مکر «ترامپ»برای اختلافافکنی میان ایران و کشورهای عربی
حمله به زیرساختهای انرژی در منطقه خاورمیانه نه تنها یک اقدام نظامی محدود نیست، بلکه پیامدهای گستردهای دارد که به سرعت تنشهای منطقهای را تشدید میکند و فضای امنیتی را برای همه طرفها ناامنتر میسازد.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
حمله به زیرساختهای انرژی در منطقه خاورمیانه نه تنها یک اقدام نظامی محدود نیست، بلکه پیامدهای گستردهای دارد که به سرعت تنشهای منطقهای را تشدید میکند و فضای امنیتی را برای همه طرفها ناامنتر میسازد.
هنگامی که تأسیسات نفت و گاز یا پالایشگاهها و بنادر صادراتی هدف قرار گیرند، جریان انرژی که شریان حیاتی اقتصاد بسیاری از کشورهاست مختل میشود و این اختلال بلافاصله به افزایش قیمتها، نگرانی بازارهای جهانی و رقابت بیشتر بر سر منابع محدود منجر میگردد.
در چنین شرایطی، کشورهای منطقه که پیشتر با چالشهای امنیتی و سیاسی متعددی روبهرو بودهاند، ناچار میشوند منابع بیشتری را به دفاع از زیرساختهای حیاتی خود اختصاص دهند و این امر خود به چرخهای از بیاعتمادی و آمادگی نظامی دامن میزند. نتیجه مستقیم این روند، افزایش تنشهای منطقهای است که میتواند به درگیریهای نیابتی، بستهشدن مسیرهای تجاری و حتی درگیریهای مستقیم میان بازیگران مختلف منجر شود.
از سوی دیگر، چنین حملاتی روابط ایران و کشورهای عربی را که در سالهای اخیر تلاشهایی هرچند محدود برای کاهش تنش و گفتوگو صورت گرفته بود، به مسیر بدتری سوق میدهد.
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که بسیاری از آنها خود تولیدکننده و صادرکننده انرژی هستند، به شدت نسبت به هرگونه اقدام نظامی علیه تأسیسات انرژی حساسیت دارند، زیرا میدانند که هر حمله میتواند به راحتی به زیرساختهای مشابه در خاک خودشان سرایت کند یا واکنش متقابلی را برانگیزد.
وقتی ایران هدف چنین حملاتی قرار گیرد، این کشورها نهتنها امنیت انرژی خود را در خطر میبینند، بلکه ناگزیر میشوند موضعگیری سختتری در برابر تهران اتخاذ کنند تا از خود در برابر پیامدهای احتمالی محافظت نمایند.
این موضعگیری سختتر، فضای دیپلماتیک را محدودتر میکند، اعتماد متقابل را از بین میبرد و فرصتهای همکاری اقتصادی و امنیتی را که میتوانست به ثبات منطقه کمک کند، از میان برمیدارد.
در نتیجه، روابط ایران و کشورهای عربی که پیشتر نیز پیچیده و پر از رقابت بود، وارد فاز تازهای از تیرگی و دشمنی میشود و امکان هرگونه پیشرفت در کاهش تنشها به شدت کاهش مییابد.
در همین حال، این وضعیت به نفع روسیه تمام میشود. روسیه به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان انرژی جهان، از هرگونه اختلال در عرضه نفت و گاز خاورمیانه بهره میبرد. وقتی تولید یا صادرات انرژی از منطقه کاهش یابد یا بازارها با نااطمینانی روبهرو شوند، قیمتها بالا میرود و روسیه میتواند حجم بیشتری از انرژی خود را با قیمتهای بالاتر به بازارهای جهانی عرضه کند.
این کشور که در سالهای اخیر با تحریمهای غربی روبهرو بوده، از افزایش درآمدهای نفتی و گازی خود برای تقویت موقعیت اقتصادی و سیاسیاش استفاده میکند.
بنابراین، هر اقدامی که عرضه انرژی خاورمیانه را تهدید کند، عملاً به تقویت دست روسیه در بازارهای انرژی و افزایش نفوذ آن در معادلات بینالمللی میانجامد، بدون آنکه روسیه هزینهای مستقیم برای این منافع بپردازد.
به همین دلایل روشن است که کشورهای عربی و برخی مقامات در داخل دولت ترامپ با حمله به زیرساختهای انرژی مخالف هستند. کشورهای عربی که امنیت اقتصادی و ثبات داخلیشان به شدت به جریان پایدار انرژی وابسته است، چنین حملاتی را تهدیدی مستقیم برای منافع ملی خود میدانند و ترجیح میدهند از طریق دیپلماسی و فشارهای غیرنظامی مسائل را مدیریت کنند.
در داخل دولت ترامپ نیز برخی مقامات که به تبعات اقتصادی و ژئوپلیتیکی این اقدامات توجه دارند، هشدار میدهند که هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی میتواند بازارهای جهانی را آشفته کند، متحدان عربی آمریکا را نگران سازد و در نهایت به نفع رقیبانی چون روسیه تمام شود.
آنها معتقدند که هرگونه اقدام نظامی باید با دقت محاسبه شود تا از پیامدهای ناخواستهای که تنشها را افزایش میدهد و روابط منطقهای را وخیمتر میکند، جلوگیری گردد.
در مجموع، حمله به زیرساختهای انرژی نه تنها تنشهای منطقهای را تشدید میکند و روابط ایران و کشورهای عربی را به مسیر بدتری میکشاند، بلکه به طور غیرمستقیم منافع روسیه را تأمین مینماید و به همین علت با مخالفت جدی کشورهای عربی و بخشی از مقامات آمریکایی روبهروست.
این مخالفتها نشاندهنده درک عمیق از پیچیدگیهای معادلات انرژی و امنیت در خاورمیانه است و تأکید میکند که هرگونه تصمیم نظامی در این حوزه باید با در نظر گرفتن تمام پیامدهای بلندمدت اتخاذ شود تا از ایجاد چرخهای از بیثباتی و زیان برای همه طرفها جلوگیری گردد.