تهران بیپناه/ مساله پناهگاه و یک فقدان جدی در مدیریت شهری تهران
تحریریه آوش/اظهارنظر صریح علیرضا زاکانی در تابستان ۱۴۰۴ مبنی بر اینکه «تهران پناهگاه ندارد و مردم در شرایط بحران میتوانند از مترو استفاده کنند»، پرده از یک خلا مهم در زیرساختهای ایمنی پایتخت برداشت. اکنون با گذشت چند ماه از آن اظهارات و در شرایطی که احتمال تشدید تنشهای منطقهای مطرح شده، این پرسش بیش از گذشته مطرح است که چرا شهری مانند تهران با این جمعیت فاقد پناهگاههای استاندارد است
در میان جنگ ۱۲ روزه سوال بیشتر مردم این بود که چرا تهران پناهگاه ندارد؟ همان زمان علیرضا زاکانی، شهردار تهران اعلام کرد تهران پناهگاه ندارد و مردم از برخی ایستگاههای مترو برای در امان ماندند از حملات استفاده کنند. موضوعی که واکنشهای زیادی در پی داشت. حالا بعد از گذشت چند ماه و با وجود سایه جنگ، شهرداری تهران هیچ تلاشی برای حفظ جان و ایمنی شهروندان نکرده است.
اظهارنظر صریح علیرضا زاکانی در تابستان ۱۴۰۴ مبنی بر اینکه «تهران پناهگاه ندارد و مردم در شرایط بحران میتوانند از مترو استفاده کنند» بیش از آن که یک اطلاع رسانی ساده باشد، پرده از یک خلا مهم در زیرساختهای ایمنی پایتخت برداشت. اکنون با گذشت چند ماه از آن اظهارات و در شرایطی که احتمال تشدید تنشهای منطقهای بارها مطرح شده، این پرسش بیش از گذشته مطرح است که چرا شهری مانند تهران با این جمعیت فاقد پناهگاههای استاندارد است و چه برنامهای برای جبران این کمبود وجود دارد؟

نبود پناهگاه شهری یک واقعیت نگران کننده
تهران، به عنوان بزرگترین شهر کشور با جمعیتی میلیونی، در حالی فاقد پناهگاههای عمومی استاندارد است که تجربههای تاریخی و شرایط ژئوپلیتیکی منطقه، لزوم آمادگی برای شرایط اضطراری را بارها یادآوری کرده است. در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، به ویژه در مناطقی که سابقه درگیری یا تهدیدات امنیتی دارند، پناهگاههای شهری بخشی از زیرساختهای حیاتی محسوب میشوند. اما در تهران، چنین زیرساختی یا اساسا وجود ندارد یا به صورت پراکنده و غیرکارآمد باقی مانده است.
ریشههای یک غفلت تاریخی
نبود پناهگاه در تهران را نمیتوان صرفا به مدیریت یک دوره خاص نسبت داد؛ این مسئله ریشه در چند عامل ساختاری دارد.
نخست، نگاه کوتاه مدت در برنامه ریزی شهری است. طی دهههای گذشته، تمرکز مدیریت شهری بیشتر بر توسعه فیزیکی، ساختوساز و پروژههای عمرانی بوده و موضوعاتی مانند ایمنی شهری و مدیریت بحران، در اولویتهای پایینتر قرار گرفتهاند.
دوم، نبود الزام قانونی و اجرایی جدی برای ایجاد پناهگاههاست. برخلاف برخی کشورها که ساخت پناهگاه بخشی از ضوابط ساختوساز محسوب میشود، در ایران چنین الزامی به صورت فراگیر اجرا نشده است.
سوم، هزینههای بالای احداث و نگهداری پناهگاههاست که در شرایط محدودیت منابع، معمولا از دستور کار خارج میشود. این در حالی است که هزینههای عدم آمادگی، در زمان بحران، به مراتب سنگینتر خواهد بود.
اظهارات شهردار و ارجاع به مترو
در همان زمان جنگ 12 روزه در خرداد، اظهار نظر علیرضا زاکانی درباره استفاده از مترو تهران به عنوان پناهگاه، واکنشهای متعددی را در پی داشت. در نگاه نخست، استفاده از فضاهای زیرزمینی مانند مترو میتواند در شرایط اضطراری به عنوان یک راهکار موقت مطرح شود، اما این راهکار با پرسشهای جدی مواجه است.
مترو اساسا برای جابهجایی مسافر طراحی شده، نه برای اسکان اضطراری و نبود امکاناتی مانند ذخایر غذایی، تهویه مناسب برای شرایط بحرانی، سرویسهای بهداشتی کافی و مدیریت جمعیت در شرایط اضطراری، این فضا را به گزینهای پرریسک تبدیل میکند.
آیا مترو واقعا پناهگاه امنی است؟
بررسی تجربههای جهانی نشان میدهد که برخی شهرها از مترو به عنوان پناهگاه استفاده کردهاند، اما این استفاده تنها زمانی موفق بوده که زیرساختها از پیش برای این منظور آماده شده باشند. در تهران، بسیاری از ایستگاههای مترو فاقد تجهیزات لازم برای تبدیل شدن به پناهگاه استاندارد هستند. همچنین، مسئله ظرفیت نیز بسیار مهم است؛ آیا مترو میتواند پاسخگوی جمعیت چندمیلیونی شهر باشد؟ مسلما پاسخ خیر است.
از سوی دیگر، در شرایط بحران، احتمال اختلال در سیستم برق، تهویه و دسترسی نیز وجود دارد که میتواند خطرات جدی برای پناهجویان ایجاد کند. تجربه حضور در مترو در فصلهای گرم نشان میدهد که مترو تهران حتی سیستم تهویه مناسبی برای مسافران ندارند چه برسد اینکه افراد بخواهند برای ساعتها در آن پناه بگیرند.
تکلیف شهروندانی که از مترو دورند چه میشود؟
یکی از مهمترین نقدها به ایده استفاده از مترو، مسئله دسترسی است. بخش قابل توجهی از شهروندان تهران، به ویژه در مناطق حاشیهای، فاصله زیادی با ایستگاههای مترو دارند. در شرایط بحران، که زمان واکنش بسیار محدود است، دسترسی سریع به پناهگاه اهمیت حیاتی دارد. در چنین شرایطی، چگونه انتظار میرود شهروندان در فاصلههای طولانی خود را به مترو برسانند؟ این مسئله نشان میدهد که حتی اگر مترو به عنوان پناهگاه در نظر گرفته شود، پوشش آن برای کل شهر ناکافی است و نیاز به راهکارهای مکمل وجود دارد.

مسئله نداشتن یک برنامه ریزی مشخص
با وجود گذشت چند ماه از طرح این موضوع، نشانهای از برنامه ریزی جدی برای ایجاد پناهگاههای شهری در تهران دیده نمیشود. این در حالی است که طرح چنین مسئلهای از سوی مدیریت شهری، انتظار اقدام عملی را به دنبال دارد.
نبود اطلاع رسانی شفاف درباره برنامهها، زمانبندی و اقدامات انجامشده، به افزایش ابهام و نگرانی در میان شهروندان منجر شده است. این پرسش مطرح است که آیا موضوع پناهگاهها به صورت جدی در دستور کار قرار دارد یا صرفا در حد یک اظهارنظر باقی مانده است؟ در حالی که بعد از جنگ 12 روزه زمزمههایی در مورد وقوع مجدد جنگ به گوش میرسید اما شهردار تهران هیچ تلاشی برای ساخت پناهگاه در پایتخت انجام نداد. گویی جان مردم برای او بیارزش است و این نشان میدهد که شاید علیرضا زاکانی از ابتدا هم گزینه درستی برای شهرداری شهری مثل تهران نبوده است.
موضوع پناهگاهها تنها بخشی از مسئله بزرگتر مدیریت بحران در تهران است. شهری با این ابعاد و جمعیت، نیازمند برنامهای جامع برای مواجهه با انواع بحرانهاست؛ از زلزله گرفته تا تهدیدات امنیتی. در چنین شرایطی، نبود زیرساختهای اولیه مانند پناهگاه، نشاندهنده شکاف میان تهدیدات بالقوه و میزان آمادگی واقعی است.

تجربه جهانی چه میگوید؟
در بسیاری از شهرهای جهان، پناهگاهها بخشی از طراحی شهری هستند. این پناهگاهها نه تنها در زمان بحران، بلکه در شرایط عادی نیز کاربریهای چندگانه دارند تا هزینه نگهداری آنها توجیه پذیر باشد.
این تجربه نشان میدهد که ایجاد پناهگاه، صرفا یک اقدام اضطراری نیست، بلکه بخشی از یک رویکرد بلندمدت در مدیریت شهری است.
اظهارات شهردار تهران درباره نبود پناهگاه، اگرچه شفاف بود، اما در عین حال یک هشدار جدی محسوب میشود. امروز، پس از گذشت چند ماه و در شرایطی که جنگ دوباره آغاز شده و موشک و بمب روی سر مردم است، نبود اقدام عملی در این حوزه، پرسشهای جدیتری را مطرح میکند.
تهران، به عنوان پایتخت کشور، نمیتواند بدون در نظر گرفتن زیرساختهای ایمنی، به مسیر توسعه خود ادامه دهد. موضوع پناهگاهها، دیگر یک مسئله حاشیهای نیست، بلکه به بخشی از امنیت شهری و حق شهروندی تبدیل شده است. پاسخ به این پرسش که «چرا تهران پناهگاه ندارد؟» شاید در گذشته قابل توجیه بوده باشد، اما ادامه این وضعیت در شرایط فعلی، نیازمند توضیح، شفافیت و مهمتر از همه، اقدام عملی و نگاه دوباره به توانمندیهای شهردار و شهرداری تهران است.