EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۷۴۶۳
داستان کودکی از کیهان بچه‌ها تا حصار الگوریتم‌ها

کودکان ایرانی بدون خواندن، بدون تخیل در عصر موبایل و تبلت

تحریریه آوش/ روزگاری خواندن «کیهان بچه‌ها» و «دوچرخه» و «سه‌چرخه» تفریح کودکان و نوجوان بود اما حالا با گذشت زمان و همگانی شدن اینترنت، این پیوند عمیق میان نسل جدید و کتاب و خواندن به گسستی نگران‌ کننده تبدیل شده است.

کودکان ایرانی بدون خواندن، بدون تخیل در عصر موبایل و تبلت

دهه‌های شصت و هفتاد شمسی برای کودکان ایرانی، روزگار ورق زدن کاغذهای کاهی و انتظار برای رسیدن نشریاتی بود که پنجره‌ای رو به جهان رویا می‌گشودند. در آن سال‌ها، مطالعه نه یک تکلیف آموزشی، بلکه بخشی جدایی‌ ناپذیر از تفریح و زیست روزمره به شمار می‌رفت. از «کیهان بچه‌ها» با آن داستان‌های دنباله‌دارش تا «دوچرخه» و «سه‌چرخه» و در نهایت «چلچراغ» که پل ارتباطی نوجوانان با دنیای بزرگسالان بود، همگی بخشی از هویت یک نسل را شکل می‌دادند. اما با گذشت زمان و همگانی شدن اینترنت، این پیوند عمیق میان نسل جدید و کتاب و خواندن به گسستی نگران‌ کننده تبدیل شده است. امروز تبلت‌ها و گوشی‌های هوشمند جایگزین قفسه‌های کتاب شده‌اند و این تغییر نه تنها بر دانش عمومی، بلکه بر ساختار ذهنی و پرسشگری کودکان سایه انداخته است.

کتاب خوانی کودک2

استراتژی سکوت و پناه بردن به نمایشگرها

یکی از چالش‌های بنیادین در سال‌های اخیر، تغییر رویکرد والدین نسبت به اوقات فراغت فرزندان است. در دنیای پرمشغله امروز، بسیاری از خانواده‌ها از گوشی و تبلت به عنوان ابزاری برای ایجاد سکوت و مدیریت رفتاری کودک استفاده می‌کنند. سپردن کودک به فضای مجازی، راهکاری کم‌هزینه و بی‌دردسر برای والدینی شده است که ترجیح می‌دهند فرزندشان ساعت‌ها در گوشه‌ای آرام بماند و با بازی‌های دیجیتال سرگرم شود. این استراتژی سکوت اگرچه در کوتاه ‌مدت آرامش خانه را تامین می‌کند، اما در بلند مدت منجر به حذف عادت مطالعه و تضعیف کنجکاوی‌های فعالانه شده است. کودکانی که پیش‌تر برای یافتن پاسخ سوالات خود به کتاب‌ها پناه می‌بردند، اکنون در سیلابی از اطلاعات پراکنده و سطحی فضای مجازی غرق شده‌اند که به جای تقویت پرسشگری، آن‌ها را به مصرف‌ کنندگانی منفعل تبدیل کرده است.

آمارها از سقوط آزاد سرانه مطالعه چه می‌گویند

بر اساس پایش‌های انجام شده در حوزه فرهنگ عمومی ایران، سرانه مطالعه در میان کودکان و نوجوانان نسبت به دهه‌های گذشته افت چشمگیری را تجربه کرده است. اگرچه آمارهای رسمی گاهی با احتساب کتاب‌های درسی ارائه می‌شوند، اما واقعیت تلخ در بخش مطالعه برای لذت نهفته است. گزارش‌های غیررسمی و تحلیل‌های بازار نشر نشان می‌دهد که شمارگان کتاب‌های کودک و نوجوان از تیراژهای چند هزارتایی در دهه هفتاد، اکنون در بسیاری از موارد به ۵۰۰ یا حتی ۳۰۰ نسخه رسیده است. این در حالی است که جمعیت کودک و نوجوان رشد داشته اما سبد خرید فرهنگی خانواده‌ها کوچک‌تر شده است. این در حالی است که کتاب‌هایی که ارمزو برای کودکان چاپ می‌شود، کتاب‌های مناسب و خوبی است. طبق برخی آمارهای تطبیقی، بیش از ۷۰ درصد از وقت آزاد کودکان ایرانی در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی سپری می‌شود و کتاب در اولویت‌های دست‌چندم قرار گرفته است. این روند نگران ‌کننده دقیقا همان الگویی است که در سایر نقاط جهان نیز دیده می‌شود، با این تفاوت که در ایران، به دلیل ضعف در زیرساخت‌های کتابخانه‌های عمومی و گرانی کاغذ، جایگزینی مطالعه با فضای مجازی با شتاب بیشتری صورت می‌گیرد.

تفاوت سوادآموزی و لذت خواندن در نظام آموزشی

یکی از دلایل اصلی دلزدگی کودکان از کتاب، نگاه مکانیکی نظام آموزشی به مقوله مطالعه است. مدارس و والدین غالبا بر مهارت‌های سوادآموزی و نمرات درسی تمرکز دارند و مطالعه را تنها وسیله‌ای برای موفقیت تحصیلی می‌بینند. این رویکرد باعث شده است که خواندن برای لذت به حاشیه برود. وقتی مطالعه با فشار آموزشی و سنجش‌های مداوم همراه شود، کودک آن را به مثابه یک کار اجباری می‌بیند و در اولین فرصت برای رهایی از این فشار، به دنیای بی‌قید و بند بازی‌های دیجیتال پناه می‌برد. گزارش‌های بین‌المللی نیز تایید می‌کنند که میان فشار آموزشی و کاهش علاقه به مطالعه رابطه مستقیم وجود دارد؛ به طوری که در برخی جوامع، میزان مطالعه روزانه کودکان ۵ تا ۱۷ ساله در یک دهه اخیر نزدیک به ۱۵ درصد کاهش یافته است.

کتاب خوانی کودک1

نقش متناقض شبکه‌های اجتماعی در پیوند با کتاب

در این میان، فضای مجازی نقشی دوگانه ایفا می‌کند. اگرچه الگوریتم‌های اینستاگرام، تیک‌تاک و یوتیوب با ایجاد جذابیت‌های بصری و پاداش‌های آنی دوپامینی، تمرکز کودکان را از بین برده و آن‌ها را از متن‌های طولانی گریزان کرده‌اند، اما در لایه‌های زیرین، فرصت‌های جدیدی نیز خلق شده است. پدیده‌هایی مانند «بوک ‌تاک» یا گروه‌های نقد کتاب در شبکه‌های اجتماعی نشان داده‌اند که اگر کتاب با زبان نسل جدید معرفی شود، می‌تواند مخاطب نوجوان را جذب کند. با این حال، سهم این اثرگذاری مثبت در مقابل تخریب تمرکز و سطحی‌نگری ناشی از اسکرول کردن‌های بی‌انتهای صفحات مجازی، بسیار ناچیز است. نوجوانان امروز بیش از آنکه به دنبال کشف جهان از طریق واژگان باشند، به دنبال بازنمایی خود در قالب الگوهای دیکته شده توسط فضای مجازی هستند.

نقش والدین در بازگشت به دنیای واژگان

پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت معتقدند که نگرش خانواده‌ها، تعیین ‌کننده‌ترین فاکتور در شکل‌گیری عادت مطالعه است. آمارهای موجود نشان می‌دهد کودکانی که در خانه شاهد مطالعه والدین هستند یا به طور منظم برای آن‌ها کتاب خوانده می‌شود، سه برابر بیش از سایرین احتمال دارد که به مطالعه مستقل روی بیاورند. مشکل اصلی اینجاست که بسیاری از والدین امروزی، مطالعه را یک ویژگی ذاتی می‌پندارند؛ به این معنا که تصور می‌کنند فرزندشان یا اهل کتاب هست یا نیست. این نگاه تقدیرگرایانه باعث می‌شود والدین تلاشی برای ایجاد عادت مطالعه نکنند. علاوه بر این، بسیاری از خانواده‌ها به محض اینکه کودک مهارت خواندن و نوشتن را فرامی‌گیرد، خواندن کتاب برای او را متوقف می‌کنند، در حالی که استمرار در بلند خوانی برای کودک حتی تا سنین نوجوانی، یکی از اصلی‌ترین راه‌های ایجاد پیوند عاطفی با کتاب است.

بحران پرسشگری و آینده‌ای بدون تخیل

جایگزینی مطالعه با فضای مجازی تنها یک تغییر در شیوه سرگرمی نیست، بلکه یک بحران شناختی است. مطالعه کتاب فرآیندی فعال است که در آن مغز ناچار به تصویرسازی و تحلیل است، اما فضای مجازی اطلاعات را به صورت لقمه‌های آماده و بصری به مخاطب تزریق می‌کند. این موضوع باعث شده است که نسل جدید در مواجهه با مسائل پیچیده، صبر و تحمل کمتری داشته باشد و قدرت پرسشگری عمیق را از دست بدهد. کودکان دهه‌های پیشین با خواندن داستان‌های علمی و تخیلی یا ماجراجویی در مجلات، یاد می‌گرفتند که فراتر از واقعیت موجود فکر کنند، اما کودک عصرِ تبلت، در حصار الگوریتم‌هایی است که فقط آنچه را او دوست دارد به او نشان می‌دهند و بدین ترتیب، دایره تفکر او هر روز تنگ‌تر می‌شود.

کتاب خوانی کودک

ضرورت بازنگری در زیست فرهنگی خانواده

در نهایت، عبور از این بحران نیازمند یک تغییر پارادایم در خانواده‌ها و نهادهای فرهنگی است. نمی‌توان تکنولوژی را حذف کرد، اما می‌توان مرزهای آن را مشخص کرد. تبدیل مطالعه به یک فعالیت اجتماعی در محیط خانه، حضور در کتاب‌فروشی‌ها به عنوان یک تفریح خانوادگی و کاهش فشارهای آموزشی برای باز کردن فضا جهت لذت خواندن، از جمله راهکارهای عملی هستند. اگر جامعه امروز ایران نتواند پلی میان نوستالژی پربارِ گذشته و ابزارهای نوین حال حاضر برقرار کند، با نسلی روبه‌رو خواهد بود که اگرچه سواد خواندن دارد، اما طعم شیرین دانایی و لذت غرق شدن در دنیای کلمات را هرگز نخواهد چشید. بازگشت به کتاب، بازگشت به پرسشگری و بازیابی هویتی است که در لابلای لایک‌ها و کامنت‌های فضای مجازی گم شده است.

ارسال نظر

آخرین اخبار