رازهای تاب آوری بنگاههای اقتصادی در جنگ از تغییر قواعدبازی تا حفظ نیروی انسانی
تحریریه آوش/ بنگاههایی که بتوانند خود را با این واقعیت تطبیق دهند، هزینهها را مدیریت کنند، انعطافپذیر باشند و ارتباط خود را با بازار حفظ کنند، شانس بیشتری برای عبور از این دوره خواهند داشت. در مقابل، آنهایی که همچنان با منطق شرایط عادی عمل میکنند، در معرض حذف تدریجی قرار دارند. در نهایت، جنگ فقط در میدان نبرد تعیینکننده نیست؛ چرا که در اقتصاد هر روز، نبردی برای بقا جریان دارد
حالا دیگر حدود بیست و اندی روز از آغاز دور تازه تنش نظامی در ایران میگذرد. تنشی که با اقدام نظامی کاملا غیرقانونی و برخلاف همه اصول و قوانین بین المللی توسط آمریکا و اسرائیل به ایران رخ داده است. اما در این میان برای بسیاری از بنگاههای اقتصادی، جنگ نه در خطوط مقدم، بلکه در حسابهای بانکی، انبارهای خالی، قراردادهای لغوشده و بازارهای خاموش جریان دارد. در چنین شرایطی، مساله دیگر رشد و توسعه نیست؛ مساله بقاست. اینکه کدام بنگاهها میتوانند در دل نااطمینانی دوام بیاورند و کدامها، در سکوت و بیصدا، از بازار حذف خواهند شد.
وقتی جنگ به اقتصاد میرسد
جنگ، پیش از آنکه به تخریب زیرساختها منجر شود، نظم اقتصاد را مختل میکند. زنجیرههای تأمین از هم میگسلند، هزینهها جهش پیدا میکنند، دسترسی به بازارها محدود میشود و مهمتر از همه، «قابلیت پیشبینی» از بین میرود.
در چنین شرایطی، بنگاه اقتصادی دیگر در یک محیط قابل برنامهریزی فعالیت نمیکند، بلکه در فضایی از نااطمینانی دائمی قرار میگیرد.
در ایران امروز، این وضعیت با شدت بیشتری تجربه میشود. بیش از بیست روز از آغاز تنش نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل گذشته و همزمان، اقتصاد با فشارهای مزمنی مانند تورم بالا، کاهش قدرت خرید و محدودیتهای زیرساختی نیز مواجه است. همین همزمانی بحرانها، شرایطی را شکل داده که میتوان آن را «فرسایش اقتصادی» نامید؛ وضعیتی که در آن، بنگاهها نه با یک شوک ناگهانی، بلکه با مجموعهای از فشارهای پیوسته تحلیل میروند.
بنگاههای کوچک؛ در خط مقدم آسیب
در میان همه بازیگران اقتصادی، بنگاههای کوچک و متوسط نخستین گروهی هستند که اثرات بحران را با شدت بیشتری تجربه میکنند. این بنگاهها معمولاً دسترسی محدودتری به منابع مالی دارند و وابستگی بیشتری به جریان نقدی روزانه دارند. در شرایط جنگی، همین ویژگیها به نقطه ضعف تبدیل میشود.
اختلال در زنجیرههای تأمین، افزایش هزینه مواد اولیه، نوسانات شدید نرخ ارز و کاهش تقاضا، همگی بهصورت همزمان بر این بنگاهها فشار وارد میکنند. پیمان مولوی، کارشناس اقتصادی، در اینباره میگوید بررسی شاخصها نشان میدهد اقتصاد وارد محدوده هشدار شده است؛ جایی که شاخص مدیران خرید در برخی بخشها به مرز رکود رسیده و تورم نقطهبهنقطه از ۶۸ درصد عبور کرده است. در چنین شرایطی، بنگاهها نهتنها با افزایش هزینهها مواجهاند، بلکه با کاهش فروش نیز دستوپنجه نرم میکنند.
این وضعیت، نوعی «فشار دوگانه» ایجاد میکند: هزینهها بالا میروند، اما درآمدها کاهش مییابند. نتیجه، فرسایش تدریجی سرمایه بنگاه است؛ فرسایشی که در نهایت میتواند به خروج از بازار منجر شود.

بنگاههای بزرگ؛ قدرتمند اما آسیبپذیر
در نگاه اول، ممکن است تصور شود که بنگاههای بزرگ به دلیل دسترسی به منابع مالی و ساختارهای مدیریتی قویتر، در برابر بحران مقاومتر هستند. اما واقعیت پیچیدهتر است. این بنگاهها، بهویژه آنهایی که در حوزههایی مانند انرژی، حملونقل و خدمات مالی فعالیت میکنند، به شدت به بازارهای جهانی، فناوریهای پیشرفته و شبکههای گسترده تأمین وابستهاند.
در شرایط جنگی، همین وابستگیها میتواند به عامل ریسک تبدیل شود. اختلال در تجارت بینالمللی، محدودیت در دسترسی به فناوری و حتی احتمال هدف قرار گرفتن زیرساختها، بنگاههای بزرگ را با چالشهایی مواجه میکند که گاه از توان آنها نیز فراتر میرود.
سردرگمی در اقتصاد؛ وقتی برنامهریزی ممکن نیست
یکی از مهمترین پیامدهای شرایط فعلی، از بین رفتن امکان برنامهریزی است. مولوی این وضعیت را بهخوبی توصیف میکند: بنگاهها در شرایطی قرار گرفتهاند که نمیتوانند حتی برای چند ماه آینده تصمیمگیری دقیق داشته باشند. تورم بالا، تغییرات مداوم قیمتها و نااطمینانی نسبت به آینده، باعث شده مدیریت هزینهها و برنامهریزی تولید به کاری دشوار تبدیل شود.
در چنین فضایی، حتی ابزارهای حمایتی دولت نیز کارایی محدودی دارند. سیاستهایی مانند کالابرگ، بهدلیل کاهش سریع ارزش پول، نمیتوانند اثر پایداری بر قدرت خرید داشته باشند. از سوی دیگر، محدودیتهای بودجهای دولت، امکان اجرای بستههای حمایتی گسترده را کاهش داده است.
نقطه چرخش؛ آیا راهی برای بقا وجود دارد؟
اما در دل این تصویر تیره، یک پرسش اساسی مطرح میشود: آیا بنگاهها محکوم به شکست هستند، یا میتوانند با تغییر در رفتار و استراتژی خود، از این دوره عبور کنند؟
تجربه بحرانهای مشابه در جهان نشان میدهد که پاسخ، بهطور کامل منفی نیست. در بسیاری از موارد، بنگاههایی که توانستهاند از بحران عبور کنند، آنهایی بودهاند که بهجای انتظار برای بهبود شرایط، خود را با واقعیت جدید تطبیق دادهاند. آنها از «مدل رشد» به «مدل بقا» تغییر مسیر دادهاند.

تابآوری از درون؛ تغییر قواعد بازی در سطح بنگاه
در شرایط جنگی، نخستین و مهمترین تغییر، در نحوه نگاه به منابع مالی رخ میدهد. سودآوری، که در شرایط عادی هدف اصلی بنگاه است، جای خود را به مدیریت جریان نقدی میدهد. بنگاهی که بتواند هزینههای جاری خود را پوشش دهد و از کمبود نقدینگی جلوگیری کند، شانس بیشتری برای ادامه فعالیت دارد.
این به معنای بازنگری جدی در هزینههاست. بسیاری از بنگاهها ناچارند هزینههای غیرضروری را حذف کنند، پروژههای توسعهای را به تعویق بیندازند و منابع خود را به فعالیتهای حیاتی اختصاص دهند. در چنین شرایطی، حتی فروش داراییهای غیرمولد میتواند بهعنوان یک راهکار موقت برای تأمین نقدینگی مطرح شود.
در کنار آن، مساله زنجیره تأمین اهمیت ویژهای پیدا میکند. وابستگی به یک مسیر یا یک تأمینکننده، در شرایط جنگی میتواند به توقف کامل فعالیت منجر شود. به همین دلیل، حرکت به سمت تنوعبخشی در منابع تأمین، حتی اگر با هزینه بیشتر همراه باشد، بهعنوان یک استراتژی بقا مطرح میشود.
انعطاف؛ مهمترین دارایی پنهان بنگاهها
یکی از ویژگیهای مشترک بنگاههای تابآور، توانایی آنها در تغییر سریع است. در شرایطی که تقاضا تغییر میکند، بنگاههایی که بتوانند محصولات یا خدمات خود را با نیازهای جدید تطبیق دهند، شانس بیشتری برای بقا خواهند داشت.
برای مثال، در بسیاری از بحرانها، کسبوکارها به سمت تولید کالاهای ضروری یا ارائه خدمات جایگزین حرکت کردهاند. این تغییر، گاه به معنای فاصله گرفتن از فعالیت اصلی بنگاه است، اما در شرایطی که بازار اصلی دچار رکود شده، میتواند بهعنوان یک مسیر نجات عمل کند.
اقتصاد دیجیتال؛ فرصتی که با اختلال تهدید میشود
در سالهای اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای کوچک در ایران بر بستر پلتفرمهای آنلاین شکل گرفتهاند. شبکههایی مانند اینستاگرام، بهدلیل دسترسی گسترده و هزینه پایین، به یکی از مهمترین ابزارهای فروش و بازاریابی تبدیل شدهاند.
پیمان مولوی در اینباره به تازگی گفته بود که یک صفحه با صدها هزار دنبالکننده، میتواند ماهانه میلیونها بازدید داشته باشد؛ ظرفیتی که جایگزینی آن از طریق روشهای سنتی، نیازمند هزینههای بسیار بالا است. به همین دلیل، اختلال در دسترسی به اینترنت و محدود شدن این پلتفرمها، ضربهای جدی به اقتصاد خرد وارد میکند.
در چنین شرایطی، حفظ دسترسی پایدار به این بسترها، نه یک مزیت، بلکه یک ضرورت برای بقاست. بسیاری از بنگاهها بدون این کانالها، عملاً امکان ادامه فعالیت ندارند.
نیروی انسانی؛ سرمایهای که نباید از دست برود
در میان همه فشارها، یکی از مهمترین داراییهای بنگاه، نیروی انسانی آن است. در شرایط بحران، وسوسه کاهش هزینهها از طریق تعدیل نیرو افزایش مییابد، اما تجربه نشان داده است که از دست دادن نیروهای کلیدی، میتواند ضربهای جبرانناپذیر به بنگاه وارد کند.
بسیاری از کسبوکارهای موفق در بحران، به جای تعدیل گسترده، به سمت انعطاف در قراردادها، کاهش موقت مزایا یا تغییر در ساختار کاری حرکت کردهاند. این رویکرد، به آنها اجازه داده است تا سرمایه انسانی خود را حفظ کنند و پس از عبور از بحران، سریعتر به وضعیت عادی بازگردند.

نقش دولت؛ خرید زمان، نه حل بحران
در چنین شرایطی، نقش دولت همچنان مهم است، اما باید بهدرستی تعریف شود. حمایتهای مالی، امهال وامها و بستههای حمایتی میتوانند به بنگاهها کمک کنند تا دورهای از فشار را پشت سر بگذارند. اما این اقدامات، بهویژه در شرایط تورمی، بیشتر نقش «خرید زمان» را دارند تا حل ریشهای مشکل.
کما این پیمان مولوی، اقتصاددان نیز بر همین نکته تأکید میکند و معتقد است که حتی بستههای حمایتی محدود، میتوانند به بقای کوتاهمدت بنگاهها کمک کنند، اما بدون اصلاحات ساختاری، نمیتوان انتظار بهبود پایدار داشت.
بقا به مثابه یک انتخاب روزانه
اقتصاد ایران امروز در نقطهای ایستاده که بنگاهها با همزمانی چند بحران مواجهاند؛ جنگ، تورم، رکود و اختلال زیرساختی و در چنین شرایطی، بقا دیگر یک وضعیت طبیعی نیست، بلکه نتیجه تصمیمهایی است که هر روز در دل نااطمینانی گرفته میشود.
بنگاههایی که بتوانند خود را با این واقعیت تطبیق دهند، هزینهها را مدیریت کنند، انعطافپذیر باشند و ارتباط خود را با بازار حفظ کنند، شانس بیشتری برای عبور از این دوره خواهند داشت. در مقابل، آنهایی که همچنان با منطق شرایط عادی عمل میکنند، در معرض حذف تدریجی قرار دارند.
در نهایت، جنگ فقط در میدان نبرد تعیینکننده نیست؛ چرا که در اقتصاد هر روز، نبردی برای بقا جریان دارد. نبردی که برنده آن، نه لزوماً بزرگترین یا ثروتمندترین بنگاهها، بلکه چابکترین و سازگارترین آنها خواهد بود.