«لین» مخدری جدید با چهره دارو/ نشانه های مصرف در جوانان
امیرحسین ۱۹ساله است و تازه دیپلم گرفته. او که از همکلاسیهایش فرمول طلایی این ماده را یاد گرفته، تعریف میکند که در روزهای بد، آنقدر مصرف میکند که دستکم یک روز سرخوش بماند. به گفته او، اول عضلاتش شل میشود و بعد خواب سبکی به سراغش میآید؛ اما خوابی که با خواب شبانه فرق دارد.
در کیف یک دانشآموز دبیرستانی، میان کتاب و دفتر، گاهی چیزی هست که هیچ معلمی به آن شک نمیکند: چند شیشه شربت سرفه و یک شربت ضدحساسیت. چند دقیقه بعد، در دستشویی مدرسه یا پشتبام خانه، این دو با هم ترکیب میشوند و چیزی میسازند که این روزها میان دهههشتادیها و دههنودیها با نام کوتاهی خوانده میشود: «لین». نامی که در گروههای پیامرسان کاملاً شناختهشده است، اما در فهرست نگرانی خانوادهها جایی ندارد. و همین، خطرناکترین بخش ماجراست؛ نامی که فرزندان میشناسند و والدین نمیشناسند.
یک نام، چند ظاهر
«لین» یا شربت بنفش، نوشیدنی دستسازی است که نمونههای آمریکاییاش رنگ بنفش درخشانی دارند؛ رنگی که بهانهای شد برای نامگذاری این ماده جدید مخدر. داستانش از دهه ۱۹۶۰ در هیوستون تگزاس شروع شد، جایی که شماری از خوانندگان آمریکایی شربت سرفه را بهعنوان مخدر مینوشیدند. چهار دهه بعد یعنی در سالهای ابتدایی2000 این ماده میان گروه بزرگتری رایج شد و به ترانههای رپ راه یافت.
در ایران هم از سال ۱۴۰۳ برخی خوانندگان رپ فارسی در ترانههایشان از آن نام بردند و فضای مجازی بهسرعت پر شد از دستورالعملهای ساختش. ولی نکته اینجاست که داروهای ضدحساسیت ایرانی بنفش نیستند بلکه لین ایرانی قهوهای، زرد یا رنگهایی از این دست است. ترکیب آن هم ساده است: یک شربت سرماخوردگی به علاوه یک آنتیهیستامین قدیمی و نوشابه یا پاستیل برای شیرین کردن و پوشاندن طعم تلخ دارو. اثرش در ده دقیقه تا نیم ساعت ظاهر میشود و سرخوشیاش تا حدود شش ساعت و نیم میماند.
مخدری در سبد داروخانهها
نکته تعیینکننده، نه دستور ساخت، بلکه سادگی تهیه مواد اولیه است. در جریان پرسوجوی خبرنگار «هفتصبح» از داروخانههای مختلف در سطح شهر، مشخص شد که این مواد بهراحتی در دسترساند و هر کسی میتواند آنها را تهیه کند، بدون آنکه مورد پرسش و بازخواست قرار بگیرد. در بیشتر موارد نه نسخهای خواسته میشود، نه کسی میپرسد که چرا آن را میخرید؟ این بیتفاوتی ظاهری، در ذهن نوجوان میتواند به یک پیام خطرناک ترجمه شود: «اگر اینقدر عادی است، پس خطرناک نیست».
هفتهای دو سه بار، بیشتر نشده
رضا، دانشجوی ۲۳ساله تهرانی که یکسالی میشود از این مواد استفاده میکند، توضیح میدهد که «لین» را از دوره دبیرستان میشناسد و گاهی هفتهای دو یا سه بار مصرف میکند. وی اما از برخی از دوستانی صحبت میکند که هر روز یا روزی چند بار این شربت را مصرف میکنند. موضوعی که او از آن به عنوان «کمی زیادهروی» یاد میکند. رضا در مورد فرمول مصرفش هم میگوید که معمولاً یک شربت سرماخوردگی را با نصف شیشه شربت آرامبخش ترکیب میکند و اگر شربت آرامبخش پیدا نشود، دو شیشه شربت ضدحساسیت را جایگزین میکند؛ چون «به هر حال جواب میدهد». او اضافه میکند که هیچوقت از خودش نپرسیده این دو دارو چطور کنار هم کار میکنند. فقط میداند که نتیجهاش را دوست دارد. وقتی از وی میپرسیم که آیا از خطرات آن مطلع هستی یا نه؟ لبخندی میزند و میگوید: کدام خطر؟ مواد اولیهاش که دارو است. تا الان هم من ندیدم که کسی به مشکلی برخورد کرده باشد. از «الکل» که بهتر است!
وقتی یک روز سرخوشی کافی است
امیرحسین ۱۹ساله است و تازه دیپلم گرفته. او که از همکلاسیهایش فرمول طلایی این ماده را یاد گرفته، تعریف میکند که در روزهای بد، آنقدر مصرف میکند که دستکم یک روز سرخوش بماند. به گفته او، اول عضلاتش شل میشود و بعد خواب سبکی به سراغش میآید؛ اما خوابی که با خواب شبانه فرق دارد. او هم میگوید که دسترسی به مواد اولیه این مخدر خیلی راحت است و کسی هم متوجه آن نمیشود: «بویش را کسی حس نمیکند، رفتارم هم آنقدر عجیب نیست که کسی شک کند.
همین است که راحتتر از هر چیز دیگری است.» او تصور میکند چون مواد اولیه دارو است، خطرش در حد یک قرص سرماخوردگی است.امیر حسین چشمکی میزند و ادامه میدهد:« این ماده حتی اندازه سیگار هم تابلو نمیکند! بوی سیگار تابلو است اما لین بو ندارد و اصلا کسی متوجه نمیشود چه برسد به اینکه به آن شک کنند. ضمن اینکه فکر نمیکنم ضرر چندانی داشته باشد».
چرا لین اینقدر راحت جا باز میکند؟
تفاوت لین با مخدرهای دیگر در همین چند نکته است. اول، بیبو و بیرنگ بودن آن. دوم، ظاهر دارویی و موجه آن و اینکه دیدن شربت سرماخوردگی در جیب و کیف هر بچهای چیز عجیبی نیست. سوم، قیمت پایین و در دسترس بودن. چهارم، تصورات ذهنی؛ یعنی بسیاری از مصرفکنندگان به خودشان میگویند:«این دارو است، پس خطرش کم است». همین چهار عامل، لین را به انتخابی آسان و کمهزینه بدل کرده؛ نه تنها برای تفریح بلکه برای فرار از اضطراب و فشار روزمره و یک نشئگی موقت برای جوانان و حتی نوجوانان و دانشآموزان و دانشجویان.
آنچه در بدن میگذرد
واقعیت اما ساده نیست؛ آسیب به کبد از همان ماههای اول شروع میشود و بهتدریج اعضای دیگر هم درگیر میشوند. تشنج، اختلال در دستگاه تنفس، لاغری و خشکی پوست از عوارض گزارش شده است. مهمتر از همه، دوز دقیق در این ترکیب دستساز وجود ندارد؛ هر نوبت مصرف، نوعی آزمایش روی بدن است که نتیجهاش پیش از نوشیدن معلوم نیست. و لین، به گفته کارشناسان، نقطه شروع اعتیاد نوجوانان به مواد افیونی است.
دکتر قاسمی، داروساز: کدئین خوب است، اما نه به این شکل
دکترهوشنگ قاسمی داروساز در این زمینه به «هفتصبح» توضیح میدهد که ماده موثر اصلی لین همان کدئین است، اما کدئین بهخودیخود دشمن نیست بلکه درمان استاندارد سرفه در جهان است و حذف شربتهای کدئیندار از نظام دارویی منطقی نیست. شربت کدئین خالص در ایران موجود نیست و از ترکیبات آن استفاده میشود تا با اثر بر هیپوتالاموس مغز، سرفههای پشتسرهم را متوقف کند. اما مشکل کجاست؟
به گفته قاسمی چالش از جایی شروع میشود که این دارو با یک ضدحساسیت قدیمی ترکیب میشود؛ دارویی با اثرهای مختلف (مثل ضد تهوع بودن) بر نقاط مختلف شبکه اعصاب اثر میگذارد. به گفته او مصرف همزمان این دو، احساسی شبیه مصرف مواد مخدر میسازد؛ همان چیزی که نوجوان آن را سرخوشی مینامد. این داروساز تأکید میکند که این ماده ترکیبی برخلاف تصور جوانان و مصرف کنندهها عوارض خاص خودش را دارد و مثل بقیه داروها نباید خودسرانه و به مقدار زیاد مصرف شود. به گفته او مثلا ترکیب «لین» میتواند به دستگاه تنفس آسیب بزند و ممکن است با چند بار مصرف، عوارض غیرمنتظره دیگری هم از خودش نشان بدهد.
قاسمزاده، روانپزشک: لین چیست و چه نیست
اما مصرف این مواد به ظاهر بیخطر، چنان بین جوانان باب شده که بسیاری از روانشناسان را نیز نگران کرده است. دکتر ناصر قاسمزاده؛ یکی از همین روانشناسان است که در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید که اصولا هر مخدر دو نوع وابستگی دارد: روانی و جسمی. در وابستگی جسمی، فرد به حسوحال خاصی میرسد و تلاش میکند تا باز هم همان حس را تجربه کند؛ برای همین، دوز را بالا میبرد تا جایی که ممکن است روزی دهها قرص یا چند شیشه دارو مصرف کند. اینجاست که بدن به مخدر و حتی الکل تحمل پیدا میکند.
از بعد وابستگی روانی هم فرد باور میکند دیگر بدون مخدر نمیتواند زندگی کند. به گفته او، مصرف ابتدا برای کسب لذت شروع میشود، اما در نهایت به جایی میرسد که فرد حس میکند بدون آن نمیتواند کارهای روزانهاش را انجام دهد. به گفته او در موارد حادتر هم، اختلال شناختی در یادگیری و هوش یا در کارهایی که تمرکز میخواهند، مثل رانندگی، بروز میکند. او درباره ماهیت این داروها میگوید که از مشتقات کدئیناند و کدئین خود از مشتقات گیاه خشخاش است؛ همان پایه تریاک که نوعی اپیوم محسوب میشود. داروهایی که در دسته داروهای تخریب کننده مغز قرار میگیرند و عملکرد مغز را کند میکنند. روندی که در مصرف الکل هم به نوعی مشاهده میشود.
قاسمزاده همچنین درباره آسیبهای جسمی مصرف اینگونه مخدرهای به ظاهر بیخطر نیز میگوید؛ بخشی از مولکولهای اینگونه مخدرها، باعث ایجاد حس سرخوشی در مصرف کننده میشوند، اما سایرمولکولهای آن هنگام دفع برای بدن مشکل ایجاد میکنند و بسته به نوعشان میتوانند به برخی از قسمتها و اعضای بدن فشار وارد کنند. وی در این زمینه به این نکته اشاره میکند که کسی که طولانیمدت درگیر اعتیاد باشد، آسیبهایی در سطح مغز و سلولها را تجربه میکند که به آثار سوء روانی و اجتماعی میانجامد. او به عنوان مثالی در این زمینه به آثار مصرف لین توسط دانشآموزان و دانشجویان اشاره میکند؛ «این جوانان و نوجوانان ابتدا برای اینکه سرخوش شوند یا حتی در شبهای امتحان بیدار و هوشیار باشند از آنها استفاده میکنند در حالیکه ناخواسته بعد از مدتی به این مواد معتاد میشوند!»
ضرورت نظارت همه جانبه
قاسمزاده درباره اهمیت نظارت برفروش و توزیع این داروها معتقد است که این کار زمانبر، دشوار و نیازمند زیرساخت است و در مدیریت چندوجهی؛ اقداماتی انجام شده، اما کافی نیست. به گفته او، با گران و نایاب شدن مواد مخدر، افراد ناخواسته به داروها و مسکنها روی میآورند و تصورشان این است که خطری ندارند. برای همین ترجیح میدهند لین مصرف کنند تا الکل و تریاک و هروئین و شیشه. اما خبر ندارند که با گذشت زمان این دارو همان کاری را میکند که شیشه با آنها خواهد کرد.
این روانشناس با ذکر اینکه چند وقتی است که تلاشهایی برای اینکه داروهایی مانند داروهای خوابآور در لیست داروهای «نسخه»ای قرار بگیرند میگوید: با این ترفند، این داروها فقط با نسخه پزشک عرضه میشود. با این حال هنوز برخی از این داروها مثل ضدحساسیتهایی که پزشکان اطفال و عمومی تجویز میکنند، در این لیست قرار ندارند و ممکن است در آیندهای نزدیک به لیست مواد مخدر مصرفی توسط جوانان و نوجوانان بدل شوند!
قاسمزاده، معتقد است در جامعه ما دو مانع جدی در برابر اعتیاد وجود دارد؛ یکی نوع مصرف مواد و دیگری چهرهای که فرد معتاد در نگاه دیگران پیدا میکند. همین دو عامل باعث میشود بسیاری از افراد از نزدیک شدن به مواد پرهیز کنند. اما شربتی مثل لین هر دو مانع را از میان برمیدارد؛ چون شبیه یک نوشیدنی معمولی است وبه راحتی مصرف میشود.
به گفته وی اینجاست که مسئولیت والدین و مسئولان بهداشتی پررنگتر میشود. نظارت در مدارس، آموزشگاهها و فضاهای عمومی باید جدی گرفته شود، چون هر روز شاهد گرایش به موادی هستیم که مصرفشان آسانتر است و به همین دلیل هم کمتر کسی متوجه آن میشود.
اما ماجرا فقط به یک ماده یا یک شربت خلاصه نمیشود. قاسمزاده تأکید میکند که اعتیاد قطعاً یک بیماری است و این بیماری در محیطی بیمارگونه شکل میگیرد؛ محیطی که میتواند از درون خانواده آغاز شود و سپس به گروههای دوستی و افرادی که فرد با آنها رفتوآمد دارد گسترش پیدا کند. اگر محیط پیرامون فرد آلوده باشد، پیشگیری از اعتیاد تقریباً ناممکن میشود.
به همین دلیل به باور قاسمزاده راه پیشگیری از خانواده شروع میشود؛ مهمترین نهاد اجتماعی. خانواده باید از هر نوع آلودگی پاک بماند و این کار با ازدواجهای درست، انتخابهای آگاهانه و آموزش والدین در زمینه تربیت فرزند ممکن میشود. در کنار آن، نظارت والدین لازم است؛ نظارتی که از بدو تولد تا سالهای پیری ادامه دارد، اما شکل آن در کودکی، نوجوانی و جوانی متفاوت است و نمیتوان آن را با یک نسخه واحد برای همه دورهها پیش برد.
لین در خوابگاهها و مهمانیها
جایی که لین بیشتر از همه جا خودش را نشان میدهد، خوابگاههای دانشجویی و مهمانیهای آخر هفته است. در این فضاها، مصرف گروهی به یک آیین تبدیل میشود: چند شیشه روی میز، یک بطری نوشابه و شیرینی و شکلات و پاستیل برای شیرین کردن. هیچکس دقیقاً نمیداند چه مقدار از چه چیزی داخل فنجانش است و کسی هم سوال نمیکند، چون همه در حال تجربه یکساناند. کسانی که در این جمعها مقاومت میکنند، غالباً با تمسخر یا برچسب «عقبمانده» روبهرو میشوند؛
همان فشاری که در نوجوانی بیش از هر چیز دیگری تعیینکننده است. یکی از مصرفکنندگان تعریف میکند که بعد از یک شب مصرف سنگین، یکی از دوستانش دچار تشنج شد و از آن روز، گروه از هم پاشید؛ اما هیچکدام به خانواده یا دانشگاه چیزی نگفتند. سکوت، دومین لایه خطر است: نه کسی میداند چه اتفاقی افتاده، نه کسی میداند باید چه کار کند. در خوابگاهها این مسئله با نزدیکی اتاقها و نبود نظارت خانوادگی تشدید میشود؛ مصرف در اتاقی بسته انجام میشود و صبح روز بعد، همه مثل روزهای دیگر به کلاس میروند.
نام و نشانههایی که خانوادهها باید جدی بگیرند
لین در آشپزخانه ساخته میشود، اما زمینهاش در سکوت خانه و مدرسه و در بیتوجهی نظام عرضه دارو فراهم میشود. نشانهها همیشه واضح نیستند؛ گاهی فقط چند شیشه خالی شربت سرماخوردگی در سطل اتاق است، یا خرید مکرر دارو بدون آنکه کسی در خانه بیمار باشد. تغییر الگوی خواب، افت تمرکز و نمره، بیحوصلگی صبحها، پنهانکاری با گوشی و دور شدن از جمع خانوادگی هم از نشانههای رایج است. نکته مهم این است که این نشانهها را نباید به یکباره به «اعتیاد» ترجمه کرد؛ اما نادیده گرفتنشان هم اشتباه است. گفتوگوی آرام و بدون قضاوت، بسیار بیشتر از بازجویی جواب میدهد. اگر خانوادهای شک جدی دارد، مشورت با مشاور مدرسه یا پزشک، مسیر امنتری از مواجهه مستقیم است؛ چون واکنش تند، معمولاً فقط مصرف را پنهانتر میکند.
منبع:عصرایران