معادله پنجضلعی طلا/ بازار طلا در سال 1405 به کدام سمت و سو می رود؟
تحریریه آوش/ قیمت طلا دیگر تنها یک عدد روی تابلو نیست، بلکه برآیندی از جنگ قدرتهای پولی و تنشهای ژئوپولیتیک است. محمود جمالی، تحلیلگر بازارهای مالی در این تحلیل با بررسی پنج ستون جهانی اثرگذار بر طلا به پیشبینی سرنوشت این دارایی امن در اقتصاد ایران و سناریوهای احتمالی سکه در سال ۱۴۰۵ میپردازد.
طلا از هزاران سال پیش نقش دارایی «ذخیره ارزش» را در اقتصاد جهانی داشته است، اما در دنیای مالی مدرن، قیمت آن دیگر صرفا تابع عرضه و تقاضای فیزیکی نیست؛ بلکه متغیرهای کلان مانند نرخ بهره واقعی، ارزش دلار آمریکا، سیاستهای پولی، جریان سرمایه در صندوقهای ETF و میزان خرید بانکهای مرکزی تعیینکننده مسیر آن هستند. تحلیل بازار طلا در عصر کنونی باید بر پایه این پنچ ستون انجام شود؛ چراکه رفتار طلا برخلاف تصورات عمومی، بیش از آنکه با تقاضای جواهری یا استخراج معادن مرتبط باشد به سیاستهای پولی و مالی جهانی وابسته است.
در ادامه هر یک از این محرکها را بهصورت کامل بررسی میکنیم:
1. نرخ بهره واقعی آمریکا، قلب تپنده قیمت طلا
در اقتصاد مدرن، طلا نه سودی تولید میکند و نه جریان نقدی مستمر دارد. سرمایهگذار برای نگهداری طلا تنها برافزایش قیمت و حفظ ارزش در مقابل تورم حساب باز میکند.
بنابراین اولین و قویترین متغیر اثرگذار بر طلا، نرخ بهره واقعی (Real Yield) است.
تعریف علمی و کاربردی نرخ بهره واقعی از رابطه زیر به دست میآید:
Real Yield = Nominal Interest Rate - Inflation Expectations
یعنی سود اسمی اوراق قرضه دولت منهای تورم پیشبینیشده توسط بازار.
وقتی نرخ بهره واقعی مثبت و بالا باشد، سرمایهگذارهای بزرگ ترجیح میدهند پول خود را در اوراق قرضه بدون ریسک نگه دارند تا داراییای که هیچ بازدهی ندارد (مثل طلا).
برعکس، وقتی نرخ بهره واقعی پایین یا منفی باشد، بازده واقعی اوراق جذاب نیست و سرمایهگذاران برای حفظ قدرت خرید به سمت طلا میروند.
مثال تاریخی: در سالهای پس از بحران مالی 2008، فدرال رزرو نرخ بهره را تقریبا صفر نگاه داشت و تورم انتظاری حدود ۲درصد بود؛ در نتیجه نرخ واقعی منفی شد. این شرایط موجب شد جریان عظیمی از پول به سمت طلا حرکت کند و قیمت آن در سال 2011 به حدود 1900 دلار برسد که رکوردی تاریخی در آن زمان محسوب میشد.
نتیجه تحلیلی:
نرخ بهره واقعی بالا → فشار نزولی شدید بر طلا.
نرخ بهره واقعی پایین یا منفی → تقاضا برای طلا افزایش مییابد و کف قیمت شکل میگیرد.
برای معاملهگران حرفهای، نمودار اوراق 10ساله TIPS (Treasury Inflation-Protected Securities) شاخص مستقیم رفتار نرخ واقعی است. همبستگی طلا با این اوراق در دهه اخیر یکی از پایدارترین روابط مالی بوده است.
2. دلار آمریکا، محور قیمتگذاری جهانی طلا
در بازار جهانی، طلا بر اساس دلار آمریکا قیمتگذاری میشود.
هر تغییر در ارزش دلار بهطور مستقیم بر قیمت طلا اثر میگذارد. این رابطه بهصورت ساده اینگونه است:
- دلار تقویت شود ⇒ طلا برای کشورهای دیگر گرانتر ⇒ تقاضا کاهش ⇒ قیمت طلا افت
- دلار تضعیف شود ⇒ قیمت طلا برای غیرآمریکاییها ارزانتر ⇒ تقاضا رشد ⇒ قیمت طلا افزایش
چرایی پیوند دلار و طلا
دلار قوی معمولا نشاندهنده جریان سرمایه بهسوی داراییهای دلاری مثل اوراق خزانه یا سهام آمریکاست؛ زمانی که اقتصاد آمریکا قویتر از سایر کشورها عمل میکند و نرخ بهره این کشور بالاتر است.
در مقابل، در دورههایی که سیاستهای انبساطی اجرا میشود یا انتظارات کاهش نرخ بهره شکل میگیرد، دلار تضعیف میشود و طلا معمولاً رشد میکند.
مثال عملی: سال 2022، فدرال رزرو برای مهار تورم، سریعترین افزایش نرخ بهره چند دهه اخیر را آغاز کرد. دلار آمریکا به بالاترین سطح 20 ساله رسید و در همان زمان، طلا وارد روند نزولی شدید شد.
این مثال بهخوبی نشان میدهد که شاخص DXY (Dollar Index) یک متغیر کلیدی در تحلیل هر موج حرکتی طلاست.

3. ریسکهای ژئوپولیتیک و بحرانهای مالی؛ طلا بهعنوان پناهگاه امن
در دورانهای بیثباتی، انسانها و نهادها همواره به سمت داراییهایی با ماهیت امن حرکت میکنند.
در دنیای امروز سه دارایی اصلی نقش پناهگاه را دارند:
- طلا
- اوراق خزانه آمریکا
- فرانک سوئیس / ین ژاپن
طلا جایگاه ویژهای دارد، چون فیزیکی است، ریسک نکول ندارد، و مستقل از نظام بانکی یا ارزی هر کشور عمل میکند. در زمان بحرانهای سیستماتیک، این ویژگیها باعث جهش شدید تقاضا برای طلا میشود.
رفتار در بحرانها
نمونههای تاریخی:
- بحران مالی جهانی 2008: جهش بزرگ قیمت
- جنگ روسیه و اوکراین 2022: رشد سریع چندماهه
- بحران بانکی آمریکا 2023: افزایش تقاضا برای طلا و جهش به مرز 2000 دلار
سرمایهگذاران در این شرایط معمولا بخشی از داراییهای خود را از بازارهای سهام، اوراق شرکتی و رمزارزها خارج کرده و به طلا منتقل میکنند تا در برابر فروپاشی احتمالی سیستم مالی یا تورم بالا محافظت شوند.
بنابراین ریسکهای ژئوپولیتیک عامل تکانهای (Shock Factor) برای طلا هستند؛ گاهی ناگهانی و فراتر از مدلهای اقتصادی.
4. خرید بانکهای مرکزی – کفساز قیمت بلندمدت
تحلیلی که اغلب معاملهگران خرد از آن غافل میمانند، نقش بانکهای مرکزی در بازار جهانی طلا است.
در دو دهه اخیر، بانکهای مرکزی بسیاری از کشورهای نوظهور (بهویژه چین، روسیه، ترکیه، هند و چند کشور خاورمیانه) سیاست متنوعسازی ذخایر خود را در پیش گرفتهاند. این یعنی بخشی از ذخایر ارزی که قبلا تماما به شکل دلار و اوراق خزانه آمریکا نگهداری میشد، اکنون به طلا تبدیل میشود.
دلایل این رفتار:
1. کاهش وابستگی به دلار و سیستم مالی غرب
2. پوشش ریسک تحریم و بلوکه شدن داراییهای دلاری
3. ایجاد توازن میان داراییهای فیات و فیزیکی
4. حفظ ارزش ذخایر در برابر تورم جهانی
این خریدها معمولاً بلندمدت، غیرسفتهبازانه و سنگین هستند، بنابراین یک کف حمایتی بنیادی برای قیمت طلا ایجاد میکنند. حتی در دورههایی که بازارهای مالی نزولیاند، خرید آرام بانکهای مرکزی مانع از سقوط عمیق قیمت میشود.
آمار قابل توجه:
طبق گزارشهای سالهای اخیر، حجم خرید بانکهای مرکزی در سطح جهانی به بیشترین میزان در سه دهه گذشته رسیده است. این روند احتمالا یکی از عوامل اصلی حفظ ساختار صعودی بلندمدت طلاست.
5. جریان سرمایه در صندوقهای ETF؛ رفتار والاستریت و سرمایهگذاران نهادی
در بازار سرمایه مدرن، بخش بزرگی از سرمایه از طریق صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) وارد یا خارج میشود.
مهمترین صندوقهای طلا در جهان عبارتاند از:
- SPDR Gold Trust (GLD)
- iShares Gold Trust (IAU)
این صندوقها برای انتشار هر واحد جدید، باید پشتوانه فیزیکی طلا داشته باشند. بنابراین ورود سرمایه به آنها مستقیماً موجب خرید واقعی طلا و افزایش تقاضای فیزیکی در بازار میشود.
اهمیت تحلیلی:
جریان ورودی به ETFها را میتوان معیاری از «حالت ذهنی بازار» دانست.
وقتی حجم سرمایه ورودی به صندوقهای طلا زیاد میشود، نشان میدهد سرمایهگذاران نهادی انتظار رشد دارند و حاضرند بخشی از سرمایه خود را به دارایی بدون سود اختصاص دهند.
برعکس، خروج پول از این صندوقها اغلب نشانه آغاز فاز اصلاحی یا رکود در قیمت طلاست.
نمونه واقعی:
در سال 2020 با آغاز همهگیری کرونا، سرمایهگذاران جهانی بهدنبال پناه امن بودند. تنها در چند ماه بیش از 100 میلیارد دلار وارد ETFهای طلا شد و نتیجه آن جهش قیمت تا رکورد 2070 دلار بود.
معادله بزرگ برای طلا
اگر بخواهیم همه عوامل بالا را در یک مدل ذهنی خلاصه کنیم، قیمت طلا تابعی است از:
Gold\ Price ∝ \frac{1}{Real\ Interest\ Rate} \times \frac{1}{Dollar\ Strength} \times Geopolitical\ Risks \times (Central\ Bank\ Demand + ETF\ Flows)
یعنی: هر چه نرخ بهره واقعی و قدرت دلار کمتر شوند و ریسکهای ژئوپولیتیکی یا سرمایهگذاری نهادی افزایش یابند، طلا میل به رشد خواهد داشت.
برعکس، ترکیب نرخ بهره بالا بعلاوه دلار قوی و فضای آرام ژئوپولیتیک معمولا باعث رکود یا اصلاح در بازار طلا میشود.
نگاه کلان تکنیکی:
در چارچوب بلندمدت (چند ساله)، طلا در حال تثبیت جایگاه خود بهعنوان دارایی ضدتورمی و ضدریسک جهان است.
تقاضای بانکهای مرکزی، نگرانی از بدهیهای آمریکا و انتظارات برای سیکلهای کاهش نرخ بهره، موجب شده کف ساختاری طلا در دهه ۲۰۲۰ بین 1800 تا 1900 دلار تثبیت شود.
همین خصیصه موجب شده معاملهگران و صندوقهای پوشش ریسک، طلا را در قالب استراتژی «Hedging» یا پوشش ریسک تورم و رکود نگه دارند.
نتیجه نهایی:
بازار طلا در ذات خود برآیندی از سیاستهای پولی، حس ناامنی جهانی و رفتار سرمایهگذاران نهادی است. برای درک مسیر آینده، تحلیلگر باید بهجای پیشبینی عددی، روند این محرکها را دنبال کند:
- آیا فدرال رزرو قصد کاهش نرخ بهره دارد؟
- آیا دلار در مسیر تضعیف است؟
- آیا تنشهای ژئوپولیتیکی در حال افزایشاند؟
- آیا بانکهای مرکزی همچنان به خرید ادامه میدهند؟
- و آیا ETFها شاهد ورود سرمایه جدید هستند؟
پاسخ این پرسشها، نقشه راهی روشن برای جهت حرکت طلا در ماهها یا سالهای آینده خواهد بود.
مدل تحلیلی بازار طلا در ایران
- رابطه بین طلا جهانی، دلار داخلی و نرخ تورم
- رفتار سکه و طلای گرمی
چارچوب تحلیلی: قیمت طلای جهانی، قیمت دلار ایران، تورم ایران و ریسکهای ژئوپولیتیک
۱. رابطه طلا جهانی و دلار ایران (در بازه زمانی ۱۴۰۴ تا امروز و پیشبینی ۱۴۰۵)
رابطه معکوس (عموما): در سطح جهانی، طلا معمولا با دلار آمریکا رابطهای معکوس دارد. زمانی که دلار آمریکا در برابر سبدی از ارزهای اصلی ضعیف میشود، طلا (که به دلار قیمتگذاری میشود) برای خریداران با ارزهای دیگر ارزانتر شده و تقاضا برای آن افزایش مییابد و بالعکس.
تاثیر در ایران: بازار ایران نیز تحت تاثیر این روند جهانی است، اما پیچیدگیهای خاص خود را دارد.

ضعف دلار جهانی و قدرت گرفتن طلا
وقتی دلار در سطح بینالملل ضعیف میشود، تقاضا برای طلا (اونس جهانی) افزایش مییابد. اگر این روند همزمان با ضعف دلار داخلی (به هر دلیلی، مانند کاهش عرضه یا افزایش تقاضا برای حفظ ارزش دارایی) همراه شود، اثر تجمعی بر قیمت سکه و طلا در ایران خواهد داشت. یعنی هم اونس جهانی گران شده و هم دلار داخلی که نتیجه آن افزایش شدیدتر قیمت طلا و سکه در ایران است.
قدرت دلار جهانی و ضعف طلا
تقویت دلار جهانی معمولا باعث کاهش قیمت اونس طلا میشود. اگر در ایران هم دلار داخلی تقویت شود، اثر تعدیلکنندهای بر قیمت طلا و سکه خواهد داشت و از رشد یا کاهش شدید آن جلوگیری میکند.
تاثیر مستقل دلار داخلی
مهم است بدانیم که قیمت دلار داخلی لزوما همیشه تابع دلار جهانی نیست. عوامل داخلی مانند سیاستهای ارزی، حجم نقدینگی، انتظارات تورمی و حتی ریسکهای ژئوپولیتیک میتوانند دلار داخلی را تحت تاثیر قرار دهند، حتی اگر دلار جهانی در وضعیت متفاوتی باشد که اتفاقا در همین روزها شاهد این موضوع هستیم.
۲. رابطه طلای جهانی و تورم ایران
رابطه غیرمستقیم: طلای جهانی و تورم ایران رابطه مستقیمی ندارند، اما هر دو میتوانند تحت تاثیر عوامل مشترک جهانی و داخلی قرار گیرند.تورم جهانی بالا منجر به جذابیت طلا میشود: در دورههای تورم جهانی بالا، طلا بهعنوان یک دارایی امن برای حفظ ارزش در برابر کاهش قدرت خرید پول، جذاب میشود.
تورم داخلی بالا منجر به تقاضا برای طلا میشود: در ایران، تورم بالا و مداوم باعث میشود مردم برای حفظ ارزش پول خود به سمت داراییهایی مانند طلا، سکه و ارز روی بیاورند. این تقاضا حتی اگر قیمت اونس جهانی ثابت بماند، میتواند باعث افزایش قیمت سکه و طلا در ایران شود.
عوامل مشترک: عواملی مانند بیثباتی اقتصادی جهانی، بحرانهای مالی و سیاستهای پولی انبساطی بانکهای مرکزی میتوانند همزمان باعث افزایش تورم جهانی و همچنین افزایش تقاضا برای طلا به عنوان دارایی امن شوند.
۳. رابطه دلار داخلی ایران و تورم ایران
رابطه قوی و مستقیم: این یکی از پایدارترین و قویترین روابط در اقتصاد ایران است. افزایش دلار منجر به افزایش تورم میشود: هرگاه نرخ دلار در ایران افزایش مییابد (چه در بازار آزاد و چه نرخهای رسمی)، هزینه واردات کالاها و مواد اولیه افزایش پیدا میکند. این امر مستقیما بر قیمت تمام شده محصولات داخلی اثر گذاشته و منجر به رشد تورم میشود. همچنین، افزایش قیمت دلار، انتظارات تورمی را در جامعه تقویت کرده و باعث میشود کسبوکارها و خانوارها در قیمتگذاریهای خود ریسک بیشتری را لحاظ کنند که این خود تورم را تشدید میکند.
کاهش دلار منجر به کاهش تورم (یا کنترل آن) میشود: در مقابل، ثبات یا کاهش نرخ ارز میتواند به کنترل تورم کمک کند، هرچند که تورم در ایران عوامل ساختاری دیگری نیز دارد که صرفا با کنترل ارز حل نمیشوند.
۴. تاثیر ریسک جنگ (ایران و اسرائیل) بر این روابط:
تاثیر بر دلار داخلی:
افزایش ریسک منجر به افزایش دلار میشود: در صورت تشدید تنشها، تقاضای احتیاطی برای دلار در بازار ایران به شدت افزایش مییابد. این تقاضا ناشی از نگرانی از اختلال در واردات، تاثیر بر صادرات (بهویژه نفت) و خروج سرمایه است. این امر منجر به رشد سریع و جهشی قیمت دلار در ایران میشود. البته در شرایط کنونی به دلیل تعطیل بودن بانکها و بازار اصلی طلا و پایین بودن حجم معاملات و تقریبا تعطیلی صادرات و واردات بخش خصوصی، شاهد این هستیم که قیمت طلا و دلار پایینتر ازنرخ اصلی و حتی طلا زیر قیمت جهانی با حباب منفی در حال معامله هستند.
کاهش ریسک منجر بع کاهش فشار بر دلار میشود: با کاهش تنشها، تقاضای احتیاطی برای دلار کم شده و احتمالا شاهد ثبات یا حتی کاهش در نرخ ارز داخلی باشیم که این سناریو کمی بعید به نظر میرسد.
تاثیر بر طلا جهانی:
افزایش ریسک منجر به افزایش طلا جهانی (به عنوان دارایی امن) میشود: طلا به طور سنتی در دوران بحرانهای ژئوپولیتیک و عدم قطعیتهای جهانی به عنوان یک دارایی امن مورد توجه قرار میگیرد. سرمایهگذاران برای حفظ ارزش داراییهای خود، پول را از بازارهای پرریسک خارج کرده و به سمت طلا سوق میدهند. این تقاضا باعث رشد قیمت اونس جهانی طلا میشود. اما این روزها با بسته شدن تنگه هرمز و قطع شدن درآمدهای نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس شاهد فروش طلای سنگین توسط بانکهای مرکزی این کشورها هستیم که باعث شد قیمت جهانی طلا با افت قابل توجهی مواجه شود و تا 4100 دلار ریزش کند و مجددا با افزایش احتمال تنش و صحبتهای ترامپ گارد صعودی گرفت و تا 4700 دلار هم رشد کرد.
تاثیر بر تورم ایران:
افزایش ریسک منجر به تشدید تورم میشود: جنگ یا تنش شدید، به دلایل زیر تورم ایران را تشدید میکند:
رشد دلار داخلی:
همانطور که گفته شد، دلار اولین پیشران تورم است.
اختلال در زنجیرههای تامین: جنگ میتواند منجر به اختلال در واردات کالاها، مواد اولیه، و حتی اختلال در صادرات (مانند نفت) شود که همگی به افزایش هزینهها و نهایتا تورم منجر میشوند. البته با تمهید دولت و تلاش نیروهای مسلح کشور و کنترل تنگه هرمز صادرات و درآمد نفتی ایران به مراتب نسبت به دوران قبل از جنگ افزایش داشته است.
افزایش انتظارات تورمی: فضای بحرانی، انتظارات تورمی را به شدت بالا میبرد.
سناریویهای پیشبینی برای افق ۱۴۰۵ (با در نظر گرفتن تاثیر احتمالی جنگ)
با توجه به اینکه قیمت اونس طلا در حال حاضر در سطوح بالایی قرار دارد و ریسکهای ژئوپولیتیک همچنان منطقه را تهدید میکند، میتوان دو سناریوی کلان برای سال ۱۴۰۵ پیشبینی کرد.
سناریوی اول: ادامه تنشها و افزایش ریسکهای ژئوپولیتیک (سناریوی بدبینانه/واقعبینانه)
با فرض ادامه بحرانهای منطقهای و جهانی (مانند تنش ایران-اسرائیل و شاید سایر نقاط جهان)، تقاضا برای طلا به عنوان دارایی امن ادامه خواهد داشت. اگر بانکهای مرکزی نیز به خرید خود ادامه دهند، قیمت اونس طلا میتواند در محدوده ۴۵۰۰ تا ۵۵۰۰ دلار (یا حتی بالاتر، بسته به شدت تنشها) تثبیت شود.
در این سناریو، تنشهای ژئوپولیتیک و احتمال تشدید تحریمها، همراه با عوامل داخلی (نقدینگی، کسری بودجه)، دلار داخلی را تحت فشار شدید صعودی قرار میدهد. با توجه به قیمتهای فعلی که ذکر شد، میتوان انتظار داشت دلار از سطوح بالای ۱۶۰ هزار تومان عبور کرده و در محدوده ۱۸۰ تا ۲۱۰ هزار تومان (و شاید بیشتر، بسته به شدت بحران) نوسان کند.
همچنین با افزایش شدید دلار و اختلال در واردات/صادرات، تورم در سال ۱۴۰۵ به شدت تشدید خواهد شد. رشد تورم میتواند در محدوده ۵۰ تا ۷۰ درصد (سالانه) قرار گیرد که این خود باعث افزایش مجدد تقاضا برای طلا و سکه میشود.
بنابراین در این سناریو، ترکیبی از اونس جهانی بالا، دلار داخلی صعودی و تورم فزاینده، قیمت سکه را به سطوح بسیار بالاتری خواهد برد. با اونس جهانی ۴۹۰۰ دلار و دلار ۱۸۰ هزار تومان، قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار بدون حباب و مزد در محدوده ۲۱ میلیون ۵۰۰ هزار تومان قرار خواهد گرفت، همچنین قیمت پایه سکه حدودا ۲۱۵ میلیون تومان خواهد بود که با احتساب حباب میتواند تا ۲۲۰ میلیون تومان نیز افزایش یابد.

سناریوی دوم: کاهش تنشهای ژئوپولیتیک و مدیریت انتظارات (سناریوی خوشبینانه)
اگر تنشهای منطقهای کاهش یابد و امید به ثبات جهانی بیشتر شود، بخشی از تقاضای احتیاطی برای طلا کم میشود. قیمت اونس جهانی ممکن است دچار اصلاح شده و به محدوده ۳۸۰۰ تا ۴۲۰۰ دلار بازگردد.
درباره دلار داخلی ایران نیز با کاهش ریسکهای ژئوپولیتیک، فشار بر دلار داخلی کاهش یافته و ممکن است شاهد ثبات قیمتی یا حتی اصلاح جزئی باشیم. دلار میتواند در محدوده ۸۵ تا ۱۰۰ هزار تومان قرار گیرد.
همچنین اگر نرخ ارز کنترل شود و سیاستهای اقتصادی داخلی نیز تا حدی انتظارات را مدیریت کند، تورم نیز احتمالا روند کاهشی (یا حداقل کندشدن رشد آن) را تجربه خواهد کرد. رشد تورم سالانه ممکن است به ۳۰ تا ۴۵ درصد کاهش یابد.
نتیجه اینکه در این سناریو، قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار با اونس جهانی ۴۰۰۰ دلار و دلار ۱۰۰ هزار تومانی بدون مزد و حباب در محدوده ۱۰ میلیون تومان خواهد بود، البته باید در نظر داشته باشیم که این اعداد به دید من موقتی خواهند بود، چون انتظارات تورمی و نرخ واقعی دلار پس از شوک پایان جنگ به قیمت حقیقی و اقتصاد ریاضی خود در محدوده ۱۵۰ هزار تومان باز خواهد گشت. قیمت سکه تعدیل شده و با اونس جهانی ۴۰۰۰ دلار و دلار ۱۰۰ هزار تومان، قیمت پایه حدود ۱۰۰ میلیون تومان خواهد بود که با حباب به ۱۱۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان برسد.
گفتن این نکته لازم است که این تحلیلها چارچوببندی هستند و جزئیات دقیق نیازمند دسترسی به آمار رسمی و بهروز شده است. همچنین، جنگ ایران و اسرائیل یک ریسک سیستماتیک بسیار بزرگ است که میتواند تمام پیشبینیها را تحت تاثیر قرار دهد و باعث جهشهای غیرمنتظره در قیمتها شود.