کُمای تولید خودرو در اثر شوک جنگ/ در جاده مخصوص چه میگذرد؟
تحریریه آوش/ داستان این چهل روز، تنها قصه ترس خریدار و پنهان شدن فروشنده نبود؛ ضربه اصلی جایی دورتر از نمایشگاههای عباسآباد، در قلب تپنده صنعت ایران یعنی فولاد مبارکه فرود آمد. حملات اخیر به زیرساختهای استراتژیک و توقف فعالیت فولادسازان بزرگ که تامینکننده اصلی ورقهای بدنه خودرو هستند، حالا مانند یک بمب ساعتی زیر پای جاده مخصوص عمل میکند
چهل و چند روز پیش، وقتی اولین شعلههای جنگ برافروخته شد، عقربههای ساعت در بازار خودروی ایران از حرکت ایستاد. بازاری که همواره با نوسان دلار بالا و پایین میشد، این بار با پدیدهای روبهرو شد که در دهههای اخیر بیسابقه بود: انجماد کامل در عین التهاب زیرپوستی.
اما داستان این چهل روز، تنها قصه ترس خریدار و پنهان شدن فروشنده نبود؛ ضربه اصلی جایی دورتر از نمایشگاههای عباسآباد، در قلب تپنده صنعت ایران یعنی فولاد مبارکه فرود آمد. حملات اخیر به زیرساختهای استراتژیک و توقف فعالیت فولادسازان بزرگ که تامینکننده اصلی ورقهای بدنه خودرو هستند، حالا مانند یک بمب ساعتی زیر پای جاده مخصوص عمل میکند. اکنون در روزهایی که میان آتشبس موقت و آغاز مذاکرات ایران و آمریکا سپری میشود، این سوال حیاتی مطرح است: آیا دیپلماسی میتواند بر ویرانههای تولید پیروز شود و قیمتها را عقب براند؟
۴۰ روز حبس نفس
در طول بیش از چهل روز گذشته، بازار خودرو عملا به یک بنبست معاملاتی تبدیل شد. گزارشهای میدانی نشان میدهد حجم قراردادها به صفر میل میکند. فروشندگان به امید جهش قیمتها در صورت گسترش جنگ از عرضه خودرو خودداری کردند و خریداران نیز از ترس سقوط ارزش دارایی یا اولویتبندی هزینههای معیشتی در شرایط جنگی، عقب نشستند.
اما واقعیت هولناکتر در بخش تامین رخ داد. توقف فعالیت فولاد مبارکه و فولاد خوزستان در پی حملات مستقیم، شاهرگ حیاتی خودروسازان را قطع کرد. خودروی داخلی بدون ورق فولاد، چیزی جز کلافی از سیم و پلاستیک نیست. این توقف اجباری تولید، یعنی خروجی پارکینگهای خودروسازان در ماههای آتی با افتی شدید مواجه خواهد شد؛ شکافی در عرضه که حتی با آرامش سیاسی هم به راحتی پر نمیشود.
سایه سنگین مذاکرات بر سر نرخهای مجازی
با برپایی آتشبس موقت و انتشار اخبار مربوط به شروع مذاکرات ایران و آمریکا، بازار با یک شوک معکوس مواجه شده است. قیمتها که در فضای مجازی تا قلههای جدیدی پیشروی کرده بودند، اکنون در یک وضعیت انتظار قرار دارند. نگاه جاده مخصوص به پاکستان(محل مذاکره) دوخته شده است؛ چرا که هرگونه سیگنال مثبت میتواند حباب ناشی از انتظارات تورمی را تخلیه کند. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که نباید دچار خوشبینی مفرط شد؛ چرا که هزینههای تولید به واسطه آسیبهای جنگی به شدت بالا رفته است.
بازار خودرو بر سهراهی سرنوشت
برای تحلیل آنچه در هفتههای پیشرو انتظارمان را میکشد، میتوان سه سناریوی محتمل را از دل وضعیت فعلی استخراج کرد:
سناریوی اول: بازگشت به میز و عبور از بحران
اگر مذاکرات به نتیجهای ملموس برسد و آتشبس به یک صلح پایدار تبدیل شود، بازار از حالت انجماد خارج خواهد شد. در این حالت، نقدینگی سرگردان که از ترس جنگ به سمت خودرو هجوم آورده بود، فروکش میکند. حجم معاملات بالا میرود اما نباید منتظر ریزش شدید قیمتها بود. چرا؟ چون آسیب دیدن صنایع مادر مثل فولاد، هزینههای بازسازی و تامین قطعات را بالا برده و خودروساز با بهای تمامشده بیشتری روبروست. در این مسیر، قیمتها تنها به ثبات میرسند و رشدشان متوقف میشود.
سناریوی دوم: برزخِ نه جنگ و نه صلح
در صورتی که مذاکرات فرسایشی شود و سایه تهدید همچنان بر سر زیرساختها باقی بماند، رکود فعلی تثبیت میشود. در این شرایط، بازار دچار یک مرگ مغزی میشود؛ قیمتها در سطوح بالا نوسان میکنند اما عملا خریداری در بازار وجود نخواهد داشت. این بلاتکلیفی، سمی مهلک برای مصرفکننده واقعی است، چرا که برنامهریزی برای خرید را غیرممکن میکند.
سناریوی سوم: بازگشت به آتش و تخریب زنجیره تامین
اگر تنشها دوباره تشدید شود و حملات به صنایع فولاد و انرژی ادامه یابد، بازار خودرو وارد فاز قحطی عرضه خواهد شد. با توقف نهایی خطوط تولید به دلیل نبود ورق فولاد و قطعات کلیدی، خودرو فراتر از یک وسیله زیرپا به یک کالای لوکس و ابزاری برای حفظ بقای اقتصادی تبدیل میشود. در این وضعیت، تورم خودرویی از تورم عمومی سبقت گرفته و قیمتها وارد کانالهای غیرقابل تصوری میشوند که فشار آن مستقیما بر دوش طبقه متوسط و ضعیف سنگینی خواهد کرد.
راه سنگلاخ خودرو
بازار خودروی ایران امروز بیش از آنکه تابع فرمولهای اقتصادی باشد، گروگان رادارها و میزهای دیپلماتیک است. زخم عمیقی که بر پیکره صنعت فولاد وارد شده، شناسنامه قیمتی خودرو را تغییر داده است. حتی اگر دیپلماسی پیروز میدان باشد، زمان زیادی لازم است تا اثرات تخریب زیرساختها از چهره قیمتها پاک شود. در جاده مخصوص، همه چشمها به آسمان و گوشها به اخبار است؛ اینجا دیگر فقط صحبت از اسب بخار نیست، صحبت از سرنوشت یک صنعت در میانه توفان است.