آخرین سنگرگاه سریعترین دوندگان جهان/ بیمها و امیدهای بقای یوزپلنگ آسیایی در خاک ایران
تحریریه آوش/ اما برای درک عمق بحرانی که یوزپلنگ آسیایی با آن دستوپنجه نرم میکند، باید به زبان اعداد و ارقام رسمی پناه برد. بر اساس آخرین گزارشهای سازمان حفاظت محیطزیست، تعداد یوزپلنگهای شناسنامهدار و دارای شناسنامه خالنگاری در کشور از ۱۷ فرد به ۲۷ فرد افزایش یافته است. هرچند این جهش آماری به لطف پایشهای دقیقتر و بهکارگیری دوربینهای تلهای مدرن مایه خوشحالی است
در پهنه بیانتهای دشتهای مرکزی ایران، موجودی باشکوه با گامهایی به سرعت باد راه میپیماید؛ گربهسانی منحصربهفرد که روزگاری از پهنه وسیع هندوستان تا شبهجزیره عربستان را قلمرو خود میدانست، اما امروز ایران نه تنها زیستگاه اصلی، بلکه آخرین سنگر بقای آن در تمام سیاره زمین است. یوزپلنگ آسیایی یا ایرانی اکنون در لبه باریک صخره انقراض ایستاده است؛ وضعیتی چنان شکننده که سرنوشت هر یک توله و هر یوز ماده مانند «هلیا»، به تیتری ملی و دغدغهای فراتر از اخبار عادی حیاتوحش تبدیل میشود.
حفاظت از این گونه، داستانی پرفرازونشیب از فداکاریهای بیوقفه محیطبانان، کمپینهای مردمی، و در عین حال، سهلانگاریهای ساختاری، تصادفات جادهای مرگبار و هجوم سگهای گله است. نبرد برای بقای یوز ایرانی، مسابقهای نفسگیر میان مرگ و زندگی است که ثانیههای پایانی خود را سپری میکند.
در همین حال مدیرکل حفاظت محیطزیست استان سمنان به تازگی و در روزهای اخیر از اجرای طرح ویژه پایش محور میامی-عباسآباد با هدف کاهش تلفات جادهای یوزپلنگ ایرانی خبر داد و گفت: این طرح با مشارکت نیروهای محیطزیست چند استان، دستگاههای اجرایی و نیروهای مردمی، گستردهترین عملیات پایش این محور در آستانه پیک سفرهای تابستانی در حال اجراست.
«سعید یوسفپور» با اشاره به افزایش حجم سفرها در هفته پیشرو گفت: همزمان با آغاز پیک تردد، نیروهایی از استانهای خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، قم، لرستان، اصفهان، مازندران و تهران نیز به این طرح خواهند پیوست تا تعداد دفعات و ساعات پایش در طول شبانهروز افزایش یابد. مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان تصریح کرد: در این طرح، محور عباسآباد تا کاروانسرای میاندشت و همچنین محدوده کاروانسرای میاندشت تا سهراهی زیدر توسط هشت گروه ثابت به صورت مستمر پایش میشود و شش خودروی سیار نیز بهطور مداوم بین این گروهها در حال تردد هستند. نقاط پرخطر و دارای سابقه تصادف نیز با تمرکز و زمان بیشتری تحت پایش قرار میگیرند.
سعید یوسفپور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان تاکید کرده که طرح ویژه یکهفتهای پایش محور میامی–عباسآباد با هدف حفاظت از جمعیت یوزپلنگ ایرانی و پیشگیری از تلفات جادهای این گونه ارزشمند آغاز شده است. این محور به دلیل عبور از قلب زیستگاه یوزپلنگ آسیایی، یکی از حساسترین نقاط کشور از نظر احتمال وقوع تصادفات حیاتوحش به شمار میرود.
یوسفپور با اشاره به افزایش حجم سفرها در هفته پیشرو گفت: همزمان با آغاز پیک تردد، نیروهایی از استانهای خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، قم، لرستان، اصفهان، مازندران و تهران نیز به این طرح خواهند پیوست تا تعداد دفعات و ساعات پایش در طول شبانهروز افزایش یابد.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان تصریح کرد: در این طرح، محور عباسآباد تا کاروانسرای میاندشت و همچنین محدوده کاروانسرای میاندشت تا سهراهی زیدر توسط هشت گروه ثابت به صورت مستمر پایش میشود و شش خودروی سیار نیز بهطور مداوم بین این گروهها در حال تردد هستند. نقاط پرخطر و دارای سابقه تصادف نیز با تمرکز و زمان بیشتری تحت پایش قرار میگیرند.او با اشاره به اینکه این اقدامات در طول سال توسط محیطبانان منطقه و به صورت مستمر انجام میگیرد، تاکید کرد: بخشی از نیروهای مردمی از جمله آفرودسواران، طبیعتگردان و حافظان محیطزیست نیز برای شرکت در این پایش میدانی اعلام آمادگی کرده اند.وی ادامه داد: علاوه بر پایش میدانی، برنامه اطلاعرسانی چهرهبهچهره به رانندگان در محدوده پاسگاه میامی تا عباسآباد در دستور کار قرار گرفته است و تلاش میکنیم با همکاری اپراتورهای تلفن همراه، پیامهای هشداردهنده نیز از طریق پیامک برای رانندگان ارسال شود.

شمارش معکوس در قلب توران
اما برای درک عمق بحرانی که یوزپلنگ آسیایی با آن دستوپنجه نرم میکند، باید به زبان اعداد و ارقام رسمی پناه برد. بر اساس آخرین گزارشهای سازمان حفاظت محیطزیست، تعداد یوزپلنگهای شناسنامهدار و دارای شناسنامه خالنگاری در کشور از ۱۷ فرد به ۲۷ فرد افزایش یافته است. هرچند این جهش آماری به لطف پایشهای دقیقتر و بهکارگیری دوربینهای تلهای مدرن مایه خوشحالی است، اما کارشناسان هشدار میدهند که این عدد همچنان در محدوده سرخ و فوقبحرانی قرار دارد. طبق معیارهای اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت، جمعیتی کمتر از ۵۰ فرد بالغ، یک گونه را در فهرست «در آستانه انقراض قطعی» قرار میدهد.
مقایسه وضعیت فعلی با پنج سال گذشته، زنگ خطری جدی را به صدا درمیآورد. در اواخر دهه نود، تخمینهای خوشبینانهتری از حضور یوز در زیستگاههای متعددی چون یزد، خراسان جنوبی و کرمان وجود داشت، اما امروز جمعیت یوزپلنگ آسیایی عملا در سه استان مذکور به صفر یا مرز نابودی کامل رسیده و تنها نقطه امید زایا و پویای کشور، مجموعه حفاظتی «توران» در استان سمنان و پناهگاه حیاتوحش «میاندشت» در خراسان شمالی است. به بیانی سادهتر، قلمرو زیستی این گربهسان در طول نیم قرن گذشته بیش از ۹۰ درصد کوچکتر و به چند لکه جزیرهای محدود شده است.
مادری که بار سنگین زادآوری را به دوش میکشد
در دنیای کوچک یوزهای باقیمانده، هر ماده زایا یک گنجینه ملی است. پس از ماجراهای تلخ و شیرین یوزپلنگ مادهای به نام «ایران» و تولد و مرگ غمانگیز فرزندش «پیروز»، اکنون چشمها به «هلیا» دوخته شده است. هلیا، یوزپلنگ زایای پارک ملی توران، نمونهای درخشان از پتانسیل بالای زادآوری این گونه در صورت فراهم بودن شرایط زیستگاهی است.
آخرین دادههای میدانی نشان میدهند که هلیا در دو سال اخیر موفق به نجات نسل خود شده است. او ۵ توله به دنیا آورد که سه توله همچنان در کنار او در منطقه «یوزکنام ابریشم» سمنان دیده میشوند. در اتفاقی هیجانانگیز، دو توله دیگر او که گمان میرفت در جادهها یا توسط اشرار تلف شده باشند، اخیرا به طور مستقل در پناهگاه حیاتوحش میاندشت خراسان شمالی شناسایی و تصویربرداری شدند.
کارشناسان میگویند مشکل اصلی یوز در ایران، نرخ زادآوری نیست؛ چرا که بیش از ۹۰ درصد یوزهای ماده ثبت شده در طبیعت، از سن سه سالگی نخستین زایمان خود را تجربه میکنند و به سرعت وارد چرخه تکثیر میشوند. بر اساس تخمینهای پروژه حفاظت، در دو دهه اخیر بیش از ۲۰۰ توله یوز در طبیعت ایران متولد شدهاند. اگر تنها نیمی از این تولهها به سن بلوغ میرسیدند، امروز جمعیت یوزهای کشور بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ فرد بود؛ اما چرا چنین نشد؟ پاسخ را باید در زنجیرهای از خطرات انسانی جستوجو کرد.

جایی که آسفالت، خون یوز را میمکد
بزرگترین و بیرحمترین قاتل یوزپلنگ آسیایی در ایران، جادههای ترانزیتی هستند که بیمحبا از میان زیستگاههای بکر عبور کردهاند. محور جادهای «میامی - عباسآباد» در مسیر تهران - مشهد، عنوان شوم «مرگبارترین کریدور حیاتوحش ایران» را یدک میکشد. این جاده دقیقا از قلب مسیر مهاجرتی یوزها بین پارک ملی توران و پناهگاههای شمالی عبور میکند.
آمارها تکاندهندهاند، در چند سال اخیر، حدود ۷۰ فرد یوزپلنگ آسیایی به دلایل مختلف تلف شدهاند که بر اساس اعلام رسمی مدیران پروژه حفاظت، علت مرگ بیش از ۹۰ درصد آنها عوامل انسانی بوده است. تصادفات جادهای سهم مهمی را در این فاجعه دارند.
زمانی که یک یوزپلنگ ماده همراه تولههایش قصد عبور از عرض این جاده تاریک و پرسرعت را دارد، کوچکترین بیاحتیاطی رانندگان یا سرعتهای بالای ۱۱۰ کیلومتر بر ساعت، به قیمت نابودی یک نسل تمام میشود.
تصویر جانکاه «هلیا» که ساعتها در حاشیه جاده میامی در انتظار توله تصادف کرده و مردهاش ایستاده بود، برای همیشه در حافظه جمعی ایرانیان حک شده است. با وجود نصب تابلوهای هشداردهنده، کاهش سرعت مجاز به ۱۱۰ و ۱۰۰ کیلومتر در نقاط بحرانی و پایشهای شبانه تندرو توسط محیطبانان، هنوز زیرساختهای اساسی نظیر فنسکشی کامل این محور چند ده کیلومتری و احداث زیرگذرها و روگذرهای اختصاصی عبور حیاتوحش به طور کامل محقق نشده است و خطر هر لحظه در کمین هلیا و تولههای جوانش است.
هجوم سگهای گله و چوپانان
خطر دوم که دستکمی از تصادفات جادهای ندارد، حضور پرشمار دامهای اهلی، شترها و به تبع آن سگهای گله در مناطق امن و حاشیهای پارک ملی توران است. یوزپلنگها حیواناتی با شعاع حرکتی بسیار وسیع هستند و برای شکار آهو و جبیر مجبورند مسافتهای طولانی را طی کنند. ورود هزاران راس دام به این مناطق نه تنها باعث تخریب پوشش گیاهی و فرار طعمههای طبیعی یوز میشود، بلکه حضور سگهای گله تهدیدی مرگبار برای توله یوزهاست.
تولهها در سال اول زندگی کاملا به مادر وابستهاند و سرعت و تجارب لازم برای فرار از دست گروه سگهای گله را ندارند. در بسیاری از موارد، سگهای گله با حمله به تولهها آنها را از پای درآورده یا چوپانان ناآگاه از روی ترس یا برای حفاظت از گله خود، به سمت این گربهسان تیراندازی میکنند. علاوه بر این، تغییر کاربری اراضی به واسطه معدن کاویهای گسترده و جادهکشیهای غیراصولی، عملا زیستگاه پویای یوز را «جزیرهای» و تکه تکه کرده است؛ پدیدهای شوم که ارتباط ژنتیکی میان جمعیتهای کوچک را قطع کرده و خطر جفتگیریهای درون گروهی و تضعیف ژنتیکی نسلهای بعدی را به شدت افزایش میدهد.

درسهایی که از «پیروز» و «ایران» آموختیم
مرگ «پیروز»، توله یوزپلنگ معروفی که در شرایط اسارت متولد شده بود، موجی از اندوه ملی را در کشور ایجاد کرد. پیروز به نمادی از امید و همبستگی مردم ایران برای حفظ محیطزیست تبدیل شد، اما تلف شدن او بر اثر نارسایی کلیوی نشان داد که تکثیر در اسارت پروژهای فوقالعاده پیچیده، حساس و پرهزینه است که هرگز نمیتواند جایگزین حفاظت از «زیستگاه طبیعی» شود.
فراز و فرودهای سایت تکثیر در اسارت توران به ما آموخت که سرمایهگذاری اصلی دولت و نهادهای بینالمللی باید روی امنسازی جادهها، خرید پروانههای چرای دام برای خروج گلهها از مناطق حساس، تامین آبشخورها و افزایش تعداد محیطبانان مجهز متمرکز شود. پیروز رفت، اما میراث او بیداری وجدان جمعی جامعه نسبت به حیات وحش بود؛ بیداری ارزشمندی که امروز سبب شده تا هر گزارش مردمی از مشاهده هلیا یا تولههایش در نزدیکی جاده، بلافاصله لشکری از داوطلبان و محیطبانان را برای پایش فیزیکی مسیر به خط کند.
ثانیههای پایانی برای انتخابی تاریخی
بقا یا انقراض یوزپلنگ آسیایی، آزمونی بزرگ برای مدیریت زیستمحیطی و تعهد ملی ایرانیان است. امروز که آمارها از وجود تنها ۲۷ فرد شناسنامهدار خبر میدهند، وقت برای وعده و همایشهای بیحاصل به پایان رسیده است. هر روزی که فنسکشی جاده میامی به تعویق بیفتد یا گلههای دام در مناطق امن توران باقی بمانند، یک قدم به تاریکی انقراض نزدیکتر میشویم. هلیا و پنج تولهاش در دشتهای سمنان و خراسان شمالی دویدهاند تا ثابت کنند طبیعت ایران هنوز زنده است و خیال تسلیم شدن ندارد؛ حال نوبت ماست که با تصمیمی قاطع، جادههای مرگ را به دالانهای امن زندگی تبدیل کنیم و نگذاریم نام این شاهکار خلقت، تنها در صفحات کتابهای تاریخ حیاتوحش باقی بماند.