تکلیف هزاران جامانده از طرح کالابرگ پس از 4 ماه چیست؟ / سراب میلیونی در ساختمان آزادی
تحریریه آوش/ گزارش زیر روایت میدانی آوش از چهار ماه دوندگی بیحاصل شهروندانی است که از سایتهای ناکارآمد به تلفنهای بیپاسخ و از آنجا به راهروهای شلوغ وزارتخانهای پناه بردهاند که گیتهای ورودیاش را به روی مردم و رسانهها قفل کرده است
جراحی اقتصادی قرار بود مرهمی بر زخمهای کهنه توزیع ناعادلانه ثروت باشد؛ قرار بود وقتی ارز ترجیحی کالاهای اساسی حذف شد، قرار بود منابع آن به شکل اعتبار کالابرگهای یک میلیون تومانی به شهروندان پرداخت شود تا تعادل زندگی مردم به هم نخورد. اما حالا، ۱۲۰ روز پس از آغاز این طرح، جمعیت زیادی از ایرانیان که در دهکهای ۸، ۹ و ۱۰ طبقهبندی شدهاند و به گفته وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بالغ بر ۲۵ میلیون نفر است، خود را در برزخی میان وعده و واقعیت میبینند. در حالی که قیمت کالاهای اساسی به نرخ ارز آزاد رسیده، اعتبار وعده داده شده در پیچوخمهای سامانهای که فقط یک جمله بلد است: «در حال بررسی»، گیر کرده است.
دولت از یک سو ارز ترجیحی کالاهای اساسی را حذف کرد و قیمتها افزایش یافت، اما از سوی دیگر، مکانیزم بازگشت این هزینه به دستکم سه دهک از شهروندان را در یک چرخه بیپایان استعلام قفل کرد. مردمی که در دهک های ۸ و ۹ هستند، اغلب کارمندان و حقوقبگیرانی هستند که تنها به دلیل داشتن یک خودروی مدل پایین یا یک آپارتمان اقساطی از دایره حمایت خارج شدهاند و حالا در این تورم افسارگسیخته و در حالی که مشمول دریافت کالابرگ هستند اما پس از گذشت چهارماه هنوز وضعیت آن ها «در حال بررسی است».
گزارش زیر روایت چهار ماه دوندگی بیحاصل شهروندانی است که از سایتهای ناکارآمد به تلفنهای بیپاسخ و از آنجا به راهروهای شلوغ وزارتخانهای پناه بردهاند که گیتهای ورودیاش را به روی مردم و رسانهها قفل کرده است.
سمفونی اعتراض در تالار انتظار
وارد خیابان آزادی که میشوی، ساختمان بزرگ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مثل همیشه با هیبتی اداری ایستاده است، اما درون تالارهای طبقه همکف، فضایی حاکم است که شباهتی به یک اداره معمولی ندارد. اینجا بوی تند کلافگی میدهد. همهمه جمعیت به قدری زیاد است که صدای کارشناسان بخش پاسخگویی کالابرگ در میان فریادها و اعتراضها گم میشود.
زن میانسالی که لبه چادرش را با دندان گرفته و پرینت وضعیت سامانه «حمایت» را در دست دارد، مقابل میز کارشناس ایستاده است. روی برگهای سات از اسکرین صفحه سایت حمایت یک پاسخ در آن ثبت شده است: «وضعیت: در حال بررسی». او با صدایی لرزان میگوید: «آقا چهار ماه است که همین را میگوید! مگر بررسی یک کد ملی چقدر زمان میبرد؟ تمام خریدهای ما با قیمت آزاد است. گوشت و روغن گران شد چون گفتید کالابرگ میدهید. حالا که نوبت به پرداخت رسید، ما شدیم ثروتمند؟ ما شدیم دهک دهمی که باید بررسی شود؟»
کارشناس حتی سرش را بلند نمیکند. او تنها یک جمله را مثل نوار ضبط شده تکرار میکند: «خانم، سیستم از بالا قفل است. ما فقط اپراتور هستیم. باید منتظر بمانید تا نتیجه بررسی مشخص شود.» این جمله، تیر خلاصی است به امید صدها نفری که شروع روز به وزارتخانه مراجعه کردهاند.
این وضعیت تازه فقط برای خانوارهای جامانده از کالابرگ در تهران است و گزارش های متعدد به «آوش» از سطح کشور نشان از وجود این مشکل تقریبا در میان بسیاری از شهروندان دهک های ۸ و ۹ در استان های مختلف کشور دارد که دسترسی حتی به همان ساختمان وزارت کار در خیابان آزادی نیز ندارند و به طور مکرر در صف انتظار پشت تلفن های همیشه اشغال اعلام گرفتار هستند.
۲۵ میلیون نفر در برزخ آماری
طبق گفتههای صریح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، جمعیت سه دهک آخر (۸، ۹ و ۱۰) حدود ۲۵ میلیون نفر برآورد میشود. افرادی که پیشتر به دلیل آنچه «تمکن مالی» خوانده میشد، از لیست یارانهبگیران خط خورده بودند. اما با حذف ارز ترجیحی، سیاست دولت تغییر کرد؛ قرار بود منابع ارز ترجیحی بهجای پرداخت به واردکنندگان به شکل کالابرگ یک میلیون تومانی به همه دهکها تعلق بگیرد.
مشکل دقیقا از همینجا آغاز شد. دولت از یک سو ارز ترجیحی کالاهای اساسی را حذف کرد و قیمتها افزایش یافت، اما از سوی دیگر، مکانیزم بازگشت این هزینه به جیب ۲۵ میلیون نفر از شهروندان را در یک چرخه بیپایان استعلام قفل کرد. مردمی که در دهک های ۸ و ۹ هستند، اغلب کارمندان و حقوقبگیرانی هستند که تنها به دلیل داشتن یک خودروی مدل پایین یا یک آپارتمان اقساطی از دایره حمایت خارج شدهاند و حالا در این تورم افسارگسیخته نه راه پیش دارند و نه راه پس. حالا این شهروندان در تله سامانه های گوناگون از «سیمین» تا «شمیم» گرفتار شده اند.

تلفنهای در انتظار و سایتهای بیروح
دولت برای کاهش مراجعات حضوری، سامانه hemayat.mcls.gov.irو شماره تلفن ۰۲۱۶۳۶۹ را معرفی کرده است. اما تجربه میدانی ما نشان میدهد این دو درگاه، بیشتر به یک دیوار دفاعی برای فرار از پاسخگویی شباهت دارند تا راهی برای حل مشکل.
یکی از مراجعین که کارمندی بازنشسته است، به «آوش» میگوید: «پنجاه بار با این شماره تماس گرفتم. یا اشغال است، یا بعد از ۲۰ دقیقه انتظار قطع میشود. وقتی هم که وصل میشود، اپراتور میگوید اطلاعات شما در حال راستیآزمایی توسط مراجع ذیصلاح است. کدام مرجع؟ چهار ماه زمان برای راستیآزمایی موجودی حساب یک کارمند؟ این فقط وقتکشی است تا نقدینگی کالابرگ را در جای دیگری خرج کنند.»
در فضای مجازی نیز هزاران پیام مشابه دیده میشود. شهروندان معتقدند سامانه بهگونهای طراحی شده که با ایجاد خطاهای فنی ساختگی، کاربر را از پیگیری منصرف کند. جمله «در حال بررسی» به ترجیعبند تلخ زندگی ۲۵ میلیون ایرانی تبدیل شده است که حس میکنند در بازی اعداد و ارقام دولت، نادیده گرفته شدهاند.
پشت گیتهای بسته؛ خبرنگاران وارد نشوند
تلاش ما برای عبور از لایههای حفاظتی ساختمان وزارتخانه و گفتگو با مدیران اجرایی طرح کالابرگ به یک ماموریت غیرممکن تبدیل شد. حراست ساختمان با دیدن کارت خبرنگاری، بلافاصله مانع عبور شد و اصرار بر دیدن گالری گوشی ما را داشت تا مبادا از سالن فیلم گرفته باشیم.
+ «میخواهیم با مسئول مربوطه درباره دلیل توقف واریزیهای دهک ۸ تا ۱۰ صحبت کنیم.»
ـ «با تلفنی که آنجاست، کد ۹ را بگیر هماهنگ کن.»
+ «پشت خط کد ۹ کسی پاسخ میدهد ۲۳۴۷ را بگیر.»
«۲۳۴۷ پس از چندبار شمارهگیری هم پاسخ نمیدهد.»
انگار در طبقات بالایی ساختمان میدان آزادی، کسی تمایلی ندارد صدای اعتراض مردمی را بشنود که در طبقه همکف از شدت کلافگی با هم درگیر میشوند. این بنبست خبری و انسداد ارتباطی، نشاندهنده یک بحران مدیریریتی عمیق است. وقتی مسئولین توان پاسخگویی به خبرنگاران را ندارند، چطور میتوان انتظار داشت به مطالبات ۲۵ میلیون نفر پاسخ دهند؟
یکی از مراجعین میگوید: «مشکل بودجه است. منابع مالی پیشبینی شده برای پوشش تمامی دهکها محقق نشده و حالا سعی دارند با طولانی کردن فرایند بررسی، زمان بخرند.» این ادعا اگر صحت داشته باشد، به معنای آن است که حتی تمدید زمان کالابرگ چهارماهه تا نیمه اردیبهشت نیز کمک کننده نخواهد بود.
تبعات سفرههای نسیه
این شرایط در حالی است که حذف ارز ترجیحی بدون جایگزینی بهموقع کالابرگ، فشار مضاعفی را به طبقه متوسط ضعیف شده وارد کرده است؛ خانوادههایی که طبق محاسبات انتزاعی دولت «پردرآمد» شناخته میشوند، حالا برای تامین پروتئین و لبنیات با مشکل جدی روبرو هستند.
اینجا اما در سالن انتظار، مرد جوانی را دیدم که میگفت: «من دهک نهم هستم چون یک ماشین ۲۰۶ دارم که تمام داراییام است. حقوقم ماهی ۱۸ میلیون تومان است. با این حقوق چطور میتوانم گوشت کیلویی یک میلیون ۵۰۰هزار تومانی بخرم بدون آن یک میلیون تومان کالابرگ؟ دولت جیب ما را با حذف ارز زده است، اما وقتی میخواهد حقمان را بدهد، میگوید شما ثروتمندید.»
حقیقت این است که چنین نرخگذاریهای سلیقهای و دهکبندیهای قدیمی که با واقعیت نرخ تورم سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ همخوانی ندارد، باعث شده تا طبقهای که ستون فقرات اقتصاد کشور است، زیر بار فشار قیمتها کمر خم کند.
آقای وزیر پاسخ ، بررسی تمام نشد؟
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که باید پناهگاه مردم در تکانههای اقتصادی باشد، امروز به قلعهای نفوذناپذیر تبدیل شده که پاسخ مراجعانش را با «در حال بررسی هستیم» میدهد. ۲۵ میلیون ایرانی نه صدقهبگیر هستند و نه خواهان رانت؛ آنها تنها چیزی را میخواهند که در طرح رسمی دولت به عنوان حق همه شهروندان اعلام شده است.
اکنون نیز وزارتخانه باید پاسخ بدهد که آیا بودجهای برای دهکهای ۸ تا ۱۰ در نظر داشته، و یا اساسا تنها یارانه بگیران در این طرح محاسبه شده اند و دستکم این برزخ انتظار را تمام کند. زمان برای خانوادههایی که هر روز سفرهشان کوچکتر میشود، و انتظار خانوارهای در انتظار فرسایشی تر و در چنین شرایطی که تلاش برای دسترسی به مدیران برای آوش ناکام مانده پس در منتظر پاسخ میمانیم، شاید که راهی به پشت گیتها باز شود و آماده انتشار پاسخ و توضیح مسولان مربوطه هستیم.