صورتحساب نامرئی جنگ و واکاوی سقوط ۱۰ درصدی تولید ناخالص داخلی
تحریریه آوش/ طلا اما از اوج خود که به بالای ۲۲ میلیون تومان در هر گرم رسیده بود، بسیار عقب نشسته است. این اتفاق که در سایه مبادلات کم عمق ایام جنگ رخ داده، بیشتر تحت تاثیر عقب نشینی سنگین انس جهانی از سقفهای بالای ۵۵۰۰ دلاری به نزدیکی ۴۳۰۰ دلار بود. کشورهای خلیج فارس و سایر کشورهایی که تحت تاثیر اثرات اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز قرار گرفتهاند با در پیش گرفتن سیاستهای مدیریت بحران، شروع به فروش بخشی از ذخایر استراتژیک فلز زرد خود کردند
آمارها از خسارات هولناک به بدنه صنعتی کشور حکایت دارند؛ از حملات هدفمند به مجتمعهای ماهشهر و عسلویه تا فلج شدن تجارت با همسایگان. با این حال، بازارها با نقد شدن سرمایههای خانگی و ریزش جهانی انس، واکنشی متفاوت نشان دادهاند. علیرضا فرشید، تحلیلگر بازارهای مالی در تحلیل خود با نگاهی به هزینه روزانه ۵ هزار میلیارد تومانی قطع اینترنت و ناامنی سرمایهگذاری، هشدار میدهد که صدای پای تورم و بیکاری بسیار نزدیکتر از صدای آژیر قرمز است و اقتصاد ایران برای عبور از این بحران، بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سخت و شجاعانه نیاز دارد.
در ادامه، تحلیل علیرضا فرشید، تحلیلگر بازارهای مالی میآید:

با شروع مجدد جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، شگفتیها و اتفاقات غیرمنتظره زیادی رخ داد. اقدامی که ترامپ از انتظار پیروزی در ۳ روز یاد کرد، اما اکنون بیش از ۵ هفته به طول انجامیده و هنوز چشم انداز روشنی برای پایان آن متصور نیستیم. پس از آغاز این جنگ بازارهای مالی بسته شدند و حتی پس از تعطیلات نوروزی نیز به وضعیت عادی باز نگشتهاند. بازار دلار تقریبا با ثبات مانده و طلا حتی با کاهش همراه بوده است. چه اتفاقی در بازارها در جریان است؟
پیش از شروع عملیات نظامی و در ادوار مذاکراتی که برگزار میشد، تقریبا بوی تنش در بازارها به مشام میرسید. عدم اقبال به سهام، افزایش نرخهای تنزیل در قراردادهای آتی و همچنین رشد افسارگسیخته در طلا و دلار، همه از نااطمینانیِ فعالین اقتصادی خبر میداد. اما کمتر کسی فکر میکرد کشور در نخستین ساعات با چنین حمله سنگین و سریعی روبرو شود و شاید خوشبینترین افراد هم تصور نمیکردند تابآوری سیاسی و اجتماعی پس از چنین ضربههایی حفظ شود.
در نرخ برابری ارز، دلار آزاد از اوج حدود ۱۶۵ هزارتومانیِ روزهای قبل از جنگ در روزهایی حتی تا افت ۲۰ هزارتومانی را نیز تجربه نمود. اما در دلار کالاهای مصرفی دلار محور مانند موبایل، میتوان رشد نزدیک به ۳۰ درصدی انتظارات را نسبت به روزهای ابتدای اسفندماه مشاهده کرد. گسترش جنگ به همسایگان جنوبی خلیج فارس، مخصوصا امارات متحده عربی که چیزی بین ۲۵-۲۰درصد از حجم تجارت خارجی غیرنفتی کشور را تشکیل میداده در کنار بسته بودن کانالهای مبادلات تجاری، موجب رشد قیمت در اقلام وارداتی اینچنین شده است. کانالهای مبادلاتی که در ایام تحریم، پروکسیهای قابل اتکایی برای دور زدن انواع مزاحمتهای قانونی بینالمللی را به وجود آورده بودند.
طلا اما از اوج خود که به بالای ۲۲ میلیون تومان در هر گرم رسیده بود، بسیار عقب نشسته است. این اتفاق که در سایه مبادلات کم عمق ایام جنگ رخ داده، بیشتر تحت تاثیر عقب نشینی سنگین انس جهانی از سقفهای بالای ۵۵۰۰ دلاری به نزدیکی ۴۳۰۰ دلار بود. کشورهای خلیج فارس و سایر کشورهایی که تحت تاثیر اثرات اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز قرار گرفتهاند با در پیش گرفتن سیاستهای مدیریت بحران، شروع به فروش بخشی از ذخایر استراتژیک فلز زرد خود کردند و پس از فروکش کردن بخشی از این فروشها، انس جهانی طلا توانست خود را تا سطوح ۴۷۰۰ دلاری ترمیم کند. همزمان نیاز به نقدینگی در ایام بسته بودن و کم رونقی فعالیتهای اقتصادی در داخل کشور نیز باعث شده خانوارها، برای جبران هزینههای خود دست به نقد کردن طلا و دلارهای خانگی زده و بخشی از افت طلای داخلی را سبب شوند. همزمان نیز البته نباید بانک مرکزی را به عنوان بازارساز، بدون نقش دانست. نقشی که احتمالا با انتشار گزارشهای آتی بانک مرکزی، بهتر میتوان آن را تحلیل نمود.

هزینههای جنگ، هرچند در پس شعارها و تبلیغات رسانههای هر دو طرف کوچک شمرده میشود، اما در نهایت خود را نشان خواهند داد. سایتهایی برای بررسی هزینه ایالات متحده رونمایی شدهاند. اما همانطور که با عدم دسترسی به اینترنت بینالملل، بخش زیادی از دادهها از نگاه داخلی دور میمانند، برآورد دقیقی از اطلاعات اقتصادی جنگ نیز نمیتوان داشت. نزدیک به ۴۰ روز است که اینترنت به عنوان یکی از زیرساختهای اقتصاد کشور قطع شده و به استناد وزیر ارتباطات، هر روز قطعی اینترنت حدود ۵هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور زیان وارد میکند. لذا چیزی حدود ۲۰۰ همت زیان، فقط با قطع اینترنت را میتوان متصور شد. علاوه بر این، خسارتهای ناشی از عدم امنیت فعالیت بنگاهها ضمن حملات نظامی، خسارات تخریب اماکن و زیرساختها و کندی چرخش اقتصاد کشور ناشی از عدم رابطه با بازارهای خارجی و حتی مشتریان داخلی را میتوان گوشهای از صدمات اقتصادی دانست.
به این موارد میتوان حملات اخیر در فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، مجتمعهای پتروشیمی ماهشهر و عسلویه و سایر کارخانجات بزرگ و کوچک را اضافه نمود. تا همینجای جنگ، دست کم حدود ۱۰درصد از تولید ناخالص داخلی کشور تا کنون با اما و اگر روبروست. در کنار خارج شدن این گلوگاههای اقتصادی از چرخه تولید، هزینههای سرسامآور بازسازی آنها را نیز باید برشمرد. هزینههایی که پس از پایان یافتن جنگ، نیاز به سرمایه بسیار دارند. در روزگاری که تحریمها، پای بر گلوی اقتصاد کشور فشردهاند، چشم امید به ورود سرمایه سرمایهگذاران حقیقی و مخصوصا ایرانیان خارج از کشور و همسایگان منطقهای بوده است. اما همزمانیِ درگیری با همسایگانِ جنوبی و اخطارها و مصادره اموال ایرانیانی که به هر دلیل ساز موافق را کوک نکردهاند، امید به ورود سرمایه را نیز با تاریکی و عدم اطمینان همراه کرده است. این برخوردها حتی به سرمایهگذاران داخلی هم این پیام را میدهد که بازارهای شفاف، ممکن است امنیت تضمین شده لازم را در صورت تغییر شرایط جاری نداشته باشد.
علاوه بر اثرات مستقیم، در پایان باید به اثر پذیرفتن زنجیرههای پاییندست، کسب و کارهای متوسط و خرد و در نتیجه رکود احتمالی، بیکاریهای مُسری را نیز بایستی در نظر داشت. تاب آوری اجتماعی ناشی از اثرات غیر مستقیم جنگ، بسیار باید مورد توجه سیاستورزان و سیاستگذاران اقتصادی، سیاسی و نظامی قرار بگیرد. صدای پای تورم، رکود و بیکاری از هر لحظهای در سالهای گذشته، نزدیکتر به گوش میرسد و نیاز به گرفتن تصمیمات سخت و شجاعانه، اولویت اصلی ایرانِ پر گوهر است.