EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۳۰۱۷

از ایران تا بصره؛ ماجرای میزبانی‌های از دست رفته

از سلب میزبانی استقلال و تراکتور تا سکوت فدراسیون؛ پرسش این است که معیار AFC برای تشخیص ناامنی چیست و مهدی تاج در جایگاه نایب‌رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا برای دفاع از حق فوتبال ایران چه کرده است؟

از ایران تا بصره؛ ماجرای میزبانی‌های از دست رفته

تصمیم کنفدراسیون فوتبال آسیا برای مخالفت با میزبانی استقلال و تراکتور در بصره عراق، در ظاهر یک تصمیم امنیتی و قابل پیش بینی به نظر می‌رسد؛ به ویژه در شرایطی که خاورمیانه همچنان درگیر پیامدهای جنگ و تنش‌های نظامی است. اما مساله اصلی از جایی آغاز می‌شود که تصمیم AFC را نه به عنوان یک اتفاق منفرد، بلکه در امتداد زنجیره‌ای از تصمیمات مشابه در سال‌های اخیر بررسی کنیم.

اگر امنیت، معیار اصلی AFC برای تعیین محل برگزاری مسابقات است، پرسش مهم اینجاست که این معیار دقیقا چگونه تعریف و اندازه‌گیری می‌شود؟ چرا در شرایطی که چندین کشور منطقه به شکل مستقیم یا غیر مستقیم درگیر تبعات تنش‌های نظامی بوده‌اند، فوتبال برخی کشورها همچناناز امتیاز میزبانی برخوردار است اما فوتبال ایران بار دیگر باید هزینه تصمیمات امنیتی AFC  را بپردازد؟

مساله دفاع از برگزاری مسابقه در ایران به هر قیمت نیست. امنیت بازیکنان، مربیان، داوران و هواداران بدون تردید باید در اولویت باشد. بحث بر سر یکسان بودن معیارها و البته عملکرد فدراسیون فوتبال ایران در دفاع از حقوق باشگاه‌های ایرانی است. موضوعی که حالا بیش از همیشه نام مهدی تاج را به میان می‌آورد.

یک تصمیم تازه، یک مساله قدیمی

AFC در مقاطع مختلف طی سال‌های اخیر، با استناد به شرایط امنیتی، حق میزبانی تیم‌های ایرانی را محدود و یا از آن‌ها سلب کرده است. این بار نیز استقلال و تراکتور در شرایطی با مخالفت کنفدراسیون فوتبال آسیا برای میزبانی در بصره مواجه شده‌اند که فوتبال ایران عملا بار دیگر باید برای برگزاری مسابقات خود به زمین‌های خارج از کشور متوسل شود.

چنین تصمیمی تنها به معنای تغییر یک ورزشگاه نیست. یک باشگاه با از دست دادن میزبانی، بخشی از درآمدهای خود را از دست می‌دهد، از حمایت هواداران محروم می‌شود، هزینه سفر و اقامت پرداخت می‌کند و مزیت طبیعی بازی در خانه را نیز از دست می‌دهد. در فوتبال حرفه‌ای، میزبانی یک امتیاز ورزشی و اقتصادی است و سلب ان، مستقیما منافع باشگاه‌ها را هدف قرار می‌دهد.

خاورمیانه‌ای که فقط برای بعضی‌ها ناامن است!

در ماه‌های گذشته، AFC با اشاره به «وضعیت امنیتی در حال تحول در خاورمیانه» مسابقات غب آسیا را به تعویق انداخت و در نهایت بخشی از مسابقات را به صورت متمرکز در عربستان سعودی برگزار کرد. پیش از آن نیز در اکتبر 2024 دیدار ایران و قطر در چارچوب انتخابی جام جهانی از ایران خارج و به امارات منتقل شد؛ تصمیمی که AFC اعلام کرده بود پس از بررسی شرایط امنیتی و مشورت با فیفا و دیگر طرف‌های ذیربط اتخاذ شده است.

بنابراین اصل استناد به «امنیت» برای تغییر محل مسابقات موضوع تازه‌ای نیست. سوال اما امروز نحوه اعمال این معیار در کشورهای مختلف منطقه است.

در جنگ اخیر، ایران تنها کشور منطقه‌ای نبود که با تهدیدهای نظامی مواجه شد. کشورهای مختلف منطقه از جمله امارات، قطر، بحرین، عربستان سعودی، کویت، عراق، اردن و عمان نیز به اشکال مختلف تحت تاثیر مستقیم یا غیر مستقیم این درگیری‌ها قرار گرفتند. با این حال، فوتبال برخی از این کشورها همچنان از امکان میزبانی در رقابت‌های آسیایی برخوردار است.

اینجا مساله «استاندارد دوگانه» مطرح می‌شود. ادعایی که کنفدراسیون فوتبال آسیا باید برای تایید یا رد آن، توضیحی روشن و مبتنی بر شاخص‌های مشخص ارائه کند.

آیا عددها می‌توانند درباره امنیت حرف بزنند؟

در برخی گزارش‌ها و آمارهای غیررسمی، تعداد قابل توجهی از پرتاب‌های موشکی و پهپادی ایران به کشورهای مختلف منطقه در جریان درگیری اخیر مطرح شده است. بر اساس اعداد مورد استناد این گزارش، امارات، عربستان، کویت، قطر، بحرین، عراق و اردن نیز در معرض حملات قرار گرفته‌اند.

طبیعی است که صرف تعداد پرتاب‌ها نمی‌تواند معیار دقیقی برای سنجش امنیت یک کشور باشد. نوع سلاح، هدف حمله، سامانه‌های دفاعی، موقعیت جغرافیایی، زیرساخت‌های نظامی و ده‌ها عامل دیگر در ارزیابی امنیتی اهمیت دارند.

اما همین داده‌های خام یک پرسش را ایجاد می‌کنند: اگر تهدید نظامی و احتمال بازگشت درگیری، مبنای تصمیم AFC است، چرا ارزیابی امنیتی کشورهای منطقه با یک توضیح واحد و شفاف همراه نیست؟

به بیان ساده‌تر، AFC باید مشخص کند چه شاخصی باعث شده ایران در وضعیت «غیرقابل میزبانی» قرار بگیرد، اما برخی دیگر از کشورهای منطقه همچنان امکان میزبانی داشته باشند. این پرسش، دفاع از ناامن بودن یا امن بودن هیچ کشوری نیست؛ مطالبه شفافیت درباره معیار تصمیم‌گیری است.

ماجرای بصره؛ چرا استقلال و تراکتور باید هزینه بدهند؟

تصمیم اخیر AFC درباره استقلال و تراکتور، در شرایطی اتخاذ شده که بصره از نظر جغرافیایی فاصله چندانی با کانون‌های تنش منطقه‌ای ندارد. بنابراین طبیعی است که بحث امنیت برای برگزاری مسابقه در این شهر نیز مطرح شود.

اما همین موضوع، سؤال دیگری ایجاد می‌کند: آیا انتخاب بصره به‌عنوان زمین بی‌طرف، واقعاً بر اساس ارزیابی جامع امنیتی انجام شده یا صرفاً نام ایران به‌عنوان کشور درگیر جنگ، برای تصمیم‌گیری کافی بوده است؟

اگر ارزیابی امنیتی وجود دارد، باشگاه‌های ایرانی و افکار عمومی حق دارند بدانند مبنای آن چیست. فوتبال ایران نمی‌تواند هر بار تنها با یک عبارت کلی درباره «شرایط امنیتی منطقه» مواجه شود و در نهایت هزینه‌های مالی و ورزشی تصمیم را خودش پرداخت کند.

یک دهه عقب‌نشینی از میزبانی

مسئله امروز استقلال و تراکتور نیست. در یک دهه گذشته، نمونه‌های مختلفی از تغییر محل میزبانی مسابقات نمایندگان ایران در رقابت‌های آسیایی رخ داده است. در برهه‌هایی، اختلافات سیاسی میان ایران و عربستان باعث شد مسابقات دو کشور در زمین ثالث برگزار شود و در مقاطعی نیز اعتراض‌ها و ناآرامی‌های داخلی بهانه‌ای برای تغییر محل برگزاری مسابقات شد.

در همه این موارد، فوتبال ایران نه‌تنها مزیت میزبانی را از دست داد، بلکه مجبور شد هزینه‌های بیشتری برای برگزاری مسابقات خارج از خانه متحمل شود.

این روند وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال ایران، در ساختار مدیریتی AFC نیز حضور دارد.

تاج و وعده‌ای که حالا باید پاسخ آن را دید

مهدی تاج در شهریور ۱۴۰۱ جمله‌ای گفت که حالا بار دیگر می‌توان آن را مقابل عملکرد فدراسیون فوتبال قرار داد: «اگر در AFC باشم و خاصیتی برای ایران نداشته باشم، همان بهتر که نباشم.» این جمله امروز بیش از هر زمان دیگری موضوعیت پیدا کرده است.

مسئله این نیست که رئیس فدراسیون فوتبال باید بتواند هر تصمیم AFC را تغییر دهد. چنین انتظاری منطقی نیست. اگر یک نهاد بین‌المللی بر اساس ارزیابی‌های امنیتی به این نتیجه برسد که برگزاری مسابقه در یک کشور خطرناک است، نمی‌توان انتظار داشت صرفاً با فشار یک مقام ورزشی تصمیم خود را تغییر دهد. اما انتظار منطقی این است که فدراسیون فوتبال ایران نشان دهد برای دفاع از منافع فوتبال کشور چه کرده است.

آیا درباره معیارهای امنیتی AFC اعتراض رسمی صورت گرفته است؟ آیا مقایسه‌ای میان وضعیت ایران و سایر کشورهای منطقه ارائه شده؟ آیا از باشگاه‌های ایرانی در برابر تبعات مالی و ورزشی این تصمیم دفاع شده است؟ آیا راهکاری برای جبران خسارت‌های ناشی از سلب میزبانی پیشنهاد شده؟ اینها سؤالاتی است که پاسخ آنها را نمی‌توان صرفاً در قالب یک نامه اداری یا بیانیه کوتاه خلاصه کرد.

سلب میزبانی فقط یک مسئله ورزشی نیست

وقتی استقلال یا تراکتور از میزبانی محروم می‌شوند، موضوع فقط این نیست که هواداران نمی‌توانند تیم محبوب خود را در ورزشگاه ببینند. یک زنجیره اقتصادی کامل تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

باشگاه باید برای سفر خارجی هزینه کند، هزینه اقامت و حمل‌ونقل بپردازد، درآمد بلیت‌فروشی را از دست بدهد، از ظرفیت تبلیغاتی ورزشگاه محروم شود و در نهایت بدون حمایت تماشاگران خود به میدان برود. از سوی دیگر، تیم میهمان عملاً بخشی از فشار و شرایط دشوار بازی خارج از خانه را از دست می‌دهد.

در رقابت‌های سطح بالای آسیا، چنین جزئیاتی می‌تواند مستقیماً روی نتیجه ورزشی اثر بگذارد. بنابراین سلب میزبانی، صرفاً یک تصمیم لجستیکی نیست؛ تصمیمی است که همزمان آثار ورزشی، اقتصادی و تجاری دارد.

اگر استاندارد واحدی وجود دارد، باید شفاف باشد

هیچ‌کس نمی‌تواند منکر پیچیدگی شرایط امنیتی خاورمیانه شود. همچنین نمی‌توان از AFC انتظار داشت برای حفظ حق میزبانی، امنیت بازیکنان و داوران را نادیده بگیرد.

اما یک اصل ساده وجود دارد: اگر امنیت معیار تصمیم است، این معیار باید برای همه یکسان باشد. اگر تفاوتی میان ایران و سایر کشورهای منطقه وجود دارد، AFC باید آن تفاوت را با شاخص‌های روشن توضیح دهد. فوتبال ایران نیازمند امتیاز ویژه نیست؛ نیازمند رفتار برابر است.

اگر ایران ناامن است، باید بر اساس یک معیار مشخص توضیح داده شود چرا. اگر کشورهای دیگری نیز با تهدیدهای مشابه مواجه‌اند، باید مشخص شود چرا وضعیت آنها متفاوت ارزیابی شده است.

توپ حالا در زمین فدراسیون فوتبال است

تصمیم AFC ممکن است از منظر امنیتی قابل دفاع باشد، اما این پایان ماجرا نیست. اکنون پرسش اصلی متوجه فدراسیون فوتبال ایران است: در برابر تصمیمی که منافع باشگاه‌های ایرانی را تحت تأثیر قرار داده، چه اقدامی انجام شده است؟

مهدی تاج سال‌هاست در ساختار مدیریتی فوتبال آسیا حضور دارد و خود نیز زمانی گفته بود اگر حضورش در AFC خاصیتی برای ایران نداشته باشد، بهتر است در این جایگاه نباشد. امروز زمان آن رسیده است که معنای واقعی آن «خاصیت» مشخص شود.

دفاع از فوتبال ایران الزاماً به معنای تغییر همه تصمیمات AFC نیست؛ گاهی دفاع واقعی یعنی مطالبه معیارهای شفاف، اعتراض به استانداردهای دوگانه، مذاکره برای جبران خسارت باشگاه‌ها و استفاده از تمام ظرفیت‌های حقوقی و مدیریتی برای حفظ منافع نمایندگان ایران.

مسئله امروز فقط این نیست که چرا استقلال و تراکتور میزبان نیستند. مسئله این است که AFC با چه شاخصی ایران را از حق میزبانی محروم می‌کند، چرا همین شاخص درباره دیگر کشورهای منطقه به شکل دیگری اجرا می‌شود و مهم‌تر از همه، فدراسیون فوتبال ایران در برابر این روند دقیقاً چه کرده است؟ این پرسش، نه مطالبه میزبانی به هر قیمت، بلکه مطالبه‌ای برای دفاع از حقوق فوتبال ایران است.

ارسال نظر

آخرین اخبار