موافقان و مخالفان «آموزش در خانه»
هوماسکولینگ یا آموزش در خانه، شیوهای آموزشی است که در آن والدین یا مربیان، به جای فرستادن کودک به مدرسههای رسمی، مسئولیت آموزش او را در محیط خانه بر عهده میگیرند.
مهندس هادی عزیززاده در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
هوماسکولینگ یا آموزش در خانه، شیوهای آموزشی است که در آن والدین یا مربیان، به جای فرستادن کودک به مدرسههای رسمی، مسئولیت آموزش او را در محیط خانه بر عهده میگیرند. این پدیده در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای جهان گسترش یافته و بهعنوان یکی از روشهای جایگزین آموزش سنتی مورد توجه قرار گرفته است. طرفداران هوماسکولینگ معتقدند این روش میتواند امکان یادگیری متناسب با استعداد، سرعت و علایق هر کودک را فراهم کند. در این شیوه، برنامه درسی معمولاً انعطافپذیرتر است و خانوادهها میتوانند علاوه بر آموزشهای رسمی، مهارتهای زندگی، تجربههای عملی و فعالیتهای خلاقانه را نیز در فرآیند یادگیری وارد کنند.
با این حال، آموزش در خانه مخالفانی نیز دارد. برخی کارشناسان معتقدند مدرسه فقط محل انتقال دانش نیست، بلکه فضایی برای رشد مهارتهای اجتماعی، ارتباط با همسالان و تجربه حضور در یک جامعه کوچک است. از این رو، موفقیت هوماسکولینگ به میزان آگاهی والدین، امکانات آموزشی و فراهم کردن فرصتهای تعامل اجتماعی برای کودکان وابسته است. رشد فناوری، کلاسهای آنلاین و دسترسی آسانتر به منابع آموزشی، زمینه گسترش این پدیده را فراهم کرده است. امروزه هوماسکولینگ دیگر صرفاً یک انتخاب محدود نیست، بلکه به یکی از موضوعات مهم در بحثهای جهانی درباره آینده آموزش تبدیل شده است؛ بحثی که میان آزادی یادگیری و ضرورت تجربه اجتماعی کودک در جریان است.
***
«هوم اسکولینگ ممنوع!» این خبری بود که از سوی دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش منتشر شد. هوماسکولینگ یا به آموزشی گفته میشود که کودکان آموزش را در خانه توسط والدین یا معلم خصوصی دریافت میکنند؛ شیوهای که ریشهای بسیار کهن دارد و تا پیش از اجباری شدن آموزش همگانی در جهان رایج بود.
این که چنین خبری اعلام میشود، نشان میدهد که برخی از خانوادهها به جای ثبتنام فرزندشان در مدرسه به این شیوه آموزش روی آوردهاند وگرنه اعلام آن ضرورتی نداشت. شواهدی هم وجود دارد؛ برای نمونه نگاهی به آمار و ارقام در مناطق شهر تهران بیانگر این واقعیت است که مناطق جنوبی تهران از نظر درصد بازماندگی از تحصیل کمترین مقادیر را دارند، برخلاف مناطق برخوردار اقتصادی مثل مناطق ۱، ۲، ۳ و ۶ که آمار بازماندگی از تحصیل در آنها بالاست! یعنی، احتمالاً گروهی از خانوادههای مرفه به جای ثبتنام فرزندان خود در مدارس، به روشهای جایگزین مانند استخدام معلم خصوصی بدون ثبتنام کودک در مدرسه، ثبتنام در مدارس خارجی، تحصیل برخط و ... روی آوردهاند.
در مورد علت ممنوعیت آموزش در خانه، از سوی دبیرخانه توضیحی داده نشده است جز استناد به مادهای از آییننامه اجرایی مدارس که میگوید: «هرگونه فعالیت آموزشی و پرورشی از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی که منجر به عدم ثبتنام و حضور دانشآموز در مدرسه شود ممنوع است و با متخلفین برابر قوانین و مقررات رفتار خواهد شد ...».
مدارس و خانوادهها، تجربه های جدید
اینکه چرا در شرایط کنونی جامعه که با گذشته بسیار متفاوت است به یک مصوبه قبلی (که حتی برای آن زمان هم احتمالاً کارآمد نبود) استناد میشود، جای پرسش دارد. آیا بهتر نبود این موضوع بار دیگر در شورای عالی آموزش و پرورش به بحث گذاشته میشد؟
طی چند سال گذشته، مدارس و خانوادهها تجربههای جدیدی داشتهاند. در دوران کرونا عملاً بخشی از بار و مسئولیت مدارس را خانوادهها به دوش کشیدهاند و در دوران جنگ تحمیلی اخیر نیز چنین بوده است. یعنی عملاً شیوه آموزش در خانه تجربه شده است ( البته بدون اجازه تغییر در محتوای دروس که در هوم اسکولینگ آن هم مجاز است) و اگر نبود تلاشهای خانوادهها و والدین دانشآموزان در جبران عقبماندگیهای فرزندانشان، وضعیت آموزش و پرورش به مراتب وخیمتر از آن بود که اکنون هست.
سئوال دیگر این است که چرا گرایش به هوماسکولینگ یا همان آموزش در خانه در ایران رو به افزایش است؟ چرا برخی از پدر و مادرها ترجیح میدهند بار سنگین و طاقتفرسای آموزش فرزندان را خود برعهده بگیرند و کودک را به مدرسه نفرستند؟
ممنوع اعلام کردن هوم اسکولینگ به جای پاسخ به این پرسش، پاک کردن صورتمسئله است.
کیفیت، عدالت و مشروعیت
نگارنده معتقد است سه بحران کیفیت، عدالت و مشروعیت که آموزش و پرورش ایران با آنها دست و پنجه نرم میکند از عوامل اصلی گرایش به هوم اسکولینگ در ایران است.
بحران کیفیت: از مهمترین عوامل است. نارضایتی از کیفیت پایین آموزش و پرورش در مدارس مثل روشهای تدریس ناکارآمد، تأکید بر حفظ مطالب به جای تفکر انتقادی، شلوغی کلاسها و تمرکز بر آزمونهای سنتی استرسزا و ... والدین را به فکر پیدا کردن روشهای جایگزین میاندازد که آموزش در خانه از جمله آنهاست. این شیوه فرصتهای جدیدی را هم فراهم میکند؛ مثل فرصت شخصیسازی آموزش بر اساس سرعت یادگیری و علایق کودک و ... که مورد توجه خانوادهها در دنیای امروز است.
بحران عدالت آموزشی: نابرابری در دسترسی به آموزش باکیفیت یکی دیگر از محرکها است. خانوادههایی که توان مالی دارند، با استفاده از معلمان خصوصی سعی میکنند شکاف کیفیت بین مدارس را پر کنند.
بحران مشروعیت: این بحران به بیاعتمادی به محتوای آموزش رسمی برمیگردد. برخی از والدین نمیخواهند فرزندانشان آموزشهایی ببینند که با باورهایشان همخوانی ندارد و ترجیح میدهند بر محتوای آموزش و خوراکی که به فرزندانشان داده میشود؛ نظارت داشته باشند.
چالش با نظام رسمی کشور
نگارنده معتقد است گرایش به آموزش در خانه نشانهای از پویایی و زنده بودن جامعه ایران است، چراکه نشان میدهد شهروندان به دنبال یافتن راهحل جایگزین برای رفع نیازهای فرزندان خود هستند نه اینکه صرفاً تماشاگر باشند یا منفعلانه وضعیت موجود را بپذیرند. در واقع، میتوان انتخاب آموزش در خانه را واکنشی به ناکارآمدی نظام آموزش رسمی کشور دانست. شواهد بینالمللی هم به خوبی نشان میدهند که گسترش آموزش در خانه واکنشی مستقیم به بحرانهای سهگانه است. برای نمونه در آمریکا که بیش از دوسوم خانوادهها نگران محیط مدرسه هستند، از کیفیت آموزشی ناراضیاند و خواستار ارائه آموزشهای اخلاقی هستند، هوم اسکولینگ بیش از هر جای جهان رواج دارد. از سوی دیگر، بحران عدالت هم در آمریکا جدی است و بسیاری به نظام آموزشی اعتماد ندارند. مجموعه این عوامل موجب شده که بیش از ۴ میلیون نفر تحصیل در خانه را به رفتن به مدرسه رسمی ترجیح دهند.
در آن سوی طیف میتوان از فنلاند نام برد که با نظام آموزشی باکیفیت و مبتنی بر برابری، یکی از پایینترین نرخهای آموزش در خانه را به خود اختصاص میدهد. در فنلاند با وجود اینکه اجباری به تحصیل کودکان ۶ تا ۱۷ ساله در مدرسه نیست و آنها میتوانند در منزل هم تحصیل کنند، کمتر از هزار نفر آموزش در خانه را انتخاب کردهاند. عدالت و کیفیت بالا دو اصل اساسی نظام آموزشی این کشور به شمار میروند. در فنلاند همه به آموزش با کیفیت دسترسی دارند و اعتماد عمومی به مدارس دولتی هم بسیار بالاست. فنلاند با تأکید بر برابری، استقلال معلم و کنترل کیفیت نیاز به آموزش جایگزین را به حداقل رسانده است.
هوم اسکولینگ خشن و خشک؟
راه مقابله با گرایش به هوم اسکولینگ ممنوعیت خشن و خشک نیست، بلکه بازنگری در نظام آموزشی کهنه و انعطافناپذیر فعلی و اصلاح شیوة حکمرانی نادرست آموزش و پرورش کشور است که موجب بهوجود آمدن بحرانهای سهگانه یعنی منبع اصلی گرایش به آموزش در خانه شدهاند. تا آن موقع، آموزش در خانة تحت نظارت (با ثبتنام و ضابطهمند معقول نه حداکثری) میتواند راهگشا باشد. در این مورد میتوان از تجربة کشورهای اروپایی و برخی کشورهای آسیایی استفاده کرد و به گونهای عمل کرد که، هم خانواده حق انتخاب داشته باشد و هم هیچ کودکی از تحصیل محروم نشود. باید توجه داشت ممنوعیت، آموزش در خانه را از بین نمیبرد بلکه آن را پنهان و غیرقانونی میکند و باعث میشود کودکان از هر گونه نظارت رسمی خارج شوند.
از سوی دیگر باید این را نیز در نظر داشت که در هر حال برای گروهی از دانشآموزان (برخی از کودکان استثنایی، برخی از کودکان با بیماریهای خاص و ...) جز شیوة آموزش در خانه روش دیگری قابل تصوّر نیست و باید آن را به رسمیت شناخت. همین شیوة آموزش در زمانهای پرخطر مانند شرایط پاندمی کووید و شرایط جنگی میتواند به کمک مدارس و مسئولان اداره آموزش و پرورش کشور بیاید. هم از عقبماندگی تحصیلی دانشآموزان تا حدّ زیادی جلوگیری کند، هم پیوند خانوادگی را تقویت کند و هم امکان یادگیری را در محیطی کماسترستر و امنتر فراهم کند.
نکته پایانی اینکه در جهانِ دائماً در حال تغییر امروز با پیشرفتهای روزافزون در علم و فناوری، محال است مدارس بتوانند همة آموزشهای مورد نیاز دانشآموزان را خود به تنهایی ارائه دهند. در چنین شرایطی، آموزش و پرورشهای جهان باید بپذیرند که بخشی از آموزشها لازم است در مدرسه انجام شود (آنهایی که به تکوین هویت مشترک میپردازند) و بخشی دیگر در مدرسه یا بیرون از مدرسه (آنهایی که به تکوین هویت فردی میپردازند). اگر چنین اصلی پذیرفته شود یک نوع آموزش ترکیبی (رسمی مدرسهای و تقریباً هوم اسکولینگ) شکل میگیرد که همة دانشآموزان میتوانند از آن بهرهمند شوند؛ این مدل ترکیبی باعث میشود همة ذینفعان در تعلیم و تربیت دانشآموزان سهیم شوند و همگان وزارت آموزش و پرورش را در رسیدن به اهداف خود یاری کنند. پذیرش هوم اسکولینگِ تحت نظارت، زمینه را برای ایجاد چنین نظام ترکیبی و مترقّی که بتواند خود را با شرایط و روزگار سازگار کند و از قافله علم و فناوری عقب نیفتد فراهم خواهد کرد.