم‌تر و منسجم‌تر است، باید به جای جرم‌انگاری رفتارهای متعارف، بر افزایش آزادی‌های اجتماعی، رفاه، کیفیت زندگی، تقویت جامعه مدنی، مبارزه با فساد و افزایش اعتماد میان مردم و دولت تمرکز کرد.

در نهایت، پاتوق‌ها و کافه‌ها را نباید دشمن خانواده یا محل جرم دانست. آن‌ها بخشی از زیرساخت اجتماعی شهرند و حذف آن‌ها بدون حل ریشه‌های مسائل اجتماعی، بیشتر به جابه‌جایی مسئله منجر می‌شود تا حل آن. در شرایط حساس امروز نیز سخت‌گیری‌های غیرضروری می‌تواند شکاف اجتماعی را افزایش دهد؛ در حالی که بهترین دفاع از جامعه، از مسیر افزایش اعتماد، رفاه، آزادی و همبستگی میان مردم و حاکمیت می‌گذرد.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار