موتورسواری زنان نماد «تابوشکنی» دولت وفاق ملی
یک خانم پشت فرمان موتورسیکلت؛ تصویری که شاید چند سال پیش برای بسیاری از شهروندان غیرمعمول بود، امروز در خیابانهای شهر چندان عجیب نیست.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
یک خانم پشت فرمان موتورسیکلت؛ تصویری که شاید چند سال پیش برای بسیاری از شهروندان غیرمعمول بود، امروز در خیابانهای شهر چندان عجیب نیست. زنان موتورسوار دیگر فقط یک استثنا نیستند. آنها در خیابانها تردد میکنند، به محل کار و دانشگاه میروند، خرید میکنند و بخشی از زندگی روزمره خود را با موتورسیکلت پیش میبرند. به این ترتیب، جامعه پیش از آنکه قانون تکلیف این موضوع را بهطور کامل روشن کند، مسیر خود را پیدا کرده است. حالا بحث صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان در شرایطی جدیتر از همیشه دنبال میشود که اصل ماجرا دیگر فقط «اجازه موتورسواری» نیست؛ مسئله، رسمیشدن یک واقعیت اجتماعی است. گواهینامه میتواند آموزش، مهارت، مسئولیتپذیری، قانونمندی و در نهایت امنیت بیشتری برای زنانی به همراه داشته باشد که میخواهند از موتورسیکلت به عنوان وسیله حملونقل استفاده کنند. پروین داداندیش، مشاور وزیر و رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور، در گفتوگویی درباره همین موضوع تأکید کرده است که از نظر قانون، مانعی برای صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان وجود ندارد. او توضیح داده که قانون، راهنمایی و رانندگی را برای صدور گواهینامه موتورسیکلت مجاز کرده اما در مورد زنان سکوت کرده است؛ بنابراین از نظر حقوقی نمیتوان این سکوت را الزاماً به معنای ممنوعیت تلقی کرد. به گفته او، پلیس راهور و دولت نیز بر همین مبنا پیگیر به نتیجه رساندن موضوع بودهاند. این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا سالها مسئله موتورسواری زنان در فضایی میان قانون، عرف و برداشتهای اجتماعی معلق مانده بود. در حالی که اگر قرار باشد یک زن موتورسوار باشد، منطقیترین مسیر آن است که امکان آموزش رسمی، آزمون مهارت و دریافت گواهینامه برای او فراهم شود، نه اینکه واقعیت اجتماعی نادیده گرفته شود.
یک مطالبه اجتماعی، نه یک تفریح
اهمیت این تحول شاید دقیقاً در همینجا باشد. ما دههها با محدودیتهایی مواجه بودهایم که برخی از آنها به مرور زمان آنقدر عادی شدهاند که کمتر کسی درباره ضرورت واقعیشان سؤال کرده است. موتورسیکلتسواری زنان نیز یکی از همین موارد بود؛ محدودیتی که سالها ادامه داشت، در حالی که جامعه به تدریج راه دیگری را انتخاب کرد. اکنون اگر دولت چهاردهم بتواند این مطالبه را به نتیجه برساند، میتواند آن را فراتر از یک تصمیم اداری مطرح کند: به عنوان نمونهای از پاسخ به یک مطالبه اجتماعی و تسهیل زندگی روزمره زنان. اهمیت چنین تصمیمی فقط در این نیست که زنان بتوانند یک وسیله نقلیه را برانند. اهمیت اصلی آن در پیامی است که به جامعه منتقل میکند: هر محدودیتی ابدی نیست و هر ممنوعیتی را میتوان دوباره با معیارهای امروز، ضرورت اجتماعی و منطق علمی بررسی کرد. داداندیش تأکید کرده است که درخواست زنان برای استفاده از موتورسیکلت را نباید صرفاً یک انتخاب تفریحی دانست. به گفته او: «با توجه به شرایط اقتصادی و حملونقل کشور، استفاده از موتورسیکلت برای زنان میتواند بهصرفهتر و کمهزینهتر باشد و از همین رو، این درخواست یک مطالبه اجتماعی قابل تحقق است.» این نگاه، نقطه تفاوت مهمی ایجاد میکند. اگر موتورسیکلت را فقط وسیلهای تفریحی ببینیم، ممکن است اصل موضوع را به یک انتخاب شخصی تقلیل دهیم؛ اما وقتی موتورسیکلت وسیلهای برای رفتوآمد روزانه، رسیدن به محل کار، دانشگاه یا انجام امور زندگی باشد، موضوع از حوزه تفریح خارج شده و وارد قلمرو خدمات و تسهیلات اجتماعی میشود. در شهرهای شلوغ، وسیلهای کوچکتر که هزینه خرید و نگهداری آن نسبت به خودرو کمتر است و امکان عبور آسانتر از ترافیک را فراهم میکند، برای بخشی از شهروندان یک انتخاب اقتصادی و کاربردی است. بنابراین دسترسی زنان به این وسیله را میتوان بخشی از دسترسی برابر به امکانات حملونقل شهری دانست. رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور نیز دقیقاً بر همین نکته تأکید کرده و گفته است که در صورت نهاییشدن این روند، صدور گواهینامه برای زنان صرفاً به معنای فراهمشدن امکان رانندگی با یک وسیله جدید نیست، بلکه میتواند بخشی از الگوی دسترسی برابر در حملونقل شهری باشد.
خیابان پیش از قانون تابو را شکست
اما شاید بخش مهمتر ماجرا جایی خارج از اتاقهای اداری و جلسات کارشناسی رخ داده باشد؛ در خیابان. زنان موتورسوار مدتی است که دیده میشوند. واکنش جامعه به آنها نیز در حال تغییر است. مردان موتورسوار و حتی رانندگان خودرو وقتی زنی را پشت فرمان موتورسیکلت میبینند، گاهی با لبخند یا اشارهای دوستانه، به جسارت او تبریک میگویند. همین واکنشهای ساده نشان میدهد تصویری که زمانی میتوانست برای جامعه غیرعادی باشد، آرامآرام در حال عادیشدن است. تابوها معمولاً یکشبه فرو نمیریزند. آنها زمانی شکسته میشوند که یک رفتار اجتماعی بارها و بارها در فضای عمومی تکرار شود و جامعه متوجه شود آن رفتار نه پایان نظم اجتماعی است و نه تهدیدی برای زندگی عمومی و موتورسواری زنان نیز همین مسیر را طی کرده است.
سالها درباره اینکه زنان بتوانند یا نتوانند موتورسیکلت برانند، بحث شده است؛ اما امروز پرسش مهمتری مطرح است: اگر زنی آموزش ببیند، قوانین رانندگی را رعایت کند و توانایی کنترل موتورسیکلت را داشته باشد، چرا نباید همانند سایر شهروندان امکان دریافت مجوز رسمی داشته باشد؟ در اینجا گواهینامه بیشتر از آنکه یک کارت باشد، نماد بهرسمیتشناختن یک انتخاب اجتماعی است.
بازار موتورسیکلت هم تغییر را فهمیده
این تغییر فقط در خیابان قابل مشاهده نیست. بازار خرید و فروش موتورسیکلت نیز ورود زنان را به عنوان یک گروه جدی از مشتریان فهمیده است. محمد، فروشنده موتورسیکلت در خیابان سبلان شمالی که ۱۵ سال است در این بازار فعالیت دارد، میگوید تعداد مشتریان زن در سالهای اخیر به اندازهای افزایش یافته که حتی از مشتریان مرد بیشتر شده است. به گفته او، ورود زنان، رفتار فروشندگان را نیز تغییر داده است. فروشنده باید با حوصله بیشتری توضیح بدهد، درباره مشخصات فنی دقیقتر صحبت کند و ویژگیهای موتور را متناسب با نیاز مشتری توضیح دهد. چراکه اولویتهای زنان هنگام خرید با مردان یکسان نیست. او میگوید زنان معمولاً کمتر به افت قیمت موتورسیکلت به عنوان سرمایه توجه دارند و بیشتر به ارتفاع موتور، وزن آن و راحتی سوار و پیادهشدن اهمیت میدهند. حتی برخی از مشتریان زن پیش از خرید، موتورسیکلت را چند قدم جابهجا میکنند تا مطمئن شوند وزن آن برایشان قابل کنترل است. فروشنده دیگری نیز از تغییر ترکیب بازار میگوید. به گفته او، زنان ۱۸ تا ۳۵ سال مهمترین گروه مشتریان جدید هستند؛ هرچند زنان سنین بالاتر نیز برای خرید مراجعه میکنند. موتور مورد علاقه این گروه اغلب یک موتورسیکلت سبک شهری، اتوماتیک، با فرمان نرم و ارتفاع مناسب است.
دولت چهاردهم و تحقق مطالبه
داداندیش در اظهارات خود گفته است که موضوع صدور گواهینامه در دولت چهاردهم از سوی معاونت حقوقی ریاستجمهوری مورد بررسی قرار گرفته و دستگاههای مختلف درباره آن اظهارنظر کردهاند. مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور نیز، به گفته او، این موضوع را در جلسات کارشناسی بررسی کرده و دولت در کارگروهها و شوراهای مختلف، موضعی موافق نسبت به آن داشته است. او همچنین تأکید کرده که پلیس راهور نیز دغدغه دارد زنان و دختران بتوانند پس از طی مراحل قانونی، آموزش و دریافت گواهینامه، به شکل ضابطهمند از موتورسیکلت استفاده کنند؛ چراکه در این صورت، اگر حادثهای رخ دهد یا فرد با مأمور قانون مواجه شود، وضعیت حقوقی و مسئولیت او روشن خواهد بود. این نگاه، موضوع را از «مقابله با موتورسواری زنان» به «قانونمندکردن موتورسواری زنان» تغییر میدهد. حتی اگر نگرانی درباره ایمنی موتورسیکلت جدی باشد، پاسخ آن الزاماً ممنوعیت نیست. پاسخ میتواند آموزش، آزمون، تجهیزات ایمنی، کلاه استاندارد، ارتقای کیفیت موتورسیکلتها و نظارت دقیقتر باشد. اتفاقاً صدور گواهینامه میتواند نخستین قدم برای همین قانونمندکردن باشد.