رمزگشایی از سفر چندلایه «ویتکاف» به روسیه؛ ایران محور مهم مذاکرات؟
سفر استیو ویتکاف و جرد کوشنر به روسیه در مقطع کنونی از اهمیت ویژهای برخوردار است و میتواند معادلات پیچیده خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد و مسیر توافق احتمالی میان ایران و آمریکا را نیز دگرگون سازد.
روزنامه آرمان امروز در گزارشی نوشت:
آرمان امروز-سرویس دیپلماسی: سفر استیو ویتکاف و جرد کوشنر به روسیه در مقطع کنونی از اهمیت ویژهای برخوردار است و میتواند معادلات پیچیده خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد و مسیر توافق احتمالی میان ایران و آمریکا را نیز دگرگون سازد.
این دو فرستاده ویژه دولت آمریکا که پیشتر در مذاکرات مرتبط با بحرانهای منطقهای نقش داشتهاند، اکنون با دستور مستقیم رئیسجمهور ایالات متحده عازم مسکو شدهاند تا با مقامات عالیرتبه روسیه دیدار کنند.
اهمیت این سفر از آن جهت برجسته میشود که روسیه بهعنوان یکی از بازیگران کلیدی در پرونده هستهای ایران و همچنین حامی سیاسی تهران در ظاهر در سالهای اخیر شناخته میشود و هرگونه تحول در روابط مسکو-واشنگتن میتواند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر مواضع ایران اثر بگذارد.
در شرایطی که تنشهای خاورمیانه همچنان بالا است و احتمال ازسرگیری گفتوگوهای هستهای مطرح میشود، حضور این تیم آمریکایی در کرملین فرصت تازهای برای بازتعریف منافع مشترک یا ایجاد فشارهای هماهنگ فراهم میآورد.
در این رابطه چند سناریو مطرح شده است. نخست آنکه تیم آمریکایی به روسیه رفته است تا پوتین را متقاعد کند که به ایران کمکی انجام ندهد.
بر اساس این دیدگاه، واشنگتن نگران استمرار حمایتهای فنی، نظامی یا سیاسی مسکو از تهران است و تلاش دارد با ارائه امتیازاتی در پرونده اوکراین، روسیه را به محدود کردن همکاریهایش با ایران وادار سازد.
چنین رویکردی میتواند ایران را در مذاکرات آتی در موقعیت ضعیفتری قرار دهد و فشار برای پذیرش محدودیتهای بیشتر در برنامه هستهای را افزایش دهد.
در عین حال، موفقیت این سناریو وابسته به محاسبات استراتژیک روسیه است که ممکن است منافع بلندمدت خود در خاورمیانه را بر امتیازات کوتاهمدت ترجیح دهد.
سناریوی دوم این است که آمریکا از طریق روسیه، ایران را ترغیب کند تا یک توافق جامع به امضا برسد. در این چارچوب، مسکو بهعنوان میانجی یا کانال غیررسمی عمل میکند و پیامهای واشنگتن را به تهران منتقل میسازد یا حتی تضمینهایی برای اجرای تعهدات ارائه میدهد.
تجربه تاریخی نشان داده که روسیه در مقاطعی توانسته نقش تسهیلکننده ایفا کند و این بار نیز ممکن است با استفاده از نفوذ خود، ایران را به بازگشت به میز مذاکره و پذیرش یک بسته جامع شامل تنگه هرمز، مسائل هستهای، منطقهای و تحریمها تشویق نماید.
این مسیر در صورت موفقیت میتواند به کاهش تنشها در خاورمیانه کمک کند و فضای جدیدی برای همکاریهای اقتصادی و امنیتی ایجاد نماید، هرچند اعتماد متقابل میان طرفین همچنان چالش اصلی باقی میماند.
هدف بعدی این سفر پایان دادن به جنگ اوکراین است که بهعنوان محور اصلی اعلامشده از سوی مقامات آمریکایی مطرح شده. ویتکاف و کوشنر با طرحی مشخص عازم مسکو و سپس کییف شدهاند تا شکافهای موجود در مذاکرات صلح را پر کنند.
پایان یا کاهش شدت جنگ اوکراین میتواند منابع دیپلماتیک و نظامی روسیه را آزاد کند و توجه مسکو را بیشتر به خاورمیانه معطوف سازد.
در چنین شرایطی، روسیه ممکن است ظرفیت بیشتری برای ایفای نقش فعال در پرونده ایران پیدا کند یا برعکس، تحت فشار غرب، همکاریهای خود را محدود نماید. این تحول بهطور غیرمستقیم بر موازنه قدرت در منطقه اثر میگذارد و میتواند فضای مانور ایران را تغییر دهد.
در انتها نیز ممکن است انتقال اورانیوم ایران به روسیه مورد بررسی قرار گیرد. این ایده که پیشتر در برخی مذاکرات هستهای مطرح شده بود، میتواند بهعنوان بخشی از یک راهحل فنی برای کاهش نگرانیهای غرب در نظر گرفته شود.
در این سناریو، روسیه بهعنوان مقصد ذخایر غنیشده عمل میکند و در ازای آن امتیازاتی دریافت مینماید. چنین توافقی نیازمند هماهنگی دقیق میان تهران، مسکو و واشنگتن است و در صورت تحقق، میتواند گامی عملی به سوی اعتمادسازی محسوب شود، هرچند ملاحظات حاکمیتی ایران و تضمینهای بازگشتپذیری همواره نقاط حساس آن خواهد بود.
در مجموع، این سفر چندلایه است و نتایج آن میتواند همزمان بر جنگ اوکراین، روابط ایران و روسیه و مسیر دیپلماسی هستهای و منطقه ای اثر بگذارد.
موفقیت یا شکست آن به انعطافپذیری طرفها، محاسبه دقیق منافع و توانایی فرستادگان آمریکایی در ایجاد پیوند میان پروندههای بهظاهر جداگانه بستگی دارد.
در فضای پرتنش کنونی خاورمیانه، هرگونه پیشرفت در این مسیر میتواند به کاهش تنشها یا برعکس، تشدید رقابتها منجر شود و از این رو نیازمند رصد دقیق تحولات پس از دیدارهای مسکو و کییف است.