سدی ۷ساله در برابر واردات لوازم خانگی بدون رقیب خارجی/ کالای منزل چرا برای مردم گرانتر شد؟
تحریریه آوش/ اگر بعد از هفت سال هنوز تولید کننده برای بقا به دیوار ممنوعیت واردات نیاز داشته باشد، باید پرسید این دیوار دقیقا از چه چیزی محافظت میکند؛ تولید داخلی یا بازاری که مصرف کننده در آن انتخاب کمتر و هزینه بیشتری دارد؟ و شاید مهمترین نشانه همین باشد
هفت سال از روزی میگذرد که واردات رسمی لوازم خانگی به یکی از مهمترین بازارهای مصرفی ایران محدود و عملا متوقف شد؛ تصمیمی که قرار بود فرصتی برای رشد تولید کنندگان داخلی، توسعه فناوری، افزایش کیفیت و کاهش وابستگی به برندهای خارجی ایجاد کند. اما امروز صورت مسئله برای مصرف کننده چیز دیگری است. تورم نقطه به نقطه لوازم خانگی در خرداد ۱۴۰۵ به ۱۱۱.۱ درصد رسیده؛ یعنی خانوار برای خرید این گروه کالاها به طور متوسط بیش از دو برابر سال قبل هزینه میکند. همزمان، هزینه تعمیرات و قطعات یدکی هم بالا رفته و خرید یک وسیله جدید برای بسیاری از خانوادهها به تصمیمی سنگین تبدیل شده است.
از ممنوعیت واردات تا بازار کمرقابت
داستان از سال ۱۳۹۷ آغاز شد؛ زمانی که در پی محدودیتهای ارزی، واردات برخی کالاها از جمله لوازم خانگی ممنوع شد. مصوبه اولیه شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا، ممنوعیت واردات را تا پایان سال ۱۴۰۰ تعیین کرده بود. با وجود پایان دوره اولیه، این ممنوعیت عملا ادامه پیدا کرد و بازار رسمی همچنان از حضور بسیاری از برندهای خارجی خالی ماند.
در سال ۱۴۰۰ نیز موضوع واردات لوازم خانگی کرهای دوباره مطرح شد و در نهایت با نامه دفتر رئیس جمهوری وقت به وزارتخانههای صمت و اقتصاد، از واردات محصول نهایی لوازم خانگی کرهای جلوگیری شد. در همان نامه تاکید شده بود که بازگشت برندهای خارجی میتواند به تولید کنندگان داخلی آسیب بزند.
منطق سیاست روشن بود؛ وقتی برندهای خارجی از بازار رسمی کنار بروند، تولید کنندگان داخلی فرصت بیشتری برای افزایش تولید، سرمایهگذاری، توسعه فناوری و تصاحب بازار خواهند داشت. از منظر صنعتی، اصل حمایت از تولید داخلی قابل دفاع است؛ مسئله اما اینجاست که حمایت اگر زماندار، مشروط و همراه با رقابت نباشد، میتواند از یک سیاست حمایتی به یک ساختار کمرقابت تبدیل شود.

تولید بیشتر شد اما مسئله قیمت و کیفیت حل نشد
آمار تولید نشان میدهد صنعت لوازم خانگی از نظر تعداد تولید، رشد قابل توجهی داشته است. دبیرکل انجمن صنایع لوازم خانگی ایران اعلام کرده تولید این صنعت از حدود ۶ میلیون دستگاه در سال ۱۳۹۷ به ۲۰ میلیون دستگاه در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ یعنی تولید اعلام شده بیش از سه برابر شده است.
این عدد مهم است، چون نشان میدهد ممنوعیت واردات دستکم از منظر افزایش ظرفیت تولید، بیاثر نبوده است. اما افزایش تعداد دستگاههای تولیدشده به تنهایی به معنای افزایش رفاه مصرف کننده نیست.
اگر تولید بیشتر شده، پرسش اصلی این است که چرا خانوار ایرانی همچنان با رشد شدید قیمت مواجه است؟
پاسخ را باید در مجموعهای از عوامل جستوجو کرد. افزایش نرخ ارز، رشد هزینه مواد اولیه، هزینه انرژی و حملونقل، مشکلات تامین قطعات، تورم عمومی، هزینههای مالی تولید و البته ساختار بازار. بنابراین نمیتوان همه افزایش قیمت را صرفا به ممنوعیت واردات نسبت داد. اما از سوی دیگر، حذف رقیب خارجی از بازار رسمی نیز طبیعتا فشار رقابتی بر تولید کننده داخلی را کاهش میدهد. این همان نقطهای است که بحث «حمایت» و «انحصار» از یکدیگر جدا میشوند.
عددی که وضعیت بازار را نشان میدهد
یکی از روشنترین شاخصها برای بررسی وضعیت امروز بازار، آمار تورم است. بر اساس دادههای منتشرشده از مرکز آمار، تورم نقطه به نقطه گروه لوازم خانگی در خرداد ۱۴۰۵ به ۱۱۱.۱ درصد رسیده است. تورم سالانه این گروه نیز ۶۶.۴ درصد اعلام شده؛ در حالی که تورم سالانه کل کشور در همان مقطع ۶۲ درصد بوده است. تورم ماهانه لوازم خانگی نیز ۹.۷ درصد ثبت شده، در مقابل ۵.۹ درصد برای کل کشور، که معنای این اعداد برای یک خانواده ساده است، لوازم خانگی با سرعتی بیشتر از متوسط سبد مصرفی خانوار گران شدهاند.
در بازار نیز نمونههای قیمتی همین فشار را نشان میدهند. گزارشهای بازار در تابستان ۱۴۰۵ از افزایش قیمت ماشینهای لباسشویی ایرانی از محدوده حدود ۳۵ میلیون تومان در خرداد ۱۴۰۴ به بیش از ۸۰ میلیون تومان خبر دادهاند. در همین گزارشها، قیمت برخی یخچال فریزرهای ساید بای ساید ایرانی نیز از حدود ۱۴۰ میلیون تومان به بیش از ۲۶۰ میلیون تومان رسیده است. این گزارش همچنین به اعلام اتحادیه تولید کنندگان لوازم خانگی درباره افزایش پنج تا شش برابری میانگین قیمت محصولات طی پنج سال گذشته اشاره میکند.
البته قیمت هر مدل به برند، ظرفیت، امکانات و زمان خرید وابسته است و نمیتوان یک قیمت را به کل بازار تعمیم داد؛ اما به صورت کلی خرید لوازم خانگی برای بخش بزرگی از خانوارها بهمراتب دشوارتر شده است.
وقتی خرید سخت میشود، تعمیرات رونق میگیرد
وقتی قیمت یک ماشین لباسشویی به دهها میلیون تومان میرسد، تصمیم خانوار در برابر خرابی دستگاه تغییر میکند. وسیلهای که در گذشته شاید تعویض میشد، امروز تعمیر میشود؛ حتی اگر هزینه تعمیر بالا باشد. اما مشکل اینجاست که هزینه تعمیر هم دیگر ناچیز نیست.
بر اساس نرخهای منتشرشده برای سال ۱۴۰۴، هزینه برخی خدمات تعمیرات لوازم خانگی به چند میلیون تومان میرسد. برای نمونه، هزینه تعمیر پمپ ماشین ظرفشویی حدود ۴۹۰ هزار تا یک میلیون تومان اعلام شده و برخی خدمات مربوط به نشتی آب میتواند تا ۲.۷ میلیون تومان هزینه داشته باشد. برای یخچال نیز هزینه شارژ گاز یا تعویض برخی قطعات میتواند از صدها هزار تومان تا چند میلیون تومان برسد.
در گزارش دیگری از ایرنا در مرداد ۱۴۰۵ نیز افزایش قیمت قطعات یدکی، رشد هزینه تعمیرات، کمبود برخی قطعات و عرضه قطعات بیکیفیت یا فاقد اصالت از عوامل ایجاد هزینههای تکراری برای مصرف کنندگان عنوان شده است.
در چنین شرایطی، خانواده با یک دوراهی سخت مواجه است که دستگاه جدید با قیمت بسیار بالا بخرد یا دستگاه قدیمی را با هزینهای که خودش میتواند چند میلیون تومان باشد، تعمیر کند.

حتی بازار هم دیگر کشش خرید ندارد
تناقض مهم بازار امروز همینجاست. از یک طرف تولید کنندگان میگویند تولید داخلی رشد کرده و ظرفیت کشور برای تامین نیاز بازار افزایش یافته است؛ از طرف دیگر، مصرف کننده توان خرید ندارد.
دبیرکل انجمن صنایع لوازم خانگی ایران در سال ۱۴۰۴ از کاهش ۳۸ درصدی تولید و افت حدود ۴۰ درصدی فروش نسبت به سال قبل خبر داده بود. فعالان بازار نیز کاهش قدرت خرید خانوار را یکی از عوامل اصلی رکود عنوان کردهاند.
این یعنی حتی تولید کننده داخلی هم در نهایت از کاهش قدرت خرید مردم آسیب میبیند. بازار لوازم خانگی برای ادامه فعالیت به مصرف کنندهای نیاز دارد که بتواند کالا بخرد. اگر قیمتها آنقدر افزایش پیدا کند که خرید از سبد خانوار حذف شود، افزایش ظرفیت تولید نیز الزاما به فروش بیشتر منجر نمیشود. در واقع، ممکن است صنعتی داشته باشیم که روی کاغذ تولید بالایی دارد، اما در بازار با کاهش تقاضا مواجه است.
مساله فقط «ایرانی یا خارجی» نیست
بحث درباره لوازم خانگی نباید به دوگانه ساده «تولید داخلی خوب است یا واردات خوب است» تقلیل پیدا کند. هیچ سیاست صنعتی موفقی صرفا با حذف رقیب خارجی تعریف نمیشود. حمایت واقعی از تولید کننده باید در نهایت به تولید کنندهای منجر شود که بتواند با قیمت مناسب، کیفیت قابل قبول و خدمات پس از فروش مطلوب فعالیت کند.اگر تولید کننده بداند رقیب قدرتمند خارجی نمیتواند وارد بازار رسمی شود، انگیزه رقابت ممکن است کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی، حمایت اگر بدون شاخصهای مشخص کیفیت، قیمت، بهرهوری و خدمات پس از فروش ادامه پیدا کند، هزینه آن در نهایت به مصرف کننده منتقل میشود.
گزارشهای تحلیلی درباره ممنوعیت واردات نیز دقیقا به همین نگرانی اشاره کردهاند؛ محدود شدن رقابت، در کنار مشکلات قیمتگذاری و ایجاد رانت، میتواند مصرف کننده را در موقعیت ضعیفتری قرار دهد. از سوی دیگر، باز کردن ناگهانی درهای واردات هم نسخه سادهای نیست. تولید داخلی در سالهای اخیر ظرفیتهایی ایجاد کرده و آزادسازی بدون برنامه میتواند به تولید کنندگانی که سرمایهگذاری کردهاند آسیب بزند. در این میان راهحل، نه «ممنوعیت دائمی» است و نه «آزادسازی بیقیدوشرط.»
حمایت باید یک روز تمام شود
هفت سال پس از شروع ممنوعیت، سوال اصلی دیگر این نیست که آیا صنعت لوازم خانگی باید حمایت شود یا نه. سوال این است که تا چه زمانی و با چه معیاری باید حمایت ادامه پیدا کند؟
اگر هدف سیاستگذار این بوده که تولید کننده داخلی در یک دوره محدود فرصت پیدا کند، حالا باید بتواند نشان دهد در این سالها چه مقدار فناوری توسعه داده، چقدر کیفیت افزایش یافته، چه میزان بهرهوری ایجاد شده، قیمت تمام شده چقدر کاهش یافته و در بازارهای خارجی تا چه اندازه توان رقابت پیدا کرده است.
در مقابل، مصرف کننده نیز حق دارد بداند حمایت از تولید داخلی دقیقا چه دستاوردی برای او داشته است.
افزایش تولید از ۶ میلیون به ۲۰ میلیون دستگاه یک دستاورد کمی مهم است؛ اما وقتی تورم نقطهای لوازم خانگی از ۱۱۱ درصد عبور کرده و خرید یک ماشین لباسشویی معمولی میتواند دهها میلیون تومان هزینه داشته باشد، دیگر نمیتوان فقط با عدد تولید درباره موفقیت سیاست صنعتی قضاوت کرد.
بازار لوازم خانگی در یک نقطه تعیین کننده
بازار امروز لوازم خانگی ایران نتیجه چند سیاست و چند بحران همزمان شامل تحریم و محدودیت ارزی، خروج برندهای خارجی، ممنوعیت واردات، افزایش هزینه تولید، جهش نرخ ارز، تورم، کاهش قدرت خرید و ضعف تقاضا است. بنابراین منصفانه نیست که تمام گرانی را به ممنوعیت واردات نسبت دهیم؛ همان طور که نمیتوان نقش حذف رقابت را نادیده گرفت.آنچه امروز برای مصرف کننده اهمیت دارد، نتیجه نهایی این زنجیره است. کالایی که باید یک وسیله مصرفی معمولی باشد، به یک خرید سنگین تبدیل شده؛ کالایی که قرار بود با حمایت از تولید داخلی در دسترستر شود، اکنون برای بسیاری از خانوارها آن قدر گران است که تعمیر چند باره دستگاه قدیمی، به انتخاب اقتصادیتری تبدیل شده است.
مسئله لوازم خانگی در نهایت مسئله یک ماشین لباسشویی یا یک یخچال نیست؛ مسئله این است که حمایت از تولید داخلی چه زمانی باید از «حفاظت در برابر رقابت» به «آمادگی برای رقابت» تبدیل شود.
اگر بعد از هفت سال هنوز تولید کننده برای بقا به دیوار ممنوعیت واردات نیاز داشته باشد، باید پرسید این دیوار دقیقا از چه چیزی محافظت میکند؛ تولید داخلی یا بازاری که مصرف کننده در آن انتخاب کمتر و هزینه بیشتری دارد؟ و شاید مهمترین نشانه همین باشد. صنعتی که تولیدش طی این سالها بیش از سه برابر شده، اما بازارش در سال ۱۴۰۴ با افت حدود ۴۰ درصدی فروش روبهرو شده و تورم گروه کالایی آن در خرداد ۱۴۰۵ از ۱۱۱ درصد گذشته است. این اعداد نشان میدهند مسئله دیگر فقط «تولید کردن» نیست؛ مسئله، تولید رقابتی، قیمت قابلتحمل، کیفیت پایدار و حق انتخاب مصرف کننده است.