طوفان سبز بورس با دیپورت فروشندهها/ سیگنالهای واشنگتن و تهران با بازار سرمایه چه کردند؟
تحریریه آوش/نگاهی دقیق به آمارهای رسمی معاملات امروز بورس تهران نشان میدهد که ما با یک نوسان عادی و روزمره مواجه نیستیم، بلکه یک چرخش پارادایم عمیق در رفتار معاملهگران رخ داده است. در پایان جریان دادوستدهای امروز، شاخص کل بورس با جهش چشمگیر و خیرهکننده ۷۹ هزار و ۷۲۵ واحدی نه تنها کانالهای قبلی را با قدرت فتح کرد، بلکه بر فراز ارتفاع ۴ میلیون و ۱۵۳ هزار و ۳۷۶ واحد ایستاد تا بازدهی روزانه ۱.۹۶درصدی را به ثبت برساند. به عقیده برزو حقشناس، تحلیلگر بازارهای مالی بازار سرمایه پس از بازگشایی، خصوصا در معاملات امروز بسیاری از کارشناسان را شگفتزده کرد که عواملی نظیر تورم فزاینده، کاهش تنشهای سیاسی و پایین آمدن سطح ریسکهای جنگی، مدیریت صحیح بازار سرمایه و جذابیت مفروضات بنیادین و سودسازی شرکتها در بعضی از گروهها در این وضعیت بازار موثر است.
در تالار بورس تهران، جایی که ماههاست بوی رکود، هراس و سایه سنگین جنگ بر سر داراییهای سهامداران سنگینی میکرد، ناگهان ورق به شکلی بیسابقه و حیرتآور برگشت. بورس تهران در پایان معاملات امروز، یکی از هیجانیترین روزهای حیات خود را به چشم دید؛ سناریویی که حتی خوشبینترین چارتیستها و بنیادیکارهای بازار هم جرئت پیشبینی آن را در برهههای اخیر نداشتند. بازاری که برای ساعتهای متمادی، کاملا یکدست، یکپارچه و بیرحمانه سبز بود و در اوج معاملات خود حتی یک نماد منفی را هم در تابلوی سراسری برنتافت. موج خروشان و سونامی تقاضا که تحت تاثیر مستقیم اخبار پشتپرده مذاکرات دیپلماتیک و بالا رفتن احتمال توافق میان ایران و آمریکا شکل گرفته بود، چنان خاکریزهای عرضه را در هم کوبید که در نهایت با وجود اندک دست به دست شدنها در ثانیههای پایانی، تنها شش نماد در محدوده منفی به کار خود پایان دادند. این آرایش جنگی خریداران در برابر فروشندگانی که کاملا ناپدید شده بودند، پس از ۹ روز پیاپی صعود بازار، نشان داد که موتور بورس تهران پس از یک دوره خواب زمستانی طولانی و عقبماندگی مفرط از تورم با سوخت هستهای محرکهای سیاسی و ارزی روشن شده است؛ رویدادی که به نوعی یک غافلگیری تمامعیار برای کل جامعه اقتصادی ایران به شمار میرود.
شاخصها در سقف
نگاهی دقیق به آمارهای رسمی معاملات امروز بورس تهران نشان میدهد که ما با یک نوسان عادی و روزمره مواجه نیستیم، بلکه یک چرخش پارادایم عمیق در رفتار معاملهگران رخ داده است. در پایان جریان دادوستدهای امروز، شاخص کل بورس با جهش چشمگیر و خیرهکننده ۸۳هزار و ۱۴۶ واحدی نه تنها کانالهای قبلی را با قدرت فتح کرد، بلکه بر فراز ارتفاع ۴ میلیون و ۲۳۶هزار و ۵۲۱ واحد ایستاد تا بازدهی روزانه ۲درصدی را به ثبت برساند.
اما داستان اصلی و هیجانانگیزتر بازار را باید در آینه شاخص هموزن جستجو کرد؛ جایی که این نماگر با رشد ۳۰هزار و ۶۸۲ واحدی تا سطح یک میلیون و ۱۳۱هزار و ۹۶۸ واحد پیشروی کرد و بازدهی سنگین ۲.۷۹درصدی را به نمایش گذاشت. سبقت آشکار شاخص هموزن از شاخص کل، حاوی یک پیام بسیار مهم برای اهالی بازار سرمایه است و آن این است که رشد بازار معطوف به چند شرکت بزرگ و شاخصساز نبوده، بلکه این بار سهامهای کوچک و متوسط بازار نیز با همان قدرت و چه بسا با شتابی بیشتر، مسیر صعودی را طی کردند. این توزیع متوازن نشان میدهد که جریان نقدینگی برخلاف ماههای گذشته، به صورت هوشمندانه در تمام بدنه بازار توزیع شده و هیچ گروهی را بینصیب نگذاشته است.
نکته دراماتیک و تاریخی معاملات امروز، ذوب شدن کامل سمت عرضه در ساعات میانی بازار بود. برای مدتی طولانی، تابلوی بورس تهران وضعیت ۱۰۰درصد مثبت را تجربه کرد؛ یعنی در تمام بازار حتی یک کد معاملاتی حاضر به فروش سهام خود در قیمتهای منفی یا حتی صفر تابلو نبود و بازار عملا بدون فروشنده به مسیر خود ادامه میداد. اگرچه در دقایق پایانی و تحت تاثیر شناسایی سود کوتاه مدت یا رفتارهای هیجانی برخی کدهای معاملاتی، فشار عرضه بسیار محدودی ظاهر شد، اما ایستادگی خریداران به حدی بود که در نهایت از میان صدها شرکت بورسی و فرابورسی، تنها و تنها شش سهم در محدوده سرخرنگ بسته شدند و بقیه بازار یکپارچه سبز باقی ماند.

سوخترسانی با نقدینگی حقیقیها
بررسی دادههای معاملاتی بورس نشان میدهد که پشتوانه این صعود، جریان واقعی و داغ نقدینگی بوده است، نه دستکاریهای سیستمی یا حمایتهای مصنوعی حقوقیها. براساس دادههای معاملاتی، ارزش معاملات خرد به رقم قابل توجه ۱۲هزار و ۳۷۴ میلیارد تومان رسید، حجم دادوستدها در سطح ۴۳میلیارد و ۱۰۰میلیون برگه سهم قرار گرفت و ورود پول حقیقی به بازار، رقم شگفتانگیز ۶هزار و ۳۲۲میلیارد تومان را ثبت کرد. ورود بیش از ۶هزار میلیارد تومان پول تازه نفس توسط سهامداران حقیقی در یک روز، نشاندهنده بازگشت اعتماد از دست رفته به تالار شیشهای است. این حجم از نقدینگی ثابت میکند کدهای حقیقی که ماهها در حسابهای پشتیبان، صندوقهای درآمد ثابت یا بازارهای موازی کمین کرده بودند، اکنون بورس را بهعنوان مقصد اصلی و بیرقیب خود برگزیدهاند. جریان نقدینگی همچنان با قدرتی تشنه در سمت خرید فعال است و هر عرضهای را به سرعت میبلعد.
زلزله سیاسی در بازارهای موازی و جذابیت بازار سرمایه
تحلیل دقیق رفتار امروز بورس تهران بدون در نظر گرفتن متغیرهای کلان سیاسی و ژئوپلیتیک، تحلیلی ناقص و ابتر خواهد بود. بازار سرمایه ایران همواره بهعنوان یکی از حساسترین دماسنجهای سیاسی کشور عمل کرده است. گمانهزنیهای جدی و سیگنالهای مثبتی که از فضای مذاکرات غیررسمی و احتمال دستیابی به یک توافق یا کاهش تنش میان ایران و آمریکا به گوش میرسد، انتظارات جدیدی را در اذهان معاملهگران شکل داده است. این خوشبینیهای دیپلماتیک، سناریوی افت شدید و قابل توجه نرخ دلار در بازار آزاد را به شدت تقویت کرده است؛ به طوری که برخی از تحلیلگران کلان و فعالان بازار ارز از احتمال افت تا حدود ۳۰درصدی قیمت دلار سخن میگویند. چنین چشماندازی به طور طبیعی لرزه بر اندام بازارهای موازی بورس میاندازد.
با این فرضیه طلای داخلی که همواره وابستگی مستقیمی به نرخ ارز دار، حتی در صورت رشد اونس جهانی هم به شدت تحت فشار قرار میگیرد و حباب آن مسیر تخلیه را پیش خواهد گرفت. بازار خودرو نیز با توجه به همبستگی سنتی به نرخ دلار و احتمال جدی تسهیل و تسریع واردات خودروهای نو و کارکرده، بهسرعت چشمانداز صعودی خود را از دست میدهد و به سمت رکودی عمیق حرکت میکند. همین تغییر سهمگین در ساختار انتظارات تورمی باعث شده سرمایهگذاران، بورس را به عنوان گزینهای به مراتب جذابتر و امنتر برای سرمایهگذاری انتخاب کنند؛ بازاری که در سالهای گذشته هم از رشد تمام رقبای سنتی خود عقب مانده و هم فرسنگها پشت سر قطار تورم جا مانده است.
یکی از کلیدیترین و در عین حال فنیترین نکات تحلیل بورس کنونی، عدم همپوشانی قیمت سهام با واقعیتهای ارزی کشور است؛ موضوعی که از آن تحت عنوان پرایس نشدن یا عدم اعمال اثر نرخ ارز یاد میشود. اگر به عقب برگردیم، تغییر نرخ ارز موثر بازار سهام از ۷۰هزار تومان به ۱۳۰هزار تومان در میانه اتفاقات دیماه ۱۴۰۴ و در اوج شرایط پرریسک و ملتهب سیاسی انجام شد. در آن برهه، بازار سهام به دلیل سایه سنگین ریسکهای سیستماتیک و ترس عمومی، اصلا نتوانست تاثیر این جهش ارزی فوقالعاده مهم را بر قیمت سهام و ارزش جایگزینی شرکتها اعمال کند. قیمتها در سطوح پایینی قفل شده بودند و ارزش واقعی شرکتها نادیده گرفته میشد. اکنون، در حالی که دلار مرکز مبادله به عنوان نرخ ارز موثر بورس به رقم ۱۴۷هزار و ۳۰۰ تومان رسیده است، محاسبات بنیادی نشان میدهد که سهام شرکتها در تابلوی بورس، تنها دارایی در کل اقتصاد ایران است که هنوز با دلار فرضی ۷۰ تا ۸۰هزار تومانی معامله میشود. این شکاف عمیق و پر نشدنی میان واقعیت ارزی شرکتها و قیمت تابلوی آنها، همان انبار باروتی است که اکنون با جرقه کاهش ریسکهای سیاسی منفجر شده و چنین تقاضای عجیبی را خلق کرده است. خرید سهام در این قیمتها، مثل خرید دارایی با ۵۰درصد تخفیف نسبت به ارزش واقعی آن است.
برزو حقشناس، تحلیلگر بازارهای مالی در گفتوگو با آوش پاسخ داد:
چرا پیشبینی ریزش سنگین بازار با شکست مواجه شد؟
به عقیده برزو حقشناس، تحلیلگر بازارهای مالی بازار سرمایه پس از بازگشایی، خصوصا در معاملات امروز بسیاری از کارشناسان را شگفتزده کرد که عواملی نظیر تورم فزاینده، کاهش تنشهای سیاسی و پایین آمدن سطح ریسکهای جنگی، مدیریت صحیح بازار سرمایه و جذابیت مفروضات بنیادین و سودسازی شرکتها در بعضی از گروهها در این وضعیت بازار موثر است.

برزو حقشناس، تحلیلگر بازارهای مالی در گفتوگو با آوش میگوید: بازگشایی بورس پس از تعطیلات و رویدادهای اخیر، برخلاف تصور و تحلیل بسیاری از کارشناسان و فعالین بازار پیش رفت. بسیاری از فعالان اقتصادی و حتی اهالی باسابقه بازار سرمایه انتظار داشتند که با باز شدن بازار، شاهد یک فشار فروش کوبنده، هجوم سنگین به سمت صفهای فروش و منفیهای عمیق در کلیت بازار باشیم. فرض بر این بود که ریسکها بازار را به زانو درمیآورند. اما بازار سرمایه با این صعود خیرهکننده، همه را شگفتزده و سورپرایز کرد.
حقشناس دلایل اصلی این پدیده را در چند فاکتور کلیدی برمیشمارد: اولین و مهمترین فاکتور، واقعیت عریان تورم فزاینده در اقتصاد ایران است. ما به نوعی در یک ابر تورم قرار گرفتیم، اگرچه شاید به شکل کلاسیکش و به معنای دانشگاهیاش در تورم نیستیم، ولی از آنجا خیلی نمیشود به دادههای دولت و بانک مرکزی اعتنا کرد به نوعی میشود گفت که در یک تورم بسیار فضاینده قرار داریم؛ حالا به لحاظ کلاسیک هم نشود نامش را ابر تورم بگذاریم، ولی در واقعیت و در آن چیزی که جامعه اقتصادی درک میکند، ما در یک ابرتورم هستیم؛ کما اینکه اگر تورم تجمیعی این چند سال را در نظر بگیریم، رقم خیلی بالایی میشود. در نتیجه به نوعی همین باعث شده است که هم فروشنده در بازار کم باشد، هم خریدار و کسانی که خارج از بازار هستند یا قدیمیهای بازار که به نوعی یک مقدار پول دستشان است و حالا به هر دلیلی از بازار خارج شده بودند، برگردند به سمت بازار و تقاضا تقویت شود.
شکست قواعد اقتصاد کلاسیک
حقشناس همچنین میافزاید: این پدیده تورمی و ساختاری حتی در بازار مسکن هم صادق است و خود را به وضوح نشان میدهد. ما دیدیم که علیرغم اینکه جنگ شد، بخش مسکن هم رشد کرد. این چیزی است که اگر در اقتصادهای کلاسیک دنیا تعریفش کنیم، تعجب کنند، زیرا اصولا در تئوریهای کلاسیک اقتصاد، زمانی که ریسکهای جنگ و درگیری بالاست، بازارهایی مثل مسکن و بورس باید با ریزشهای شدید مواجه شوند. اما در ایران علیرغم بروز درگیریها و چالشهای نظامی، قیمت مسکن سقوط نکرد و حتی رشد هم داشت. علت آن ساده است و آن هم این است که در این حالت هزینه تمام شده به قدری بالا رفته است که اجازه ریزش نداد و قیمتها رشد هم کرد. این مسئله برای بازار سهام هم صادق است، یعنی دیگر به قدری تورم بالاست و به قدری ارزش جایگزینی برای شرکتها روز به روز در حال بالاتر رفتن است که علیرغم اینکه در کشور جنگ رخ داده است، اما بازار ریزش نکرد.
حقشناس عامل دوم این پدیده را کاهش ملموس سطح تنشها دانسته و میافزاید: سطح ریسکها یک مقدار پایین آمده است و چشم انداز این است که حداقل طرفین نمیخواهند به سمت درگیری بروند، من حالا نمیگویم که صلح و توافق شده است، چون به هر صورت توافقی هم که مطرح است این است که آتشبس ۶۰ روزه است، یعنی نمیشود سطح ریسکها را صفر در نظر گرفت، ولی خب سطح ریسکها کمتر شده است و به نوعی نسبت به یکی دو ماه گذشته که جنگ بوده، سطح ریسکها پایین آمده است و همین آرامش نسبی کافی بود تا بازار سهام نفسی به راحت بکشد و پتانسیلهای سرکوب شده خود را آزاد کند.
فروکش کردن سطح ریسکهای جنگی
این تحلیلگر بازارهای مالی عامل سوم را چنین برمی شمرد: علت دیگر هم این است که به هر صورت سازمان بورس و اوراق بهادار سعی کرد تا بازگشایی بازار سهام را خوب مدیریت کند و سعی کرد که انباشت فشار فروش را به نوعی مدیریت کند که یکجا به بازار فشار نیاورد و خب این هم موثر بود که فروشنده در بازار کم باشد؛ هرچند که میخواهند آرام آرام ساید فروش را هم یک مقدار باز کنند که این نیز طبیعی و درست است.
مدیریت هوشمندانه سازمان بورس در سمت عرضه
اما عامل چهارم از دید حقشناس این است که که مفروضات بنیادین و سودسازی شرکتها در بعضی از گروهها به قدری جذاب است که حتی با وجود بالا بودن سطح ریسکها، سرمایهگذاران حاضرند وارد آن گروهها شوند و سرمایهگذاری کنند.
تغییر جهت انتظارات در لایههای اقتصاد کلان
خلاصه که آنچه در قاب معاملات امروز بورس تهران ثبت شد، نشانه و سیگنالی روشن از تغییر جهت انتظارات در لایههای کلان اقتصاد ایران است. وقتی بازار سرمایه برای ساعتها بدون حتی یک نماد منفی به کار خود ادامه میدهد، یعنی جریان تقاضا به نقطه اوج خود رسیده و بازار تشنه صعود است. با این حال، معاملهگران هوشمند میدانند که تداوم این رالی صعودی قدرتمند به تحقق واقعی و ملموس اخبار دیپلماتیک روی میز وابسته است؛ چرا که در صورت هرگونه چرخش ناگهانی در مسیر مذاکرات، همین نقدینگی خروشان و بیقرار میتواند به سرعت تغییر رفتار داده و مسیر دیگری را در پیش بگیرد. در بازار کنونی، برگ برنده در دست کسانی است که ارزش بنیادین سهام صید شده خود را با چاشنی مدیریت ریسک و صبوری تنظیم کنند.