تورم سالانه ۷۰ درصد و سهم سفره ۱۰۴ درصد/ گرانی، فقرا را انتخاب کرد
روایت مرکز آمار از مردادی که گرانی غذا از تورم عمومی جلو زد
تحریریه آوش/ تورم نقطهای ۲۵۸ درصدی روغن، ۱۶۳.۷درصدی لبنیات و تخم مرغ و ۱۴۴.۶درصدی گوشت قرمز و ماکیان، واقعیت سفره مردم است پس آقای همتی آدرس غلط ندهید، سطح گرانی مهم است نه شتاب ماهانه!
در ماهی که گذشت، اقتصاد همچنان روی تاریک خود را به مردم ایران نشان داد و هرچند برخی مسئولین از جمله رئیس کل بانک مرکزی مدعی مهار تورم شدند، روند رو به صعود تورم و افزایش قیمت کالاهای مورد نیاز مردم همچنان ادامه داشته است. مرداد در روایت رسمی، ماهی است که شاخص قیمت مصرفکننده در آن با جهش ۲۳.۲ واحدی از ۶۷۶.۹ در تیرماه به عدد ۷۰۰.۱ رسیده است که این عدد که بهتنهایی برای توصیف یک اقتصاد گرفتار گرانی مزمن و بیثباتی قیمتها کافی به نظر میرسد. اما آنچه در جداول گزارش مرکز آمار ایران از شاخص قیمت مصرفکننده مردادماه ۱۴۰۵ دیده میشود، تصویری فراتر از یک میانگین کلی است. تورم خوراکیها از ۱۰۰ درصد گذشته، روغن و چربیها نسبت به مرداد پارسال بیش از سه و نیم برابر گرانتر شدهاند، هزینه لبنیات و تخممرغ جهش کرده و فاصله تورمی میان دهکهای پایین و بالا باز هم بیشتر شده است. آنچه روی کاغذ تورم سالانه ۶۹.۹ درصدی نام دارد در زندگی روزمره بسیاری از خانوارها به معنای کوچکتر شدن خرید هفتگی، حذف تدریجی اقلام پروتئینی و دشوارتر شدن تامین نیازهای اولیه است.
معنای شاخص قیمت مصرفکننده ۷۰۰.۱ واحدی، این است که اگر سطح عمومی قیمتها در سال ۱۴۰۰ برابر ۱۰۰ در نظر گرفته شود، متوسط هزینه همان سبد مصرفی اکنون حدود هفت برابر شده است. البته این شاخص، میانگینی از قیمت هزاران کالا و خدمت است و هر خانوار تجربه متفاوتی از آن دارد. با این حال، اعداد نشان میدهند سرعت افزایش قیمتها همچنان بالاست؛ تورم ماهانه ۳.۴ درصد ثبت شده، تورم نقطهبهنقطه به ۸۹ درصد رسیده و تورم سالانه نیز نسبت به تیرماه که ۶۶ درصد بوده، ۳.۹ واحد درصد بالا رفته و به ۶۹.۹درصد رسیده است. این همزمانی مهم است. در بسیاری از دورهها ممکن است نرخ تورم سالانه بالا باشد، اما تورم ماهانه کاهش پیدا کند و نشانهای از آرامتر شدن روند قیمتها دیده شود. مرداد ۱۴۰۵ چنین تصویری ندارد. تورم ماهانه از ۳.۱درصد در تیر به ۳.۴درصد رسیده، تورم نقطهبهنقطه از ۸۷.۹ درصد به ۸۹ درصد افزایش یافته و تورم سالانه نیز از ۶۶ درصد به ۶۹.۹ درصد رسیده است. به بیان دیگر، هم اثر گرانی ماههای گذشته در آمار باقی مانده و هم موج تازه افزایش قیمتها ادامه دارد.
برای مردم، این اعداد در شکل دیگری ظاهر میشود. در صف فروشگاه، در خریدی که هر هفته سبکتر میشود، در مقایسه قیمت کالاها با ماه گذشته و در حسابوکتابی که پیش از پایان ماه به هم میریزد. تورم، برای خانوادهای که درآمدش با تاخیر افزایش مییابد یا اساسا افزایش نمییابد، یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه فاصلهای است که هر روز میان دخل و خرج بیشتر میشود.
سفرهای که از شاخص جلو زد
مهمترین پیام گزارش مرداد مرکز آمار ایران را باید در شکاف میان تورم کل و تورم خوراکیها جستوجو کرد.
تورم سالانه کل کشور ۶۹.۹درصد اعلام شده، اما تورم سالانه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات به ۱۰۳.۹درصد رسیده است.
تورم نقطهبهنقطه این گروه نیز ۱۲۸.۱درصد بوده؛ یعنی هزینه خرید این بخش از سبد خانوار نسبت به مرداد سال گذشته بیش از دو برابر شده است.
این تفاوت در زندگی واقعی معنای بزرگی دارد. خانوار میتواند خرید لباس را عقب بیندازد، سفر را حذف کند، لوازم خانه را تعمیر کند و خرید یک کالای بادوام را ماهها به تاخیر بیندازد، اما خوراک را نمیتوان بهسادگی از سبد حذف کرد. ممکن است خانواده گوشت کمتری بخرد، مصرف لبنیات را کاهش دهد، میوه را از فهرست هفتگی حذف کند یا به کالاهای ارزانتر پناه ببرد، اما اینها در عمل به معنای تغییر کیفیت و کمیت تغذیه است.
گزارش شاخص قیمت مصرفکننده مرداد نشان میدهد که کالاهای بیدوام، یعنی همان کالاهایی که خانوار ناچار است مرتب تهیه کند، تورم سالانه ۹۹.۳درصدی را تجربه کردهاند. تورم نقطهبهنقطه این کالاها نیز ۱۲۵.۹درصد ثبت شده است. در مقابل، تورم سالانه خدمات ۴۰.۲درصد بوده؛ تفاوتی که نشان میدهد موج اصلی گرانی در این دوره، بیشتر در بازار کالاهای مصرفی جریان داشته است.
در میان گروههای خوراکی، روغنها و چربیها با تورم نقطهبهنقطه ۲۵۸.۲درصد، تکاندهندهترین رقم را ثبت کردهاند. این یعنی هزینه متوسط این گروه نسبت به مرداد سال گذشته بیش از سه و نیم برابر شده است. تورم سالانه روغن و چربی نیز ۱۸۰درصد گزارش شده که از تداوم گرانی در یک دوره طولانیتر خبر میدهد. ممکن است تورم ماهانه ۱.درصدی روغنها و چربیها در مرداد در مقایسه با جهشهای بزرگتر بعضی گروهها کم به نظر برسد، اما مسئله اصلی این نیست که روغن در مرداد چقدر گران شده، بلکه مسئله این است که خانوار اکنون با چه سطحی از قیمت روبهروست. وقتی کالایی در یک سال بیش از سه برابر گران میشود، کاهش سرعت رشد قیمت در یک ماه، لزوما قدرت خرید ازدسترفته را برنمیگرداند.
لبنیات و تخممرغ نیز در مرداد به یکی از کانونهای اصلی گرانی تبدیل شدهاند. گروه شیر، پنیر و تخممرغ در یک ماه ۸.۶ درصد رشد قیمت داشته است، تورم نقطهبهنقطه این گروه ۱۶۳.۷درصد و تورم سالانه آن ۱۰۹.۴درصد اعلام شده است. این عدد برای خانوارهای کمدرآمد معنای خاصی دارد. در شرایطی که گوشت قرمز برای بخش بزرگی از جامعه به کالایی دور از دسترس تبدیل شده، تخممرغ و لبنیات از معدود منابع نسبتا در دسترس پروتئین محسوب میشوند. اما وقتی قیمت همین اقلام نیز با سرعتی سهرقمی بالا میرود، راههای جایگزین در سبد غذایی خانوار یکی پس از دیگری بسته میشوند.
گوشت قرمز و ماکیان نیز با تورم نقطهبهنقطه ۱۴۴.۶درصدی و تورم سالانه ۱۱۰.۳درصدی، همچنان در محدودهای قرار دارند که خرید آنها برای بخش زیادی از خانوارها دشوارتر شده است. تورم ماهانه این گروه در مرداد یک درصد بوده، اما این کاهش نسبی شتاب گرانی نباید بهاشتباه نشانه ارزانی یا بهبود وضعیت تلقی شود. قیمت گوشت در سطحی قرار گرفته که حتی افزایش یکدرصدی ماهانه نیز بر پایهای بسیار بالا محاسبه میشود.
سبزیجات و حبوبات هم در مرداد با تورم ماهانه ۹.۳درصد، بالاترین رشد ماهانه را میان گروههای اصلی ثبت کردهاند. تورم نقطه به نقطه این گروه ۹۹.۸درصد است؛ یعنی در مقایسه با مرداد سال گذشته تقریبا دو برابر شده است. میوه و خشکبار نیز نسبت به ماه مشابه سال قبل ۱۱۵.۴درصد گران شدهاند و نان و غلات تورم ۱۰۳.۹درصد.
این اعداد نشان میدهند که مسئله تنها گرانی یک قلم خاص نیست. از نان تا لبنیات، از روغن تا گوشت، از میوه تا سبزی، فشار قیمتها در گستره وسیعی از سبد ضروری خانوار دیده میشود. در چنین وضعیتی، خانوادهها ناچار به بازنویسی سبد خرید خود میشوند که اغلب با حذف اقلام گرانتر، کاهش حجم خرید و افت کیفیت تغذیه همراه است..
اجاره، وزنه سنگین شاخص
یکی از نکات مهم گزارش مرکز آمار از شاخص قیمت مصرفکننده مرداد در مقایسه میان شاخص کل و شاخص کل بدون اجاره دیده میشود. تورم سالانه کل کشور ۶۹.۹درصد است، اما وقتی اجاره از سبد محاسبه کنار گذاشته شود، این نرخ به ۸۷.۴ درصد میرسد. تورم نقطهبهنقطه نیز از ۸۹ درصد در شاخص کل به ۱۱۳.۷درصد در شاخص بدون اجاره افزایش پیدا میکند. این تفاوت به نقش اجاره در وزندهی شاخص برمیگردد. اجاره بهتنهایی ۳۳.۶درصد از سبد مصرفی خانوار، یعنی حدود یکسوم شاخص کل را تشکیل میدهد. تورم ماهانه اجاره در مرداد ۲.۵درصد، تورم نقطهای آن ۳۱.۸درصد و تورم سالانهاش ۳۲.۳درصد گزارش شده است.
۳۲درصد افزایش سالانه اجاره برای مستاجر، عدد کوچکی نیست؛ بهویژه در اقتصادی که دستمزد و درآمد بسیاری از خانوارها با همان سرعت رشد نمیکند. اما از منظر آماری، وقتی قیمت خوراکیها، کالاهای بیدوام و برخی خدمات ضروری با نرخهای ۱۰۰ تا ۲۵۰درصدی بالا میروند، رشد پایینتر اجاره باعث میشود میانگین تورم کل کمتر از تورمی باشد که در بازار کالاها جریان دارد. به همین دلیل، خانواری که بخش زیادی از درآمدش را صرف خریدهای روزمره میکند، ممکن است تورم زندگی خود را بهمراتب بیشتر از نرخ رسمی ۶۹.۹درصد تجربه کند. شاخص بدون اجاره، با تورم سالانه ۸۷.۴درصدی، تصویری نزدیکتر به فشار هزینهای بر سبدی میدهد که در آن کالاهای مصرفی وزن بیشتری دارند.
در عین حال، هزینههای سکونت فقط به اجاره محدود نیست. آب، برق و سوخت در مرداد ۸.۴درصد نسبت به ماه قبل افزایش قیمت داشتهاند. تورم نقطهای این بخش ۱۱۸.۴درصد و تورم سالانه آن ۹۱.۶درصد ثبت شده است. این ترکیب، تصویری دوگانهای میسازد از اینکه اجاره با نرخی پایینتر از خوراکیها رشد کرده و میانگین شاخص را تا حدی تعدیل کرده است، اما هزینه زندگی در خانه از قبوض تا انرژی و خدمات مرتبط با شتابی بسیار بالاتر در حال افزایش است. برای خانوار، بهویژه برای مستاجری که هم اجاره میپردازد و هم هزینههای انرژی را، هیچکدام از این دو فشار جای دیگری را خنثی نمیکند.
فقیر و غنی، دو تورم متفاوت
تورم معمولا با یک عدد ملی معرفی میشود، اما تجربه تورمی میان خانوارها تفاوت زیادی دارد. علت این مکسئله نیز روشن است: همه مردم کالاهای یکسان نمیخرند و سهم هر گروه از هزینهها در بودجه آنها برابر نیست. گزارش مرداد نشان میدهد دهکهای پایینتر که سهم بیشتری از مخارجشان را صرف غذا میکنند، تورم بالاتری را نیز تجربه کردهاند.
تورم سالانه دهک دوم به ۷۸.۳درصد رسیده و دهک اول نیز تورم ۷۷.۳درصدی را ثبت کرده است. در مقابل، نرخ تورم سالانه دهک دهم ۶۷.۶درصد بوده است. فاصله میان بالاترین و پایینترین تورم دهکی به ۱۰.۷درصد رسیده و این به معنای شکافی است که نسبت به تیرماه، ۱.۱درصد بیشتر شده است.
سهم خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات در سبد هزینهای دهک اول ۴۲.۳۶درصد و در دهک دوم ۴۲.۲۹درصد است. در دهک دهم، این سهم به ۲۱.۵۵درصد کاهش مییابد. یعنی خانوارهای کمدرآمد حدود دو برابر خانوارهای پردرآمد از بودجه خود را صرف گروهی میکنند که تورم سالانهاش از ۱۰۰درصد عبور کرده است. همین ساختار مصرف، سنگینتر بودن تورم برای دههایی پایین را توضیح میدهد. دهک بالا ممکن است با افزایش هزینه حملونقل، پوشاک، تفریح یا کالاهای بادوام روبهرو شود؛ اما دهک پایین فشار را از نان، برنج، روغن، تخممرغ، لبنیات و سبزی دریافت میکند. تفاوت فقط در نوع هزینه نیست، بلکه در امکان انتخاب و حذف کردن است.
البته دهکهای بالا نیز از تورم در امان نیستند. تورم سالانه ۶۷.۶درصدی برای دهک دهم نیز بسیار بالاست و نشاندهنده افت جدی قدرت خرید است. اما دهکهای بالاتر در مقایسه با دهکهای پایین، معمولا امکان بیشتری برای تغییر زمان خرید، کاهش مصرف برخی خدمات، استفاده از داراییهای نقدشونده یا مدیریت هزینهها دارند. خانوار کمدرآمد چنین فضایی ندارد، زیرا بخش بزرگی از هزینهاش از پیش صرف نیازهای ضروری شده است.
تورم ماهانه دهک اول در مرداد ۳.۹۲درصد بوده، درحالیکه دهک دهم تورم ماهانه ۳.۱۳درصدی را تجربه کرده است. از این تورم ماهانه دهک اول، ۲.۴واحد درصد به خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات مربوط بوده است، درحالیکه سهم این گروه در تورم ماهانه دهک دهم فقط ۱.۰۴درصد ثبت شده است..
این جدول شاید فنی به نظر برسد، اما حرف سادهای میزند: گرانی مرداد برای خانوار کمدرآمد، بیش از هر چیز گرانی غذا بوده است؛ در حالی که برای دهک دهم، بخش بزرگتری از افزایش هزینهها به کالاهای غیرخوراکی و خدمات مربوط میشود. بنابراین، هر سیاستی که بخواهد اثر تورم را بر معیشت کاهش دهد، باید این تفاوت را ببیند، چرا که میانگینگیری، فشار بر دهکهای پایین را پنهان میکند.

کالاها جلوتر از خدمات
در مرداد امسال، تورم نقطهای کالاها ۱۲۳.۶درصد و تورم سالانه آنها ۹۵درصد بوده است. در مقابل، خدمات تورم نقطهای ۴۵.۷درصد و تورم سالانه ۴۰.۲درصدی را تجربه کردهاند. این فاصله بزرگ نشان میدهد که موتور اصلی گرانی در این دوره در بازار کالاها پرتحرکتر از بازار خدمات بوده است. کالاهای بیدوام با تورم سالانه ۹۹.۳درصد و کالاهای بادوام با تورم سالانه ۹۲.۲درصد، هر دو رشدهای بسیار بالایی داشتهاند. برای خانوادهها، این وضعیت دو پیام دارد. نخست اینکه هزینه تامین مصرف روزانه بهشدت بالا رفته است، چون کالاهای بیدوام همان اقلامی هستند که مرتب باید خریداری شوند. دوم اینکه جایگزین کردن یا نوسازی وسایل ضروری خانه نیز دشوارتر شده است، زیرا کالاهای بادوام هم از موج تورمی عقب نماندهاند.
مبلمان و لوازم خانگی و نگهداری معمول آنها در یک سال ۷۹.۳درصد گران شدهاند و تورم نقطهای آنها به ۱۱۷.۸درصد رسیده است. این یعنی خانوادهای که با خرابی یخچال، ماشین لباسشویی، اجاق گاز یا دیگر لوازم خانه مواجه شود، برای تعمیر یا جایگزینی آنها با هزینهای بسیار بیشتر از یک سال قبل روبهروست.
در بخش حملونقل نیز تورم سالانه ۷۱.۸درصد و تورم نقطهای ۱۰۴.۸درصد ثبت شده است. هزینه استفاده از وسایل حملونقل شخصی در مرداد ۳.۹درصد نسبت به ماه قبل افزایش یافته و خدمات حملونقل عمومی نیز چهار درصد گرانتر شدهاند. برای کارگری که هر روز میان خانه و محل کار رفتوآمد میکند، یا خانوادهای که هزینه سفرهای درونشهری و بینشهری را باید در بودجه ماهانه خود بگنجاند، این افزایشها تنها یک ردیف آماری نیست. حملونقل، همراه با اجاره و خوراک از هزینههایی است که بهسختی میتوان آنها را حذف کرد.
ارتباطات نیز با تورم ماهانه ۶.۷درصدی، یکی از بالاترین رشدهای ماهانه مرداد را داشته است. تورم نقطهای این گروه ۹۸.۸درصد و تورم سالانه آن ۶۱.۵درصد بوده است. در سالهایی که اینترنت، تلفن همراه و خدمات ارتباطی به ابزار کار، آموزش، پرداخت، اطلاعرسانی و دسترسی به خدمات عمومی تبدیل شدهاند، افزایش هزینه ارتباطات دیگر نمیتواند در دسته مخارج حاشیهای قرار بگیرد. برای بخشی از نیروی کار، اینترنت و تلفن اکنون به اندازه رفتوآمد ضروری است و حذف آن ممکن نیست، اما پرداختش هر ماه دشوارتر میشود.
استانهای تورمی و شکافی که همچنان عمیق میشود
گزارش مرکز آمار ایران از شاخص قیمت مصرفکننده در مرداد نشان میدهد که شکاف تورمی فقط بین دهکها درآمدی نیست، بلکه در جغرافیای کشور هم بهوجود داشته و تعمیق میشود. ایلام با تورم سالانه ۸۶.۳درصد، بالاترین نرخ را میان استانها دارد. پس از آن، کردستان با ۸۵.۷درصد و لرستان با ۸۴.۶درصد قرار گرفتهاند. در ایلام، تورم ماهانه ۴.۷درصد و تورم نقطهای ۱۱۴.۶درصد ثبت شده است. یعنی افزایش قیمتها در این استان نهفقط در مقایسه با یک سال قبل، بلکه در همان یک ماه مرداد نیز بالاتر از میانگین کشور بوده است. کردستان و لرستان نیز هر دو تورم نقطهای ۱۰۹.۷درصدی داشتهاند. آذربایجان غربی نیز با تورم سالانه ۸۱.۳درصد و تورم نقطهای ۱۰۶.۹درصد، در میان استانهای با فشار تورمی بالا قرار دارد.
در طرف دیگر جدول، تهران با تورم سالانه ۵۸.۲درصد پایینترین نرخ تورم سالانه را ثبت کرده است. اما این رقم نباید به معنای ارزان بودن زندگی در تهران تعبیر شود. تورم، نرخ تغییر قیمت است و نه سطح قیمت. ممکن است تهران به دلیل وزن بالای اجاره و ساختار مصرف متفاوت، نرخ رشد پایینتری داشته باشد، اما سطح هزینه مسکن، حملونقل و بسیاری از خدمات در پایتخت همچنان برای بخش بزرگی از خانوارها سنگین است.
مازندران با تورم ماهانه ۵.۵درصد، بالاترین رشد قیمت را در مرداد داشته است. در این استان، تورم ماهانه غیرخوراکیها و خدمات ۵.۹درصد گزارش شده که از متوسط کشوری این بخش بسیار بالاتر است. پس از مازندران، ایلام با ۴.۷درصد و هرمزگان با ۴.۶درصد، بالاترین تورم ماهانه را ثبت کردهاند.
نیاز به توضیح است که تفاوتهای استانی، احتمالا با ساختار بازارهای محلی، هزینه حملونقل، ترکیب مصرف، سهم خوراکیها در بودجه خانوار، دسترسی به کالا و خدمات، وضعیت اجاره و ویژگیهای درآمدی هر منطقه پیوند دارد. اما آنچه آمار بهروشنی نشان میدهد این است که سیاستگذاری با یک عدد ملی، نمیتواند همه ابعاد بحران هزینه زندگی را توضیح دهد.
تورم سنگینتر در روستاها
تورم در مناطق روستایی از شهرها جلو زده است. تورم سالانه خانوارهای روستایی در مرداد ۸۳.۱درصد بوده، درحالیکه تورم سالانه خانوارهای شهری ۶۷.۷درصد ثبت شده است. تورم نقطهبهنقطه روستاها نیز ۱۰۸.۴درصد و در شهرها ۸۵.۶درصد بوده است. اختلاف بیش از ۱۵درصدی در تورم سالانه، نشانهای از فشار بیشتر بر خانوار روستایی است. تورم ماهانه روستا ۳.۵درصد و شهر ۳.۴درصد بوده؛ فاصلهای کوچک که در نگاه اول شاید مهم به نظر نرسد، اما شکاف بزرگ در تورم سالانه و نقطهای نشان میدهد که این تفاوت محصول ماهها و شاید سالها انباشت گرانی است. یکی از دلایل این وضعیت را میتوان در ترکیب مصرف خانوارهای روستایی دید. هرچه سهم خوراکیها در سبد مصرف بالاتر باشد، تورم سهرقمی غذا اثر شدیدتری بر شاخص کل خانوار میگذارد. افزون بر آن، خانوار روستایی ممکن است که دسترسی محدودتری به بازارهای رقابتی، فرصتهای درآمدی متنوع و ابزارهای جبران کاهش قدرت خرید داشته باشد. تصور رایج اینکه روستاها به دلیل تولید بخشی از محصولات کشاورزی از گرانی خوراکیها مصوناند، فاصله بسیار زیادی با واقعیت زندگی بسیاری از خانوارهای روستایی دارد. همه روستاییان تولیدکننده مواد غذایی نیستند، همه تولیدکنندگان نیز خودکفا نیستند و هزینه نهادهها، حملونقل، انرژی، خدمات و کالاهای مصرفی در روستاها نیز افزایش پیدا میکند.
شتاب گرانی یا سطح گرانی؟ مساله این است
نکته فریبندهای که معمولا در تحلیل تورم میتواند غلطانداز باشد و این خاصیت عموما مورد استفاده سیاستگذاران و مسئولین قرار میگیرد، این است که در تحلیل تورم، باید میان سرعت افزایش قیمت و سطح قیمت تفاوت گذاشت. تورم ماهانه میگوید که قیمتها در یک ماه چقدر تغییر کردهاند، تورم نقطه به نقطه میگوید که فاصله قیمتها با یک سال قبل چقدر است و تورم سالانه، میانگین تغییرات یک دوره دوازدهماهه را نشان میدهد. هیچکدام بهتنهایی تمام واقعیت را بیان نمیکنند. به همین دلیل است که میشود گفت که تاکید عبدالناصر همتی بر پایین آمدن سرعت تورم ماهانه در مرداد، رهزن است و صرفا یک بازی با اعداد تورم ماهانه در راستای توجیه عملکرد خود و سایر مدیران اقتصادی است.
برای نمونه، گوشت در مرداد فقط یک درصد تورم ماهانه داشته، اما تورم نقطهای آن ۱۴۴.۶درصد است. روغن ماهانه ۱.۷درصد گران شده، اما تورم نقطه به نقطه آن ۲۵۸.۲درصد بوده است. این یعنی ممکن است سرعت گرانی یک کالا در یک ماه کندتر شود، اما قیمت آن همچنان در سطحی قرار داشته باشد که خریدش برای خانوار دشوار یا ناممکن باشد. بنابراین، وقتی مسئولی از کاهش احتمالی شتاب تورم صحبت میکند، باید از او پرسید که این کاهش در چه سطحی از قیمت رخ داده و آیا درآمد خانوار توانسته همپای قیمتها حرکت کند یا نه؟ برای مردم، پاسخ این پرسش در دخل ماهانه روشن میشود. اگر درآمد ثابت باشد یا با فاصله زیاد از تورم رشد کند، حتی کاهش محدود تورم ماهانه نیز تغییری در تجربه فشار اقتصادی ایجاد نمیکند. خانوار هنوز باید با قیمتهایی کنار بیاید که طی یک یا دو سال، چندین برابر شدهاند.

مسئلهای فراتر از یک ماه
گزارش مرکز آمار ایران از شاخص قیمت مصرفکننده در مرداد امسال، تصویری از یک اقتصاد با تورم بالا، نابرابر و متمرکز بر کالاهای ضروری ارائه میدهد. تورم سالانه ۶۹.۹درصدی بهخودیخود رقم بزرگی است، اما واقعیت زمانی روشنتر میشود که بدانیم خوراکیها ۱۰۴.۵درصد، روغنها و چربیها ۱۸۰درصد، و کالاهای بیدوام ۹۹.۳درصد در یک سال گران شدهاند. در چنین شرایطی، فشار تورم بهطور طبیعی بر دهکهایی سنگینتر میشود که سهم بیشتری از درآمدشان را صرف غذا میکنند. دهک اول و دوم با تورم سالانه بیش از ۷۷درصد روبهرو هستند، در حالی که دهک دهم تورم ۶۷.۶درصدی را تجربه کرده است. این فاصله، همان چهره نابرابر تورم است که بهظاهر همه را درگیر میکند، اما از سفره گروههای کمدرآمد سهم بیشتری برمیدارد.
تجربه مرداد همچنین نشان میدهد میانگین رسمی تورم، همه واقعیت را بازتاب نمیدهد. اجاره با وزن سنگین خود، عدد کل را پایینتر نگه داشته است، بهطوریکه تورم سالانه بدون اجاره به ۸۷.۴درصد میرسد. برای خانوادهای که خریدهای روزمره سهم بالایی از بودجهاش را تشکیل میدهد، این عدد شاید به تجربه واقعیاش نزدیکتر باشد.. آنچه در مرداد ۱۴۰۵ دیده شد، فقط افزایش قیمت نیست، تغییر تدریجی شکل زندگی است. خانوادهای که حجم خریدش را کم میکند، کالای ارزانتر و کمکیفیتتر را جایگزین میکند، درمان را به تعویق میاندازد، خرید لوازم ضروری خانه را حذف میکند یا سهم بیشتری از درآمدش را صرف هزینههای فوری میکند، درواقع دارد با تورم سازگار میشود. اما این سازگاری، اغلب به قیمت فرسایش رفاه، سلامت و امکان برنامهریزی برای آینده تمام میشود.
خلاصه که عدد ۶۹.۹درصد تورم سالانه، تیتر رسمی مرداد است، اما بخش اصلی داستان در اعداد دیگری نوشته شده است: ۲۵۸.۲درصد تورم نقطهای روغن و چربیها، ۱۶۳.۷درصد برای لبنیات و تخممرغ، ۱۲۸.۱درصد برای خوراکیها، ۷۸.۳درصد تورم دهک دوم، ۸۳.۱درصد برای خانوار روستایی و ۸۶.۳درصد در ایلام؛ اینها فقط سطرهای یک جدول آماری نیستند. این اعداد، روایت هزینه زندگی مردمیاند که هر ماه با پولی کمارزشتر، سبدی گرانتر و افقی تیرهتر روبهرو میشوند.